برچسب‌ها » آفریقا

گذار آفریقایی به اروپا: دو برادر، دو مسیر، دو مبارزه

زک کمپل، کریستین ساینس مونیتور: ابراهیم یالو و عبدو اندیایه برادران ناتنی‌ای از شهری کوچک در مرکز سنگال هستند. بلند، قدرتمند و با لبخندی پهن و شبیه به هم، آنها در یک تخت بزرگ شدند. هر دو خانه را رها کردند تا از فقر بگریزند؛ عبور از مرز زمینی سه کشور با امید به گذر از مراکش به سمت اسپانیا و در نهایت رسیدن به اروپا. بعد از چندین تلاش در عبور از مراکش به اسپانیا، فقط یکی از آنها موفق شده است.

شش تلاش- یا به قول خودشان «حمله»- طول کشید تا یالو به خاک اسپانیا رسید. او و هجده نفر دیگر، شامل یک کودک، با کمک گرفتن از تاریکی شب، فاصله‌ی بین مراکش تا اسپانیا را در قایقی بادی پارو زدند. اندیایه آن شب توی قایق نبود؛ درمانده از حمله‌های قبلی، او مشغول کار بود تا پول مورد نیاز حمله‌ی بعدی را تهیه کند.

حالا، یالو بخشی از طبقه‌ی مهاجرین ثبت‌نشده‌ی اسپانیاست و به عنوان فروشنده‌ای خیابانی در بیلبائو کار می‌کند. اندیایه هم به عنوان فروشنده‌ای خیابانی کار می‌کند، اما در بازاری در حومه‌ی تنجیر مراکش. این دو، سال‌هاست که همدیگر را ندیده‌اند.

برادرها با وضعیت مشابهشان در دو قاره‌ی متفاوت با شوخی برخورد می‌کنند: هر دو غیرقانونی‌اند، و با نداشتن اجازه‌ی کار، هر دو با فعالیت در اقتصاد غیررسمی زندگی می‌گذرانند، و هر چه که می‌توانند ذخیره کنند را برای خانواده‌شان در سنگال می‌فرستند.

دو برادر روی هم دو سر مسیری به اروپا را نشان می‌دهند که هر سال توسط ده‌ها هزار مهاجر فراری از فقر و جنگ در خاور میانه، آفریقا و افغانستان، پیموده می‌شود.

رشد احزاب راست افراطی همزمان با بیکاری بی‌سابقه‌ی اروپا، وضعیت اسفناک آنها را بدل به برقگیری سیاسی کرده است. روند رو به افزایش این مهاجران، کشورهای جنوب اروپا (مثل اسپانیا، یونان و ایتالیا که بیشترین تعداد مهاجران غیرقانونی را در خود می‌بینند) را در برابر اروپای شمالی، که بیشتر پناهجویان را می‌پذیرند قرار داده است.

الیزابت کولت، مدیر مؤسسه‌ی سیاست مهاجرتی اروپا می‌گوید: سکوتی سراسری در اروپا بین سیاستمداران، سیاست‌گزاران و افکار عمومی درباره‌ی سیاست مهاجرت و پناهندگی برقرار بوده است.

«حمله با قایق یا پیاده»

در شمال آفریقا، مهاجران به امید ورود به اسپانیا از طریق تنگه‌ی جبل‌الطارق یا بالا رفتن از فنس‌های هفت متری مرز سئوتا و ملیلیه( بندرهای اسپانیایی محصور در مراکش) یا با قایق یا پیاده «حمله» می‌کنند. اخیراً گروه‌هایی از مهاجران به شکلی سازمان‌یافته‌تر در آمده‌اند و در دسته‌های چندصدنفری به سمت این دو شهر هجوم می‌برند. در یک بازه‌ی دو روزه در ماه اوت، بیشتر از هزار نفر سعی کردند از موانع اطراف ملیلیه بالا بروند. کمتر از صد نفر موفق شدند.

یالو و اندیایه( هر دو اسم مستعار) تلاش‌های زیادی در مرز به خرج داده‌اند. یالو قبلاً قایق‌رانی و بالا رفتن از مرز ملیلیه، شنا کردن به سئوتا، و 15 کیلومتر پارو زدن از مراکش به سمت اسپانیا را تجربه کرده بود. هر بار، دستگیر شده بود و به دست پلیس یکی از دو کشور به مراکش باز فرستاده شده بود.

زمانی که نهایتاً به ملیلیه رسید، یالو از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت. او از آنجایی که به اتحادیه‌ی اروپا رسیده بود، از حق داشتن وکیل و مترجم و زندگی در این شهر اسپانیایی تا پایان بررسی پرونده‌ی مهاجرتش برخوردار شده بود. در اتاقی پرجمعیت اما تمیز در مرکز موقت مهاجرت شهر باقی ماند، و از سه وعده‌ی غذایی روزانه، مراقبت پزشکی و کلاس زبان اسپانیایی بهره‌مند شد.

با این وجود، به نظرش ملیلیه شبیه به زندانی بزرگ می‌آمد. یالو می‌گوید در مراکش حداقل تا حدی از آزادی رفت و آمد برخوردار بود. در مراکز مهاجرت باز است و مهاجران می‌توانند در طول روز از آنها خارج شوند، اما نمی‌توانند چه به مقصد خاک اصلی اسپانیا و چه به سمت مراکش، از شهرهای ملیلیه و سئوتا خارج شوند.

بدون اجازه‌ی کار در سئوتا و ملیلیه، گروه‌هایی از مهاجران را می‌شود در حال پرسه‌زنی در خیابان‌ها و سواحل هر دو شهر دید. بعضی‌ها در قبال چند یورو به شستن ماشین یا کمک به پارک آنها مشغول می‌شوند. ساکنان شهرها می‌گویند سرازیر شدن مهاجران به هر دو شهر را می‌شود کاملاً احساس کرد.

خوزه، هتل‌داری در سئوتا که فقط اسم کوچکش را می‌دهد، می‌گوید «با سئوتا به عنوان حد فاصلی برای کل کشور و قاره برخورد می‌کنند. من نمی‌فهمم چرا ما باید بار سیاست مهاجرتی کشور را بکشیم. اینها( مهاجران)، به خاطر گرسنگی در کشورهایشان به اینجا آمده‌اند. بگذارید به اسپانیا و فرانسه و آلمان بروند تا بتوانند کار کنند».

فنس‌های هفت متری

از زمان ساخت مراکز مهاجرتی، ده سالی می‌گذرد. آن روزها به گفته‌ی ساکنان این شهرها، مرزها خیلی قابل عبورتر بود. قبل از اینکه این مراکز ساخته شوند، چادرها و کمپ‌های مهاجران تپه‌های مرزی سئوتا را پر کرده بود. این چادرها، برای ماه‌ها و حتی سال‌هایی که طول می‌کشید تا بوروکراسی اسپانیا نتیجه دهد، خانه‌ی این مهاجران بود. یکی از اهالی می‌گوید منطقه‌ی مرزی ملیلیه یکی از بهترین زمین‌های بازی فوتبال در شهر بود و اگر توپی به خارج از زمین بازی می‌رفت، باید برای آوردن توپ از روی فنس یک متری می‌پریدند و وارد مراکش می‌شدند.

اما امروز، در حالی که جریان مهاجران از رود به سیلاب تبدیل شده است، فنس‌هایی هفت متری این دو شهر را از همسایه‌های آفریقایی‌شان جدا می‌کند. در سئوتا و ملیلیه، پلیس مراکش و اسپانیا به خاطر واکنش شدیدشان به مهاجران در تلاش برای عبور از مرز، تحت انتقاد شدید بوده‌اند. در ماه فوریه‌ی سال جاری، وقتی پلیس نظامی اسپانیا به سمت گروهی چندصدنفره از مهاجران در حال شنا به سمت سئوتا گلوله‌های لاستیکی شلیک کرد، این انتقادها به اوج رسید. این حادثه که سبب مرگ پانزده نفر شد، خشم فعالان حقوق بشر و اتحادیه‌ی اروپا را به دنبال داشت.

اما هنوز خیلی‌ها، خطر این مهاجرت را به جان می‌خرند. ویرجینیا آلوارس، مسئول امور داخلی عفو بین‌الملل در اسپانیا می‌گوید همیشه از قانون تبعیت نمی‌شود و اسپانیا به خاطر اخراج فوری و غالباً خشونت‌بار مهاجران مورد انتقاد قرار گرفته است، اما طبق قانون نباید مهاجران را بدون طی مراحل قانونی یا فرصت کافی برای تقاضای پناهندگی از کشور اخراج کرد.

سارا وردو، وکیلی که با سازمان والنسیا آکوخه همکاری می‌کند که در اسپانیا به دفاع از مهاجران می‌پردازد، توضیح می‌دهد که پرونده‌های مهاجران با توجه به کشور اولیه یا اینکه برای پناهندگی سیاسی اقدام کنند یا نه، ماه‌ها یا حتی سال‌ها برای به نتیجه رسیدن طول می‌کشد.

خانم وردو می‌گوید مهاجرانی که برای پناهندگی اقدام نکنند، معمولاً برای تسهیل اضافه جمعیت مراکز مهاجرتی اجازه‌ی ورود به خاک اسپانیا را می‌یابند، اما آنهایی که درخواست پناهندگی می‌دهند، تقریباً هرگز به شبه‌جزیره‌ی ایبری نمی‌رسند.

اسپانیا در مواجه شدن با بار سنگین مهاجرت به اروپا تنها نیست. مرگ مهاجران در نزدیکی ساحل ایتالیا به طرز آزاردهنده‌ای بدل به رویدادی معمولی شده است: غم‌انگیزترین رویداد از این جنس، اکتبر سال گذشته بود که طی آن، 362 مهاجر در نزدیکی ساحل لامپه‌دوسا غرق شدند.

بعد از لامپه‌دوسا، ایتالیا عملیات نجاتی را به نام «ماره نوستروم» برقرار کرد که برای دولت، ماهیانه چهارده میلیون یورو هزینه در پی دارد. از آغاز عملیات در ژانویه تا تابستان، «فصل سنتی قایق»، پلیس و گارد ساحلی ایتالیا شصت هزار مهاجر را نجات دادند. در کل سال گذشته، 42 هزار نفر به ایتالیا وارد شده بودند.

ایتالیا بارها و بارها از اتحادیه‌ی اروپا درخواست کمک کرده است. اتحادیه احتمالاً از نوامبر امسال واحدهای گشت‌زنی در مرز ایتالیا برقرار خواهد کرد. ماتئو رنتزی، نخست وزیر ایتالیا در ماه ژوئن گفت «داشتن واحد پول مشترک، رییس مشترک یا منبع مالی مشترک کافی نیست. ما یا ایده‌ی داشتن سرنوشت و ارزش‌های مشترک را می‌پذیریم، یا نقش اروپا را به خطر می‌اندازیم».

اروپای متفرق

اسپانیا، مثل ایتالیا و یونان، به دفعات از دیگر اعضای اتحادیه‌ی اروپا تقاضای کمک کرده است. اما کشورهای شمال اروپا می‌گویند این آنها هستند که اکثریت مهاجران قاره را می‌پذیرند، و اینکه اروپای جنوبی شرایط را عمداً بد نگه می‌دارند تا مهاجرت به شمال را تشویق کنند. از سوری‌هایی که پارسال به پناهندگی اتحادیه درآمدند، شصت درصدشان مورد استقبال دو کشور قرار گرفتند: آلمان و سوئد. در ماه ژوئن، آلمان به ده هزار سوری دیگر پناهندگی داد و تعداد سوری‌هایی را که در برنامه‌ی ویژه‌اش از زمان آغاز تعارض در سوریه پذیرفته است، به بیست هزار نفر رساند.

پناهندگانی که وارد اتحادیه‌ی اروپا می‌شوند، باید در نقطه‌ی ورود به اروپا تقاضای پناهندگی کنند، اما آنها به شکلی روزافزون روانه‌ی کشورهای دیگر می‌شوند. وینسنت کوچتل، مدیر اداره‌ی اروپای کمیسیون عالی پناهندگان سازمان ملل، می‌گوید «خانواده، شبکه‌های بهتر، یا دسترسی بهتر به شغل در دیگر کشورها باعث می‌شود آنها روانه‌ی کشورهای دیگر شوند. سال گذشته در ایتالیا در مقایسه با 42 هزار نفری که وارد شدند، تنها 27هزار نفر تقاضای پناهندگی کردند. این نشانه‌ی ناکارآمدی سیستم است. آنها[مهاجران] به دنبال فرصت بعدی‌اند».

هولگر کولب، محقق شورای متخصصان بنیادهای آلمانی برای یکپارچه‌سازی و مهاجرت می‌گوید آلمان یکی از پذیرنده‌های اصلی پناهندگان است. « این فرض هست که شکافی بین جنوب و شمال وجود دارد و جنوبی‌ها بخش اصلی مهاجران را می‌گیرند و شمالی‌ها سهمشان را انجام نمی‌دهند. این واقعیت ندارد. کشورهایی در شمال هستند، مثل سوئد و آلمان، که پناهندگان زیادی را می‌پذیرند. ایتالیا، یکی از کشورهایی که درباره‌ی بار مهاجرانی که با آن مواجه است بلند و رک صحبت می‌کند، جزو کشورهایی نیست که بیشترین پناهنده‌ها را می‌گیرند.»

اروپا هنوز به درک مشترکی نرسیده است. آقای کوچتل می‌گوید «یک سیستم همبستگی باید برقرار باشد، اما کشورها برای متعهد شدن منتظر گام‌های دیگران می‌مانند.»

تلاش دوباره

در همین زمان، جریان مهاجران ادامه دارد. یالو می‌گوید در ملیلیه شانس آورده است. قبل از اینکه سوار یکی از هواپیماهایی بشود که دولت اسپانیا برای بردن مهاجران به خاک سرزمینی اسپانیا ترتیب می‌دهد، فقط یک هفته در مرکز مهاجرتی زندگی کرد. بعد از آن، پس از دو روز در پاسگاه پلیس، یک ماه در مرکز نگهداری مهاجران، و یک ماه در پناهگاهی برای مهاجران که توسط سازمان‌های غیردولتی ترتیب داده شده است، یالو آزاد بود، اما بدون هیچ سندی. تنها بلیط اتوبوسی به شهری در شمال اسپانیا داشت و لباس‌هایی به تن.

مهاجران و فعالان می‌گویند این روش برخورد دولت اسپانیا برای کاهش فشار روی کل سیستم است: مهاجران از مراکز مهاجرتی دارای اضافه جمعیت به مراکز نگهداری در شبه جزیره‌ی ایبری فرستاده می‌شوند و بعد در اکثر موارد بدون رویه‌ی اخراج یا هیچ گونه اجازه‌ی اقامت قانونی، صرفاً رها می‌شوند( وزارت کشور اسپانیا به تقاضاهای مکرر برای صحبت در این باره جواب نداد).

یالو ناامید نشده بود: اسپانیا مسیری مشخص برای دریافت سند پیش پای مهاجران غیرقانونی می‌گذارد. هر کسی که در اسپانیا زندگی کند، فارغ از وضعیت مهاجرتی‌اش می‌تواند خودش را نزد دولت به عنوان «مقیم» ثبت کند. بعد از سه سال ثبت بودن و داشتن یک قرارداد کار، و نداشتن مشکل پلیس، یالو می‌تواند برای قانونی‌کردن وضعیتش و حق اقامت و کار قانونی در اسپانیا اقدام کند. بعد از ده سال با داشتن این اسناد، او می‌تواند برای گرفتن شهروندی اسپانیا اقدام کند که به او اجازه‌ی زندگی و کار در هر نقطه‌ی اتحادیه‌ی اروپا را می‌دهد.

یالو اما می‌گوید بوروکراسی کند اسپانیا و نرخ بالای بیکاری، احتمال دریافت اسناد را کاهش می‌دهد. بدون این کاغذها، پیدا کردن کار سخت‌تر هم هست. او ادامه می‌دهد که فقط برای زنده ماندن هم باید تلاشی زیاد به خرج دهد و اکثر اوقات به بازگشت به سنگال می‌اندیشد.

اندیایه، که همچنان در ساختمانی در حومه‌ی تنجیر زندگی می‌کند، نمی‌خواهد برگردد. بی‌نگرانی از نبود کار در اسپانیا، مصمم است که به آن سوی مرز برسد، هر چند که قماری مرگبار است. با قاطعیت می‌گوید «اگر موفق نشویم، باز می‌گردیم و دوباره تلاش می‌کنیم. اگر در اسپانیا کار نباشد، می‌رویم جایی دیگر.»

اتحادیه اروپا

اپیدمی ابولا آسیب‌شناسی نظام سرمایه‌داری را برملا می‌کند: آمیت سن‌گوپتا٬ دمکراسی مردم - تارنگاشت عدالت

لییریه، گینه و سیرالئون به انتخاب خود فقیر نیستند. آن‌ها نساختن نظام‌های بهداشتی کارا را انتخاب نکردند. قرن‌ها حکومت استعماری آن‌ها را فقیر کرد. آژانس‌های امپریالیستی مانند بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول از طريق برنامه‌های بدنام تعدیل ساختاری موجب تلنبار بینوایی بیش‌تر شدند.

اشتراک - Eshtrak