<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>اخبار-دانشگاه-های-دیگر &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/اخبار-دانشگاه-های-دیگر/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "اخبار-دانشگاه-های-دیگر"</description>
	<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 18:20:13 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[جمهوری جمهوری‌ها،]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/?p=168</link>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 15:44:49 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/04/23/%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d8%8c/</guid>
<description><![CDATA[همه ما آرزوی تحقق دنیایی انسانی را در سر می‌پرورانیم. ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>همه ما آرزوی تحقق دنیایی انسانی را در سر می‌پرورانیم. اما دنیای انسانی، چگونه دنیایی است.<br />
بر این مبنا:<br />
الف- حقوق انسانی: ، انسان از آن نظر که انسان است، صاحب حق است. فقط و فقط انسان بودن است که آدمیان را نسبت به یکدیگر صاحب حق و تکلیف می‌کند، عناوین ثانویه‌ای چون جنسیت، نژاد، ملیت، دین و مذهب، جهان اولی یا جهان سومی بودن، روحانی و غیرروحانی بودن، مقام سیاسی داشتن و … کسی را صاحب حق نمی‌نماید..<br />
ب- نفی تقابل خودی/ غیرخودی:  بسیار ظالمانه است که حکومت جبار با شهروندان خود به عنوان اشیاء محض رفتار کند و بعضی را فضل دهد و بعضی را ندهد، ولی به هر حال از همه برای رسیدن به امیال حکمران استفاده کند. قوانین عادلانه باید بدون استثنا شامل همه کس شوند. اینگونه قوانین وضع می‌شوند تا آزادی همه را حفظ و حراست کنند.</p>
<p><!--more--><br />
ج- تساوی من- دیگری: من با دیگری در انسانیت و حقوق انسانی تفاوتی ندارم. انسانیت حکم می‌کند که دیگری را از حیث انسان بودن مانند خودم و خودم را مانند دیگری تلقی کنم. تواضع و احسان دو مفهوم مهم اخلاقی‌اند. تواضع (humility) یعنی خود را دیگری تلقی کردن، احسان یعنی دیگری را خود تلقی کردن<br />
د- غایت بودن انسان: بدون این اصول، ارتباط من- دیگری، به روابط صاحب هدف با وسیله تبدیل خواهد شد و بر طبق این اصول دیگران وسیله و ابزار رسیدن من به اهداف و آرمانهایم نیستند.<br />
زندگی اصیل (authentic life) مستلزم آن است که هر کس اهداف خود را دنبال نماید و وسیله‌ای در دست دیگران نباشد. ولی دیگران نیز نباید وسیله رسیدن من به اهدافم باشند فراموش کردن اهداف خود به همرنگی با جماعت، زندگی گله‌وار و گرایشهای توده‌گرایانه می‌انجامد. به تعبیر جان استوارت میل، حفظ فردیت هر انسان در گرو آزاد بودن اوست.<br />
البته در جهان واقع هیچ کس به طور کامل به اهداف خود دست نمی‌یابد. اولاً جهان واقع و ساختارهای اجتماعی بستری آماده برای تمامی اهداف نیستند. ثانیاً همکاری نوعی قرارداد است. از اینرو با هیچ کس نباید به عنوان وسیله برای رسیدن به هدفهای شخص دیگری رفتارشود<br />
هـ- نفی توتالیتاریزم عقیدتی: کاهش درد و رنج و آلام بشری هدف سیاست و روشنفکری است. اما هیچ کس مجاز نیست دیدگاه خود را در این زمینه حاکم نماید و آنچه را خود درد و رنج تلقی می‌کند، عامل درد و رنج دیگری بداند.<br />
نظامهای خودکامه ایدئولوژیک، نظامهایی هستند که بر اساس مبانی ایدئولوژی، به طور پیشینی، برای مردم عوامل دردآور و رنج‌آفرین تعیین کرده و برای آنکه انسانها را به سعادت و اتوپیا برسانند، به مبارزه با عوامل دردآور و رنج‌آفرین می‌پردازند<br />
مثلا در طبابت جسمانی سه مرحله وجود دارد:<br />
 اول- تشخیص درد که فقط بر عهده بیمار است. البته درد غیر از بیماری است<br />
دوم ـ تشخیص نوع بیماری و درمان که فقط بر عهده پزشک است.<br />
 سوم- تشخیص موثربودن یا نبودن نسخه که فقط بر عهده بیمار است.<br />
همین فرایند در طبابت‌های ذهنی-روانی-فرهنگی-اجتماعی حاکم است. باید از خود افراد پرسید چه چیز باعث درد و رنج آنها می‌شود، نه آنکه بجای آنها تصمیم‌گیری شود.رابطه نخبگان با دیگران مبتنی بر تعامل و گفت‌وگو باید باشد. هدف اصلی، فهم و درک دیگری است، نه سیطره یافتن بر او از طریق تحمیل نسخه‌های ایدئولوژیک<br />
«هیچ کس نمی‌تواند مرا مجبور سازد که بر طبق تلقی او از رفاه و سعادت دیگران، سعادتمند باشم، زیرا هر کس سعادت خود را به نحوی که می‌پسندد دنبال می‌کند… حکومتی که احیاناً بر مبنای اصل خیرخواهی نسبت به مردم تأسیس می‌شود… حکومت پدرسالار… حادترین نوع استبداد است که بتوان در نظر آورد» .<br />
و- همسایه خود را دوست بدار: شفقت و رحمت به عنوان فضائل انسانی معرفی می‌شوند. ایدئولوژی‌ها و ادیانی که حتی سخت‌گیرانه‌ترین احکام را در تقابل با زندگی مدرن، دمکراسی سیاسی، مناسبات دمکراتیک اجتماعی امروزی پیش می‌کشند  در برابر قرائت سخت‌گیرانه، بنیادگرایانه و متعصب از دین خود، یادآور این نکته می‌شوند که رحمت از پایه‌های بنیادین باورهای دینی آنان است<br />
شفقت و رحمت شامل هر انسانی می‌شود و نه فقط برادر دینی من. هر انسانی، هر جای سیاره، به هر لباس، هر رنگ، هر جنسیت، هر اعتقاد همسایه‌ی من است .احترام به او، قبول حق و حقوق انسانی او است.<br />
ح- برنامه‌ریزی جهانی: غایت تلقی کردن انسانها مستلزم برنامه‌‌ریزی جهانشمول است. وجه سلبی کلیه برنامه‌‌ها، اقدامات و سیاست‌ها باید این باشد که به زیان هیچکس نباشد. بنابراین باید برای رسیدن به آرامش (peace)، شادی (happiness)، رضایت باطن (self-contentment) و سعادت (eudaimonia) کل انسانها را در نظر داشت. در نتیجه باید در سطح جهان به رایزنی پرداخت.<br />
به دلیل حاکم نبودن دیدگاه انسانی در روابط جهانی، دنیای امروز گرفتار مسائل و مشکلات عدیده‌ای است که با کوشش جمعی باید حل و رفع شوند. روشنفکران در این مقام از موقعیت ویژه‌ای برخوردارند. کار روشنفکر کشف حقیقت و عرضه آن در عرصه عمومی به زبان قابل فهم برای همه انسانها است. او با نقد تمام صور قدرت و اسطوره‌ها و تابوها برای رهایی انسانها از چنگال سلطه مبارزه می‌کند. وظیفه اخلاقی روشنفکر، کاهش درد و رنج و آلام انسانی است. این اهداف بزرگ، روشنفکران را دچار محرومیت‌های بسیاری می‌کند چه از سوی دولتها و چه از سوی مردمی که رانده شده‌اند تا منافع شخصی خود را دنبال کنند. توان اخلاقی (اخلاقی زیستن) تنها یاور روشنفکر در مقابل انواع و اقسام محرومیت‌هاست. روشنفکر باید بتواند خود را از جاذبه قدرت، ثروت، جاه و مقام، شهرت و محبوبیت رها سازد تا بتواند به رسالت معرفتی و وظیفه اخلاقی خود عمل نماید.</p>
<p>نکاتی که در ذیل بدانها اشاره خواهد شد، مسائل و مشکلاتی است که بشر امروز با آنها روبروست و همگان، خصوصاً روشنفکران و آزادیخواهان، باید برای حل و رفع آنها چاره‌اندیشی کنند.<br />
۱- غیردموکراتیک بودن اطلاعات: آدمیان به لحاظ مناسبات انسانی در سطح جهانی و مشکلات زیست محیطی در وضع بسیار خطرناکی زندگی می‌کنند. این وضعیت، از طریق روشنگری باید به سطح آگاهی همه مردم جهان رسانده شود<br />
توسعه پایدار (Sustainable Development): رشد اقتصادی غالباً از دو جهت اثر نامطلوب بر محیط زیست دارد: الف- تحلیل بردن منابع طبیعی. ب- آلودن کردن هوا، آب و خاک.<br />
آرمان توسعه پایدار بشرطی پایدار و قابل دفاع است که تأمین رفاه نسل کنونی متضمن ایجاد وضعیت فلاکت‌بار برای نسل‌های بعدی نباشددر توسعه سرمایه‌سالارانه انسانها ابزار و وسیله تلقی می‌شوند، نه هدف و غایت. عدم توجه به نیازهای نسلهای آتی، به معنای غایت فرض کردن نسل کنونی و وسیله و ابزار فرض کردن نسل‌های بعدی است. اگر نسل‌های آینده به عنوان هدف در نظر گرفته شوند، دیگر نمی‌توان چنان رفتار کرد که تمام سودها به حساب نسل کنونی واریز شود، اما تمام زیانها و هزینه‌ها از جیب نسل‌های آتی پرداخت شود آن اصل طلایی (Golden rule) ادیان ابراهیمی که می‌گوید آنچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران نپسند، نه تنها باید در روابط آدمیان حاکم شود، بلکه باید در روابط متقابل انسان و طبیعت حاکم شود. نگاه حق‌مدارانه واخلاقی به طبیعت راه‌گشای مشکل کنونی بشر است. برخورد عقلایی و نیک‌خواهانه با زیست بوم و سخن خود را کلام نهایی تلقی نکردن باید محور کار قرار گیرد.<br />
فرهنگ مصرفی تجمل‌پرستانه: با استدلال می‌توان این مدعا را تثبیت کرد که طبیعت احتمالاً تکافوی نیازهای زندگی با اکتفا به ضروریات را دارد، اما برای زندگی تجملی تکافو نمی‌کند.<br />
 تجملی بودن امری نسبی است. تجملی بودن در قیاس با ضروریات بر آورده نشده زندگی معنا می‌یابد. مطابق نظر افلاطون، انسان‌ها سه گونه نیاز دارند: الف- نیاز به حقیقت ب- نیاز به خیر ج- نیاز به زیبایی (هنر). تا وقتی حقیقت فراگیر و خیر دامن‌گستر نشود، رو آوردن به زیبایی امری تجملی محسوب خواهد شد.<br />
اخلاق حداقلی مطلق در کنار حقوق بشر: اعلامیه جهانی حقوق بشر دارای ارزش جهانی (‌universal) است. دولتهای ناقض حقوق بشر، دیگر نمی‌توانند حقوق بشر را انکار نمایند. حداکثر آن است که مدعی شوند یک حقوق بشر جهانی واحد وجود ندارد، بلکه به دلیل تفاوت فرهنگها، حقوق بشر متفاوت است. اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ بر اساس معرفت و شناختی که بشر تا آن زمان از انسانیت داشت، به تصویب رسید. دو تن از شرکت‌کنندگان در جلسات تهیه پیش‌نویس، پیشنهاد کردند تا بندی به اعلامیه اضافه شود مبنی بر اینکه این اصول سخن آخر درباره حقوق بشر نیست. یعنی حقوق بشر محدود و منحصر به اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر نیست. کاملاً امکان دارد در اثر بسط معرفت و سطح معیشت، حقوق جدیدی کشف یا برخی از اصول بلا موضوع شوند.</p>
<p>۶- تضعیف مفهوم و مصداق حاکمیت ملی:<br />
حاکمیت ملی در معنای کهن و رایج آن به «چهاردیواری ـ اختیاری» فرو کاسته می‌شد. یعنی همانگونه که یک پدر خودمحور خود را مالک همسر و فرزندان خود می‌داند و لذا خود را محق و مجاز می‌داند هرگونه تمایل داشت با آنها رفتار نماید، دولتهای غیردموکراتیک هم در پناه مفهوم حاکمیت ملی خود را مالک سرزمین و مردم آن می‌دانند و گمان می‌برند از اصل استقلال ملی، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر و از حاکمیت ملی، نقض حقوق بشر و اخلاق‌ستیزی و انسانیت‌زدایی را می‌توان استنتاج کرد. دول خودکامه وقتی با محکومیت جهانی سازمانها و نهادهای حقوق بشری مواجه شوند در پشت دو سنگر پناه می‌گیرند. سنگر اول مفهوم حاکمیت ملی است و سنگر دوم حقوق بشر محلی و بومی و دینی است. اصول ارزشهای اخلاقی و حقوق بشر جهانی‌اند. یک حقوق بشر بیشتر وجود ندارد، همانگونه که یک انسان بیشتر وجود ندارد.<br />
تقویت حاکمیت ملی و تضعیف نهادهای مدنی بین‌المللی موجب فرار از اصول اخلاقی می‌شود. خط کشیدن به دور کشور و مناسبات دولت-ملت را امور داخلی محسوب کردن، به نقض حقوق بشر منتهی می‌شود. اعتراض جهانی به بی‌عدالتی، مداخله در امور داخلی محسوب خواهد شد.<br />
هر چه حاکمیت ملی دمکراتیک‌تر و انسانی‌تر می‌شود، مرزهایش رقیق‌تر و رقیق‌تر می‌شود. گشودن مرزهای کشورهای اتحادیه اروپا به روی شهروندان یکدیگر نمونه‌ای از این امر است. در حالیکه کشورهای ناقض حقوق بشر قوانین بسیار سخت‌گیرانه در خصوص ارتباط با دیگر ملل وضع می‌کنند، اینترنت را فیلتر می‌کنند، تلفن‌ها را شنود می‌کنند،‌ دانستن را حق مردم نمی‌دانند و ارتباط شهروندان خود را با جهان قطع می‌کنند، از کشور خود یک مجمع‌الجزایر زندان‌گونه می‌سازند و نظام سراسر بین بر آن مسلط می‌گردانند. این همه هراس برای چیست؟<br />
فلسفه وجودی حاکمیت ملی، تحقق آرمانهای اجتماعی نظم،‌ رفاه، امنیت، آزادی و عدالت است. آنارشی به معنای بی‌دولتی هرگز پا نگرفت چون انسانها با شهود و تجربه دریافتند که بدون حکومت نمی‌توان به این ارزش‌ها دست یافت. اما تجربه نشان می‌دهد که افزایش قدرت و اقتدار حاکمیت ملی لزوماً به این ارزشها منتهی نمی‌شود. دولت هر چه قاهرتر می‌شود، کمتر به سوی این اهداف حرکت می‌نماید.</p>
<p>در جامعه مدرن، امر محلی و امر جهانی سخت در هم تنیده‌اند. دیگر هیچ دیکتاتور و سلطانی نمی‌تواند محکومیت نقض حقوق بشر را مداخله در امور داخلی تلقی نماید. اما تأکید بیش از حد بر مفهوم حاکمیت ملی موجب کاهش نقش و تأثیر نهادهای مدنی بین‌المللی مدافع حقوق بشر خواهد شد. حاکمیت ملی به لحاظ اخلاقی قابل دفاع نمی‌باشد. قرن بیستم شاهد حاکمیت ملی استالین، هیتلر، موسولینی، فرانکو، پُل پوت،‌ صدام حسین و دهها دیکتاتور دیگر بود. اما اینک، دیکتاتورهایی که مرتکب فجایع جنگی می‌شوند را می‌توان به اتهام جنایت علیه بشریت بازداشت کرد و در دادگاه‌های بین‌المللی به سبب جنایات علیه بشریت محاکمه کرد. تمام راههای نقض حقوق بشر، خشونت‌ورزی و جنگ‌افروزی باید مسدود شود. در شرایطی که دگراندیشان غیرخشونت طلب، از روش‌های مسالمت‌آمیز برای مبارزه با نظامهای خودکامه استفاده می‌نمایند و اصل «ببخش و فراموش کن» یا «ببخش و فراموش نکن» را شرط لازم ایجاد دموکراسیِ قانونی می‌دانند؛ این رویکرد آنها را به شدت آسیب‌پذیر کرده و هزینه‌های گزافی (شکنجه ،زندانی‌شدن ، مفقود شدن و کشته شدن) در این راه پرداخت کرده‌اند. دگراندیشان و آزادیخواهان همواره باید از سوی جامعه جهانی و نهادهای مدنی حمایت گردند. حمایت معنوی بین‌المللی بزرگترین پشتوانه دگراندیشان در راه مقاصد صلح‌طلبانه و آزادی‌خواهانه است. دموکراسی را باید مردم هر کشوری خود ایجاد نمایند. هیچ قدرت خارجی‌ای نمی‌تواند به زور نظامی، مردم و نظام سیاسی کشوری که پیش شرط‌های معرفتی و اجتماعی دموکراسی در آن وجود ندارد را دمکرات کند. سرکوب دگراندیشان و دگرباشان و آن را موضوعی داخلی پذیرفتنی نیست.<br />
۷- دموکراسی گفت و گویی- استدلالی: دموکراسی دستاوردی انسانی است. خاستگاه آن هر جا باشد اهمیتی نداردبا گذشت زمان مراتبی از دموکراسی در عرصه سیاسی (Polity)، جامعه مدنی (Civil Society) و عرصه خصوصی (Private Spheare) محقق می‌شود، اما هیچ جامعه و نظامی مصداق تام و تمام دموکراسی نیست. «واقعیت دموکراسی» همچنان با «آرمان دموکراسی» فاصله بسیار دارد. اگر افراد حاضر نباشند نظرات و دلائل مخالفان را بشنوند، درباره آراءشان با مخالفان گفت‌وگو کنند و نظر و رای خود را از طریق استدلال بر کرسی بنشانند، همچنان گرفتار استبدادند.<br />
 نظامهای غیردموکراتیک، با برگزاری انتخابات، مدعی دموکراسی و آزادی می‌شوند، اما این نظامها به هیچ وجه اجازه نمی‌دهند عرصه عمومی شکل بگیرد. عرصه عمومی ساحت مستقل از دولت است. هیچ گوینده‌ای را نباید از عرصه عمومی و شرکت در گفت‌وگو محروم کرد. «آدمیان باید به طور برابر و آزاد از هر نوع سلطه برونی و درونی ـ رها از هر نوع ایدئولوژی به تعبیر مارکس و آزاد از هر نوع روان‌پریشی به تعبیر فروید- با یکدیگر به تعامل بپردازند»1. فقط آن مدعیاتی مقبولند که مورد تایید همه کسانی قرار گیرند که در یک گفت‌وگوی استدلالی شرکت کرده و درباره آن موضوع اظهار نظر کرده‌اند. دموکراسی باید با گفت ‌وگو عجین شود. اگر چه هیچگاه نمی‌توان به طور کامل خود را از جزم، جمود و تعصب رها کرد، اما با نقادی مستمر در عرصه عمومی می‌توان از تأثیر آنها کاست.</p>
<p>مسالاّ باید در عرصه عمومی و از طریق گفت‌وگوی استدلالی-انتقادی اعلام کرد که فقط این انرژی هسته‌ای نیست که حق مسلم مردم ایران زمین است، زندگی صلح‌آمیز، آزادی بیان و اندیشه، عزت و کرامت و سربلندی، حفظ ایران از نابودی از طریق ممانعت از گرفتار شدن در جنگی ناخواسته، توسعه و رفاه، عدالت و حقوق بشر و … هم حق مسلم ایران زمینیان است .</p>
<p>امور عمومی مِلک زمامدار نیست. حق تعیین سرنوشت، یکی از مهمترین حقوق انسانهاست. به صراحت اعلام می‌دارد که هر حکومتی که همگانیت را محدود کند و خود بجای همگان تصمیم بگیرد، راه آزادی،‌ عدالت و صلح را مسدود کرده است<br />
 <br />
نفی خشونت و صلح‌طلبی‌(‌Peace-seeking): خشونت بخش سیاه تاریخ بشری را تشکیل می‌دهد. نفی خشونت و برقراری صلح و آرامش باید به عنوان سیاست اصلی کلیه دولتها و گروه‌ها و افراد اتخاذ شود با خشونت می‌توان دیگری را وادار به تسلیم (Submission) کرد، اما خشونت قادر به پدیدآوردن رضایت (consent) نمی‌باشد<br />
. برای واداشتن دیگری به انجام کاری از سه روش می‌توان بهره برد:</p>
<p>الف- نیروهای باوراننده (استدلال و برهان): بهترین روش برای ترغیب دیگری برای انجام کار، استفاده از عقلانیت و متقاعد کردن او با استدلال است. اگر دیگری متقاعد شود، باور در او ایجاد خواهد شد. وقتی باور در او ایجاد شود، احساس دیگر فرمانروایی (heteronomy) نمی‌کند<br />
ب- نیروهای برانگیزاننده: اگر فرد یا گروهی به وسیله نیروهای باوراننده مجاب نشد، از نظام برانگیزاننده (پاداشی) استفاده خواهد شد. پاداش و مجازات به عنوان انگیزه، به عنوان علت فرد را وا می‌دارند تا بر اساس هزینه-فایده اقدام به انجام کار مورد مطالبه کنند.</p>
<p>ج- نیروهای بازدارنده: استفاده از قوه قهریه و زندان بدترین روش برای وادار کردن دیگری به انجام کار یا ترک باور خود است. نظامهای خودکامه با نیروهای بازدارنده کار خود را پیش می‌برند و هیچگاه هیچ استدلالی برای سیاست‌ها، اقدامات و تصمیم‌گیریهایشان ارائه نمی‌کنند.<br />
خشونت باید نفی و طرد شود، چون خشونت مخالف عقلانیت است، ایجاد باور نمی‌کند، بلکه فقط جسم دیگری را به تسلیم وا می‌دارد و به محض خلاصی از شر خشونت، دیگری از انجام کار خودداری خواهد کرد<br />
گفت‌وگوی استدلالی همیشه به نتیجه نمی‌رسد و نباید گمان کرد که همیشه، می‌توان دیگران را از راه استدلال متقاعد کرد. برای اینکه ممکن است توان طرفین از نظر قوت ادله به یک اندازه باشد و هیچیک از طرفین نتواند طرف مقابل را با نیروی استدلال قانع کند. اما گفت‌وگوی استدلالی می‌تواند از خشونت جلوگیری نماید. می‌توان از طریق قرارداد یک رأی را به کرسی نشاند و بدان عمل کرد.</p>
<p>ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که روابط آدمیان غیرانسانی و سرشار از خشونتهای لجام گسیخته و عظیم (پاکسازی، نسل‌کشی، جنگ داخلی، تصفیه قومی، تصرف به زور) است. هر گاه شرایط و فرصت بروز رذایل اخلاقی برای آدمیان مهیا می‌شود.<br />
ساخته‌های اجتماعی را باید به گونه‌ای سامان داد که مانع تحقق رذایل اخلاقی آدمیان بشوند. قدرت و قدرت مطلقه بر ساخته‌هایی اجتماعی‌اند که به قول لرداکتون به فساد و فساد مطلق منتهی می‌شوند. با توزیع و مهار قدرت، به کاهش و مهار رذیلت اخلاقی (قابلیت فسادپذیری) آدمیان می‌پردازیم.</p>
<p>ایجاد دموکراسی، شرط لازم صلح دائمی است. (دموکراسیها با یکدیگر نمی‌جنگند). اگر خواهان صلح هستید، باید دموکراسی تاسیس نمایید. نخستین شرط نیل به صلح پایدار، برقراری نظام جمهوری در تمام کشور هاست.سامان مدنی در هر کشوری باید جمهوری باشد. برای تحقق جمهوری:</p>
<p>الف- انسانها باید آزاد باشند.<br />
ب- تنها یک نهاد قانونگذاری در کشور موجود باشد و همه از آن تبعیت کنند.</p>
<p>ج- شهروندان در برخورداری از حق، در وظیفه‌مند بودن، در برابر قانون و در اعمال اراده برای ساماندهی به جامعه برابر باشند.<br />
روح جمهوری فقط در حکومتی وجود دارد که به جمیع شهروندان به عنوان افراد آزاد و برابر و خودآئین احترام بگذارد و قوانین کشوری را به اصول عام سلبی عدالت محدود سازد و قوانین منطبق با اصول مذکور وضع کند، یعنی قوانینی که هر شخصِ خودآئین نیز شخصاً آنها را بر می‌گزیند. فقط یک جمهوری جان و مال مردم را حفظ خواهد کرد،‌ و فضای احترام متقابلی به وجود خواهد آورد که در آن هر کس بتواند بدون مزاحمت دیگران،‌ به تعقیب هر فعالیتی که می‌خواهد، بپردازد.</p>
<p>1.نقل برخی جملات و مضامین افراد و شخصیت ها به هیچ وجه به معنی پذیرش تمامی آرای آنها نمی باشد.</p>
<p>م.موج</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[برگزاری کارگاه های آموزشی اصلاحات و 2 خرداد]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/?p=167</link>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 15:36:52 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/04/23/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d9%88-2-%d8%ae%d8%b1/</guid>
<description><![CDATA[اولین سری از کارگاه های آموزشی اصلاحات و2 خرداد در مجمع ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>اولین سری از کارگاه های آموزشی اصلاحات و2 خرداد در مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان برگزار شد این کارگاه که 6 جلسه از آن برگزار خواهد شد به بررسی اصلاحات و 2 خرداد می پردازد این جلسات دوشنبه ها از ساعت 12 -13:30 در دفتر مجمع اسلامی برگزار خواهد شد</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نشریه دانشجویی والش ]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/?p=165</link>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 15:34:11 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/04/23/%d9%86%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%b4/</guid>
<description><![CDATA[نشریه دانشجویی والش که به صورت گاهنامه سیاسی خبری تحلی]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>نشریه دانشجویی والش که به صورت گاهنامه سیاسی خبری تحلیلی در دانشگاه سمنان چاپ می شود با استقبال کم نظیر دانشجویان دانشگاه سمان روبرو شد.</p>
<p>به طوریکه در کمتر از یک ساعت چیزی در حدود 200 نسخه از این نشریه را داشجویان دانشگاه سمنان برداشتند.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نگاهی از درون به جنبش دانشجویی]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/?p=164</link>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 15:31:03 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/04/23/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c/</guid>
<description><![CDATA[در این مجال بر آنیم تا ابتدا دو وجه جنبش دانشجویی در دور]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>در این مجال بر آنیم تا ابتدا دو وجه جنبش دانشجویی در دوران کنونی را برشماریم. و سپس شمایل ترکیبی جنبش دانشجویی ایران را به نمایش بگذاریم. سعی می کنیم با بر شمردن خصوصیات و ویژگی های جنبش دانشجویی ایران؛ وجوه برجسته آن را نمایان سازیم. یکی از این وجوه شامل اهداف مربوط به «مطالبات تاریخی» است که وجه سیاسی ـ اجتماعی جنبش دانشجویی را رقم می زند، وجه دوم مطالبات صنفی مربوط به «تلاش برای زندگی بهتر» می باشد.</p>
<p> تا از موضوعیت ساقط شدن کامل وجه تاریخی، مطالبات دائمی جنبش، آزادی ، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی خواهد بود، در کنار آن مطالبات موسمی وصنفی جنبش دانشجویی نیز در چارچوب «نگاه به زندگی بهتر» دانشجویان را به کنش وا می‌دارد. این دو وجه مکمل و هادی و یاری رسان یکدگر می باشند.</p>
<p> <!--more--></p>
<p>الف) وجه صنفی: جنبش دانشجویی در نهاد مدرنی به نام دانشگاه و در عصر تلاش برای زندگی بهتر بنا شده است. وقوع در این مکان و زمان، اهداف گذرا و در عین حال مهمی را برای حاملان جنبش به وجود می‌آورد. این اهداف را می توان به عنوان وجه صنفی جنبش دانشجویی با هدف تلاش برای زندگی بهتر شناسایی و معرفی کرد. جنبش دانشجویی در وجه صنفی معطوف به تغییر ساختار نیست و عاملین و حاملین آن از طریق تبدیل نیازهای بالقوه خود و دیگران به نیازهای بالفعل، جنبش را در مسیر منتهی به ایستگاه هدف هدایت می‌کنند. تلاش برای ارتقاء سطح زندگی و خواست خدمات درخور ممکن است به سازمان و گفتمانی نیاز نداشته باشد. هر از گاهی نیازی سر بر می‌آورد که عامل حرکت و جوششی می‌شود. تامین نیاز مساوی رسیدن به هدف است، جنبش فروکش می‌کند، اما در زمان دیگری برای نیاز دیگری سر بر می‌آورد. به عبارت دیگر جنبش به صورت پنهانی و آرام می‌خزد تا روزی دیگر و برای هدفی دیگر سر بر‌آورد.</p>
<p> </p>
<p>نگاه به زندگی بهتر، جنبش دانشجویی را به مثابه جنبشی مدرن مطرح می‌کند. سبک زندگی دانشجویی مطالبه خاص خود را می‌طلبد که ناشی از حضور مستمر در نهاد مدرن دانشگاه است. به عبارت دیگر جنبش دانشجویی در درون نهاد مدرنی به نام دانشگاه عمل می‌کند که پذیرای قشرهای متفاوتی از جوانان با ویژگیهای شخصیتی، فرهنگی و دینیِ متعلق به خاستگاههای مختلف اجتماعی است. سرعت فزاینده‌ی گسترش آگاهی همراه با تغییر و تحولات جهان مدرن این جوانان را با چالشهای اساسی در قبال هویتشان مواجه ساخته است. از این رو آنان در کنار تحصیل علم و دانش به طور مداوم در پی بازاندیشی در هویت فردی و جمعی خویش هستند. دانشجویان از خلال بازاندیشی در هویت خویش با مطالباتی مواجه می‌شوند که عموماً تلاش برای ارتقاء سطح زندگی روزمره آنان را در برمی‌گیرد.</p>
<p> </p>
<p>در وجه صنفی، جنبش دانشجویی بیانگر علایق و نگرانیهای خود در ارتباط با ماهیت دانشگاه، همراه با اعتراض نسبت به وضعیت اخلاقی حاکم بر جو عمومی محل وقوع جنبش است. در این وجه محدودیتهای سازمانی رنگ می‌بازد و عموم دانشجویان خود را با مسئله جنبش درگیر می‌یابند و در نتیجه به آن می‌پیوندند. سیاست اعتراض سمبلیک و عمل به شیوه‌های باز و غیر رسمی به همراه عدم توجه به سلسله مراتب و اتکاء به رسانه‌های جمعی از دیگر ویژگی های جنبش دانشجویی در وجه صنفی و با هدف زندگی بهتر است. ایجاد و گسترش فضاهای دموکراتیک در داخل دانشگاه جهت گفتگو، توجه به کیفیت زندگی صنف دانشجو، اعتراض به قوانین تبعیض آمیز میان دختران و پسران، اعتراض به ستاره دار کردن پیدا و پنهان دانشجویان منتقد، اعتراض به اخراج و ممانعت از تحصیل دانشجویان و اساتید دگر اندیش، اعتراض به زندانی کردن دانشجویان منقد و دگراندیش، اعتراض به برخوردهای حذفی و امنیتی با فعالین دانشجویی، اعتراض به عملکرد امنیتی کمیته های انظباطی، اعتراض و پایداری در برابر تحدید حیات تشکل های مستقل دانشجویی، اعتراض به پایین بودن سطح کیفی زندگی روزمره در محیط های دانشگاهی، اعتراض به پایین بودن کیفیت آموزشی در دانشگاه ها، اعتراض به قوانین دست و پاگیر آموزشی ، اعتراض به فقدان آزادی های آکادمیک و اعتراض به نبود آزادی‌‌های مدنی در داخل دانشگاه از مصادیق مطالبات جنبش دانشجویی در وجه صنفی است.</p>
<p> </p>
<p>ب) وجه سیاسی ـ اجتماعی: از اعزام سفیران علم جوی ایران به فرنگ و تاسیس دارالفنون در عهد قاجار (۱۲۲۶ ش) تا تشکیل اولین نهاد مدرن آموزشی در دوران رضا شاه (۱۳۱۳ ش) و گسترش حضور زنان در دانشگاه طی سالهای بعد از انقلاب (۱۳۵۷ ش) دانشجویان و دانش‌پژوهان حامل مطالبات بنیادین ایرانیان بوده‌اند. اما هیچ وقت نتوانسته‌اند خود را از شر مقدس تلاش برای استقلال، آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر برای ملت و میهن رها سازند. در تحلیل وجه سیاسی ـ اجتماعی جنبش دانشجویی ایران باید به رسالت تاریخی آن توجه داشت.</p>
<p> </p>
<p>جنبش دانشجویی ایران در وجه سیاسی ـ اجتماعی اش و در زمان کنونی بر مبنای شکافی بنا شده است که حول آن مطالبات اش را پیگیری می‌کند. شکاف و دوگانگی بین دموکراسی و اقتدارگرایی مهمترین شکافی است که طی چند ده سال اخیر توسط روشنفکران و نظریه‌پردازان مسائل ایران تبیین شده است. در واقع می‌توان شکاف و دوگانگی بین دموکراسی و اقتدارگرایی را با توجه به فراز و فرودهای فرایند ترمیم این شکاف به نفع مردم و دموکراسی، مولد و در عین حال جستجوگر گفتمان برای جنبش دانشجویی دانست.</p>
<p> </p>
<p>گفتمان حاکم بر وجه سیاسی ـ اجتماعی جنبش دانشجویی در سالیان اخیر بر آن بوده است تا از طریق تقویت عرصه عمومیِ جامعه مدنی به سمت تحقق اهداف تاریخی خویش حرکت کند. شیوه عمل در چارچوب این گفتمان؛ مبارزه مسالمت‌آمیز مدنی است. در این نوع مبارزه کاربرد خشونت تقبیح می‌شود و راه رسیدن به هدف از طریق راهکارهایی نظیر: تشکیل گروه‌های فشار غیر رسمی، عدم همکاری با جریانهای مقاوم در برابر تغییر، افشاگری، انتشار بیانیه‌ها و نامه‌های سرگشاده، تشکیل تشکلها و NGOها با هدف گسترش و تعمیق آگاهی، دنبال می‌شود. در عرصه عمومی توجه به اقلیتها و خرده فرهنگ های اجتماعی و سیاسی از طریق برقراری ارتباط با آنها جهت آگاه کردنشان نسبت به امکان بهبود کیفیت زندگی‌شان مطرح می‌شود.</p>
<p> </p>
<p>حاملان وجه سیاسی جنبش دانشجویی کنشگران دانشجوی مومن به آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی هستند. این حاملان با خاستگاه های اجتماعی متفاوت، از پایین ترین لایه‌های اجتماعی تا بالاترین آن را در بر می‌گیرند. پراکنش پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی دانشجویان آنها را در برابر نیازها و مطالبات قشرهای متفاوت مردم قرار داده است. به طوری که جامعه از آنان انتظار شنیدن و بیان مطالبات خویش را دارد. دانشجویان با استفاده از این فرصت همواره به تعمیق و گسترش آگاهی در خاستگاه های اجتماعی خویش می پردازند. در واقع ارتباط دانشجویان با لایه های اجتماعی به آنان شمایل کنشگران سیاسی ـ اجتماعی را بخشیده است. این ارتباط که در عرصه عمومی به وقوع می پیوندد فرصت مناسبی را جهت ارتباط کنشگران دانشجو با جامعه و فعالین اجتماعی فراهم ساخته است.</p>
<p>جنبش دانشجویی ایران توجه دارد که نیروهایی در برابر مطالبات سیاسی ـ اجتماعی، و به تبع آن تفوق دموکراسی بر اقتدار گرایی مقاومت می کنند. تجربه جنبش دانشجویی در مواجه با حاکمیت نشان داده است که این جنبش با اتخاذ عقلانیت استراتژیک ـ که در آن نیروهای مقابل، صاحب طرح و برنامه در جهت منافع خویش قلمداد می‌شوند، ـ توانسته است ضمن بقاء به اهداف خویش نیز نزدیک‌تر شود. عقلانیت استراتژیک جنبش به حاملین خویش گوش زد می کند که می‌توانند با خوانش بازی حاکمیت و طرح ریزی استراتژی و تاکتیک های مقتضی، بیش از پیش به اهداف خود نزدیک‌تر شود.</p>
<p> </p>
<p>آمیزش دو وجه: در تحلیل جنبش دانشجویی ایران در دوران کنونی باید هر دو وجه پیش گفته را توامان مورد بحث و تحلیل قرار داد. توجه توامان به مطالبات سیاسی ـ اجتماعی و مطالبات صنفی ویژگی شاخص جنبش دانشجویی ایران در دوران کنونی است. در نگاه ترکیبی، جنبش دانشجویی در جایگاه یکی از اجزای عرصه عمومی با ترکیب مطالبات صنفی و سیاسی ـ اجتماعی، شکل نوینی از روابط دموکراتیک را در تمامی وجوه زندگی و فعالیتهای دانشجویی رقم می‌زند. در این نگاه شاهد استثمار جنبش دانشجویی توسط احزاب و دولت نخواهیم بود، چرا که جنبش با نگاه به زندگی بهتر و فقط جهت تسهیل در پیگیری مطالبات تاریخی خود در پی برقراری ارتباط متوازن با احزاب و گروههای سیاسی خارج از دانشگاه بر می‌آید. این ارتباط نه در عرصه نابرابر قدرت و سیاست که در عرصه عمومی شکل می‌گیرد. در نگاه ترکیبی به هیچ وجه مطالبات صنفی و نگاه به زندگی بهتر مغفول نمی‌ماند. و تلاش برای ارتقای کیفیت زندگی دانشجویی به صورت فزاینده‌ای جایگاه خویش را در جنبش باز می‌یابد. همچنین مطرح شدن همزمان این دو وجه در عرصه عمومی، زمینه را برای برقراری ارتباط تکمیلی بین آنها فراهم می‌سازد. به عنوان مثال : تلاش برای تحقق دموکراسی در بستر عرصه عمومی فضا را برای استقلال دانشگاه فراهم می‌کند. همان طور که مطرح شدن نارسایی‌های صنفی و رفاهی نیز زمینه بسیج دانشجویان با گرایش های سیاسی گوناگون را جهت پاسخگو کردن مسئولان در قبال مسئولیتشان فراهم می‌کند. با نگاه ترکیبی، جنبش دانشجویی در جایگاه یکی از ارکان جامعه مدنی قدرت حاکم را نقد و اقتدار آن را به چالش می‌کشد. طرح مطالبات فزاینده و متنوع دانشجویان در این مدل، جنبش دانشجویی را از پشتوانه لازم جهت کنش سیاسی برخوردار می‌کند. فعالیت دانشجویی در زمینه‌های صنفی، با نگاه به زندگی بهتر به ارتقاء امر سیاسی نزد آن دسته از دانشجویانی می‌انجامد که در وهله نخست نسبت به مطالبات سیاسی ـ اجتماعی جنبش اهتمامی نمی‌ورزند. در جامعه‌ای که حاکمیت با دست اندازی بر تمام وجوه زندگی مردم سعی در شکل دهی به آراء، افکار و اخلاقیات آنان دارد، طبیعی است که طرح مطالباتی هر چند صنفی توسط دانشجویان و دیگر اقشار جامعه، ناگزیر آنان را به انتقاد از حوزه سیاسی و قدرت وا می‌دارد. در اینجاست که نقادی جنبش دانشجویی از هر چیز، نه برای نقد و نه نقدی آکادمیک در حیطه آنچه که در آموزشهای رسمی می‌آموزد، بلکه صورت نقدی برای فراتر رفتن از مرحله اجتماعی خاص به سوی مرحله‌ای تکامل یافته‌تر را به خود می گیرد. که همان نیل نهایی به جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک است. در نقد از این منظر ساختارهای سنتی و منحطِ اجتماعی و سیاسی مورد چالش جدی واقع و برای رفع مشکلات و مسائل به جای پرداختن به ظاهر قضایا و ترمیم نما به ریشه‌های آنها پرداخته می‌شود. جنبش دانشجویی با پرداختن به مطالبات مربوط به ارتقاء سطح زندگی روزمره دانشجویان خواهان پاسخگویی حاکمیت در برابر حجم عظیمی از مطالبات می‌شودکه در ظاهر ربطی به امر سیاسی ندارد. با توجه به ناتوانی حاکمیت در پاسخ گویی به هجم عظیم مطالبات، جنبش دانشجویی از این طریق ضمن روشنگری و آگاه‌سازی، به سازماندهی دانشجویان جهت اعتراض مسالمت‌آمیز نسبت به ساخت سیاسی غیر دموکراتیک و غیر پاسخگو می‌پردازد. در اینجا کسب اعتماد و همراهی دانشجویان باید با کاهش فزاینده بوروکراسی حاکم بر جنبش همراه باشد تا زمینه مشارکت افراد بیشتری جهت حرکت به سمت اهداف فراهم شود. در پایان تاکید می کنیم که در نگاه دو وجهی به جنبش دانشجویی ایران در دوران کنونی؛ تلاش برای استقرار دانشگاه منتقد قدرت به همراه عرصه عمومی قدرتمند به عنوان دو واقعیت ماهیتاً مستقل از حیطه قدرت دولت، ضامن بقاء و فراهم کننده زمینه تحقق مطالبات تاریخی و غیر تاریخی جنبش دانشجویی است.</p>
<p> </p>
<p> </p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[فریاد]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/?p=162</link>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 15:29:49 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/04/23/%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%af/</guid>
<description><![CDATA[خانه ام آتش گرفته است ، آتشی جانسوز 
هر طرف می سوزد این آ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">خانه ام آتش گرفته است ، آتشی جانسوز </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">هر طرف می سوزد این آتش </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">پرده ها و فرشها را تارشان با پود.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">من به هر سو میدوم گریان </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">در لهیب آتش پر دود </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">وز میان خنده هایم ، تلخ</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">و خروش گریه ام ، ناشاد</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">از درون خسته ی سوزان </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">می کنم فریاد ، ای فریاد، ای فریاد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">خانه ام آتش گرفته است ، آتشی بی رحم</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">همچنان می سوزد این آتش </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">نقش هایی را که من بستم به خون دل</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">بر سر و چشم در و دیوار</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">در شب رسوای بی ساحل.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">وای بر من ، سوزد و سوزد</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">غنچه هایی را که پروردم به دشواری </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">در دهان گود گلدان ها</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">روز های سخت بیماری .</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">از فراز بام هاشان ، شاد </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">بر من آتش به جان ، ناظر</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">در پناه این این مشبک شب.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">من به هر سو می دوم، گریان از این بیداد</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">می کنم فریاد،<span>  </span>ای فریاد، ای فریاد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">وای بر من ، همچنان می سورز این آتش </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">آنچه دارم یادگار و دفتر دیوان </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:ltr;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="ltr" align="right"><span style="font-size:16pt;" dir="rtl"><span style="font-family:Times New Roman;">وآنچه دارد منظر و ایوان .</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:ltr;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="ltr" align="right"><span style="font-size:16pt;" dir="rtl"><span style="font-family:Times New Roman;">من به دستان پر از تاول </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:ltr;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="ltr" align="right"><span style="font-size:16pt;" dir="rtl"><span style="font-family:Times New Roman;">اسن طرف را می کنم خاموش </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:ltr;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="ltr" align="right"><span style="font-size:16pt;" dir="rtl"><span style="font-family:Times New Roman;">وز لهیب آنورم از هوش ،زان دگر سو شعله بر خیزد،به گردش دود.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">تا سحرگاهان که می داند ؛ که بود من شود نابود ؟</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">وای، آیا هیچ بر سر می کنند از خواب</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">مهربان همسایگانم از پی امداد ،</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">می کنم فریاد ، ای فریاد ،ای فریاد...</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;"><span style="font-family:Times New Roman;">مهدی اخوان ثالث</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:16pt;" dir="ltr"><span style="font-family:Times New Roman;"> </span></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[در ستایش مدارا]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/?p=160</link>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 15:27:32 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/04/23/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7/</guid>
<description><![CDATA[«اعضای جامعه ترجیح می دهند تفاوت های یکدیگر را تحمل کنن]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">«اعضای جامعه ترجیح می دهند تفاوت های یکدیگر را تحمل کنند، نه اینکه کمر به نابودی یکدیگر ببندند.»<span>                                 </span>‹ولتر›</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">بسیاری از افراد، در زندگیشان انسان ها را به دو دسته تقسیم می کنند: انسان های خوب و انسان های بد.غالبا افرادی را خوب می نامند که از لحاظ عقیده ای و فکری، با آنان همخوانی داشته باشند و طبیعتا افرادی که عقیده ی آنان را نداشته باشند، از جانبشان افرادی بد خوانده می شوند.البته در این مورد استثناهایی هم وجود دارد که مثلا فردی مورد وثوق مخالفان فکری خود باشد.آنان اندیشه طرف مقابل را مطرود می دانند.زیرا گمان می کنند که :« تمام حقیقت پیش ماست و دیگران بهره ی اندکی از حقیقت را بیشتر بر کف ندارند.دریای حقیقت پیش ماست و روزی همه می فهمند که "من" بر حق بودم.»</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><!--more--></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">این افراد اینقدر ناتوانند و ضمن اینکه توانایی مدیریت محیط پیرامونیشان را ندارند، در جریان اقدام برای حل مشکل به خود زنی و تخریب می پردازند.به نظر می آید از مجموعه عوامل و دلایل موثر، عوامل اجتماعی، نقش تعیین کننده ی بسیاری دارند.فقدان نظام تعاملی شفاف و قدرتمند که بستر مناسب برای ارتباط بین انسان ها شکل بگیرد، از اولین زمینه های اجتماعی بروز این شرایط است.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">تمام دعواها بر سر حقیقت و اینکه حقیقت در انحصار کیست، می باشد. امروزه بشر آموخته است که حقیقت نزد هر یک از ما، به گونه ای متفاوت، رخ می نماید.به عبارت دیگر، اگر جستجوی حقیقت عامل اصلی در زندگی معنوی انسان ها باشد، هر کس مجاز است روش خود را برگزیند.چه اهمیتی دارد که راههای جدا و متفاوت از هم اخذ کنیم، در حالی که مقصد همگی یکی است.جهان هستی به غایت پیچیده و بغرنج است و هر کس به فراخور حال خویش درکی از آن دارد که این درک ممکن است شمه ای از حقیقت وجود را در خود داشته باشد و یا نداشته باشد.پس نباید سخت گرفت و به نزاع بر سر افکار و اندیشه ها برخاست.تنها باید به نقد یا نفی مسالمت آمیز اندیشه های محالف پرداخت، بدان امید که نقاب از رخ بخشی از حقیقت گرفته شود.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">می دانیم که حفظ انسجام اجتماعی، همواره هدف بنیادی بشر برای ادامه زندگی جمعی اش بوده است.در عصر سنت، عامل حفظ و تداوم انسجام اجتماعی، عموما مذهب بود. آدمیان بر مبنای عقل فردی و مستقل خویش نمی اندیشیدند و عمل نمی کردند.اغلب افراد تابع آیین و دستوراتی بودند که اصل آن ریشه درمتافیزیک داشت وفرع آن نیز توسط قشر خاصی تفسیر و تاویل می شد.این نوع تابعیت قهرا همفکری و همراهی افراد جامعه و حفظ انسجام اجتماعی را در پی داشت.از رو چندان عجیب نیست که موضوع "ارتداد" در آن عصر بسیار حساس باشد .این حساسیت لزوما ناشی از نگرانی رهبران فکری جوامع کهن از فکر و اندیشه ی نو نبود، بلکه در نگرانی از بروز گسست در<span>  </span>روابط اجتماعی و حرکت به سوی فروپاشی اجتماعی ریشه داشت.ظهور ایین های متکی بر عقل مستقل نیز به واقع چیزی در حد ارتداد بود. در عصری که بشر توان تحمل تنوع های بیشمار را نداشت ،عقل گرایی محض از یک سو تفسیر های متعدد و ناسازگار از هستی ارائه می کرد و آدمیان آن عصر را به سرگیجه می انداخت و از دیگر سو ، نتیجه ی این سرگردانی حاصلی جز نزاع مداوم سیاسی و به ختر افتادن نظام اجتماعی در پی نداشت. با این همه، دنیای غرب به جایی رسید که عقل مستقل بر اریکه ی قدرت نشست و معرفت های متکی بر سایر منابع شناخت وبه تدریج به حاشیه کشاند. سر وری عقل به خودی خود، راه را بر تردید در همه اصول شناخته شده ی بشر وارائه تفسیر های مختلف از هستی و جامعه وانسان گشود و هزاران کانون مرجعیت اجتماعی برای نوع بشر فراهم کرد.این تفرقه و تشتت بی سابقه ، در ابتدا نزاع های سیاسی و جنگ های خونین بسیاری را در جوامع غربی موجب شد. راه گریز از جنگ بازگشت به گذشته نبود، چون نه در اندیشه ونه در عمل، ممکن نبود . جنگ نیز راه حل این منازعه نبود ، زیرا بشر بنا به طبع، خواهان ادامه زندگی است وحتی جنگ را هم به قصد آن آغاز می کند. با خاموشی یک نحله فکری، نحله های بیشمار دیگری ظهور می کرد ، چون خاصیت بیداری عقل همین بود. بنابراین بشر به ناچار به دنبال راه حلی مسالمت آمیز گشت . مدارا، دوای این درد بود که بشر آنرا به فراست دریافت وبه کار بست .در سایه مدارا، بشر آموخت که به جای حذف صاحبان اندیشه های متفاوت، آنها را تحمل کرد ونظم اجتماعی تازه ای را مبتنی بر این تحمل استوار ساخت. در سایه ی اصل مدارا ، بشر توسن عقل را در هر عرصه ای تازاند ودر هر چیزی ، شک و تردید کرد. اما این تاختن و تردید کردن ، افراد جوامع را به ستیز با یکدیگر نکشاند. مدارا مهمترین دستاورد فرهنگی دوره ی تجدد است و احتمالا ضروری ترین عامل بقای آن.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">رواداری محصول سه مولفه است که تشریح هر کدام ازعوامل، میزان پایبندی افراد به مدارا را بیشتر روشن می سازد:</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">1-اندیشه و تفکر متناسب با رواداری : در حوزه معرفت شناختی رواداری نیازمند تفکری تکثر گرایانه است. در مقابل تفکر انحصاری، کمتر زیر بار مدارا می رود.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">2-شخصیت متناسب با رواداری: صرف آنکه که یک جریان اندیشه ی رواداری را تبلیغ کند، منجر به رواداری نمی شود.در عمل اهل مدارا بودن، مربوط به منش و روحیه ی شخصی افراد است.ممکن است فردی در ذهن، پلورال باشد؛ اما در عمل شخصی انحصارگرا باشد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">3-زمینه ی اجتماعی متناسب با رواداری:در جوامعی که اخلاقیات و چرخه ی قدرت سیاسی تبدیل به رفتار عمومی نشده است، هر که از اسب می افتد، از اصل هم می افتد.در چنین فضایی با چنین فرهنگی، مدارا جایگاهی ندارد.افراد در این جوامع تجربه ی متفاوتی نداشتند و همواره راه رسیدن به قدرت را از طریق حذف دیگری میسر می دیدند.طبیعی است در این بستر اجتماعی، تساهل و تسامح، نمود عینی ندارد.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">در عرصه ی سیاست هم باور داشتن و عمل کردن به دموکراسی و پذیرش حق حاکمیت مردم، نشانه ی مداراست.اگر کسی به مدارا معتقد است، در قدرت هم قرار بگیرد به حق حاکمیت مردم نیز معتقد خواهد بود.اما اگر کسی در قدرت باشد و منتقدان ئ دگر اندیشان را تحمل نکند، نشان از آن است که اهل مدارا نیست.اگرچه در این باب سخنرانی کند و چندین مقاله هم بنویسد، به واقع مهم حرف و ادعا نیست، بلکه مهم عمل افراد است.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">اسلام در 14 قرن گذشته، دو گونه جلوه یافته است؛یکی اسلام فرهنگی و دیگری اسلام سیاسی.یعنی دینی که خود را در قالب قدرت حاکمان نشان داده است.دین اسلام هنگامی توانیت به ع نوان یک فرهنگ و بعدا به عنوان یک تمدن در تاریخ جلوه یابد که تسامح و رواداری را پیشه ی خود ساخت. متفکران مسلمان در تلاقی با فرهنگ ها دو دسته گشتند: گروهی به عنوان اهل حدیث یا ظاهریون بر این عقیده بودند که تمام حقیقت در اسلام وجود دارد و جز اسلام هر دین و فرهنگی را مردود می دانستند و دسته دوم در مقابل با اهل حدیث، عقل گرایی و تعامل وتبادل فرهنگی را روا دانسته و اندیشه های فلسفی و حکمت های اشراقی ایرانی<span>  </span>یونانی را به عنوان بخشی از حقیقت وارد حوزه اسلام کردند. اگر عقل گرایان اسلام، این پیش فرض را نداشتند که ممکن است در سایر ادیان ومکاتب دیگر، حقایقی وخود داشته باشد که باید آنرا کشف کرد، تمدنی به نام اسلام نمی درخشید.بنابر این بن مایه فرهنگ و تمدن اسلامی ، اندیشه تساهل و تسامح بود که جزو شریعت محمدی بود.بطوریکه مدتی را در مدینه، در کنار یهودیان با مسالمت زیستند وبه تبلیغ دین خود پرداختند.این تمدن بزرگ از روزگاری روبه افول رفت که تعصبات خشک مذهبی وانحصار گرایی فرهنگی به جای تسامح فرهنگی و دینی نشست وبرخی عالمان دین به نام دین درپی تکفیر عالمان دیگر برامدند.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">مهاتما گاندی یکی ازمعدود انسان هایی بود که هم نظریه پرداز رواداری بود و هم در عمل انرا به کار می بست. گاندی قبلا معتقد بود که رواداری ، نه تنها یکی از راه حل های قرن خود ، بلکه راه حلی<span>  </span>برای قرن های آینده است. گاندی، از ابتدا با آگاهی قوی،فرهنگ هند و نکات قوت وضعف آنرا مورد ارزیابی قرار داد و برای بسط اندیشه ی رواداری<span>  </span>وعدم خشونت خود به جستجوی نقاط اتکایی و دیگر فرهنگ ها پرداخت. گاندی تمام ناملایمات را تحمل می کرد که در مکتب او، "عدم تحمل" بدترین خشونت بود و مدارا آرمان انسانی مبارزه و ابزار پیروزی.او از مدارا و عدم خشونت ، سلاحی برای مبارزه ی سیاسی صیقل داد و انرا برای آزادی خواهان پس از خو به یادگار گذاشت.سلاحی در دست ماندلا، لوتر کینگ،...</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">گاندی از ما می خواهد که همانقدر که برای اعتقادات خود حرمت قائلیم، بر اعتقادات دیگری نیز حرمت نهیم، زیرا بدون این آزاداندیشی نمی توان جویای حقیقت بود. از آنجا که هنوز در جستجوی حقیقتیم، پس هنوز آنرا به صورت کامل نیافته ایم و باید از معایب اعتقادات خود آگاه باشیم.بدین ترتیب، در عین حال که به اعتقادات دیگری احترام می گذاریم، نباید در اعتقادات خود سست ئ بی تفاوت باشیم.رفتار روادارانه ی گاندی نسبت به مسیحیت، یهودیت و اسلام به هیچ روی مانع از آن نبود که به تعالیم آئین هندو پایبند نباشد.گاندی به عنوان یکی از پیروان دین هندو تا آنجا که می توانست با مسلمانان معاشر شد و حتی تا آنجا پیش رفت که از دیگر پیروان دین هندو خواست که زبان اردو فرا گیرند تا بهتر بتوانند با مسلمانان هند، ارتباط برقرار کنند.بنابراین محور مرکزی فرهنگ رواداری گاندی، عملکرد خشونت پرهیزانه ی او طی نبردهای خونین هندوان و مسلمانان است.</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:0 4.5pt 10pt 0;" dir="rtl"><span style="font-size:12pt;line-height:115%;"><span style="font-family:Times New Roman;">در 30 ژوئن 1948 ، گاندی تازه یک دوره ی دیگر روزه داری را به منظور بهبود بخشیدن رفتار هندوان با مسلمانان به پایان رسانده بود که بدست یک جوان متعصب هندو که سخنان مهاتما را برای آینده ی هند خطرناک می دانست، به قتل رسید.گاندی پیش از مرگ، مجال یافت بر قاتلش بنگرد و به نام "رام" توسل جوید، همچنین قاتلش را با اندیشه ی رواداری تشرف بخشد.گاندی یکی از کسانی است که در رهایی ما از بار خشونت، سهم بسیار عمده ای دارد.برای جهان ما که در آن خشونت امری فراگیر است، تعالیم گاندی همواره ارزشمند است.دفاع از بشریت در برابر تمایل وی به نابودی:این است پیام راستین آن کسی که رابیندرانات تاگور، شاعر هندی، او را مهاتما "روح بزرگ" لقب داد.</span></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[عدم صدور ویزا برای دانشجویان ایرانی برای شرکت در مسابقات بین المللی]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/?p=155</link>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 06:13:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/04/06/%d8%b9%d8%af%d9%85-%d8%b5%d8%af%d9%88%d8%b1-%d9%88%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1/</guid>
<description><![CDATA[ سفارت کانادا در تهران از صدور ویزا برای دانشجویان تیم ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> سفارت کانادا در تهران از صدور ویزا برای دانشجویان تیم های دانشگاه‌های امیرکبیر و تهران برای شرکت در مسابقات برنامه نویسی دانشگاهی بین المللی امتناع کرد.</p>
<p dir="rtl"> <!--more--></p>
<p dir="rtl">به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در این مسابقات که از ۶ تا ۱۰ آوریل در کانادا برگزار خواهد شد، قرار بود ۳ تیم از ایران شرکت کنند. عدم صدور برای شرکت دانشجویان یکی از عوارض غیررسمی تصویب قطعنامه سوم علیه ایران در شورای امنیت می باشد. همچنین پس از صدور قعنامه سوم، صدور ویزای شینگن کشورهای اروپایی نیز برای اتباع ایرانی با محدودیت های بسیار شدیدی مواجه شده است.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">در مسابقات امسال برنامه نویسی دانشگاهی بین المللی، در حدود ۱۰۰ تیم از کشورهای مختلف حضور خواهند داشت. ۲۰ تیم از امریکا، ۱۴ تیم از چین و ۱۲ تیم از روسیه به همراه تیمهایی از کشورهای مختلف دنیا نظیر برزیل، کانادا، ویتنام، مصر، افریقای جنوبی، لهستان، بلاروس، آلمان، اسپانیا، فنلاند، انگلستان، بوسنی، نروژ، استرالیا، نیوزلند، بنگلادش، هنگ‌کنگ، اندونزی، هند، ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، تایوان، کلمبیا، ونزوئلا و مکزیک در مسابقات شرکت خواهند کرد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[شش ماه حبس برای دو دانشجوی دانشگاه تبریز]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/?p=144</link>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 05:37:06 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/04/06/%d8%b4%d8%b4-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d8%a8%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c/</guid>
<description><![CDATA[حسین یوسفی و غفور حبیب پور دو دانشجوی رشته حقوق دانشگاه]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>حسین یوسفی و غفور حبیب پور دو دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تبریز با رای شعبه دو دادگاه انقلاب این شهر به شش ماه حبس محکوم شدند.</p>
<p dir="rtl"> اتهام این دو دانشجو در دادگاهی که به ریاست قاضی حملر برگزار شد، اقدام علیه امنیت ملی اعلام شد.</p>
<p dir="rtl"> همچنین عابد توانچه از فعالان دانشجویی پس از طی مدتی از بازداشتش اخیراً تلفنی احضار شد.</p>
<p dir="rtl"> </p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بیهوشی محمود صالحی، فعال کارگری سقزی در زندان سنندج]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/2008/03/15/%d8%a8%db%8c%d9%87%d9%88%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d9%82%d8%b2%db%8c-%d8%af/</link>
<pubDate>Sat, 15 Mar 2008 16:15:22 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/03/15/%d8%a8%db%8c%d9%87%d9%88%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d9%82%d8%b2%db%8c-%d8%af/</guid>
<description><![CDATA[وز گذشته محمود صالحی براثر بالا رفتن فشار خون در زندان ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>وز گذشته محمود صالحی براثر بالا رفتن فشار خون در زندان سنندج بیهوش و به حالت اغما فرورفت.</p>
<p>نامبرده که از ناراحتی کلیه رنج می برد، بارها به دلیل متغیر بودن فشار خون و وضعیت نامناسب جسمی، بیهوش وتوسط مأموران زندان سنندج به بیمارستان منتقل شده است.</p>
<p>گفتنی است محمود صالحی یکی از فعالان کارگری شهر سقز است که اوایل سال جاری به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم اول ماه مه (روز جهانی کارگر)، دستگیر و از سوی دادگاه انقلاب به یک سال حبس محکوم گردید.</p>
<p>آژانس خبری موکریان</p>
<p></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[گزارشی از رفتار وزارت اطلاعات با دانشجویان زندانی طیف چپ]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/2008/03/15/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac/</link>
<pubDate>Sat, 15 Mar 2008 16:15:21 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/03/15/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac/</guid>
<description><![CDATA[کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید) گزارش تازه ای از و]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید) گزارش تازه ای از وضعیت دانشجویان چپ در زندان و شکنجه های اعمال شده بر آن ها منتشر کرده است. در مقدمه ی این گزارش آمده است: «بنا به اخبار رسیده از طرف دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و با توجه به پیگیری موضوع و تایید صحت خبر از سوی چند تن از فعالان برجسته چپ دانشجویی متاسفانه خیر ذیل با اطمینان کامل از صحت و سقم آن منتشر می شود.». در این گزارش همچنین قید شده است که پنج نفر از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب که اخیرا از زندان آزاد شده اند، محتویات آن را تایید کرده اند:<br /><img src="http://khabarname.wordpress.com/wp-includes/js/tinymce/themes/advanced/images/spacer.gif" width="100%" height="10" alt="More..." class="mce_plugin_wordpress_more"/></p>
<p>نیروهای وزارت اطلاعات ایران که کنترل بند ۲۰۹ زندان اوین را در دست دارند به روشهای غیر انسانی به منظور سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه و برابری طالبانه، روی آورده اند. بعد از بازداشت سری دوم دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، نیروهای وزارت اطلاعات برای گرفتن زهر چشم از زندانیان تازه وارد و به منظور تحقیر آنان اقدام به برپایی جشن تولد برای یکی از دانشجویان می کنند و همه دانشجویان چپ را مجبور به شرکت در این نمایش می کنند.</p>
<p>در میانه این مراسم و در حالی که دانشجویان سعی داشته اند مخفیانه و با نجوا از حال و روز هم مطلع شوند بهروز کریمی زاده و پیمان پیران دو تن از برجسته ترین نیروهای چپ دانشجویی با چشم بند به میان جمع آورده می شوند. با برداشته شدن چشمبند و مشخص شدن چهره این دو زندانی سیاسی موجی از بهت و غم همگان را فرا می گیرد. اوضاع ظاهری و وضعیت جسمانی این دو نفر به قدری رقت اگیز و اسفبار بوده است که تعدادی از دانشجویان بازداشت شده بی اختیار گریه کرده اند. به گفته یکی از دانشجویان دانشگاه تهران هنگامی یکی از دانشجویان زندانی که سعی داشته است در گوش بهروز کریمی زاده به نجوا مطلبی را بیان کند با خنده ی تلخ این فعال دانشجویی روبه رو شده و رو به دانشجوی زمزمه کننده بیان کرده است که قادر به شنیدن نیست و اگر مطلبی دارد در گوش راست وی گفته شود.</p>
<p>دستهای بهروز کریمی زاده تا آنجا که از آستین بیرون بوده مملو از اثر خاموش کردن سیگار بر بدن بوده است و این صحنه وقتی کامل می شود که دانشجویان زندانی متوجه نوع راه رفتن پیمان پیران شده اند.</p>
<p>پیمان پیران تقریبا به جای راه رفتن بر روی زمین می خزیده است و به جای بلند کردن پاها در هنگام گام برداشتن به هر دو پای خود را بر روی زمین می کشیده است. در میانه این به اصلاح جشن تولد پیمان پیران به یکی از دانشجویان دانشگاه علامه گفته است که کف و مچ هر دو پایش بر اثر ضربات کابل مجروح شده است.</p>
<p>متاسفانه به دلیل رعب و وحشت حاصل از فشارهای دهشتناک نیروهای امنیتی ایران بر دانشجویانی که در روزهای گذشته آزاد شده اند هیچ یک از این دانشجویان حاضر به انجام مصاحبه و یا مطرح کردن کامل آنچه که بر آنان رفته است نیست و حتی محکم ترین این دانشجویان در جواب هر سوال از وضعیت زندان و نوع شکنجه ها تنها به گریه کردن اکتفا می کنند.</p>
<p>خبر وضعیت بهروز کریمی زاده و پیمان پیران مربوط به ۲۰ روز پیش بوده و هنگامی مطرح می شود که دو تن از دانشجویان در جلسه ای خصوصی با گریه و نفسهای بریده شده آن را به زبان می آورند و پس از پیگیری شدید تنی چند از حاضران در جلسه و تایید شدن خبر از سوی حاضران در جشن تولد وزارت اطلاعات اکنون به صورت عمومی منتشر می شود. اما متاسفانه این تنها گوشه کوچکی و ناچیز از یک واقعیت تراژیک و تکان دهنده است که شاهدان عینی آن از زیر بار بیان تمام آن شانه خالی می کنند.</p>
<p>از تمامی آزادیخواهان و برابری طلبان جهان درخواست می کنیم نسبت به رفتارهای مغایر با حقوق بشر رژیم جمهوری اسلامی سکوت نکرده و برای آزادی تمامی زندانیان عقیده و بیان که در زندانهای جمهوری اسلامی تحت رفتارهای غیر انسانی به سر می برند تلاش کنند.</p>
<p>« امضاء کتبی ۵ نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب محفوظ است »</p>
<p>اخبار روز</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[خواندنی های انتخابات هشتم]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/2008/03/14/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85/</link>
<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 22:00:43 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/03/14/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85/</guid>
<description><![CDATA[قسم به قبر شش گوش فاطمه زهرا!‏‎
به گزارش خبرنگار روز، ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>قسم به قبر شش گوش فاطمه زهرا!‏‎</p>
<p>به گزارش خبرنگار روز، اخيرا در پي ردصلاحيت علي امامي راد نماينده محافظه کار شهرستان کوهدشت در دوره‌هاي ‏چهارم، ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي توسط شوراي نگهبان، گروهي از هواداران وي قبل با تجمع مقابل شوراي عالي ‏حوزه علميه قم و دفتر آيت‌ الله مومن خواستار اقدام جهت تاييد صلاحيت نامبرده شدند.<br />
<!--more--><br />
آنان اين نکته را به آيت‌الله مومن، عضو فقيه شوراي نگهبان يادآوري مي کردند که مگر امامي راد نبود که در مجلس هفتم! ‏‏(منظور: مجلس ششم) در برابر کساني که طرح براندازي نظام را داشتند ايستادگي نمود.</p>
<p>در جريان اين تجمع سرپرست معترضان - که شهردار سابق يکي از مناطق کوهدشت بوده است - با صداي بلند چندين بار ‏به مقدسات قسم ياد کرد که از امامي پاکتر در کوهدشت نداريم؛ و اين که: " حالا نمي‌گويم اولين، ولي دومين آدم است".</p>
<p>سرپرست اين گروه معترض، همچنين آيت الله مومن را به "قبر‎ ‎شش گوشه فاطمه زهرا" (با قبر امام حسين اشتباه گرفته ‏شده) قسم مي‌داد که براي معترضان دو دقيقه صحبت کند.</p>
<p>‎‎كانديداتوري به سفارش حضرت زهرا</p>
<p>يک کانديداي زن درسمنان مدعي شدحضرت زهرا به وي تکليف کرده" تا درانتخابات شرکت کند". به گزارش البرز، اين ‏کانديداي سمناني مدعيست حضورش درصحنه انتخابات يک تکليف ماورايي بوده وخود علاقه اي به اين حضورنداشته ‏است.</p>
<p>اوکه عمده فعاليتهاي انتخاباتي خود را برجلسات زنانه معطوف کرده دريک سخنراني با "لحني ملتمسانه" مي گويد که ‏‏"وضعيت مالي اسفباري دارد وباسيلي صورت خود را سرخ نگه داشته بطوريکه هم اکنون قادر نيست براي فرزندش يک ‏جفت جوراب بخرد."</p>
<p>اين عوامفريبي درحالي رخ ميدهد که ماجراي شام انتخاباتي وي همزمان با شب 28صفر دريکي ازهتل هاي مشهور شهر ‏همچنان دهان به دهان مي چرخد. وي درجديدترين اظهارات انتخاباتي خود دريک جلسه زنانه ديگر هم گفته است: "زماني ‏كه در مدينه بودم خانم فاطمه زهرا(س) را در خواب ديدم كه به من گفت برو در گرمسار داوطلب شو."</p>
<p>‎‎جنجال "صيغه"</p>
<p>در يكي از شهرهاي غربي كشور، ‌در حاليكه يكي از كانديداهاي زن كه مورد تاييد اصولگرايان است سخنراني مي كند، ‏ناگهان زني به همراه يک کودک وارد‎ ‎ستاد مي شود و سراغ رئيس ستاد ‏‎]‎که شوهر کانديداي مذکور و از چهره هاي ‏سرشناس شهر‎ ‎است‎[‎‏ را مي گيرد و پس از مواجهه با او با فرياد مي زند که تا کي بايد بچه اش بدون‎ ‎شناسنامه باشد و او ‏براي حمايت از برادرش به يک زن و يک کودک بي پناه ظلم کند؟</p>
<p>به گزارش عصرايران، اين زن با صداي بلند به حاضران مي گويد: "اي مردم بدانيد به چه کسي رأي مي دهيد ؛‎ ‎من 8 سال ‏پيش به عقد موقت برادر اين مرد (که او هم از چهره هاي معروف شهر است) در‎ ‎آمدم و اکنون که بچه مان 7 ساله شده، ما ‏را رها کرده و حتي هنوز براي بچه مان‏‎ ‎شناسنامه نگرفته است و وقتي هم که اين مساله را پيگيري قانوني کردم، همين آقاي‎ ‎رئيس ستاد (که مي خواهد زنش را به مجلس بفرستد) با اعمال نفوذهاي گسترده خود نمي‎ ‎گذارد حق من و اين بچه داده شود ‏و الان هم که بچه ام بايدبه مدرسه برود بدون‎ ‎شناسنامه نمي توانم ثبت نامش کنم. من آمده ام بگويم کسي که اين طور حق ‏يک زن و‎ ‎کودک 7 ساله را اين طور زير پا مي گذارد، حالا مي خواهد زن خود را به مجلس بفرستد‏‎ ‎که از حقوق شما دفاع ‏کند؟‎!‎‏"</p>
<p>در واکنش به اين مساله، رئيس ستاد و شوهر کانديداي مذکور ماجرا را انکار مي‎ ‎کند که زن، صيغه نامه اش را نشان ‏حاضران مي دهد و مي گويد حاضر است آزمايش ژنتيک‎ ‎هم بدهد تا ثابت کند که اين چهره معروف شهر، پدر بچه اش ‏است. بر اساس اين‎ ‎گزارش، اين ماجرا که با کش و قوس و دعوا همراه شده، سرانجام با مداخله پليس‎ 110 ‎پايان يافته است!</p>
<p>‎‎جايزه : شترمرغ</p>
<p>يک نامزد ديگر مجلس كه از قضا "كارشناس علوم سياسي" نيز معرفي شده، درمياندوآب اقدام به برگزاري مسابقه اي کرده ‏که جايزه آن شترمرغ است.هرکس بتواند دراين مسابقه انتخاباتي برنده شود يکهزارقطعه شترمرغ دريافت ودرصورتي که ‏نخواهد شترمرغ بگيرد وجه آن را دريافت خواهد کرد.</p>
<p>به گزارش البرز اين کارشناس که اتفاقا "مديريت يک مزرعه پرورش شترمرغ" را هم برعهده دارد ازکساني که مي توانند ‏براساس قوانين جاري راي بدهند خواسته است دراين مسابقه شرکت وجايزه "لذيذ" آن را ازآن خود کنند. وي دراين مسابقه ‏از راي دهندگان حوزه هاي انتخابيه مياندوآب، شاهين دژ و تکاب خواسته است "نتيجه انتخابات روزجمعه" دراين حوزه را ‏پيش بيني کنند. اين نامزد انتخاباتي که ازاين حربه براي توزيع هرچه سريعتر نام خود در ميان مردم بهره برده تاکنون تعداد ‏زيادي ازاين برگه هاي مسابقه را تکثير وتوزيع نموده است.</p>
<p>وي شرط لازم براي حضور دراين مسابقه را واجد شرايط حضور درپاي صندوق عنوان کرده است.</p>
<p>‎‎زد و خورد پليس در جلفا</p>
<p>پس از سخنراني انتخاباتي يک روحاني کانديدا در جلفا، که در بخشي از آن به عملکرد پليس در ايران انتقاد كرده بود بين ‏مردم و پليس برخورد روي داد.</p>
<p>يک سايت خبري با تاييد اين خبر افزوده است: "به گفته ده ها شاهد عيني، يک افسر ارشد پليس در شهرستان جلفا واقع در ‏استان آذربايجان شرقي، با راننده اين کانديداي مجلس هشتم از مرند و جلفا درگير شده و روحاني کانديدا در دفاع از راننده، ‏خود را به محل رسانده و با اين پليس درگير مي شود. در اين ميان برخي از مردم در چهارراه اصلي شهرستان مرزي جلفا ‏به درگيري با پليس پرداختند که چند تن نيز در اثر درگيري مجروح و بازداشت شدند.پس از درگيري استقبال بيشتري از ‏ديگر سخنراني اين کانديدا صورت گرفته است".</p>
<p>جالب اينجاست كه اين کانديداي مجلس هشتم از مرند و جلفا، معاون ارتباطات حوزه رياست قوه قضاييه در مجلس شوراي ‏اسلامي هم هست.</p>
<p>‎‎اشك كانديدا</p>
<p>اما يك سايت محلي نيز از گيلان خبر داده است كه يكي از كانديداهاي انتخابات مجلس در حوزه فومن و شفت وقتي به يك ‏جلسه سخنراني رفته و شنونده اي نيافته، اشكش درآمده است.</p>
<p>اين کانديدا هنگاميكه براي سخنراني دريكي ازمحله هاي شفت مي رود وبا مكان خالي روبرو ميشود، با گفتن "السلام عليك ‏يا ابا عبدالله" به شدت گريه مي کند. وي پس ازچند دقيقه گريه مكان راترك مي نمايد.</p>
<p>از سوي ديگر از انزلي خبر مي رسد در اين دوره بازار داغ تبليغات انتخاباتي وارد سبك جديد الكترونيك و اينترنت شده و ‏علاقه مندان بسياري را دور نامزدهاي فعال در اين زمينه، گرد آورده است. نامزدهاي هشتمين دوره انتخابات مجلس با علم ‏به اين علاقه جوانان، اين روزها اقدام به پخش كارت هاي اينترنتي چندساعته و كارت هاي شارژ ايرانسل و همراه اول در ‏ستادها و سخنراني‌هاي خود در ميان مردم كرده‌اند. معمولاً جلوي ستادهاي تبليغاتي كانديدها عده اي از جوانان به منظور ‏دريافت كارت هاي اينترنتي و تلفن همراه منتظر مي مانند.</p>
<p>‎‎تبليغ با قوطي كبريت</p>
<p>همچنين از شيراز خبر مي رسد كه يك كانديدا شعارهاي تبليغاتي خود را روي قوطي هاي کبريت چاپ وازآن بعنوان ‏تبليغات انتخاباتي بهره گرفته است.</p>
<p>به گزارش البرز، اين کانديداي انتخابات مجلس ازحوزه انتخابيه شيراز "قوطي کبريت " را وارد ميدان اين رقابت کرده. اين ‏کانديدا علاوه برنام خود شعارهايي مانند: "به شايعات توجه نكنيد، كسي ازقبل تعيين نشده است"، " رأي دهيد تا به شما و ‏ديگران ثابت شود كه مهم رأي مردم است "، " زيبايي شهر مهمتر از تبليغات من است " و " سيگار هيزم سلامت سوز " را ‏روي اين قوطي هاي کاغذي چاپ کرده است.</p>
<p>‎‎كتك خوردن استيلي</p>
<p>اما داستان به همين جا ختم نمي شود. عصر ايران گزارش داده است: "حميد استيلي"، فوتباليست و از جمله مربيان فوتبال‎ ‎مطرح ايران که هم اکنون در تيم پيروزي تهران به مربيگري مي پردازد، براي حمايت از يك کانديدا كه گويا پدر داماد ‏محمود‎ ‎احمدي نژاد در حوزه انتخابيه گچساران از توابع استان کهکيلويه و بوير احمد است به اين شهر رفته بوده كه به شدت ‏کتک خورده است. وي براي حمايت از‎ ‎کانديداتوري سردار خورشيدي (پدر داماد محمود احمدي نژاد)در حوزه انتخابيه ‏گچساران‎ ‎به اين شهر رفته بود‎.‎‏ در مقابل غلامرضا تاج گردون، از چهره هاي برجسته اصلاح طلب و معاون‏‎ ‎سابق سازمان ‏مديريت و برنامه ريزي در کابينه خاتمي از اين شهر کانديدا‎ ‎است‎.‎‏</p>
<p>استيلي سه شنبه شب در محل ستاد تبليغاتي سردار خورشيدي و در جمع مردم ناگهان‏‎ ‎با اعتراض برخي از مردم روبه رو ‏شد که به حضور وي به عنوان يک شخصيت ملي براي‎ ‎حمايت از يک کانديداي خاص انتقاد داشتند که با ارايه جواب از ‏سوي استيلي همراه بود‏‎ ‎اما بگو و مگو ها ميان وي و حاضران و در غياب نيروهاي انتظامي به درگيري فيزيکي‎ ‎انجاميد و ‏استيلي مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحيه دنده آسيب ديد‎.‎<br />
‎<br />
گفتني‎ ‎است برخي حاضران در اين ميتينگ انتخاباتي قبل از اين درگيري، عليه وي شعارهايي را‏‎ ‎سر دادند. استيلي ساعاتي ‏پس از اين ماجرا با تني زخمي به تهران بازگشت.‏‎</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[علی قلی زداه، سخنگوی انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود: علت اعتراض، نقض استقلال دانشگاه]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/2008/03/14/%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%82%d9%84%db%8c-%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%87%d8%8c-%d8%b3%d8%ae%d9%86%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/</link>
<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 21:50:17 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/03/14/%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%82%d9%84%db%8c-%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%87%d8%8c-%d8%b3%d8%ae%d9%86%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/</guid>
<description><![CDATA[علی قلی زاده، سخنگوی انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود که خو]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>علی قلی زاده، سخنگوی انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود که خود همانند بسیاری دیگر از دانشجویان این دانشگاه به کمیته ‏انضباطی احضار و به دو ترم تعلیق محکوم شده است، در گفت و گو با روز از بی تدبیری مسئولین دانشگاه شاهرود گفته ‏است که مشکلات صنفی درون دانشگاهی را به معضلی امنیتی در سطح شهر تبدیل کردند.</p>
<p><!--more--><br />
دانشجویان این دانشگاه مدتی پیش اعتراضی مدنی را شکل دادند و مقابل دفتر نماینده این شهر تجمع کردند. اما متعاقب آن ‏‏۲۳ نفراز دانشجویان بازداشت شدند.مصاحبه با علی قلی زاده سخنگوی انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود در توضیح همین ‏اتفاق است.</p>
<p>‎‎علت آغاز اعتراض و تجمع دانشجوها چه بود؟‏‎</p>
<p>از ابتدای ترم جاری بی کفایتی های مسئولان انتصابی دانشگاه، مشکلات بیشماری برای مجموعه دانشگاه و دانشجویان ‏دانشگاه صنعتی شاهرود به وجود آورده است. مسئولان دانشگاه عادت کرده اند که هر گره ساده ای را با دندان باز ‏کنند‎.‎آنچه اعتراضات ساده و معمول دانشجویی در شاهرود را به مسئله ای امنیتی در سطح ملی تبدیل نمود که متاسفانه با ‏بازداشت بیش از ۲۵ دانشجو همراه شد، بی توجهی و عدم حضور رئیس انتصابی دانشگاه شاهرود در تجمعات متعدد صنفی ‏دانشجویان داخل دانشگاه بود که به برگزاری تجمعات خودجوش و گسترده دانشجویی در مقابل فرمانداری و دفتر کاظم ‏جلالی ـ نماینده شاهرود - منجر شد. در حقیقت ناامیدی دانشجویان از مسئولان دانشگاه که حتی حاضر به حضور در جمع ‏دانشجویان نبودند، علت اصلی ادامه تجمعات و راهپیمایی ها دانشجویان دانشگاه های شاهرود به صورت خیابانی بود.</p>
<p>‎‎دانشجویان چه خواسته هایی داشتند؟‎</p>
<p>در صدر خواسته های دانشجویان حل مشکلات آموزشی بود که در پی «بحران قطعی گاز در شاهرود» برای دانشجویان به ‏وجود آمده بود، خصوصا آنکه ترم دوم سال تحصیلی آغاز شده ولی هنوز امتحانات ترم قبل برگزار نشده بود. البته دیگر ‏خواسته های صنفی و فرهنگی مانند اعتراض به کمبود شدید خوابگاه و کیفیت بسیار پایین غذای سلف سرویس دانشگاه، ‏نصب دوربین های مدار بسته در اکثر نقاط دانشگاه، تشدید فشارهای فرهنگی و اجتماعی بر دانشجویان، ایجاد محدودیت ‏برای تشکل های مستقل دانشجویی، انحلال انجمن اسلامی دانشجویان و احضار اعضای آن به کمیته های انضباطی، احضار ‏گسترده عموم دانشجویان به علل واهی مانند عدم رعایت پوشش مورد نظر مسئولان دانشگاه و نهادهای امنیتی - نظامی به ‏کمیته های انضباطی، عدم صدور مجوز نشریات دانشجویی برای بیش از یکسال، نقض استقلال و آزادی های آکادمیک ‏دانشگاه و گسترش فضای پلیسی و امنیتی در سطح دانشگاه صنعتی شاهرود در یکسال و نیم گذشته باعث برگزاری تجمعات ‏اعتراضی مکرر در دانشگاه شاهرود شد‎.</p>
<p>با توجه به عدم پاسخگویی رئیس انتصابی دانشگاه و عدم حضور وی در تجمعات دانشجویی و اتخاذ مشی برخورد نامحدود ‏از طرف وی و مجموعه مدیریت دانشگاه شاهرود، “برکناری رئیس انتصابی دانشگاه صنعتی شاهرود” به خواسته اصلی و ‏شعار “رئیس انتصابی، استعفا استعفا” به شعار اصلی متحصنین بدل گشت.</p>
<p>‎‎مسئولین دانشگاه چه برخوردی با اعتراض های دانشجویان داشتند؟‎</p>
<p>در حقیقت بی توجهی و عدم پاسخگویی مسئولان دانشگاه عامل اصلی گسترش اعتراضات دانشجویی به خارج از دانشگاه ‏بود. همچنین برخی از بازجویان در بازجویی دانشجویان بازداشت شده، صادر کننده دستور اولیه حمله و ضرب و شتم ‏دانشجویان را رئیس انتصابی دانشگاه صنعتی شاهرود معرفی کرده اند‎.</p>
<p>‎‎یعنی رئیس دانشگاه از مسئولین امنیتی خواسته بود دانشجویان را بازداشت کنند؟‏‎</p>
<p>بله. امری که به وضوح نقش مسئولان در دولت نهم را آشکار می کند. البته از مسئولانی که به جای انتخاب با ساز و کار ‏درون دانشگاهی، توسط نهادهای امنیتی - نظامی گماشته می شوند انتظاری غیر از رفتار امنیتی نمی توان داشت. این ‏موضوع گویا سیاست جدید روسای دانشگاه ها در برخورد با دانشجویان شده است که به عنوان نمونه به برخوردهای ‏صورت گرفته با دانشجویان دانشگاه های پلی تکنیک و علامه هم می توان اشاره کرد که بعضا همین روال در مورد آنان ‏صورت گرفته است. اما مسئله تاسف آور دیگر، حضور پیشاپیش برخی از مسئولان دانشگاه در محل نگهداری دانشجویان ‏بازداشت شده، جهت شناسایی دانشجویان است. در حقیقت و در وجه کلان، آنچه مورد اعتراض دانشجویان سراسر کشور ‏منجمله دانشجویان دانشگاه شاهرود قرار گرفته، نحوه انتخاب رئیس و دیگر مسئولان دانشگاه هاست که به جای آنکه مسائل ‏و تصمیم گیری ها درون دانشگاه باشد، در نهادهای خارج دانشگاه صورت می گیرد‎.</p>
<p>به عبارت دیگر “استقلال نهاد دانشگاه از حکومت و نیل به آزادی های آکادمیک” مهمترین خواسته دانشجویان و عدم تحقق ‏آن علت العلل مشکلات نهاد دانشگاه در دوران حاضر است.</p>
<p>‎‎دانشجویان سایر دانشگاه های شاهرود چه واکنشی در مقابل این اعتراضات داشتند؟‎</p>
<p>دانشجویان سایر دانشگاه های شاهرود، خصوصا دانشجویان دانشگاه آزاد شاهرود همراهی قابل تقدیری با دانشجویان ‏دانشگاه ما داشتند. البته باید این نکته مهم را متذکر شوم که تجمعات اعتراضی دو هفته گذشته، هم در دانشگاه صنعتی و هم ‏دانشگاه آزاد به صورت کاملا خودجوش برگزار شد و هیچ یک از تشکل های دانشجویی در برگزاری آن نقش نداشتند، اما ‏شدت برخوردهای غیرقانونی وغیرانسانی با دانشجویان به حدی بود که همه تشکل های دانشجویی دانشگاه صنعتی شاهرود ‏از انجمن اسلامی دانشجویان و شورای صنفی تا حتی تشکلی مانند بسیج دانشجویی آن را محکوم کردند.</p>
<p>‎‎برخورد نیروی انتظامی و ضد شورش با متحصنین چگونه بود؟‎</p>
<p>تجمع روز یکشنبه هفته گذشته دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود، با حمله نیروهای آموزش دیده گارد ویژه ضد شورش به ‏همراه نیروهای پلیس، لباس شخصی و امنیتی روبرو گشت که به بازداشت دست کم ۲۶ تن از دانشجویان انجامید. همچنین ‏در این حمله که نیروهای مذکور دو طرف خیابان را بسته و با باتوم و وسایل ویژه به سمت دانشجویان حمله ور شدند، ‏تعداد زیادی از دانشجویان در حالی که فرار می کردند به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و تعدادی نیز به خانه های ‏مردمی که در منازلشان را برای پناه دادن به دانشجویان باز گذارده بودند، رفتند و یا از کوچه های فرعی فرار کردند‏‎.</p>
<p>همچنین به تعدادی از دانشجویان بازداشت شده در حالی که مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و به داخل مینی بوس های ‏مستقر درمحل منتقل شده بودند، در داخل فضای بسته مینی بوس ها با گاز اشک آور و اسپری فلفل مجددا حمله شد. نیروهای ‏لباس شخصی حاضر در اطراف محل تجمع دانشجویان، با ضربات مشت و لگد دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار ‏دادند.</p>
<p>‎‎در جریان این اعتراضات دقیقا چه تعداد از دانشجویان بازداشت شدند؟‏‎</p>
<p>در جریان این اعتراضات دست کم ۲۲ تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود و طبق آمارهای ما ۴ تن از دانشجویان ‏دانشگاه آزاد بازداشت شدند. هنوز هم تعداد زیادی از دانشجویان مکرر به نهادهای امنیتی احضار و بازجویی می شوند.</p>
<p>‎‎اکنون وضعیت دانشجویان دستگیر چگونه است؟‎</p>
<p>خوشبختانه تمامی دانشجویان بازداشت شده، در پی اعتراضات گسترده دانشجویان در صحن دانشگاه صنعتی شاهرود، آزاد ‏شدند. البته آزادی دانشجویان با اخذ انگشت نگاری و تعهد کتبی در محل بازداشتگاه و پس از چندین ساعت بازداشت و ‏بازجویی ممکن شد. تاکنون نیز تعداد زیادی از دانشجویان مکررا به کمیته انضباطی فراخوانده و تحت تهدید به صدور احکام ‏سنگین انضباطی و قضائی، مجبور به تائید و امضای اعترافنامه و تعهد کتبی می شوند. تعدادی دیگر از دانشجویان نیز ‏مکرر در نهادهای امنیتی بازجویی می گردند، همچنین علیرغم پیگیری دانشجویان، تلفن همراه بعضی از دانشجویان ‏همچنان در اختیار نهادهای امنیتی قرار دارد و به دانشجویان پس داده نشده است‎.‎‏ در واقع با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی ‏که تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها را آزاد و قانونی دانسته، تمامی رفتارهای نیروهای انتظامی، امنیتی و مسئولان کمیته ‏انضباطی دانشگاه غیرقانونی است.</p>
<p>‎‎فکر می کنید مسئولین دانشگاه در آینده چه برخوردی با دانشجویان معترض داشته باشند؟‎</p>
<p>رفتار مسئولان قابل پیش بینی نبوده و نیست. من فقط امیدوارم مسئولان دانشگاه با رفع محدودیت های فرهنگی، سیاسی و ‏اجتماعی و برطرف کردن مشکلات متعدد صنفی - آموزشی، موجب بازگشت آرامش به دانشگاه شوند.</p>
<p>رضا صاحبی</p>
<p>روزآنلاین</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[  ۹ ماه بلاتکلیفی بختیار رحیمی، فعال کارگری، در زندان]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/2008/03/14/%db%b9-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%84%d8%a7%d8%aa%da%a9%d9%84%db%8c%d9%81%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d8%ad%db%8c%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1/</link>
<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 21:49:12 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/03/14/%db%b9-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d9%84%d8%a7%d8%aa%da%a9%d9%84%db%8c%d9%81%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d8%ad%db%8c%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%b1/</guid>
<description><![CDATA[ بختیار رحیمی عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> بختیار رحیمی عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری که در روز ۲۸ تیرماه در پی حمله افراد مسلح به منزلش بازداشت و زندانی شده بود، هم اکنون با گذشت حدود ۹ ماه از زمان بازداشتش، در بند ۲۰۹ زندان اوین و در سلول انفرادی نگهداری می شود.</p>
<p><!--more--></p>
<p>اتهامات این فعال کارگری، شهر مریوان، ارتباط با گروه‌های غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده است. به گفته ی یکی از فعالان سیاسی که به تازگی از بند ۲۰۹ آزاد شده است، بختیارحیمی در طی دوران بازداشت در بند ۲۰۹ تحت فشارهای شدید روانی قرار گرفته است.</p>
<p>وی در طول بازداشت ۹ ماهه خود تنها یک بار به مدت ۵ دقیقه توانسته است با خانواده خود دیدار داشته باشد. این در حالی است که مطابق بخشنامه حقوق شهروندی قوه قضائیه، ” متهمان حق دارند در طول دوران بازداشت با خانواده و نزدیکان خود ملاقات داشته باشند.”</p>
<p>گفتنی است این فعال کارگری، پس از بازداشت ابتدا به زندان سنندج انتقال یافت و پس از ۹۵ روز حبس، به زندان اوین منتقل شد.</p>
<p>گفته می شود، علاوه بر این بازداشت دیگر اعضای کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری در شهرهای پاوه، سقزو اهواز، نیز از سوی نیروهای امنیتی احضار و تهدید شده اند.</p>
<p>کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بیانیه تحلیلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در مورد انتخابات مجلس هشتم]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/2008/03/14/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86/</link>
<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 21:43:20 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/03/14/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%86/</guid>
<description><![CDATA[امروز در شرایطی به استقبال انتخابات هشتمین دوره مجلس ش]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>امروز در شرایطی به استقبال انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی می رویم که شرایط سیاسی حاکم بر جامعه بیش از هر زمان دیگر، آینده ای نامعلوم را در ذهن متبادر می سازد. از سویی شعار «مجلس در راس امور است»، علیرغم قدمت سی ساله، امروز از هیچگونه نمود بیرونی برخوردار نیست و از سویی دیگر مخاطراتی که یکدست شدن بیش از پیش حاکمیت در پی دارد، از دست دادن کورسوهای امید به آینده را غیرعقلایی می سازد. اینجا است که پیچیدگی و تیرگی فضای فعلی، مسیر ارائه پاسخی مستقیم و شفاف جهت برون رفت از موقعیت نامساعد فعلی را مسدود نموده است.<br />
<!--more--></p>
<p>پیدا است که به واسطه نظارت استصوابی شورای نگهبان، دایره بر نخبگانی که می بایست امکان حضور در نهاد قانونگذاری را می داشتند بسیار تنگ شده است و این خود نتیجه استیلای ذهنیت اقتدارگرا بر مراجع نظارتی انتصابی است. همچنین بر پایه مداخلات روزافزون نظامیان و اظهار نظرهای محیرالعقول منتسبین ایشان شاهد ایجاد فضای میلیتاریستی در کشور هستیم که این مداخلات در تقابلی مطلق با رویه سال های آغازین انقلاب به سر می برد. در چنین فضایی، در میان حیرت نخبگان سیاسی، مطرح کردن پدیده ای جدید همچون «مهندسی انتخابات» به امری مشروع بدل گشته است. جای این سوال وجود دارد که در شرایطی که اینان خود پرشور بودن انتخابات را مایه دلسردی دشمنان جمهوری اسلامی عنوان می کنند، در مورد تبعات این مهندسی دلسوزانه بر میزان مشارکت در انتخابات، چه توضیحی خواهند داشت. عجیب تر آنکه جسارت طراحان اینگونه مقولات به حدی رسیده است که پاسداشت آرمان های انقلاب را بهانه عمل خود قرار داده و بدین گونه هر انتقادی را آب به آسیاب دشمن ریختن توصیف می نمایند. برداشت اینان از عنوان کلی «آرمان های انقلاب» نیز به اندازه ای موهوم است که گویی اینان از یاد برده اند «آزادی انتخابات» از اصول اولیه انقلاب سال پنجاه و هفت بوده است و همچنین به فراموشی سپرده اند که عدم دخالت نظامیان در سیاست، میراث بنیانگزار همان انقلابی است که سنگ آن را بر سینه می زنند. تنها در سایه چنین نسیانی است که منافع سیاسی جناحی خاص از پدیده هایی همچون «نظارت استصوابی»، «دخالت نظامیان» و «مهندسی انتخابات» پرده پوشی می گردد. حتی اگر از همه این براهین صرفنظر شود، چگونه می توان سنخیت میان دفاع از برگزاری انتخابات آزاد در کشوری عرب زبان را با نحوه برخورد با پدیده انتخابات در داخل مرزهای کشور توجیه نمود.</p>
<p>جدای از مطالب ذکر شده، توزیع نامتناسب قدرت در ساختار سیاسی کشور به گونه ای است که حتی با فرض آزاد بودن انتخابات نیز نمی توان به انتظار تغییری شگرف در رویکرد فعلی حاکمیت نشست؛ توزیع قدرتی که ریاست جمهور مملکت را به نقش تدارکاتچی تنزل می دهد و نمایندگان ملت را به وکیل الدوله تیدیل می کند. چه اینکه این تغییرات همه در راستای تبدیل «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی» است؛ عنوانی که گروهی از به کار بردن آن پروایی ندارند؛ تفسیری مبتنی بر قرار گرفتن قدرت در دست اشخاص یا شخصی خاص. اینگونه است که عیار شعار «میزان رای ملت است» محک می خورد، محتوای آن قلب می گردد و مفاهیمی نه آنچنان نوظهور بسان «اطاعت» و «ذوب» باز تولید می گردند.</p>
<p>تاملی کوتاه بر آنچه عنوان شد، هویداگر تصویری است کوتاه از دیوارهایی عظیم که  در مسیر توسعه سیاسی بنا شده است. با پرده برداری از چنین رونمایی، سوالی که به ذهن خطور می کند آن است که شرکت در انتخابات چه توجیهی می تواند در بر داشته باشد.</p>
<p>در مواجهه با اقتدارگرایی حاکمیت نمی توان جز دو گزینه متصور شد: انقلاب یا رفرم. چه گزینه سوم، کنج عزلت اختیار کردن است و تنگ تر شدن دایره خودی های حکومتی را به نظاره نشستن. گزینه نخست، انقلاب، نقاشی کردن مدینه ی فاضله ای است که بر پایه آرمان های رویا گونه یک ملت، تکمیل می گردد. در خلال بازگشت به تاریخ است که این نقاشی بهتر دیده می شود. تاریخ دگردیسی انقلابات از درسی یگانه آواز می سازد: ناکامی. نابخردانه خواهد بود اگر با عنوان کردن استدلالات انتزاعی، درس یگانه تاریخ به فراموشی سپرده شود. پذیرش این نکته، هر چند با اکراه و به اجبار و اضطرار، تنها یک نتیجه را در بر دارد: ایمان به فضیلت رفرم. رفرم یا اصلاح، سیاست ورزی است مبتنی بر آزمون و خطا که بنا به ماهیت و قائم به ذات خود، در هر برهه زمانی با کامیابی ها و ناکامی های پی در پی همراه است. اگر چه در این گونه حرکات، تغییرات اصولی محتمل است و گاه ضروری، اما با بیشینه پایداری و کمینه خشونت، مقید به احتیاط و مبتنی بر درس گرفتن از گذشته و علی الخصوص اجتناب از اعتماد کردن به وعده های بزرگ. از این منظر، گذار به دموکراسی در جامعه اسیر اقتدارگرایی، تنها با تکیه بر امید به آینده روشن میسر می گردد. در مسیر این امید، کورسوهای ظریف و روزنه های باریک نیز نادیده انگاشته نمی گردند. اینگونه، با جایگزینی مفهوم «تمرین مداوم دموکراسی»، دیگر پذیرفتن شرایط حداقلی، تعبیر آب در هاون کوبیدن نخواهد داشت.</p>
<p>در شرایط کنونی هم چنانچه از این دریچه به موضوع نگریسته شود، می توان مصادیق زیادی از این امید را برشمرد که گاه جنبه سلبی و گاه ظاهر ایجابی به خود می گیرند: امید به جلوگیری از یکدست شدن حاکمیت، امید به جلوگیری از خطر خانمانسوز جنگ، امید به ظهور تک صداهایی هرچند خفیف اما موجود؛ و در یک کلام: امید به آینده. چنین امیدهایی نمایانگر توجیهی است برای شرکت در انتخاباتی که در آن شرایط چندان مساعدی دیده نمی شود. انتخاب پارلمانی که اکثر کرسی های آن بواسطه «مهندسی انتخابات» از پیش تعیین گشته و با این وجود روزنه های امیدی همچنان باقی گذاشته شده است.</p>
<p>در شرایط کنونی به نظر می رسد که هیچ یک از مراحل لازم جهت ایجاد عزم عمومی برای مشارکت و یا عدم مشارکت در انتخابات به درستی طی نشده است. تاسف برانگیز است که تصمیم گیری در مورد امری تا این حد مهم باید در چنین وضعیتی صورت گیرد. چه اینکه پیش بینی ناپذیری اقدامات کارگردانان صحنه انتخابات، پیش از این فرصت کافی را برای سنجش سودها و هزینه های احتمالی از «شهروندان درجه دوم» سلب نموده بود. بدین ترتیب آنچه پیش رو است، چشم اندازی است که با مطالب ذکر شده به دوگانه ای پیچیده بدل گشته است. و آنچه مسلم است حکایت انتخابی است پیش از انتخابات رسمی: خیانت به آرمان های رویاگونه و یا خیانت به روزنه های امید.</p>
<p>انجمن اسلامی دانشجویان</p>
<p>دانشگاه صنعتی شریف</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مبنی بر عدم شرکت این اتحادیه دانشجویی در انتخابات مجلس هشتم]]></title>
<link>http://khabarname.wordpress.com/2008/03/14/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%aa%d8%b1-%d8%aa%d8%ad%da%a9%db%8c%d9%85-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d9%85%d8%a8%d9%86/</link>
<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 21:42:29 +0000</pubDate>
<dc:creator>khabarname</dc:creator>
<guid>http://khabarname.fa.wordpress.com/2008/03/14/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%aa%d8%b1-%d8%aa%d8%ad%da%a9%db%8c%d9%85-%d9%88%