<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>اسرائيل،-فلسطين &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/اسرائيل،-فلسطين/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "اسرائيل،-فلسطين"</description>
	<pubDate>Fri, 10 Oct 2008 20:05:57 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA["چمران" در مرز لبنان و اسرائیل هم "شریعتی" می خواند]]></title>
<link>http://mouhajer.wordpress.com/?p=578</link>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 06:15:32 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
<guid>http://mouhajer.fa.wordpress.com/2008/06/20/%da%86%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d8%b2-%d9%84%d8%a8%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84-%d9%87%d9%85-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%b9%d8%aa%db%8c/</guid>
<description><![CDATA[
مهمان شب گذشته برنامه تلویزیونی مثلث شیشه ای ، مهندس م]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><a href="http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/06/94680_158.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-581 aligncenter" src="http://mouhajer.wordpress.com/files/2008/06/94680_158.jpg" alt="" width="425" height="315" /></a></p>
<p>مهمان شب گذشته برنامه تلویزیونی مثلث شیشه ای ، مهندس مهدی چمران ، عضو شورای شهر تهران بود.<br />
او در این گفت وگو درباره برادرش ناگفته های جالبی را مطرح کرد و همچنین به سوالات رضا رشید پور ، مجری این برنامه در باره تصمیمات اخیر شورای اسلامی شهر تهران نیز پاسخ گفت که در زیر می آید:</p>
<p><span style="color:#ff0000;">چمران:</span>سلام عليكم شب شما و همه بينندگان انشاالله كه بخير باشد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">رشید پور: </span>بسيار سپاسگزارم خيلي لطف كرديد. شما در قاب تصوير، همينطور در قاب عكس، شخصيت خيلي آرام با متانت كلام و يك چهره پرانرژي را به ثبت مي رسانيد اين باعث مي شود كه خبرها و چالش هايي كه مربوط به شما است با نرمش بيشتري دنبال كنيم. من قبل از اينكه وارد شخصيت آقاي دكتر چمران نازنين بشويم مي خواهم از شما ابتداي برنامه مجوز بگيريم كه در بخشي از برنامه به نقد خود آقاي مهندس چمران هم بپردازيم، مي شود؟<br />
<!--more--></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>اگر چيزي براي نقد داشته باشيد در خدمتتان هستم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-اگر مثلث شيشه اي چيزي براي نقد نداشته باشد تعطيل ميشود.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>چون مثلث نمي تواند شيشه اي باشد، چون بايد هرم باشد. چون بايد حجم داشته باشد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-خوب اگر هرم باشد كه مي شود هرم؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>بله مثلث شيشه اي ، چون مثلث از سه خط تشكيل شده و خط هم حجم ندارد ،شيشه حجم دارد بنابراين خود مثلث شيشه اي را مي شود نقد كرد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-چه ايرادي دارد، هم نقد كنيم و هم نقد بشنويم. اين چيزي كه گفتيد نشان مي دهد كه ذهن يك مهندس هميشه پويا است، يعني نقد خيلي جالبي بود كه من تاحالا نشنيده بودم كه به اسم برنامه اينطوري نقد شود. انشاالله شما هم به من اجازه مي دهيد به همين دقت و ريزبيني شما را نقد كنم. </span><br />
<span style="color:#0000cd;">منتها قبل از آنكه وارد آن فضا شويم من يك دستنوشته اي مي خوانم، البته دستنوشته نيست برگرفته از يك دستنوشته از شهيد بزرگوار دكتر چمران است، بعد از همين دستنوشته گفتگو را در باب شخصيت اين بزرگوار آغاز خواهيم كرد. زيبا نوشتند.</span></p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/06/94679_813.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-579 aligncenter" src="http://mouhajer.wordpress.com/files/2008/06/94679_813.jpg" alt="" width="450" height="319" /></a></p>
<p><span style="color:#0000cd;">"اي قلب ! من اين لحظات آخرين را تحمل كن به شما قول ميدهم كه پس از چند لحظه همه شما، اعضا و جوارح در استراحتي عميق وابدي آرامش بيابيد"</span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">در جايي ديگري نوشته اند كه"زيباترين لحظات حياتم اوقاتي بود كه كاملا يقين داشتم در آغوش مرگ فرو مي روم. و هيچ انتظاري از كسي نداشتم و هيچ آرزويي در سر نمي پروراندم. ستارگان آسمان در آن شب صاف، زيبا و انقدر دل انگيز بودند كه كمتر نظير آن را ديده بودم ، از اعماق آسمان بلند در دامان سكوت كهكشاني ، چه زمزمه هاي اسرار آميزي شنيدم."</span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">اين دو دستنوشته كوتاه به من نشان مي دهد كه آقاي دكتر چمران از اين آرامش ابدي استقبال هم مي كردند، چون تصديق ميكنند كه زيباترين لحظات حياتم اوقاتي بود كه كاملا يقين داشت در آغوش مرگ فرو مي رود.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>اگر اجازه بفرماييد آن دستنوشته اول به قلبش خطاب مي كند، البته بقيه اش اينجا نيست ، من دارم. بعد به چشمش بعد به دستانش بعد مي گويد آبروي من را حفظ كن و در پايان مي گويد ميخواهم رقص من در برابر مرگ زيبا باشد اين آخرين دستنوشته هاي دكتر چمران است، در حالي كه از جاده اهواز سوسنگرد به طرف دهلاويه محل شهادت مي رفت در اتومبيل نگاشته و لرزش اتومبيل درست و به خوبي در خطوط احساس ميشود.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-آن دستنوشته را اينجا داريد؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>دستنوشته را چاپ شده اش را دارم ولي بقيه دست نوشته ها را دارم چون تكه هاي كاغذ خاصي بود و نمي خواستم به خاطر آن هويت تاريخي اش همراه بياورم.</p>
<p>در جيب لباسش گذاشته بود و وقتي به شهادت رسيد، دوستاني كه انجا بودند لباس او را به عنوان تبرك تكه تكه كردند و بردند و اين دو جيب را به من دادند كه يك خودكار، يك قران كوچك و اين دستنگاشته هاي بسيار زيبا بود كه شايد لحظاتي، همين كه مي گويد چند لحظه بعد به شما آرامش ابدي مي دهم، لحظاتي قبل از شهادت خودش و قبل از اينكه به دهلاوي برسد نگاشته و در جيب به عنوان آخرين يادگارش گذاشته بود.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-چه چيزي بايد در درون آدم باشد كه خودش بنويسد من دارم به آغوش مرگ فرو مي روم و آرامش ابدي، من گمان مي كنم كه خيلي مردانگي مي خواهد خيلي سخت است.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>بله، من خودم نمي دانم،درك نمي كنم، نمي فهمم چون اين مسائلي نيست كه آدم راحت درك كند كه شهيدي به سوي شهادت مي رود و مي نويسد من آخرين لحظات زندگي ام است به پاهايش مي گويد ديگر شما را اذيت نمي كنم، آزار نمي دهم، خسته تان نمي كنم به بدنش مي گويد شما را بي خوابي نمي دهم ، به چشمانش مي گويد تيزبين و دقيق باشيد به دستانش مي گويد قوي و توانمند باشيد ؛ چون مي خواهم اين رقص من در برابر مرگ زيبا باشد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-اين يك خصلت جاودانه در ذات ادمهايي است كه به اسطوره تبديل مي شوند، هرچند وقتي صحبت از اسطوره مي كنيد نمي توانيم مقياس هاي زندگي اين آدمهاي بزرگ را تطبيق بدهيد با زندگي امروز، و شايد اين باعث ميشود كه ما فاصله بگيريم با آن فرهنگ ناب،اما در هر صورت يك خورده جاي حساب و كتاب است، كه وقتي ميخواهيم در روزگار امروز يك هزار توماني خرج كنيم در ذهنمان دو هزار بار حساب كتاب مي كنيم، چطور مي شود آدمي با اين آرامش از رفتن به آغوش مرگ صحبت كند؟</span></p>
<p>شايد ربط داشته باشد به سوالي كه ميخواهيم امشب از شما بپرسيم،و شما هم اگر اهل انديشه هستيد از زاويه اي به ما كمك كنيد ،گفتم كه امشب ميخواهيم زاويه هاي ناشناخته اي از زندگي دكتر چمران را به شما نشان دهيم، به عنوان مثال اين اثري كه البته اصل نيست و چاپ شده است، يك نقاشي خيلي زيبا است.</p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>البته من توضيح مي دهم كروكي كوچكي كرده بعد كشيده، اندازه اش بزرگتر است حدود پنجاه در هفتاد، زير كروكي نوشته خروش شهيد،يعني يك اسب نمي خواسته بكشد به عنوان خروش شهيد اين نقاشي را مطرح كرد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-ياد اين شعر زيبا افتادم كه مرا اسب سفيدي بود روزي ، شهادت را اميدي بود روزي ، كه در اين اثر نقاشي خيلي زيباست. شايد كمتر از دوستان خوب من، مخصوصا دختر و پسرها كه جوانتر هستند مي دانستند كه دكتر چمران نقاش هم بوده، و سر ذوق گاهي اوقات قلمش را روي بوم سفيد رنگ به رقص در مي آورده، همينطور كه از رقص زيبا در مقابل مرگ صحبت كرده.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>اين نقاشي را به عنوان "يخروجهم من الظلمات الي النور" نامگذاري كرده خودش، يك انسان كاملا ايروديناميك به اصطلاح كه از درون ظلمات به نور عروج مي كند و بالا مي رود.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-خيلي خوب است، من اينجوري اثرها را نشان بدهم شما توضيح بدهيد در موردش. اين هم اثر ديگري از شهيد دكتر چمران است.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span> اين تخلص خودش را در نوشته ها و اشعاري كه داشته به شمع تخلص مي كرده، بعد زير اين نقاشي نوشته ميخواهم شمع باشم و بسوزم و دنيا را روشن كنم و ظلمت را فراري دهم البته يكي از زيباترين نقاشي هاي اوست.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-حرفه اي كه نقاشي را دنبال نمي كردند؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>چرا ايشان به طور كلي خطاطي، نقاشي، عكاسي حتي عكاسي كه در تاريكخانه كار مي كرد و كارهاي هنري انجام مي داد.اين نقاشي ها را زماني كه وزير دفاع در ايران بوده بعد از نيمه هاي شب كشيده .</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-يعني در خلوت نيمه شب</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>بله، بعد از يازده و دوازده شب تازه اين نقاشي ها را ترسيم كرده.</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/06/94678_409.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-580 aligncenter" src="http://mouhajer.wordpress.com/files/2008/06/94678_409.jpg" alt="" width="235" height="284" /></a></p>
<p><span style="color:#0000cd;">-من در عين حال كه اين اثرهاي نقاشي زيبا از دكتر چمران را داريم تماشا مي كنيم ميگويم كه مراسم دعاي پرفيض كميل فردا از محل دهلاويه براي شما به همين مناسبت پخش خواهد شد از شبكه پنج تلويزيون كه اميدوارم اهالي دل ، ما را هم دعا بفرمايند در عين حال كه از تلويزيون تماشا ميكنند يا در انجا حضور دارند.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>اين نقاشي انفجار قلب است، دكتر چمران خيلي زجر و درد و ناراحتي كشيده بود و گاهي اوقات مي گفت قلبم به حالت انفجار رسيده و اين قلب اوست كه انفجار يك قلب پردرد و رنج است و آن نقاشي قبلي هم انفجار نور بود و سقوط بت ها كه خانه كعبه را نشان داد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-بسيار خوب باز آثار ديگري است كه لابلاي برنامه به شما نشان خواهم داد . آقاي مهندس چمران شخصيت هاي كمي ، هم سابقه نظامي داشته باشد و هم علايق و ذوق اينجوري فرهنگي و هنري يافت ميشود در تاريخ ما، شايد يك نمونه ي ديگرش سيد شهداي اهل قلم شهيد آويني نازنين باشد، مي خواهم از اشتراكات تفكر دكتر چمران با دكتر مرتضي آويني بپرسم ، يك جايي هم در سخنراني تان ،كه امروز به خاطر تحقيق برنامه فيلمش را تماشا ميكردم، از تاثير پذيري دكتر چمران از برخي از صحبت هاي دكتر شريعتي صحبت كرديد كه هر دو بعد را مي خواهم در برنامه امشب كوتاه براي ما توضيح بفرماييد.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>شهيد آويني اتفاقا هم دانشكده اي خود من بوده، منتها در سالهاي بعد از اينكه من از دانشكده فارغ التحصيل ميشدم او پاي به دانشگاه گذاشت و رشته معماري را خواند.</p>
<p>بنابراين آن احساسات ،عواطف هنري و آن نرمش دقيقا در خودش داشت و دكتر چمران هم همينطور،منتها شهيد آويني در جبهه جنگ شجاعانه و گستاخانه به پيش مي آمد براي انجام كار هنري خودش، شهيد دكتر چمران هم براي كار هنري خودش پيش مي آمد، يعني اتفاقا آن چيزي كه همراه خودش از تهران برد، يك دوربين كاملا حرفه اي بود، براي اينكه عكس بگيرند.</p>
<p>بسيار جالب است كه اين دوربين بعد از شهادتش به دست يك آقايي افتاده بود و يك حوادث عجيب و غريبي پيش آمد بعد به دست من رسيد، و يكي از زيباترين عكسهاي شهيد چمران را در اين دوربين ديدم كه فرزند امام و موسي صدر در خانه خودشان، و خانه خاله شان از دكتر چمران گرفته بود و چاپ هم نشده بود و آن فردي كه دوربين به دستش رسيده بود، اين را چاپ كرده و ديد دوربين عكس هاي دكتر چمران است، در اهواز يك نصف شبي آمد و به من داد،دوربين را به جبهه برده بود به خاطر تصوير كشيدن مسائل هنري و ليكن كار اصلي او دفاع از خاك و ميهن و جنگيدن و بويژه مديريت كردن يك سيستم جنگ نويني بود كه به ملت ما، مردم ما، رزمندگان ما و حتي متخصصين جنگ ما ارائه داد، كه بعدا همان سيستم ديديد پياده شد و به موفقيت انجاميد به عنوان يك فرمانده نظامي، در ارتباط با دكتر شريعتي آنها همديگر را نديده بودند،ارتباطي هم با هم نداشتند ولي با كتابهاي دكتر شريعتي آشنا بود و بسيار علاقه داشت، دو تا عكس از او است كه در سنگرهاي مقابل اسرائيل در بالاي ارتفاعاتي به نام تل مسعود و تل شلعبون در نزديكي بيت الجبيل مرز اسرائيل و لبنان است نشسته است در نور شب كتاب كوير دكتر شريعتي براي اولين بار به دستش رسيده و مي خواند.</p>
<p>ما يك تنديسي از همين عكسي كه داشتيم توسط يكي از هنرمندان ساختيم و در خانه پدري مان كه در منطقه بازار است ميدان حضرت سيداسماعيل و يا چاله ميدان آن خانه حفظ شده و انشاالله در پنجم تير افتتاح خواهد شد تنديس زيبايي از همان حالت در حالي كه دكترچمران مشغول مطالعه كتاب كوير در سنگر است.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-من اتفاقا مي خواستم بگويم اين دو كتابهايي كه به قلم دكتر چمران است : خدا بود و ديگر هيچ نبود و نيايش هاي شهيد مصطفي چمران كه من قبلا اين كتاب خدا بود و ديگر هيچ نبود را مي خواندم مي ديدم كه خيلي اين تاثير پذيري فكري از دكتر شريعتي در ذهن دكتر چمران وجود داشته،شما ترجيح مي دهيد من از اين كتاب چند جمله اي بخوانم يا شما از دستنوشته هاي برادر بزرگوارتان بخوانيد.<br />
</span><br />
<span style="color:#ff0000;">*</span>فرق نمي كند، شما هم بخوانيد منتها شما بحثي از آرزو كرديد، من بلافاصله دست نگاشته اي از شهيد چمران را پيدا كردم است در اين نمونه برايتان بخوانم كه چه آرزوها چه مي تواند باشد.</p>
<p>اجازه بدهيد بخوانم و توضيح هم ندهم : خدايا، بگذار كه نمونه ي خوبي باشم، بگذار كه سمبل عشق و محبت باشم، بگذار كه مظهر ايثار و فداكاري باشم، بگذار معياري خدايي باشم كه جز خواسته تو عمل نكنم، جز به اراده تو تسليم نشوم ، جز سوختن در راه تو پاداش نخواهم ، جز غم و درد پناهگاهي نداشته باشم، جز قلب مجروح انيسي نداشته باشم. حالا طولاني است از بقيه اش مي گذرم.</p>
<p>- اين متنش را در دسامبر 1975 نوشتند: آمده ام با ديده اشك آلود، قلبي خونين و روحي مايوس تا از روي حقيقتي پرده برگيريم. حقيقتي دردناك و كشنده كه تا اعماق استخوان هايم را مي سوزاند و آسمان روح ام را مكدر مي كند و پوچي دنيا را نمايان مي سازد. واي به وقتي كه انقلابي از جان گذشته اي سخن از پوچي بگويد و به ياس فلسفي دچار شود، هستند كساني كه جز به مصالح خود نمي انديشند و احساس آنها از ابعاد حجمشان تجاوز نمي كند، از روي ضعف، شكست و تنبلي به پوچي مي رسند، زيرا خودشان پوچ هستند و جز به مصالح خود به چيز ديگري فكر نمي كنند لذا افكارشان نيز دچار پوچي مي شود.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-من اجازه مي خواهم كه باز دقايقي را شاعرانه سپري كنيم در مورد دكتر چمران بعد بپردازيم به آن بخش پرحرارت اجتماعي با حضور رييس شوراي شهر.</span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">يك چيزي مي گويم به دوستان جوانم البته مي دانم يك خستگي ناشي از مدرنيته است، چرا؟ براي اينكه بعضي اوقات احساس ميكنيم كه اولين نشانه مدرنيته اين است كه آدم از اصالت هاي مذهبي خودش فاصله بگيريد،خيلي بي تعارف بگوييم خيلي از ما نماز نمي خوانيم براي اينكه بگوييم ما با كلاس هستيم، با پرستيژ هستيم.</span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">مخصوصا دوستان جوانترم به همين خاطر نماز نمي خوانيم و اين نماز نخواندن بين ما و خداي خودمان فاصله مي اندازد، من نمي گويم كسي كه نماز نمي خواند خدا را اصلا دوست ندارد، شايد هم دوست دارد ولي تو با كسي كه دوستش داري اگر حرف نزني كم کم اين قهر و فاصله زيادتر ميشود.</span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">يك چيزي اينجا ديدم در آلبوم دكتر چمران گفتم براي دوستان جوانترم بخوانم خيلي زيباست. ايشان نوشته است نمازهايت را عاشقانه بخوان حتي اگر خسته اي يا حوصله نداري، قبلش فكر كن چرا داري نماز مي خواني و با چه كسي قرار ملاقات داري؟</span><br />
<span style="color:#0000cd;">آن وقت كم كم لذت ميبري از كلماتي كه در تمام عمر داري تكرارشان ميكني ولي از تكرارشان لذت مي بري. تكرار هيچ چيز جز نماز در دنيا قشنگ نيست . </span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">يك عكسي هم اينجا است دكتر چمران به اتفاق عده اي در كنار سنگر در حال نماز خواندن هستند، من اين عكس را نشان مي دهم آقاي مهندس چمران هم يك توضيحي مي دهند.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>البته اين عكس متاسفانه كامل نيست، كاملش خيلي زيباتر است در منطقه اي به نام عباسيه اين طرف كرخه كور ما بوديم كه رودخانه ي خيلي كوچك ، آن طرف هم دشمن بود.</p>
<p>زير آتش گلوله و خمپاره هاي دشمن كه تمام ديواره هاي كاگلي خانه خراب شده، درست به تاسي از ظهر عاشوراي امام حسين (ع) سرور شهيدان تعدادي از بچه ها رفتند روي ديوارها ايستادند، كشيك مي دهند و حفاظت مي كنند واين دوستان با دكتر چمران ايستادند نماز ظهرشان را به جماعت ميخوانند.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-زنده باشيد اميدوارم كه واقعا نمازهاي را عاشقانه و با دقت بخوانيم و آخرين جمله اش خيلي قشنگ بود : تكرار هيچ چيز در دنيا جز نماز قشنگ نيست . الا بذكر الطمئن القلوب وقتي فكر خدا و ياد خدا را ميكني خيلي لذت و آرامش مي دهد.</span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">يك دستنوشته اي را هم آقاي مهندس چمران مي خوانند با اين دستنوشته بخش تحليل شاعرانه شخصيت دكتر چمران را به پايان مي رسانيم تا چند سوال چالشي اجتماعي شهري از آقاي مهندس بپرسيم.</span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">اين دستنوشته را خوب گوش كنيد تا يك بخشي پخش شود برگرديم وارد پروژه ي جديدي از گفتگوي امشب شويم</span></p>
<p><span style="color:#0000cd;">خدايا، خدايا به هركه دل بستم تو دلم را شكستي، عشق هركس را به دل گرفتم تو او را از من گرفتي ، هركجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم تو يكباره همه را برهم زدي، در ميدان طوفان هاي وحشت زاي حوادث رهايم نمودي تا هيچ آرزوي در دل نپرورم و به هيچ چيزي اميد نداشته باشم خدايا ، تو اينچنين كردي تا به غير از تو محبوبي نگيرم و به جز تو آرزويي نداشته باشم و جز تو به چيزي يا كسي اميد نبندم و جز در سايه توكل به تو آرامش و امنيت احساس نكنم، خدايا تو را بر همه اين نعمت ها شكر مي كنم.من فكر مي كنم ما هم بايستي به همه نعمتهاي خدادادي اينگونه شكر كنيم انشاالله.<br />
</span><br />
<span style="font-weight:bold;">-يك بخشي كوتاه را ببينيد برگرديم فضاي گفتگو را تغيير مي دهيم.</span><br />
<span style="font-weight:bold;">پخش تصاوير و سخنان شهيد مصطفي چمران<br />
</span></p>
<div><span style="font-weight:bold;"> </span></div>
<p><span style="color:#0000cd;">-اين نواي دلنشين با تصاوير و صحبتهايي كه پخش شد حسن ختام زيبايي باشد در مورد گفتگو شخصيت آقاي دكتر چمران نازنين كه دست نوشته هاي او بعد معنوي و روحي و عاشقانه و هنري او در چنين روزهايي بايد مورد تحليل بيشتر قرار بگيرد ، ما هم به سهم و نوبت خودمان بخشي از برنامه را به اين قضيه اختصاص داديم. الان مستقيم مي رويم سراغ خود آقاي مهندس چمران، چند سال كوچكتر هستيد از آقاي دكتر چمران هستيد؟<br />
</span><br />
<span style="color:#ff0000;">*</span>نه سال</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-انشاالله كه سايه شما مستدام باشد. بزرگترين اشتراك شما با دكتر چمران چيست؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>بزرگترين اشتراك از نظر ظاهري و قاعدتا برادري است، اشتراك مهمي است.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">- من از آن مهمتر مي خواهم اشتراك فكري، اشتراك هنري يا ذوقي يا چيزي در اين مايه ها را از شما بدانم.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>اشتراك برادري بسياري اشتراكات ديگري مي آورد بنابراين تفكر در زمينه هاي مختلف و آن نزديكي ها و قرابت ها و هم فكري ها قاعدتا به دنبال همين برادري مي تواند به وجود آورد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-پس شما يك حجم عظيمي از اشتراكات را مطرح مي كنيد.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>من بسيار بسيار خودم را كوچكتر از آن مي دانم كه بتوانم واقعا اشتراكاتي با اين روح بزرگ، با اين شخصيت والاي انساني را بتوانم برشمرم و اصولا خودم را در آن جايگاه نمي توانم ببينم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-بزرگترين اختلافتان با دكتر چمران در چيست؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>قاعدتا آن قدرت و توانمندي، آن ذهن خلاق، آن نبوغ، نبوغي كه در علم بخصوص رياضيات و هندسه و فيزيك، يك دانشمند بزرگ هسته اي در دنيا آن هم امريكا دانشگاه بركلي كسي هم پاي او نباشد و همين كتاب خدا بود وديگر هيچ ، مي خوانيم كه مي گويد خاك پاي من هم آنها به حساب نمي آينداين خيلي تفاوت داشت با اوني كه من بودم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-پس بزرگترين اختلاف را در سطح علمي مي دانيد؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>بحث عرفاني هم همينطور است، يعني اصولا بسياري از آن روحيات و مسائل و درك آن تفكر و بينش براي شخص من قابل درك نيست، انچنان بزرگ است، كه ميخوانم لذت مي برم مي فهمم ولي درك عملي اش برايم بسيار مهم است.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-بسيار خوب، باز يك قدم جدا ميشويم از اين فضا، ديروز شما يك مصوبه اي در شوراي شهر تصويب كرديد كه مشتركيني كه برق خيلي زيادي مصرف مي كنند اشتراك شان قطع شود، يا برقشان براي مدت محدودي قطع شود خيلي شفاف راجع به اين قضيه توضيح دهيد، اين كار وزارت نيرو است اصولا، چرا شوراي شهر؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>خيلي صريح و بي مقدمه .</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-چون زمان ما خيلي كم است، كانال را عوض كرديم.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>كانال را شديدا عوض كرديد. ما هفته ي گذشته در جلسه اي كه داشتيم رئيس برق منطقه تهران حضور پيدا كردند، ما از ايشان خواسته بوديم و خود سازمان برق اين كار را كرده بود، كه برنامه بلند مدتشان را براي شهر تهران ارائه بدهند.</p>
<p>اين در برنامه ريزي هاي شهر تهران از همه منابع ديگر، آب ،برق، فاضلاب و غيره مي خواهيم كه اين برنامه ها را ارائه دهند تا آن برنامه چشم انداز بيست ساله اي كه ما براي تهران ترسيم كرديم براساس آن بشود حركت كرد.</p>
<p>يعني اين برنامه چشم انداز را بتوانيم پياده كنيم. در آن هفته كه سازمان برق حضور داشتند مطرح شد و ما خواهش كرديم در اين جريانات شما بياييد و كاري كنيد، آنها كه زيادتر از حدمعمول مصرف دارند يا بي جا مصرف مي كنند چون مردم، به كرات خود شما هم حتما ديديد كه واقعا دقت مي كنند در خانه ها ،در جاهاي ديگر، بعضي ها تا يك چراغ روشن مي شود بلافاصله تا كارشان تمام مي شود خاموش مي كنند.</p>
<p>حتي در دفتر من ديدم از اتاقش مي خواهد بيايد بيرون در اداره الان چراغ را خاموش ميكند ، بر ميگردد دوباره استفاده مي كند، گفتيم شما بيايد و چنين كاري را كنيد و گفتيم اگر ميخواهيد كمك تان كنيم، ما هم مصوبه اي بگذاريم ونشستيم و فكر كرديم و دوستانمان فكر كردند و ستادي براي اين كار درست كردند كه شوراي شهر باشد، خود سازمان برق باشد، استانداري باشد بخاطر اينكه بتوانيم در همه استان اين كار كنيم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-نص صريح اين مصوبه چيست؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>نص اين است كه ستادي تشكيل شود و بتواند اين بهينه سازي مصرف برق را ساماندهي كند. يكي از آن مواردي كه در ساماندهي است اين است كه اصناف باشند، كساني كه مثلا ما مي بينيم يك مغازه ساندويچي چهار لامپ بزرگ دو هزار وات مدادي روشن كرده و اين يكي اش مي تواند كافي باشد،يا چهار تا لامپ كم مصرف البته با وات زياد و قدرت زياد مي تواند وجود داشته باشد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-آقاي مهندس در مورد اصناف من با شما هم عقيده نيستم، چون بخشي از جذابيت هاي يك فروشگاه با همان تزئينات نوري انجام مي شود.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>من خودم كارم اين است، ميدانم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-شما كه معمار هستيد قربان؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span> هم معمار هم بهرحال كار دكوراسيون زياد كردم ما مي توانيم با نورهاي كمتري كالاي خودمان را بخوبي نشان دهيم، هي روشنتر كردن زياد دليلي بر جذابيت نيست. بخصوص الان حالا من اين را از لحاظ رواني ميخواهم بگويم، الان شما مقابل يك مغازه خواربارفروشي ميرسيد، بيرون مغازه يك لامپ يا دو لامپ را روشن كرده،كالاها درون مغازه است ، اصلا ربطي به بيرون ندارد، ولي دو تا مغازه هستند همشهري هم اتفاقا هستند اين يك چراغ ميزند، آن هم يكي مي زند، اين يكي اضافه مي كند، آن هم يكي، مردم وقتي مي بينند دارند زيادي مصرف مي كنند، اين يك نكته منفي است و ضد تبليغ.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-من با صرفه جويي در مصرف انرژي هر عقل سليمي موافقت مي كند. هرچند كه شما ده برابر انرژي لازم را توليد كنيد، اما من مي گويم انقدر توقع مان را در مورد حل مشكلات از مردم بالا نبريم. ما بايد كار خودمان را انجام دهيم، به اندازه نياز انرژي توليد كنيم بعد بگوييم انساني اش اين است كه مردم هم صرفه جويي كنيم .</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>خب ما هم در پروسه اي از زمان برنامه ريزي كردند، برنامه سوم، برنامه چهارم چون برق وانرژي چيزي نيست كه آدم بخرد و بياورد وبلافاصله اضافه كند، و بويژه امسال توربين هاي آب برقي گذاشتند كه با آب از سدها استفاده مي كنند، وقتي پشت سد آب نيست كه اين توربين كار كند، كار ديگري نمي شود كرد.</p>
<p>در اين شرايط مي بايست بهينه سازي مصرف و صرفه جويي كنيم. من معتقدم اگر بهينه مصرف كنيم و زيادي مصرف نكنيم قطعا و يقينا به آن مسائل نمي رسد.</p>
<p>من همين مسائلي را كه زدم دو تا پنچرگيري در يك خيابان بود از همين چراغها روشن كرده بودند و خيابان بغلي هيچ كس برق نداشت خب بياييم اين را تقسيم كنيم بگوييم ما اين دوچراغ را نمي خواهيم ، خيابان بغلي روشن باشد.</p>
<p>اين هم كه مي فرماييد درست مي فرماييد يعني ما يكي از بند مصوبات را گذاشتيم كه مسئولين برنامه هايشان را پيگيري كنند، دنبال كنند. اگر نيازي به تعميرات است تعمير كنند، تمهيداتي بيانديشند كه با اين تمهيدات بتوانند حداكثر نيرو و برق انرژي كنند بعد از مردم هم انتظار داشته باشيم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-من شنيدم كه همه چيز هم خشكسالي نيست ، يك بخشي از قطعات فرسوده است .</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>قطعات فرسوده است، مشكلات ديگري براي رفع اش داريم، يا براي خريدش داريم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-بخاطر تحريم؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>حالا يا زمان مي برد،ممكن است به خاطر تحريم هم نباشد، زمان مي برد بايد حساب باز كنند.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-آن موقع كه من پر رو تر مي شوم، زودتر بخريد . من فكر كردم تحريم است گفتم چه بگويم ولي وقتي مي گوييد نيست.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">* </span>من فكر نمي كنم اينگونه باشد، براي اينكه مسائلي است كه حتي ما مي توانيم بسازيم بسياري اش را ، منتها بايد برنامه ريزي شود بيايد به اينجاها برسد و به ويژه اين بخشي كه ما از مردم انتظار داريم، اگر ده درصد از سيستم هاي دولتي بيش از ده درصد انتظار داريم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-خيلي از وزارت خانه ها كه من مي بينم شبها رد مي شويم از مقابلشان مي بينم در هر اتاقي يك چراغ روشن است.</span><br />
<span style="color:#ff0000;">*</span>من اتفاقا بهشان گفتم كه ما هنوز سازمانهايي را مي بينيم كه چراغهايشان روشن است گفتند اخطار كرديم و اگر روشن باشد بدون هيچ گونه رودربايستي قطع مي كنيم. اين كار را كردند يك بار.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-خود وزارت نيرو هم كم روشن نيست، در تقاطع خيابان وليعصر وقتي رد مي شويد آنها هم شبها كم چراغ روشن نيست.<br />
</span><br />
<span style="color:#ff0000;">*</span>به عقيده من آن ها بايد الگوي كم مصرفي باشند.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">- خود آقاي وزير نيرو خواهند آمد به اين برنامه انشاالله آقاي مهندس الان چنان مي خواهم كانال را عوض كنم.<br />
</span><br />
<span style="color:#ff0000;">*</span> خوشبختانه ما كانال زياد نداريم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">- يك شايعه شنيدم كه قرار است شما جزو كانديدهاي رياست جمهوري باشيد درست منتقل شده است؟<br />
</span><br />
<span style="color:#ff0000;">*</span>در همين حد شايعه شما نگه داريد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-ولي جزو نزديكان به شما بودند كه اين حرف را زدند.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>خب آن را هم جزو همان شايعه نگه داريد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-يعني شما كانديدا نخواهيد داشت؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>من هيچ تصميمي در اين زمينه نداشتم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-هيچ تصميمي هنوز نگرفتيد؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>تصميم نداشتم و ندارم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-يعني نخواهيد شد؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>انشاالله كه نخواهم شد.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-اين جواب صريح نيست، يعني اگر خدا بخواهد خواهد شد؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>در اين زمينه اصلا فكر نكردم .نمي دانم دوستانمان چطور شده كه اين بيان را داشتند.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-فكر مي كنيد از كل برنامه اين امشب بخواهيم يك يادگاري يادداشت كنيم ، يك جمله از كل برنامه امشب يادداشت كنيم چه بايد يادداشت كنيم.</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>قاعدتا من بدون شك بر مي گردم همان دست نگاشته هاي زيباي شهيد دكتر چمران و آنها را يادداشت مي كنم. من فكر مي كنم خدا را شكر كنيم و راه شكرگذاري اش را ياد بگيريم نه شكر زباني بلكه شكر عملي ، شكر گذاري اين است كه بتوانيم كشورمان را بهتر از اين كه است بسازيم كه اگر ده سال خشكسالي داشته باشيم دچار كمبود برق نشويم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-الهي آمين</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>يعني آنگونه برنامه ريزي كنيم كه بيست سال آينده اينگونه شود. حالا اين يك نمونه بود ، نمونه هاي ديگري هم مي شود گفت.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-من فكر مي كنم رئيس محترم شوراي شهر تهران بايد يك برنامه ديگر تشريف بياورند، من خيلي بحث ها راجع به شهر تهران است كه مي خواستم از ايشان بپرسم كه وقت نيست. پس در اين فضا شما به عنوان رئيس شوراي شهر تهران از صفر تا بيست به شهرداري آقاي قاليباف يك نمره دهيد؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>من نمره خوب مي دهم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-اين نمره خوب مي تواند ده باشد؟</span></p>
<p><span style="color:#ff0000;">*</span>ده خوب نيست، عموما نمره خوب از پانزده به بالا است. ميخواستم بگويم ما الف ج دال هم مي دهيم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">- كدام شهردار قبل از ايشان، بهتر از ايشان بوده؟</span><br />
<span style="color:#ff0000;">*</span>اجازه بدهيد ما مقايسه اينجوري نكنيم.هريك از شهرداران داراي خصوصياتي بودند نكات مثبت و منفي و باز كردن اين مسائل شايد زياد برايم درست و صحيح نباشد. انتقاداتي از شهردار گذشته هاي دور و نزديك من هميشه داشتم ولي انتقاداتم هميشه علمي بوده و هميشه با آنها مطرح ميكردم.</p>
<p><span style="color:#0000cd;">-خيلي متشكرم از محبت تان، حضور حضرتعالي مغتنم بوده ولي هنوز بخشي از صحبت هاي من مانده در برنامه ديگر انشاالله.</span><br />
<span style="color:#ff0000;">*</span>انشاالله ممنون و سپاسگزارم.</p>
<p>---------</p>
<p>منبع:<a href="http://www.asriran.com/view.php?id=45507" target="_blank"> عصر ايران</a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[صهیونیسم از زبان کارتر رئیس جمهور پیشین امریکا]]></title>
<link>http://mouhajer.wordpress.com/?p=394</link>
<pubDate>Mon, 21 Apr 2008 20:01:13 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
<guid>http://mouhajer.fa.wordpress.com/2008/04/21/%d8%b5%d9%87%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%b4%db%8c/</guid>
<description><![CDATA[&#8216;جنجال برانگیز&#8217; شاید بهترین واژه برای توصیف تازه ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class="storytext"><a href="http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/04/20070526111023carter.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-395 alignleft" style="float:left;" src="http://mouhajer.wordpress.com/files/2008/04/20070526111023carter.jpg" alt="" width="203" height="302" /></a><strong>'جنجال برانگیز' شاید بهترین واژه برای توصیف تازه ترین کتاب جیمی کارتر رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده باشد، کتابی که حتی قبل از چاپ، نانسی پلوسی سخنگوی مجلس نمایندگان آمریکا را مجبور کرد تا با انتشار بیانیه ای، اعلام کند که 'فلسطین: صلح، نه تبعیض' بیانگر نظرات حزب دموکرات در مورد اسرائیل نیست. </strong></div>
<p class="storytext">کتاب ۲۶۴ صفحه ای کارتر از همان روی جلد و عنوان شدیدا حساسیت ایجاد کرده است. روی جلد کتاب و در سمت راست عکس نویسنده، تصویر معترضانی قرار دارد که در کنار دیوار حایل در کناره غربی تجمع کرده اند. البته از این مهم تر عنوان کتاب و استفاده از واژه "آپارتاید" در آن است.</p>
<p class="storytext"><strong>فلسطین: صلح، نه تبعیض</strong> ( Palestine: Peace Not Apartheid ) را انتشارات "سایمون اند شوستر" در چهاردهم نوامبر سال گذشته میلادی روانه کتابفروشی ها کرد. این کتاب چندین ماه در فهرست پرفروش ترین های روزنامه نیویورک تایمز قرار داشت.</p>
<p class="storytext"><!-- end_story -->جیمی کارتر، سی و نهمین رئیس جمهوری ایالات متحده (۱۹۸۱-۱۹۷۷) است که در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه نوبل صلح شد. در دوران ریاست جمهوری او بود که مذاکرات صلح میان مناخیم بگین و انور سادات رهبران اسرائیل و مصر برگزار شد و این به معاهده صلح میان اسرائیل ومصر انجامید.</p>
<p class="storytext">جیمی کارتر پس از پایان دوران ریاست جمهوری اش گهگاه درباره مناقشه اعراب و اسرائیل سخن گفته بود، اما هیچ کدام به اندازه چاپ این کتاب هیاهو ایجاد نکرد.</p>
<p class="storytext"><!--more--><strong>کارتر: هدف من ...</strong></p>
<p class="storytext">"ادامه کنترل و استعمار اسرائیل بر خاک فلسطین، مانع اصلی دستیابی به صلحی فراگیر در سرزمین مقدس شده است." این جمله شاید جان کلام کتاب کارتر باشد.</p>
<p class="storytext">او در مورد هدفش از انتشار این کتاب می گوید: "هدف نهایی ام عرضه اطلاعاتی بود که تاکنون برای آمریکائیان ناشناخته مانده است. من امیدوارم این کتاب باعث آغاز بحث شود و به از سرگیری گفت و گوهای صلح بعد از شش سال توقف کمک کند. امیدوارم یهودیان و دیگر آمریکایی ها انگیزه ای پیدا کنند تا عقایدشان را درباره مناقشه اعراب و اسرائیل آشکارا ابراز کنند."</p>
<p class="storytext"><strong>دو مانع صلح</strong></p>
<p class="storytext">کارتر در کتابش از دو مانع عمده در راه صلح خاورمیانه نام می برد. اول اینکه "شماری از اسرائیلی ها ایمان دارند که حق مصادره و استعمار سرزمین های فلسطینی در اختیار آنهاست و تلاش می کنند که آزار فلسطینیان ناامید و خشمگین را توجیه کنند." وی در مورد مانع دوم می گوید که "واکنش شماری از فلسطینی ها نسبت به این مسئله، "بمب گذاری انتحاری" است. بمبگذاران خود را شهدایی تصور می کنند که بعد از قتل اسرائیلیان به بهشت وعده داده شده وارد خواهند شد."</p>
<p class="storytext"><strong>و راه حلی دو طرفه</strong></p>
<p class="storytext">کارتر برای پایان دادن به آنچه که "ادامه تراژدی" خوانده در فصل هفدهم کتاب خواهان احیای روند صلح با دنبال کردن این اهداف می شود: "امنیت اسرائیل باید تضمین شود، اعراب باید بپذیرند که اسرائیل یک واقعیت است و اسرائیلیان حق دارند در صلح و امنیت و در مرزهای شناخته شده بین المللی زندگی کنند. "</p>
<p class="storytext">وی خاطرنشان می کند که "در اسرائیل هم باید بحث های داخلی برای تعیین دائمی مرزها به نتیجه قطعی برسد. اسرائیل باید طبق قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل به آن سوی مرزهای ۱۹۶۷ عقب نشینی کند. رهبران آمریکایی این را پذیرفته اند و رهبران اسرائیلی هم در توافقنامه های کمپ دیوید در ۱۹۷۸ و اسلو در ۱۹۹۳ بر آن تاکید کرده اند و دولت اسرائیل هم در همان زمان ها هر دو توافقنامه را مورد تصویب قرار داده است."</p>
<p class="storytext">کارتر در فصل پایانی کتابش تاکید می کند " دولت های فعلی اسرائیل بر سر راه اجرای توافقنامه های پیشین و طرح های تازه تری از جمله نقشه راه - که از حمایت گروه چهارگانه آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل برخوردار است و فلسطینی ها آن را پذیرفته اند – مانع تراشی می کنند و پیش شرط می گذارند."</p>
<p class="storytext"><strong>خلاصه ای از نکات کلیدی</strong></p>
<p class="storytext">کارتر بعدا در یادداشتی با عنوان "بازگویی کلیدهای صلح" که بیستم دسامبر سال ۲۰۰۶ در روزنامه بوستون گلوب منتشر شد خلاصه ای از آنچه را که نکات اصلی کتابش قلمداد می کند، یادآوری کرد:</p>
<ul>
<li class="storytext">مرگ شهروندان بی گناه در هر دو طرف رخ می دهد، این خشونت و تروریسم باید متوقف شود.</li>
</ul>
<ul>
<li class="storytext">جلوی دسترسی فلسطینی ها به خانه های قبلی شان، زمین ها، مکان های عبادت آنها گرفته شده و معترضان به این امر همیشه تحت ستم قرار دارند. دولت اسرائیل میان شهرک نشینان اسرائیلی و شهروندان فلسطینی تبعیض قائل می شود و اعراب باید هر روز از چند ایستگاه بازرسی بگذرند تا به محل کارشان برسند.</li>
</ul>
<ul>
<li class="storytext">دیوار عظیمی که مارپیچ از میان مناطق پرجمعیت در نوار غربی عبور می کند، بر ویرانه های درختان و اموال خانواده های عرب ساخته می شود. اسرائیل از ساخت دیوار حائل دو هدف دارد: اول اینکه اینکه قلمرو بیشتری به دست آورد و دوم از شهرک های یهودی نشین اسرائیلی، بیشتر مراقبت شود.</li>
</ul>
<ul>
<li class="storytext">مناطق تحت اختیار دولت خودگردان در محاصره کامل است و دور تا دور غزه دیواری ساخته شده که تنها دو خروجی دارد و اسرائیلی ها آن را کنترل می کنند. امکان دسترسی مردم به دنیای خارج از طریق آسمان، دریا و زمین وجود ندارد.</li>
</ul>
<ul>
<li class="storytext">چون ۴۲ درصد فلسطینی ها در انتخابات به اعضای جنبش حماس رای داده اند با محدودیت شدید اقتصادی از سوی آمریکا و اسرائیل مواجه شده اند و امکان دسترسی به مایحتاج ضروری روزانه را ندارند. معلمان، پرستاران، پلیس، آتش نشانان و دیگر کارمندان نمی توانند حقوق بگیرند و طبق گزارش سازمان ملل شماری از خانواده ها در غزه تنها یک وعده در روز غذا می خورند.</li>
</ul>
<p class="storytext"><strong>"بله! آپارتاید وجود دارد..."</strong></p>
<p class="storytext">کتاب جیمی کارتر واکنش های کاملا متفاوتی برانگیخت. برخی روزنامه نگاران و استادان دانشگاه شجاعت کارتر در بیان صادقانه درباره مناقشه اعراب و اسرائیل را تحسین کردند.</p>
<p class="storytext">روزنامه فوروارد چاپ نیویورک که به یهودیان آمریکایی تعلق دارد نظرات یوسی بیلین سیاستمدار صلح طلب اسرائیلی و معاون وزیر امور خارجه در دولت اسحاق رابین را بازتاب داد که گفته بود انتقادات کارتر از سیاست اسرائیل در مناطق فلسطینی حرف دل شمار زیادی از مردم اسرائیل است.</p>
<p class="storytext">شولمیت آلونی وزیر آموزش در دولت اسرائیل بین سال های ۹۳-۱۹۹۲ نیز با انتشار یادداشتی در نشریه چپگرای کانترپانچ با عنوان "این جاده فقط مخصوص یهودیان است: بله! در اسرائیل آپارتاید وجود دارد" از مواضع کارتر حمایت کرد.</p>
<p class="storytext"><strong>"یهود ستیزانه ..."</strong></p>
<p class="storytext">اما دست کم در محافل آمریکایی انتقادها بسیار بیشتر تمجیدها بود. به نوشته جولی باسمن در نیویورک تایمز انتقادات وارد بر کتاب نمایانگر "خشمی مفرط و همه جانبه" است که بیشتر آنها از استفاده از کلمه آپارتاید در عنوان کتاب ناشی شده بود.</p>
<p class="storytext">رهبران حزب دموکرات آمریکا و سازمان های یهودی آمریکایی عنوان کتاب را تایید "آپارتاید اسرائیلی" توصیف کردند که به اعتقاد آنها امری فتنه انگیزانه و اثبات نشده است. بیل کلینتون رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده هم در مصاحبه ای اعلام کرد که "نمی دانم کارتر اطلاعاتش را از کجا آورده است."</p>
<p class="storytext">نویسندگان واشنگتن پست و ضمیمه کتاب نیویورک تایمز کارتر را متهم کردند که بیشتر تقصیرها را به گردن اسرائیلی ها انداخته و واقعیت های تاریخی را بدجلوه داده است. به اعتقاد هر دوی آنها کتاب اغراق آمیز بوده است.</p>
<p class="storytext">حتی به نوشته مجله جوییش ویکلی، آبراهام فاکسمن دبیر "انجمن ضد افترا" کارتر را به دامن زدن به احساسات ضدیهودی در کتابش متهم کرد. البته او بعدا به خبرنگار "نیویورک تایمز مگزین" گفت که هیچ گاه شخص کارتر را "ضدیهود" یا "متعصب" خطاب نکرده است.</p>
<p class="storytext"><strong>"نقشه ها کار من است!"</strong></p>
<p class="storytext">اما ماجرا تنها به انتقاد ختم نشد. دنیس راس نماینده ارشد دولت آمریکا در مذاکرات صلح در دوران جورج بوش پدر و بیل کلینتون در روزنامه نیویورک تایمز نوشت که کارتر نقشه های کتابش را از کتاب "صلح گمشده" او کپی کرده است. او بعدا در گفت و گویی با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز گفت: "کارتر همان نقشه ها را برداشته است. آن نقشه ها کار خودم بود. آنها قبل از کتاب من وجود نداشتند."</p>
<p class="storytext">البته کارتر هم بیکار ننشست و در گفت و گویی با سی.ان.ان مدعی شد که اصلا کتاب راس را نخوانده است. او گفت: "البته مطمئنم کتاب خوبی است!"</p>
<p class="storytext"><strong>"استعفا می دهیم!"</strong></p>
<p class="storytext">با گسترش انتقادات، کنت استاین یکی از مشاوران کارتر و مدیر سابق مرکز کارتر پس از ۲۳ سال همکاری با این موسسه استعفا داد و با انتشار نامه ای دو صفحه ای کتاب کارتر را "مملو از ایرادهای اساسی، کپی برداری بدون ذکر منبع، بی مایگی، غفلت های آشکار و جعل" توصیف کرد. ۱۴ عضو دیگر هیات مشاوران مرکز کارتر هم پس از آن استعفا دادند. آنها در نامه ای اعلام کردند دیگر نمی توانند با وجدانی راحت در مرکز کارتر انجام وظیفه کنند.</p>
<p class="storytext"><strong>پاسخ کارتر: "در دنیای واقعی اوضاع فرق می کند"</strong></p>
<p class="storytext">کارتر بعدا با چاپ مقاله ای در روزنامه لس آنجلس تایمز به انتقادات پاسخ داد. او در این یادداشت نوشت: "عمدتا نمایندگان سازمان های یهودی بوده اند که کتاب من را در رسانه های بزرگ آمریکایی نقد کرده اند. من فکر نمی کنم آنها تا به حال از مناطق اشغالی بازدید کرده باشند."</p>
<p class="storytext">کارتر تاکید کرد: "من در ۵ کتابفروشی کتابم را برای مشتریان امضا کرده ام. در هر کتابفروشی نزدیک به هزار نفر کتاب را خریدند و واکنش هیچ کدام منفی نبود. حتی نمایندگان کنگره و شهروندان بلندپایه یهودی در محافل خصوصی از من به خاطر چاپ کتاب تشکر کرده اند. واکنش جهان واقعی به کتاب من مثبت بوده است ."</p>
<p class="storytext"><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/" target="_blank">منبع</a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[صهیونیسم جهانی و امریکا (کاریکاتور)]]></title>
<link>http://mouhajer.wordpress.com/?p=385</link>
<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 21:11:39 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
<guid>http://mouhajer.fa.wordpress.com/2008/04/13/%d8%b5%d9%87%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1/</guid>
<description><![CDATA[
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><a href="http://mouhajer.files.wordpress.com/2008/04/uncle-sam-in-bondage.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-386" src="http://mouhajer.wordpress.com/files/2008/04/uncle-sam-in-bondage.jpg" alt="" /></a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[خلیج فارس و لابی صهیونیستهای امریکا از زبان شاه مخلوع/ ویدئو]]></title>
<link>http://mouhajer.wordpress.com/?p=383</link>
<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 18:05:11 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
<guid>http://mouhajer.fa.wordpress.com/2008/04/12/%d8%ae%d9%84%db%8c%d8%ac-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d9%88-%d9%84%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b5%d9%87%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%a7%d8%b2/</guid>
<description><![CDATA[نکته جالب اینکه شاه خود از روابط حسنه با اسرائیل و امری]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>نکته جالب اینکه شاه خود از روابط حسنه با اسرائیل و امریکا برخوردار بود و  از دوستان نزدیک این دو محسوب می شد!! این نکته حکایت از قدرت بی چون و چرای صهیونیستها در صحنه سیاسی امریکا دارد بطوریکه کارتر رئیس جمهور پیشین امریکا نیز در چند سال اخیر ضمن چاپ کتابی در این زمینه از جمله افرادی شده است که با اذعان به این مسئله آن را یک خطر جدی برای نظام امریکا قلمداد میکند. در همین زمینه وی رژیم اسرائیل را یک نظام آپارتاید (مشابه رژیم سابق افریقای جنوبی) نامید که در پی آن موجی از حملات علیه او سامان داده شد. بنظر میرسد جهان بسمت درک هر چه بیشتر خطر صهیونیسم می باشد. تاکید اخیر ریچارد فالک بر اظهاراتش در سال گذشته که رژیم اسرائیل را با آلمان نازی مقایسه کرده بود نیز در نوع خود جالب است.</p>
<p>چنانچه دسترسی به یوتیوب امکانپذیر نباشد میتوانید فایل آنرا از <a href="http://www.4shared.com/file/43876961/b1cc3b2c/Shah_of_Iran_on_Persian_Gulf_and_American_Jewish_Lobby.html" target="_blank">اینجا</a> دانلود نمائید.</p>
<p><span style='text-align:center; display: block;'><object width='425' height='350'><param name='movie' value='http://www.youtube.com/v/hQgZ3oLp_WY'></param><param name='wmode' value='transparent'></param><embed src='http://www.youtube.com/v/hQgZ3oLp_WY&rel=0' type='application/x-shockwave-flash' wmode='transparent' width='425' height='350'></embed></object></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[فيلم ضد اسلام ويلدرز و ما]]></title>
<link>http://mouhajer.wordpress.com/?p=367</link>
<pubDate>Fri, 28 Mar 2008 21:19:45 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
<guid>http://mouhajer.fa.wordpress.com/2008/03/29/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85-%d8%b6%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%88%d9%8a%d9%84%d8%af%d8%b1%d8%b2-%d9%88-%d9%85%d8%a7/</guid>
<description><![CDATA[مطلبي ميخواندم در خصوص فيلم جديد سياستمدار!! هلندي جناب]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><img src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:3RVaDhDcjz4Z-M:http://chromatism.net/current/images/geertwilders.jpg" align="left" height="103" width="89" />مطلبي ميخواندم در خصوص فيلم جديد سياستمدار!! هلندي جناب ويلدرز! در اهانت به مسلمانان. اين فيلم از ديروز در اينترنت در دسترس عموم قرار گرفته است. بنظر من هدف فيلم در وحله اول تحقير ملتهاي مسلمان از طريق اهانت، تهمت و تمسخر است. در دنيا هر ابزاري كاربرد نداشته باشد حربه تهمت و تمسخر هنوز برندگي لازم را دارد. . .  اين اتفاق در زمان خود پيغمبر هم مي افتاد. بت پرستان وقتي از همه راهها مي رفتند و تيرشان به سنگ ميخورد راه تمسخر و اهانت به پيغمبر را پيش  مي گرفتند. گفته شده است كه تمسخر و تهمت بيش از هر چيزي محمد (ص) را آزار ميداد. . . . و دروحله دوم ايجاد نفرت و انزجار در بين مردم كشورهاي غربي نسبت به اسلام! و اين اهداف در جهت اهداف بالاتري كه سياسي-اقتصادي- و نظامي است دنبال مي شود. وگرنه اينهمه سرمايه گذاري و تقبل ريسك براي اشائه اين داستانهاي كهنه كه 1400 سال است اسلافشان به اسلام و قرآن مي بسته اند توجيه ندارد.</p>
<p dir="rtl"><img src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:csLB1bTvbqJoWM:http://www.amren.com/ar/2006/03/Beheadsml.jpg" align="right" height="119" width="85" />امروز نيز در سياست، تهمت، تمسخر و تحقير، حرف اول و آخر را مي زند. صحبتهاي دو رقيب حزب دمكرات را ببيند! اغلب همين داستان ها است! . . . . لباس عربي-افريقايي اوباما تبديل به داغترين موضوع مردم امريكا ميشود !!. . . . .</p>
<p dir="rtl">سئوال اين است كه چطور شده غرب به فكر قرآن و اسلام و محمد افتاده و هدفش از اين مسائل چيست؟ اينكه محمد كه بود و چه كرد به جناب ويلدرز چگونه ميتواند ربط داشته باشد؟ چرا افرادي پا در راهي ميگذارند كه علاوه بر سرمايه بايد كلي دردسر امنيتي و غيره را بجان خود بخرند؟ چه انگيزه قوي در اين بين هست كه يك نفر از پارلمان هلند خود را وسط چنين معركه اي مي اندازد؟ آيا بايد باور كنيم كه اين جنابان درد آزادي دارند؟! آنهم نه براي خود بلكه براي مردم مسلمان!!؟ در اينصورت آنروزي كه كودكان و زنان مسلمان در قانا قتل عام شدند كجا بودند؟ آنروزي كه اسرائيل كوچك و بزرگ را در غزه به خاك و خون كشيد كجا بودند؟! آيا خطر جنايات صهيونيستهاي نژاد پرست براي بشريت بيشتر است يا موضوعات مورد علاقه اينان در قرآن و اسلام؟! و بالاخره اينكه اگر دردشان آزادي است كمي هم آنرا براي هولوكاست تمرين كنند !!</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://www.theaugeanstables.com/wp-content/images/londondemo9.jpg" height="251" width="379" /></div>
<p>و اما چند نكته:</p>
<p dir="rtl">1. متاسفانه شايعه درباره همه چيز و اين روزها درباره قرآن و مذهبي ها بطوركلي به ميمنت افتضاح كاريهاي سرداران و سياستهاي دفع كننده و قشري در داخل، چنان بازار گرمي دارد كه از هر مطلب كوچك مربوط به اسلام و مسجد و قرآن يك كوه درست ميكنند و در "برترين"ها با آب و تاب بخورد همه ميدهند.</p>
<p dir="rtl">2. اسلام دين تك بعدي نيست! ديني نيست كه پيروانش را به ذلت و توسري خوردن دعوت كند. دين "اگر سيلي به طرف راست صورت زدند طرف چپ را هم پيشكش كن" نيست. با اينهمه هم دين آزادي است، هم دين علم و آگاهي است، و هم دين جهاد و شهادت. اگر غير از اين بود بخش بزرگي از ايران در جنگ هشت ساله از دست رفته بود.</p>
<p dir="rtl">3. غربيها و بالاخص اروپائيها با يك تاريخ پر از نژادپرستي، علم ستيزي، نسل كشي، استعمار . . . . .   و اكنون ويتنام، هيروشيما، ناكازاكي، كوزوو،. . . . . .  افغانستان، عراق، . . .  ابوغريب، قانا، غزه  . . . .  حق ندارند در مقام متولي نشسته براي ما درس انسانيت و آزادي بدهند.</p>
<p dir="rtl">4. دوستان !!! ديروز با فيلم 300 مليت ما را به سخره گرفتند و امروز با اين فيلمهاي كذايي ايمان مردم را نشانه رفته اند! آيا كافي نيست بفهميم مشكل اينها فقط قرآن يا محمد نيست!  . . . . .</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[رشداسرائيل؛ از 1946 تا كنون بر روي نقشه]]></title>
<link>http://mouhajer.wordpress.com/?p=366</link>
<pubDate>Fri, 28 Mar 2008 16:16:15 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهاجر</dc:creator>
<guid>http://mouhajer.fa.wordpress.com/2008/03/28/%d8%b1%d8%b4%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%d9%8a%d9%84%d8%9b-%d8%a7%d8%b2-1946-%d8%aa%d8%a7-%d9%83%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d9%8a-%d9%86%d9%82%d8%b4%d9%87/</guid>
<description><![CDATA[
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://mouhajer.wordpress.com/files/2008/03/israel-gowing.jpg" title="رشد اسرائيل"><img src="http://mouhajer.wordpress.com/files/2008/03/israel-gowing.jpg" alt="رشد اسرائيل" height="428" width="621" /></a></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
