<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>توسعه-ایران &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/توسعه-ایران/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "توسعه-ایران"</description>
	<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 12:39:18 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[سریع القلم و اقتصاد آزاد]]></title>
<link>http://alhosseini.wordpress.com/?p=198</link>
<pubDate>Thu, 01 May 2008 05:16:58 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمدصادق الحسینی</dc:creator>
<guid>http://alhosseini.wordpress.com/?p=198</guid>
<description><![CDATA[امروز با تاخیر کتاب جدید(+) دکتر سریع القلم را دیدم. خیلی]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">امروز با تاخیر کتاب جدید(<a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9642738212/ref=sr_1_1000_1/155-8162938-7524577">+</a>) دکتر سریع القلم را دیدم. خیلی مسرور شدم که دکتر سریع القلم نیز به این وادی گام گذارده و پذیرفته که ساختار اقتصادی(بعنوان یک ساختار مالکیت) و منابع درآمدی مردم، اثری بی بدیل و مهم در فرهنگ می گذارد، خصوصا اگر بدنبال توسعه هستیم، مسیر آن از اقتصاد می گذارد. ایشان بطور خلاصه، حرکت در جهت اقتصاد آزاد را به عنوان استراتژی حرکت به سوی توسعه معرفی می کند.(البته به قول دوستمان، اینها باید 8 سال پیش این حرف ها را می زدند تا جنبش اصلاحات اینقدر هزینه های گزاف بر جامعه تحمیل نکند. اما چه کنیم که از کرامات شیخ ما اینست دیگر!)<br />
</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">ایشان بدرستی اشاره کرده است که تا هنگامی که بخش خصوصی مستقل از دولت وجود نداشته باشد، امکان شکل گیری توسعه فرهنگی و امکان بوجود آمدن انتخاب های جدید که فحوای توسعه است، وجود ندارد.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">به نظرم این کتاب دکتر سریع القلم، یک پیشرفت در زندگی کاری و آکادمیک ایشان است. چرا که مثلا اگر این کتاب را با کتاب قبلی ایشان که من خوانده ام(یعنی <a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9647914067/ref=sr_1_1000_3/155-8162938-7524577">عقلانیت و توسعه</a>) اگر مقایسه کنید، واقعا پرش ذهنی خوب و شگرفی در ایشان روی داده است که بسیار مطلوب است. من کتاب عقلانیت و توسعه را که خواندم کلی ناامید شدم و احساس می کردم که این اندیشمندان علوم سیاسی، بدرستی نمی توانند قضایا را تحلیل کنند. </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">بهرحال هنوز هم البته به نظرم مشکلاتی در کتاب وجود دارد و در برخی بخش ها دچار تناقض است. بطوری که بنظر می رسد که نویسنده به جمع آوری یکسری مطالب دست زده اما ذهن خودش هنوز آماده و پذیرای مطالب نشده است. بنوعی که هنوز هم حرف های کلیشه ای (و شاید درست) کتاب عقلانیت و توسعه تکرار می شود اما یک حرف اضافی تر دارد این کتاب که همانا توجه به توسعه اقتصادی است.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">اگر کتاب را ندیده اید، می توانید با نگاهی به <a href="http://www.rastak.com/showtext.php?id=1257">این مصاحبه</a>، تفکر عمده حاکم بر کتاب را درک کنید.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">دو نکته در مورد این مصاحبه: ایشان در جایی می گوید که موفق شدن کسی مثل ماهاتیر محمد در مالزی و موفق نشدن امیرکبیر در ایران ناشی از شانس مالزیایی ها بوده است. من نمی توانم این را بپذیرم و بنظرم حداقل باید گفت که ناشی از چیزهایی است که ما هنوز چیزی از آنها نمی دانیم. بنظر من جامعه ایران خیلی پیچیده تر از جامعه مالزی است.(به زودی مطلب کامل تری در این خصوص و اینکه چرا مالزی رشد کرد و ما درجا زدیم می نویسم)</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">ایشان در این مصاحبه در پاسخ به سوال خوب مصاحبه کننده در خصوص اینکه " را در ایران کسی مثل ماهاتیر محمد موفق نمی شود اما در مالزی موفق می شود؟" بنوعی به همان گویی می افتد<span> </span>و می گوید: " اسخ کوتاه من این است که ما ایرانی ها به دلایل پیچیده انباشته شده تاریخی با توانایی های همدیگر بسیار مشکل داریم، ... برای</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"> </span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">همین در لایه های پیچیده شخصیت ما یکسان سازی خیلی قوی تر است. ما دوست</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"> </span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">داریم همه را یکسان ببینیم. دوست نداریم آدم ها را متفاوت ببینیم</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">. </span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">پوپولیسم در فرهنگ ایرانی خمیرمایه های عمیق تاریخی دارد</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">.</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">"</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">من هرچند این سخن را رد نمی کنم، اما به نظرم پاسخ به سوال پیش گفته نیست. و باز هم می توان سوال را براحتی ادامه داد که "چرا ما ایرانی ها دوست داریم آدم ها را یکسان ببینیم؟!" یا آیا این خصلت ایرانی هاست؟!<br />
در پاسخ چند نکته را باید عرض کنم:</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right:19.3pt;text-align:justify;text-indent:-18pt;line-height:130%;" dir="rtl"><!--[if !supportLists]--><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"><span>1-<span> </span></span></span></strong><!--[endif]--><span dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">این اولین بار نیست که چنین خصیصه ای به ایرانی ها نسبت داده شده است. شما در آثار متقدمین هم از جمله در آثار برخی در زمانه مشروطه و بعد از آن به کرات آن را مشاهده می کنید، در فیلم های تاریخی می بینید و در داستان های تاریخی می خوانید، اما این خصلت، مختص ایرانی ها نیست.</span></strong></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right:19.3pt;text-align:justify;text-indent:-18pt;line-height:130%;" dir="rtl"><!--[if !supportLists]--><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"><span>2-<span> </span></span></span></strong><!--[endif]--><span dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">در حمایت از این مدعا، می توان به مارکس ارجاع داد؛ مارکس در نوشته های خود راجع به استبداد شرقی و شیوه تولید آسیایی، جوامع شرقی را جوامعی بسیار "برابر طلب"<span> </span>خوانده است. و سرشت این جوامع را بسیار برابری خواهانه دانسته است. که البته بعدها هم این مدعا توسط بسیاری دیگر تکرار شده است.</span></strong></span><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right:19.3pt;text-align:justify;text-indent:-18pt;line-height:130%;" dir="rtl"><!--[if !supportLists]--><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"><span>3-<span> </span></span></span></strong><!--[endif]--><span dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">در چرایی این برابری طلبی، همایون کاتوزیان(در <a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9643051129/ref=sr_1_1000_4/155-8162938-7524577">این</a> کتاب) با ذکاوت اشاره می کند که به هرحال مردم ایران همگی(از وزیر اعظم تا رعیت) در برابر قدرت عریان پادشاه، برابر بودند! به این معنا که جان و مال وزیر اعظم درست به همان سادگی در معرض دست درازی های شدید شاه بود که جان و مال بزرگان زیر دست وزیر اعظم و جان و مال مردم در معرض دست درازی های این بزرگان! او به این ترتیب می گوید که هم مقتدرترین و هم فرودست ترین افراد بدرستی می دانستند که همه چیز امکان پذیر است. درست همان گونه که امکان داشت که جان و مال صدر اعظم از او گرفته شود، امکان داشت که فرودست ترین دهاتی زاده به دلخواه شاه به صدر اعظمی برسد.</span></strong></span><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">این ریشه شناسی به نظر من ریشه شناسی دقیق و صحیحی است. و این کاری است که اندیشمندانی که در تاریخ ایران جستار می کنند، باید انجام دهند. ارنه جمع و جور کردن و ردیف کردن یکسری خصوصیات توصیفی از رفتار ایرانیان که هنر نمی خواهد حتی حسن نراقی نویسنده کتاب جامعه شناسی <a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9649317031/ref=sr_1_1000_1/155-8162938-7524577">خودمانی</a> هم می تواند! .<br />
</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">به زودی بیشتر در این مورد می نویسم.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">پس نوشت: وبلاگ <a href="http://negaheazad.wordpress.com/">نگاه آزاد</a> که یکی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی آن را می نویسد، به تازگی راه افتاده و به تیم وردپرس اضافه شده است. بحث خوبی در پست های آخر این وبلاگ درگرفته که خالی از لطف نیست.</span></strong><strong></strong></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
