<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>اجتمایی &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/اجتمایی/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "اجتمایی"</description>
	<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 07:33:13 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[نکته های زندگی]]></title>
<link>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=212</link>
<pubDate>Wed, 28 May 2008 18:41:10 +0000</pubDate>
<dc:creator>aminhashemi</dc:creator>
<guid>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=212</guid>
<description><![CDATA[شاید بعضی از شما این نام شما را یاد نام کتابی با همین نا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>شاید بعضی از شما این نام شما را یاد نام کتابی با همین نام بیاندازه که دقیقا هم منظور من همین بود معرفی و ارائه لینک دانلود و دریافت ا از سوی شما بود.</p>
<p>در ابتدا هم کمی از نویسنده این کتاب و تاریخچه این کناب به قلم رضا حریری نویسنده <a href="http://www.1nevis.blogfa.com" target="_blank">وبلاگ تک نویس</a> می پردازیم.</p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl" align="center"><img src="http://www.instructionbook.com/hjb.jpg" alt="" width="370" height="305" align="middle" /></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">H.Jackson Brown</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';"> یکی از مشهور ترین نویسندگان آمریکایی است که مشهور ترین اثر وی نیز همین کتاب "نکته های کوچک زندگی" است.این کتاب زمانی که انتشار یافت به عوان پرفروش ترین کتاب در نیویورک دست <span> </span>یافت.براون مدتی به عنوان طراح و نویسنده و کارگردان کلیپ های تبلیغاتی در آژانس های تبلیغاتی کار کرد.او از <span><span> </span></span>بتدا دوست داشت که به راز های موفقیت دست پیدا کند و آنها را در زندگی اش به کار ببندد.به همین خاطر اولین کتابش را در همین مورد با نام "کتاب خردمندانه یک پدر" که جمع آوری از تجربیات پدر و مادرش در مورد زندگی و شیوه و اصول درست زیستن بود،که سریعآ بعد از آن کتاب </span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">I LOVE YOU</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';"> را منتشر کرد که آن هم مجموعه ای از تجربیات پدر و مادرش بود را منتشر کرد.هر دوی این کتاب ها با موفقیت چشم گیری روبرو گشت تا اینکه کتاب مشهور خود را که در اینجا برایتان آورده ام را منتشر کرد.او این کتاب را در مدت یک <span> </span>سال و نیم نوشت و خود این کتاب به مدت 158 هفته در لیست پرفروش ترین کتاب در روزنامه نیویورک تایمز قرار گرفت. او کتاب نکته های کوچک زندگی را خطاب به پسزش آدام که در دانشگاه درس می خواند نوشته است . این کتاب بیشتر به عنوان"کتاب سرگرمی های کوچک امریکاییها" شناخته می شود. او پس از انتشار این کتاب کتاب "</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">LIVE AND LEARN AND PASS IT ON</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">" را منتشر کرد که آن هم 28 هفته در لیست پرفروش ترین کتاب روزنامه نیویورک تایمز قرار گرفت.جالب هست بدانید که این نویسنده 33 کتاب با مضامینی مشابه با هم دیگر نوشته که به 33 زبان دنیا ترجمه شده است و میلیون ها جلد از آن در سراسر جهان فروخته شده است. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><strong>-نمونه مطالب کتاب و لینک دانلود در ادامه مطلب:</strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl">پ ن :تصمیم گرفتم که کتاب مکته های کوچک زندگی 2 را برای شما تایپ کنم و به صورت الکترونیکی ارائه بدهم چون این نسخه از تایپ و کتاب از سایت دیگری اقتباس شده و کتاب 2 هنوز الکترونیکی نشده است.</p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><!--more--></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">این نویسنده در این کتاب به بررسی صدهای نکته‌ی جالب و خواندنی و زیبا و صد البته کوتاه <span> </span>در مورد چگونه زندگی بهتر داشتن را پرداخته است.لینک دانلود این کتاب ها را در انتهای پست برایتان گذاشته ام که می توانید از انجا دانلود کنید،در زیر چکیده‌ی خیلی چکیده‌ای! از این کتاب را برای دوستانی که در کافی نت هستند و یا در دانشگاه و به طور کلی در هر جایی اند که نمی توانند از این فایل های </span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">pdf</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';"> <img src="http://i2.tinypic.com/53zf72a.jpg" border="0" alt="life little instructions" hspace="0" align="left" />استفاده کنند را بریتان می آورم،امیدوارم که مورد قبولتان واقع شود. امیدوارم که از آن لذت ببرید:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">کتاب هاب خوب بخر حتی اگر نتوانی!<br />
اتومبیل ارزان قمیت بخر ولی گران ترین خانه ای که در توان داری بخر<br />
دوستان تازه پیدا کن ولی دوستان قدیمی را نگه دار<br />
راز نگه دار باش<br />
هرگز تسلیم نشو!<br />
دیگران را ملامت نکن و مسئولیت های زندگی را خودت پذیر<br />
شجاع باش حتی اگر قلبآ نیستی و به آن تظاهر کن. دیگران متوجه تفاوت نخواهند شد!<br />
از گفتن کلمات کنایه آمیز اجتناب کن !<br />
هرگز اجازه نده که کسی تو را افتان و خیزان ببینید<br />
به افکار بزرگ فکر کن ولی از شادی های کوتاه نگذر!<br />
روز تولدت برای خودت کارت تبریک بگذار!<br />
هرگز به مقدسات کسی اهانت نکن<br />
یک سال وقت بگذار و کتاب مقدست را آیه به آیه بخوان<br />
در زمان حیاتت وصیت نامه بنویس<br />
گوش کردن را یاد بگیر گاه فرصت ها با صدای بسیار آهسته در می زنند<br />
هرگز امید را از کسی سلب نکن شاید این تنها چیزی باشد که دارد!<br />
موسیقی یاد بگیر<br />
دعا کن ولی نه برای به دست آوردن اشیاء بلکه برای بدست آوردن عقل درست و سالم<br />
از افراد منفی دوری کن<br />
رقیق القلب باش!<br />
یادت نرود که بالاترین نیاز روحی هر فردی مورد تحسین واقع شدن است<br />
متنی را که باید امضا کنی خوب بخوان و بعد امضاء کن. یادت باشد امضا بزرگ غلاکن دادن و امضا ی کوچک نشانه گرفتن جیزی است<br />
به دیگران فرصتی دوباره بده ولی نه سه بار<br />
هرگز در هنگام خشم دست به عمل نزن<br />
به طرز ارضا نشدنی کنجکاو باش و زیاد از کلمه چرا؟ استفاده کن<br />
مردم را به قدر قلبشان اندازه بگیر نه به اندازه حساب بانکی اشان<br />
برای همه موجودات زنده قابل احترام باش<br />
خود را به خود بهسازی دائم عادت بده<br />
به کسی غبطه نخور<br />
وقت خودت را صرف تلف کردن در باره اشتباهات گذشته ات نکن،از آنها درس بگیر و بگذر<br />
حال و هوای بچگی را رها نکن<br />
کمتر در قید این باش که چه کسی حق دارد،بیشتر در قید این باش که چه چیزی حق است!<br />
از دیگران در حضور جمع تعریف و تمجید کن ولی اگر انتقادی داری در خلوت بیان کن<br />
به عهدت وفا کن<br />
از رفتن به مکان مقدسی که تو را به یاد خدا نم اندازد پرهیز کن<br />
در قرض دادن به دوستانت احتیاط کن مبادا هر دو را از دست دهی<br />
بگذار که همه چیز ساده باشد<br />
فروتن باش پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی کارها انجام شده بود!<br />
در کار ها هرگز نظر یک وکیل یا یک مشاور را نپرس آنها طوری تعلیم دیده اند که به دنبال مشکل بگردند،نه راه حل!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0 0 10pt;" dir="rtl">
<h2><a href="http://www.box.net/shared/ousvyiccg0" target="_blank"><strong>لینک دانلود </strong></a></h2>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[دین دهی ممنوع]]></title>
<link>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=199</link>
<pubDate>Sun, 11 May 2008 15:06:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>aminhashemi</dc:creator>
<guid>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=199</guid>
<description><![CDATA[اختفای دین به قصد اکتشاف آن ، راز امیز ترین رهیافت دین ی]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>اختفای دین به قصد اکتشاف آن ، راز امیز ترین رهیافت دین یابی است.</p>
<p>همانگونه که آب ریزی در چاه به جای اب زایی از ان ، با کنش تولیدگری چاه که همانا جوشش اب از درون است ، مغایر است. دیدن دهی نیز در قالب روش تربیتی ، یک فرایند بیرونی است که مغایر با دین یابی به منزله ی یک فرایند فطری و درون زا است .</p>
<p>از یک طرف گفته میشود دین امری فطری است که خداوند ان را در درون انسان به ودیعه نهاده است و کافی است شرایط محیطی و عوامل تربیتی برای فعلیت یافتن آن مهیا شود . از طرف دیگر ان چه در قالب برنامه و اموزش و اقدام تربیتی به کارگرفته میشود ف خلاف اصل فطری بودن دین است ، زیرا روش های جاری در تربیت دینی در اغلب موارد غیر فطری و برخاسته از دیدگاه های عاریه ای و تصنعی نسبت به دین است. اگر مشاهده میشود که در چاه اب وجود ندارد نباید آن را از منابع بیرونی اب ریزی کنیم ، بلکه باید منافذ و چشمه های جوشان – اما پنهان- آن را خاک برداری کنیم تا به جای "آب دهی"،"آب یابی" و به جای "آب ریزی" ، "آب زایی" جریان یابد.</p>
<p>استاد پیری همواره این قصه را برای شاگردانی که جدی نبودند نقل میکرد:</p>
<p>-<strong>شبی دیر وقت مرد کوری پس از ملاقات دوستی ، قصد رفتن به خانه کرد ، پس به دوستش گفت : چراغت را بده تا راهمرا روشن کند.دوستش پرسید چرا می خواهی چراغ با خودت به همراه ببری؟تو که بهتر نخواهی دید. مرد نابینا پاسخ داد: نه شاید نه ولی دیگران مرا بهتر خواهند دید و به من بر نخواهند خورد.دوست فانوس خود را به مرد کور داد.فانوس از حصیر خیزران و کاغذ ساخته شده بود و شمعی در میان آن قرار داشت. مرد کور با فانوس خارج شد و هنوز چند قدم نرفته بود که ، درق صدای برخورد محکم او با یک نفر به گوش رسید. کور سخت عصبانی شد و گفت :</strong></p>
<p><strong>-مگر این فانوس را نمی بینی؟چرا نگاه نمی کنی؟</strong></p>
<p><strong>آن شخص پرسید: فانوس؟پس چرا شمع ان را روشن نکرده ای؟<br />
</strong><br />
بنابر این اگر از درون گیرنده ای نباشد و بصیرت ریشه در اندرون نداشته باشد همان تعبیرشمس تبریزی را به یاد می اورد که می کوید : "<strong>تو که چراغ نبینی به چراغ چه بینی؟"</strong></p>
<p>اموزش دینی به یک معنا ، خود مانع تربیت دینی است ، ان جا که "العلم هوالحجاب الاکبر" می شود در همین نوع اموزش هاست. دین فرایندی یافتنی از درون است و نه فراورده ای ساختنی از بیرون . به این معنا میتوان گفت "دین یابی" چیزی جز پرده برداری از گوهر دین که در ذات ادمی به ودیعه نهاده شده است ، نیست.</p>
<p>شاید بتوان تمایز میان اموختن دین (دین دهی) با یافتن دین ( دین یابی ) را در این سروده ی "جبران خلیل جبران" نشان داد. ان جا که درباره ی معنای "آموختن" می گوید:</p>
<p>ان گاه اموزگاری برخاست و از اموختن پرسید.</p>
<p>پیامبر گفت:</p>
<p>هیچ کس نمی تواند شما را چیزی بیاموزد مگر ان چه را که نیم خواب در فجر اگاهی شما ارمیده است.</p>
<p>اموزگاری که در سایه ی معبد پیروانش قدم میزند از گنج دانش خویش به انان چیزی نمیدهد، بلکه عشق و ایمانش را با ان ها قسمت می کند.</p>
<p>اگر اموزگاری به راستی خردمند باشد. از شما نمی خواهد که به خانه ی معرفت او داخل شوید ف بلکه شما را به آستان اندیشه ی خودتان بار میدهد. (تو را هر کسی به راه خویش خواند* تو را من به جز سوی تو نخوانم )</p>
<p>اختر شناسان را شاید که با شما از فهم خویش در اسرار فضا سخنی گوید، اما ، هیچ نشاید که فهم خویش را به شما بخشد .</p>
<p>وخنیاگر تواند که موسیقی افلاک را بر شما زمزمه کند ف اما نتواند شما را گوشی بخشد که آن زمزمه را دریابید و نه به شما حنجره ای عطاکند که ان موسیقی را زمزمه کنید .</p>
<p>و ان کس که در علم اعداد استاد است ممکن است با شما از قلمرو کمیت ها سخن گوید اما،نمی تواند شما را بدان اقلیم رهنمون شود؛ زیرا ادمی نمی تواند بال های خیال و چشم شهود خویش را به دیگری وام دهد. و چنان که هر یک از شما در علم خداوند جایگاهی خاص داریدف هم چنین باید که معرفت شما از خداوند و درک شما از اسرار زمین خاص شما باشد.</p>
<p>پس ان چه موجب می شود که دین ورزی از درون فرصت کنش وری پیدا کند ، فراهم کردن شرایطی است که این نیاز از طریق شهود و خیال و با زبان فطرت در قالب تجربه باطنی رخ دهد. اما انگاه که دین به منزله ی یک فراورده ی بیرونی و کالای تجاری تلقی می شود اثری از ایمان قلبی باقی نمی ماند.</p>
<p><!--more--></p>
<p>مرجع:یادداشت های ممنوعه-استاد عبدالعظیم کریمی</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[فاجعه ای در اخلاق]]></title>
<link>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=160</link>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 17:42:13 +0000</pubDate>
<dc:creator>aminhashemi</dc:creator>
<guid>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=160</guid>
<description><![CDATA[وکیل ارام و با وقار روی صندلی خودش نشسته بود و مشغول صحب]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>وکیل ارام و با وقار روی صندلی خودش نشسته بود و مشغول صحبت بود که ناگهان خاطره ای از ذهنش گذشت و برای افراد حاضر در کلاس تعریف کرد.</p>
<p>*هفته پیش دختری 16 ساله را همراه دو مرد مسن در یکی از باغات اصفهان دستگیر می کنند.</p>
<p>*در بحبوحه باز جویی دخترک (؟!) جواب وی به یکی از سوالات بازپرس این بود.</p>
<p>-دخترم آخه انگیزه تو با این سن کم از این کار چی بود؟سن تو و سن این آقا ها؟</p>
<p><strong>-دخترک:انگیزه من پرداخت شبی یک میلیون از جانب هر کدام از آن ها بود!</strong></p>
<p>وکیل مدرس ما خودش هم از این قضیه در شگفت بود و از ما پرسید:</p>
<p>-بچه ها به نظر شما منشا این مشکلات کجاست؟</p>
<p>و حالا هم من می پرسم: به کجا داریم می ریم؟و چه کار می کنیم؟</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[می خواهم از ایران بروم!]]></title>
<link>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=134</link>
<pubDate>Mon, 21 Apr 2008 17:28:34 +0000</pubDate>
<dc:creator>aminhashemi</dc:creator>
<guid>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=134</guid>
<description><![CDATA[میشه تردید و سفر کرد ، عمر را با حادثه سر کرد.
می خواهم ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><strong>میشه تردید و سفر کرد ، عمر را با حادثه سر کرد.</strong></p>
<p>می خواهم از ایران برم! نه به خاطر ظلم هایی که به مردم میشه.</p>
<p>می خواهم از ایران برم! نه به خاطر اینکه آزادی فراموش شده</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  نه به خاظر اینکه اسیر دست فسادیم</p>
<p>می خواهم از ایران برم! نه به خاطر فقر پول و فرهنگ مردمش</p>
<p>می خواهم از ایران برم! نه به خاطر تفریح و خوشی زیاد</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  نه به خاطر تمام داشته ها و نداشته ها</p>
<p>می خواهم از ایران برم! نه به خاطر دزدی ها</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  نه به خاطر سکوت های اجباری.</p>
<p><!--more--></p>
<p>می خواهم از ایران برم!  نه به خاطر دستهای پینه بسته کارگری که جلوی خانوادش شرمندست</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  نه به خاطر اعتراض دانشجویانش</p>
<p>می خواهم از ایران برم! نه به خاطر ... .</p>
<p><strong>می خواهم از ایران برم! چون:</strong>دیگه آریایی نیستیم</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که دیگه روی را نبینم به بهونه مبارزه با زبون عربی اینگلیسی وارد زبون مادریم میشه</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که دیگه نبینم حیای آریایی و هخامنشی از بین رفته</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم اگه مسلمون نیستیم حتی آزاده هم نیستیم</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم فرهنگ یک مشت تازه به دوران رسیده غربی داره جلوه های 10000 ساله تارخیمو ازم می گیره</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم یک مشت ادم پولدار مفت خور چه طوری با زندگی کارگراشون بازی می کنند</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم که مادر مقدس پارس حالا به خاطر آزادی زنان مادری را گذاشته کنار</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم زنی که این قدر محترم بود که توی تخت جمشید فقط یک عکس به نماد ستون آفرینش از اون بود و نماد حجب و حیا حالا برای کلاس فرهنگ عریانی را تبلیغ می کنه</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم دروغ گو ها را با دروغ متهم می کنیم</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  که نبینم پسر پارس به جای احترام به فرهنگش و تارخش چسبیده به ....</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  که نبینم مردم کشورم اسیر حرف های پوچ و دروغ روباه صفت های دنیا هستند.</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  که نبینم حتی از مذهب یگانه پرستی آریایی خارج شدیم و بی مذهبی را ترویج می کنیم</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  که نبینم وقتی رمان خارجی می خونند می گند به به اما حافظ و سعدی چرت می گند را بشنوم</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  که نبینم فرهنگ دوستی ایرانی به فرهنگ نامردی تبدیل شده</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم چه طور داریم توی یک جو احساسی داشته ها را به بهای ارزون می فروشیم</p>
<p>می خواهم از ایران برم!  که نبینم به بهانه آزادی کشور را می فروشند</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم اصول و اصلاحات هر دو تیشه به ریشه فرهنگ می زنند</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم دیگه فرهنگی باقی نمونده</p>
<p>می خواهم از ایران برم! که نبینم تاریخی نیست</p>
<p>می خواهم از ایران برم!که نبینم آینده ای آریایی در کار نیست</p>
<p>ایران من تو تقصیری نداری! تقصیر .... هاست.</p>
<p style="text-align:center;"><strong>اما ایران من با همه وصف ها، می مانم چون دوستت دارم راستش باید بگم که عاشقتم.</strong></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[امپراطور های ایرانی-بخش اول-آی تی]]></title>
<link>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=99</link>
<pubDate>Wed, 16 Apr 2008 11:39:00 +0000</pubDate>
<dc:creator>aminhashemi</dc:creator>
<guid>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=99</guid>
<description><![CDATA[بر همگان روشن است که ایران و ایرانی در زمینه علم و دانش ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div id="post_message_34566" dir="rtl">بر همگان روشن است که ایران و ایرانی در زمینه علم و دانش و فن هر موقع که اراده کند می تواند به راحتی دیگران را پس بزند <img class="inlineimg" src="http://forum.isatice.com/images/smilies/2004/cry.gif" border="0" alt="" /> و بر قله افتخار بایستد،درست است که کشور عزیزمان در رتبه آخر جدول ای تی قرار دارد ولی ما نخبگان و بزرگانی نیز در این عرصه داریم نخبه گانی که هر کدام به نوعی در شیوه زندگی اهالی زمین تاثیر داشته و دارند و هر کدام باعث ایجاد تغییراتی در زندگی مردم جهان شده اند فولی متاسفانه ما ایرانیان کمتر این افراد را می شناسیم یا حتی نام آنها را هم نمی دانیم چه برسد به تحولی که ایجاد کرده اند.با خودم گفتم خوب است که تعدای از این افراد را که می شناسم به شما دوستان معرفی کنم تا شاید کمی با افتخارات ایران زمین با این میراث بزرگ علمی کشورمان آشنا شویم.پس با هم مروری کوچک بر برخی از این بزرگان می کنیم!<img class="inlineimg" src="http://forum.isatice.com/images/smilies/2004/shades.gif" border="0" alt="" /> البته ممکن است که سمت های این عزیزان تغییر کرده باشد.</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://itnevesht.files.wordpress.com/2007/09/pro-lotfizadeh.jpg" border="0" alt="" /></div>
<p>پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فازی. کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان!خود من به شخصه ارادت خاصی به این استاد بزرگ دارم چون منطقی که ارائه کردند در بسیاری از جهات زندگیم مرا یاری کرده است!</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://itnevesht.files.wordpress.com/2007/09/maria-khorsand.jpg" border="0" alt="" /></div>
<p>ماریا خرسند رئیس کمپانی بزرگ اریکسون سوئد</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://itnevesht.files.wordpress.com/2007/09/deh-bozrgi.jpg" border="0" alt="" /></div>
<p>مهندس ایمان ده بزرگی<br />
دنیا IT برنده جایزه جوان ترین مهندس<br />
و نفر دوم المپیاد جهانی طراحی وب کانادا.<br />
<!--more--></p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://itnevesht.files.wordpress.com/2007/09/davari.jpg" border="0" alt="" /></div>
<p>پروفسور بیژن داوری معوان ارشد کمپانی IBM<br />
بزرگترین غول سخت افزاری دنیا!و طبعا استاد دانشگاه آمریکا.</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://itnevesht.files.wordpress.com/2007/09/eslambelchi.jpg" border="0" alt="" /></div>
<p>حسين اسلامبلچي رئیس بزرگترین شرکت مخابراتی ایالات متحده یعنی شرکت پر آوازه AT&#38;T</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://www.persianmirror.com/images/famous/OmidKordestani.jpg" border="0" alt="" /></div>
<p>امید کردستانی معاون ارشد سایت گوگل</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://www.nipoc.org/images/Iranian_of_the_week/farzad_nazem_120.jpg" border="0" alt="" /></div>
<p>فرزاد ناظمی مدیر فنی سایت یاهو</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://images.forbes.com/media/lists/10/2007/KQM6.jpg" border="0" alt="" /></div>
</div>
<div id="post_message_34566" dir="rtl">پییر امیدیار بنیانگذار تجارت الکترونیکی در جهان</div>
<div dir="rtl">
<div style="text-align:center;"><img src="http://robo.files.wordpress.com/2006/09/aansari.jpg" border="0" alt="" /></div>
</div>
<div dir="rtl">انوشه  انصاری رئیس موسسه تکنولوژی تل کام<br />
ای کاش فقط ذره ای به این افراد در میهن عزیزمان بها می دادند تا ترک وطن نکنند و ایران چنین بر رتبه آخر ای تی جهان بیاستد. به امید روزی که چنین نخبه گانی فرصت کار و پژوهش در ایران را داشته باشند.آیاچنین روزی می آید؟!</div>
<div dir="rtl">بر گرفته (با تشکر) از:<a href="http://forum.isatice.com/-p34566.html#post34566" target="_blank">ایساتیس</a></div>
<p><!-- / message --> <!-- sig --></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[زمانی که آب نیز سهمیه بندی می شود ...]]></title>
<link>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=96</link>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2008 15:31:50 +0000</pubDate>
<dc:creator>aminhashemi</dc:creator>
<guid>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=96</guid>
<description><![CDATA[وقتی امروز صبح آماده شدم برم مدرسهاز طرف همسایمون مطلع ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی امروز صبح آماده شدم برم مدرسهاز طرف همسایمون مطلع شدم که امروز به علت شکستن لوله نفتی کف زاینده رود و الودگی نفتی آب رودخانه در اطراف شهرکرد (بالا دست :D ) آب قطع خواهد شد.ما هم بی خیال نسبت به همه چی و استدلال آخه لوله نفت کف زنده رود چه کار می کنه به مدرسه رفتیم و وقتی دیدیم آب قطع شده چیز کش شدیم!! زنگ زدم خونه تا ببین آب برداشتند برای نیاز های ضروری (آره دیگه <img src="http://www.pic4ever.com/images/0453.gif" alt="اههم" width="57" height="35" />) که خوب خدا را شکر خبر گذاری کلاغ سیاه اخبار را به خونه رسونده بود و اهل منزل مقداری آب ذخیره کرده بودند.</p>
<p>اما جالب ترین قسمت قضیه این بود که به لطف اطلاع رسانی فوق العاده صدا و سیما و ... مردم اصفهان و شهر های اطراف یک دفعه با مشکل مواجه شدند (مخصوصا اون هایی که سحر خیز نبودند و صبح دیر از خواب بلند شدند و کار هم از کار گذشته بود دیگه <img src="http://www.pic4ever.com/images/2mo5pow.gif" alt="خوشی" width="38" height="43" />) به همین دلیل همه جلوی سوپر مارکت ها برای تهیه آب معدنی صف کشیده بودند و فروشندگان هم که با خیل عظیم متقاضیان و مردم تشنه رو به رو شده بودند مجبور شدند که آب را به صورت سهمیه بندی به فروش برسانند و 100 البته که بسیاری از مغازه ها به سرعت آب فروشی خود را تمام کردند و مردم هم در صف های خویش باقی ماندند تا وقتی که نماینده آب های معدنی آمد بلافاصله آب تهیه کنند.(این قضیه تا ساعت 4 امروز که من بیرون بودم ادامه داشت.)</p>
<p>خوب حالا از همه عزیزان خواستاریم که با مصرف کمتر آب معدنی به فکر هموطنان خود باشید تا آب به اون ها هم برسه (پیام اخلاقی بود <img src="http://www.pic4ever.com/images/prankster2.gif" alt="" width="20" height="24" /> )</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://aminhashemi.wordpress.com/files/2008/04/capture.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-98" src="http://aminhashemi.wordpress.com/files/2008/04/capture.jpg" alt="زنده رود روی به مرگ" width="337" height="261" /></a></p>
<p style="text-align:center;">(عکس (فیلم) از خودم-سه شنبه27 فروردین 87-پل کله)</p>
<p>-جدای تمام شوخی ها و کنایه ها ، جدا وضع بدی تو شهر حاکمه هر چند که بعضی مناطق به برکت چاه های آب تصفیه خانه آب آشامیدنی با فشار کم دارند اما در بعضی مناطق دیگه شهر هیچ آبی نیست.و آب معدنی هم شده بازار سیاه کاسب های بی انصاف. امیدوارم که مسئولین برای حل این مشکل سریع تر بکوشند و البته باید به غیر از نگرانی کمبود آب حاضر نگران پیامد های زیستی و زیست بومی این حادثه نیز باشیم.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بالاترین جز اموال شخصی ماست!]]></title>
<link>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=84</link>
<pubDate>Wed, 05 Mar 2008 13:44:45 +0000</pubDate>
<dc:creator>aminhashemi</dc:creator>
<guid>http://aminhashemi.wordpress.com/?p=84</guid>
<description><![CDATA[قبل از هر چیز این تیتر وصف حال بعضی است که &#8230;.
ما ایران]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>قبل از هر چیز این تیتر وصف حال بعضی است که ....</p>
<p>ما ایرانی ها همیشه کارهایی می کنیم که بعد از خودمون هیچ امتی تو این دنیا انجام نمی دهند جالبیش اینه که عادت کردیم بگیم ایرانیه دیگه چه میشه کرد!نمونه اش همین بالاترین (<a target="_blank" href="https://www.balatarin.com">آره همین</a>)</p>
<p>جدیدا حزبی! از کاربران نسبتا قدیمی (و شاید هم جدید و اصطلاحا جل -jol-) تشکیل شده با این شعار که چون لینک ها زیاد شده و گاهی لینکی رای کمی میاره باید از ثبت نام کاربر جدید جلوگیری کرد.</p>
<p>باید به این دوستان بگم (البته با کمال ادب) که دوست عزیز بالاترین مال بابات نیست! و اگر تو عضوی مطمئن باش از نظر انسانی چیزی بیشتر از کاربر جدید نداری</p>
<p><a rel="attachment wp-att-85" href="http://aminhashemi.wordpress.com/2008/03/05/balatarin-is-mine/%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86/" title="بالاترین"></p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://aminhashemi.wordpress.com/files/2008/03/balatarin-enlogo.png" alt="بالاترین" /></div>
<p></a></p>
<p>در ضمن اگر قرار باشه این طور که این دسته از کاربرها می گویند باشه و به خاطر حرفه ای بودن و کلاس کار کاربر جدید ثبت نام نشود پس دیگه باید سایت های بزرگی مثل دیگ و خوشمزه! :D تا حالا تعطیل می شدند در صورتی که در اون سایت ها عضویت بدون هیچ دردسری و به راحتی امکان پذیر است و کسی هم اعتراض نمی کنه که چرا فلان لینک رای بالایی گرفت و یا لینک x رای نیاورد! در ضمن اگر اینطور که آن دسته از کاربران باشد دیگه بالاترین یک سایت وب2 نیست و یک سایت بی ارزش موروثی (لغت مناسب پیدا نکردم بای توصیفش) میشه. </p>
<p>-اگر هم بحث بالاتر بردن کیفیت بالاترین است کابرانی که به قول خودشون کهنه کارند لینک های آموزش ایجاد کنند و با تذکر های به جا و مودبانه به کاربران جدید برای ارسال لینک های تکراری و یا خلاف قانون اخطار دهند تا کیفیت کار هم بالا برود.</p>
<p><strong><u>یادمان </u>باشد<u>:</u>   </strong><strong><font color="#ff0000">پاک کردن صورت مسئله راه حل مسئله نیست</font>.</strong></p>
<p><!--more--><strong></strong></p>
<p>برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب حرفم را کوتاه کردم اگر به نظر شما مطلب گنگ است بگویید تا مطلب را ادامه دهم.</p>
<p>با تشکر</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پارادوکس؛ متناقض نما]]></title>
<link>http://aminh.ir/paradox-24.html</link>
<pubDate>Sat, 29 Sep 2007 18:39:30 +0000</pubDate>
<dc:creator>aminhashemi</dc:creator>
<guid>http://aminh.ir/paradox-24.html</guid>
<description><![CDATA[
شاید شما هم بارها به مسایل ریاضی برخورد کرده باشید که ب]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://porzila.persiangig.com/post/paradox/paradox-001.jpg" /></p>
<p>شاید شما هم بارها به مسایل ریاضی برخورد کرده باشید که به نوعی ابهام برانگیز بوده باشند، البته اکثر اوقات این مسایل به قدری پیچیده هستند که قادر به تجزیه و تحلیل معادلات آنها نیستیم ولی معادلات و روابطی هم هستند که بسیار ساده بوده و در عین حال همانند همان مسایل پیچیده دارای ابهاماتی هستند که ذهن آدمی را بی هیچ چون و چرایی به اینسو و آنسو می کشانند و در نهایت امر هیچ نتیجه ای نیز استنباط نمی شود. از طرفی، ابهامی که در مورد آن صحبت کردیم تنها در مسایل ریاضی نیست، بلکه چند جمله و رابطه معنایی آن نیز ممکن است ابهام انگیز باشد، هر چند هر چیزی که به نوعی دارای رابطه باشد را از طریق روابط ریاضی می توانیم نشان دهیم، با این حال بیان برخی مسایل به صورت متون نوشتاری، در برخی اوقات بسیار قابل فهم تر از معادلات ریاضی می باشند.</p>
<p>برگرفته از پرزیلا :gol:<!--more--></p>
<p><img src="http://porzila.persiangig.com/post/paradox/paradox-002.jpg" /></p>
<p>بد نیست در مورد ابهامی که در موردش صحبت کردیم توضیحاتی را ذکر کنم. کمی فکر کنید و ببینید که لزوما چه چیزی باعث می شود که در مورد موضوعی خاص دچار ابهام شویم؟</p>
<p>بسیار خوب، پاسخ این سوال ممکن است شما را به این موضوع رهنمون کند که ابهام کلمه ای است که در حالت کلی شامل موارد متعددی می شود، از اینرو پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد. با این حساب بایستی مواردی متعدد را یافت که باعث بروز حالت ابهام آلودگی در ذهنمان شود!!<br />
بله، قطعا درست است. فکر می کنم مقدمه ای که چیده شد به حد کافی شما را برای روبرو ساختن با چند مثال واقعی آماده ساخته باشد، پس از این به بعد لحن معیار گونه زبان را با تکلمی صریح و روان جایگزین میکنم.</p>
<p><font color="#ff0000">»پارادوکس<br />
</font>برای ذکر مثال در این مورد نیاز به تعریف داریم. در منطق کلاسیک ریاضیات هر گزاره یا ارزش درستی و یا ارزش نادرستی دارد. بنابراین یک گزاره نمی‌تواند هم ارزش درستی و هم ارزش نادرستی داشته باشد. اما گاهی حالتی پیش می آید که یک گزاره هم ارزش درستی و هم ارزش نادرستی دارد، در این وضعیت حالت پارادوکس یا متناقض نما اتفاق می افتد.</p>
<p><img src="http://porzila.persiangig.com/post/paradox/paradox-003.gif" /></p>
<p><font color="#800040">»»مثال اول<br />
</font>پارادوکس پدربزرگ یا پارادوکس سفر به زمان، که اولین باز توسط یک نویسنده فرانسوی مطرح شد به شرح زیر است:<br />
فرض کنید شما بتوانید به گذشته دور سفر کنید و در آنجا پدربزرگ فعلی خود را قبل از اینکه با مادربزرگتان آشنا شود بکشید،‌ این به این معنی است که شما نمی‌توانید وجود داشته باشید. و طبعا نیز نمی‌توانستید به گذشته سفر کنید و پدربزرگتان را بکشید.</p>
<p><font color="#800040">»»مثال دوم</font></p>
<p>پارادکس راسل که یکی از مشهور ترین پارادوکس های تاریخ ریاضیات است:<br />
آیا مجموعه همه مجموعه هایی که عضو خودشان نمی باشند عضوی از خودش است یا نه؟! به عبارت دیگر مجموعه‌ R را مشتمل بر همه‌ مجموعه‌هایی در نظر بگیرید که عضو خودشان نیستند. یعنی:</p>
<p align="left" dir="ltr">R={x&#124;x is not a member of itself}</p>
<p>حال آیا R عضوی از خودش است یا خیر؟<br />
1- اگر R عضوی از خودش باشد، پس واجد شرایط اعضای R است، یعنی عضو خودش نیست!<br />
2- اگر R عضوی از خودش نباشد، پس واجد شرایط اعضای R نیست، یعنی عضو خودش است!</p>
<p>این‌جا نیز روشن نیست که در نهایت مجموعه R عضو خودش هست یا خیر؟</p>
<p><img src="http://porzila.persiangig.com/post/paradox/paradox-004.JPG" /></p>
<p><font color="#800040">»»مثال سوم</font><br />
فرض کنید که در یک شهر آرایشگری وجود دارد که فقط و فقط سر کسانی را اصلاح می‌کند که خودشان سر خود را اصلاح نمی‌کنند، به علاوه هر کسی که خودش سر خود را اصلاح نمی‌کند، سرش را پیش این آرایشگر اصلاح می‌کند! حال به عقیده‌ی شما این آرایشگر سر خودش را خود اصلاح می کند یا خیر؟<br />
پاسخ ها:<br />
1- این آرایشگر سر خودش را خود اصلاح نکند، پس در زمره‌ی افرادی که سر خودشان را خود اصلاح نمی‌کنند قرار دارد، و در نتیجه سر خودش را اصلاح می‌کند!<br />
2- این آرایشگر سر خودش را خود اصلاح کند، پس در زمره‌ی افرادی که سر خودشان را اصلاح نمی کنند قرار ندارد، و در نتیجه سر خودش را اصلاح نمی کند!</p>
<p>در حقیقت روشن نیست که در نهایت این آرایشگر با سر خود چه می‌کند! اصلاحش می کند یا خیر؟</p>
<p><img src="http://porzila.persiangig.com/post/paradox/paradox-005.jpg" /></p>
<p><font color="#ff0000">»تناقض در منطق ریاضیات</font><br />
تناقضات ریاضی همیشه باعث سردرگمی و شک می شوند، مطمئنا برایتان غیر قابل قبول است اگر ببینید، منطقی که سالها آن را پایه و اساس محاسبات، تجزیه و تحلیل، مقایسات و حتی تجارت خود قرار داده اید پیش رویتان نقض شود.</p>
<p><font color="#800040">»»مثال اول</font><br />
می خواهـیم اثبات کنیم 2 = 1<br />
1- فرض می کنیم x = y<br />
2- طرفین را در x ضرب می کنیم xy = x^2<br />
3- از طرفین y به توان ? را کم می کنیم xy - y^2 = x^2 - y^2<br />
4- آن را تجزیه می کنیم</p>
<p align="left" dir="ltr">y(x-y)=(x+y)(x-y)</p>
<p>5- طرفین را به x-y تقسیم می کنیم y = x + y<br />
6- طبق رابطه 1 داریم y = 2y<br />
7- طرفین را به y تقسیم می کنیم 2 = 1<font color="#800040"><img src="http://porzila.persiangig.com/post/paradox/paradox-006.PNG" /> </font></p>
<p><font color="#800040">»»مثال دوم</font><br />
3 بچه برای خرید توپ به مغازه ای مراجعه می کنند، از آنجا که صاحب مغازه در دکان نبوده شاگردش توپی را به قیمت 3000 تومان به بچه ها می فروشد. با این حساب سهم هر بچه 1000 تومان هست که باید بپردازد. صاحب مغازه بعد از مراجعه و کسب اطلاع از قیمت توپ فروخته شده به شاگردش می گوید که بایستی 500 تومان به بچه ها بازگرداند. از آنجا که شاگرد مغازه فردی خطاکار بوده، 200 تومان از پول را برای خود برداشته و 300 تومان از پول رو به بچه ها میدهد. با این حساب به هر بچه 100 تومان از مابقی پول میرسد.</p>
<p align="left" dir="ltr">3*1000=3000    3000-500=2500 (3*100)=300<br />
500-300=200<br />
(3*900)=2700<br />
200+(3*900)=2900</p>
<p>با حساب سرانگشتی به این نتیجه می رسیم که معلوم نیست که 100 تومان از 3000 تومان چه بلایی بر سرش آمده!!<br />
شاید فکر می کنید که ما نباید 300 تومانی که به بچه ها رسید را از 900 تومان تفریق کنیم، خوب این هم فکری است، برای اطمینان شما باز هم محاسبه می کنیم.</p>
<p align="left" dir="ltr">(3*900)+200+(3*100)=3200</p>
<p>میبینید که، اینبار 200 تومان پول بی زبان معلوم نیست که از کجا پیدایش شده است!<br />
خوب، شاید فکر می کنید که تداخلی در انجام محاسبات صورت گرفته! اصلا نباید از این طریق محاسبه می کردیم! آیا راه حل دیگری به ذهن شما می رسد؟ در بسیاری از موارد اشکال از شما و محاسبه صورت گرفته توسط شما نیست، فکر و منطق شما دقیقا بر اساس آموخته هایتان مسئله را تجزیه و تحلیل می کند، منتها مسئله ای در این میان موجب ایجاد نکاتی مبهم و تناقضاتی در منطق ریاضیات شده که مربوط است به نقص معادلات و تاثیر مستقیم آن در محاسبات ریاضیات.</p>
<p>اگر هنوز هم نتوانسته اید مسئله را برای خود حل شده فرض کنید قدم به قدم با من همراه باشید تا هیچ شک و شبهه ای باقی نماند:<br />
هر بچه 900 تومان پول توپ پرداخت کرده.</p>
<p align="left" dir="ltr">3*900=2700</p>
<p>هر بچه 100 تومان پول در جیبش داره، این همان پولی هست که از 1000 تومان پرداخت شده به او بازگردانده اند.</p>
<p align="left" dir="ltr">3*100=300</p>
<p>این وسط یه نفر آدم دزد هم 200 تومان از پول را برداشته.<br />
حالا می توانید به من بگویید که جمع اعداد 200 و 300 و 2700 چقدر میشود، بسیار متشکرم، محاسبه سریعی بود(نیازی به ماشین حساب نبود!)، جواب بسیار ساده بود: 3200<br />
دیدید که باز هم 200 تومان اضافه آمد!!<img src="http://porzila.persiangig.com/post/paradox/paradox-007.gif" /></p>
<p><font color="#ff0000">»نکته<br />
</font>تمامی مثال های ذکر شده بجز مثال آخر از منابعی می باشند که در زیر ذکر شده اند و دوست گرامیم <font color="#8000ff">«بابک هزاوه»</font> در فوروم <font color="#8080c0">«مووبل تایپ فارسی»</font> به آنها اشاره داشته اند، مثال آخر نیز با طرح و ویرایش این حقیر و بر اساس مستنداتی که در ذهن محفوظ داشته ام نگارش یافته است. از اینرو از دوستانی که تمایل به استفاده از این مطالب در وبگاه های خود دارند، تقاضا می کنم که تمامی حقوق <font color="#0080ff">حق نشر مطالب</font> را رعایت نمایند.</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
