<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>توسعه-نیافتگی &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/توسعه-نیافتگی/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "توسعه-نیافتگی"</description>
	<pubDate>Fri, 10 Oct 2008 20:01:14 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[سریع القلم و اقتصاد آزاد]]></title>
<link>http://alhosseini.wordpress.com/?p=198</link>
<pubDate>Thu, 01 May 2008 05:16:58 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمدصادق الحسینی</dc:creator>
<guid>http://alhosseini.fa.wordpress.com/2008/05/01/176/</guid>
<description><![CDATA[امروز با تاخیر کتاب جدید(+) دکتر سریع القلم را دیدم. خیلی]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">امروز با تاخیر کتاب جدید(<a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9642738212/ref=sr_1_1000_1/155-8162938-7524577">+</a>) دکتر سریع القلم را دیدم. خیلی مسرور شدم که دکتر سریع القلم نیز به این وادی گام گذارده و پذیرفته که ساختار اقتصادی(بعنوان یک ساختار مالکیت) و منابع درآمدی مردم، اثری بی بدیل و مهم در فرهنگ می گذارد، خصوصا اگر بدنبال توسعه هستیم، مسیر آن از اقتصاد می گذارد. ایشان بطور خلاصه، حرکت در جهت اقتصاد آزاد را به عنوان استراتژی حرکت به سوی توسعه معرفی می کند.(البته به قول دوستمان، اینها باید 8 سال پیش این حرف ها را می زدند تا جنبش اصلاحات اینقدر هزینه های گزاف بر جامعه تحمیل نکند. اما چه کنیم که از کرامات شیخ ما اینست دیگر!)<br />
</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">ایشان بدرستی اشاره کرده است که تا هنگامی که بخش خصوصی مستقل از دولت وجود نداشته باشد، امکان شکل گیری توسعه فرهنگی و امکان بوجود آمدن انتخاب های جدید که فحوای توسعه است، وجود ندارد.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">به نظرم این کتاب دکتر سریع القلم، یک پیشرفت در زندگی کاری و آکادمیک ایشان است. چرا که مثلا اگر این کتاب را با کتاب قبلی ایشان که من خوانده ام(یعنی <a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9647914067/ref=sr_1_1000_3/155-8162938-7524577">عقلانیت و توسعه</a>) اگر مقایسه کنید، واقعا پرش ذهنی خوب و شگرفی در ایشان روی داده است که بسیار مطلوب است. من کتاب عقلانیت و توسعه را که خواندم کلی ناامید شدم و احساس می کردم که این اندیشمندان علوم سیاسی، بدرستی نمی توانند قضایا را تحلیل کنند. </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">بهرحال هنوز هم البته به نظرم مشکلاتی در کتاب وجود دارد و در برخی بخش ها دچار تناقض است. بطوری که بنظر می رسد که نویسنده به جمع آوری یکسری مطالب دست زده اما ذهن خودش هنوز آماده و پذیرای مطالب نشده است. بنوعی که هنوز هم حرف های کلیشه ای (و شاید درست) کتاب عقلانیت و توسعه تکرار می شود اما یک حرف اضافی تر دارد این کتاب که همانا توجه به توسعه اقتصادی است.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">اگر کتاب را ندیده اید، می توانید با نگاهی به <a href="http://www.rastak.com/showtext.php?id=1257">این مصاحبه</a>، تفکر عمده حاکم بر کتاب را درک کنید.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">دو نکته در مورد این مصاحبه: ایشان در جایی می گوید که موفق شدن کسی مثل ماهاتیر محمد در مالزی و موفق نشدن امیرکبیر در ایران ناشی از شانس مالزیایی ها بوده است. من نمی توانم این را بپذیرم و بنظرم حداقل باید گفت که ناشی از چیزهایی است که ما هنوز چیزی از آنها نمی دانیم. بنظر من جامعه ایران خیلی پیچیده تر از جامعه مالزی است.(به زودی مطلب کامل تری در این خصوص و اینکه چرا مالزی رشد کرد و ما درجا زدیم می نویسم)</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">ایشان در این مصاحبه در پاسخ به سوال خوب مصاحبه کننده در خصوص اینکه " را در ایران کسی مثل ماهاتیر محمد موفق نمی شود اما در مالزی موفق می شود؟" بنوعی به همان گویی می افتد<span> </span>و می گوید: " اسخ کوتاه من این است که ما ایرانی ها به دلایل پیچیده انباشته شده تاریخی با توانایی های همدیگر بسیار مشکل داریم، ... برای</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"> </span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">همین در لایه های پیچیده شخصیت ما یکسان سازی خیلی قوی تر است. ما دوست</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"> </span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">داریم همه را یکسان ببینیم. دوست نداریم آدم ها را متفاوت ببینیم</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">. </span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">پوپولیسم در فرهنگ ایرانی خمیرمایه های عمیق تاریخی دارد</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">.</span></strong><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">"</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">من هرچند این سخن را رد نمی کنم، اما به نظرم پاسخ به سوال پیش گفته نیست. و باز هم می توان سوال را براحتی ادامه داد که "چرا ما ایرانی ها دوست داریم آدم ها را یکسان ببینیم؟!" یا آیا این خصلت ایرانی هاست؟!<br />
در پاسخ چند نکته را باید عرض کنم:</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right:19.3pt;text-align:justify;text-indent:-18pt;line-height:130%;" dir="rtl"><!--[if !supportLists]--><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"><span>1-<span> </span></span></span></strong><!--[endif]--><span dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">این اولین بار نیست که چنین خصیصه ای به ایرانی ها نسبت داده شده است. شما در آثار متقدمین هم از جمله در آثار برخی در زمانه مشروطه و بعد از آن به کرات آن را مشاهده می کنید، در فیلم های تاریخی می بینید و در داستان های تاریخی می خوانید، اما این خصلت، مختص ایرانی ها نیست.</span></strong></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right:19.3pt;text-align:justify;text-indent:-18pt;line-height:130%;" dir="rtl"><!--[if !supportLists]--><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"><span>2-<span> </span></span></span></strong><!--[endif]--><span dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">در حمایت از این مدعا، می توان به مارکس ارجاع داد؛ مارکس در نوشته های خود راجع به استبداد شرقی و شیوه تولید آسیایی، جوامع شرقی را جوامعی بسیار "برابر طلب"<span> </span>خوانده است. و سرشت این جوامع را بسیار برابری خواهانه دانسته است. که البته بعدها هم این مدعا توسط بسیاری دیگر تکرار شده است.</span></strong></span><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-right:19.3pt;text-align:justify;text-indent:-18pt;line-height:130%;" dir="rtl"><!--[if !supportLists]--><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;"><span>3-<span> </span></span></span></strong><!--[endif]--><span dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">در چرایی این برابری طلبی، همایون کاتوزیان(در <a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9643051129/ref=sr_1_1000_4/155-8162938-7524577">این</a> کتاب) با ذکاوت اشاره می کند که به هرحال مردم ایران همگی(از وزیر اعظم تا رعیت) در برابر قدرت عریان پادشاه، برابر بودند! به این معنا که جان و مال وزیر اعظم درست به همان سادگی در معرض دست درازی های شدید شاه بود که جان و مال بزرگان زیر دست وزیر اعظم و جان و مال مردم در معرض دست درازی های این بزرگان! او به این ترتیب می گوید که هم مقتدرترین و هم فرودست ترین افراد بدرستی می دانستند که همه چیز امکان پذیر است. درست همان گونه که امکان داشت که جان و مال صدر اعظم از او گرفته شود، امکان داشت که فرودست ترین دهاتی زاده به دلخواه شاه به صدر اعظمی برسد.</span></strong></span><strong></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">این ریشه شناسی به نظر من ریشه شناسی دقیق و صحیحی است. و این کاری است که اندیشمندانی که در تاریخ ایران جستار می کنند، باید انجام دهند. ارنه جمع و جور کردن و ردیف کردن یکسری خصوصیات توصیفی از رفتار ایرانیان که هنر نمی خواهد حتی حسن نراقی نویسنده کتاب جامعه شناسی <a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9649317031/ref=sr_1_1000_1/155-8162938-7524577">خودمانی</a> هم می تواند! .<br />
</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">به زودی بیشتر در این مورد می نویسم.</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:130%;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:11.5pt;line-height:130%;font-family:Arial;">پس نوشت: وبلاگ <a href="http://negaheazad.wordpress.com/">نگاه آزاد</a> که یکی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی آن را می نویسد، به تازگی راه افتاده و به تیم وردپرس اضافه شده است. بحث خوبی در پست های آخر این وبلاگ درگرفته که خالی از لطف نیست.</span></strong><strong></strong></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[انتقادی بر موضع مخالفان توزیع مستقیم نفت]]></title>
<link>http://alhosseini.wordpress.com/2008/01/23/142/</link>
<pubDate>Wed, 23 Jan 2008 09:10:00 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمدصادق الحسینی</dc:creator>
<guid>http://alhosseini.fa.wordpress.com/2008/01/23/142/</guid>
<description><![CDATA[محمدرضا فرهادی پور، در وبلاگ مصیبت منابع مطلبی نوشته ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">محمدرضا فرهادی پور، در وبلاگ مصیبت منابع <a href="http://oureconomy.blogfa.com/post-15.aspx">مطلبی</a> نوشته است در خصوص جلسه ای با حضور دکتر غنی نژاد و نیلی و دکتر مدنی که می توانید در آنجا بخوانید، در آنجا کامنت گذاشتم ولی بهتر دیدم که در وبلاگ خودم هم به بحث بگذارم. صرفا این چند جمله از دکتر <span> </span>مدنی و دکتر نیلی را نقل می کنم و نقد می کنم:</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">این بخشی از گزارش فرهادی پور از جلسه است:" </span><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">در دور دوم سخنرانان در مورد این موضوع صحبت کردند که با پول نفت چه باید کرد؟ غنی نژاد دو راه حل داشت: 1- راه حل برنامه سوم یعنی همان صندوق ذخیره ارزی. 2- توزیع مستقیم پول صندوق ذخیره ارزی در میان مردم و حذف این صندوق. (ایشان موافق حذف سهم دولت نبود). ایشان راه حل 50 هزار تومانی آقای کروبی را که مردم آن را جدی گرفته اما اقتصاددانان و روشنفکران جدی نگرفته بودند، در همین راستا می دانست. در عین حال معتقد بود که در دور ریاست جمهوری آینده این موضوع می تواند بسیار کلیدی باشد.نیلی معتقد بود که پولی برای توزیع مستقیم میان مردم وجود ندارد و این پول در سالهای آتی و حتی همین امسال به زور کفاف بودجه دولت را خواهد داد. اما موضوع جالبی که نیلی اشاره کرد این بود که اول بر سر این موضوع توافق کنیم که با پول نفت چه نباید کرد و اگر بتوانیم این موضوع را روشن کنیم، آنگاه می توانیم، بگوئیم که با پول نفت چه باید کرد. ایشان معتقد بود که با پول نفت 3 کار نباید کرد: 1- نقش و اندازه دولت افزایش نیابد. 2- حجم نقدینگی ناشی از درآمدهای ارزی در حداقل باشد. 3- این درآمدها، تعهد بلند مدتی برای دولت ایجاد نکند. تعهداتی مانند پروژه های فیل سفید یا دستمزد کارکنان. حال که این سه کار را کردیم، می توانیم در مورد باقی قضایا و تصمیم گیری در مورد پول نفت و روشهای سرمایه گذرای آن بحث کنیم. البته ایشان صحبتهایی هم در مورد دو صندوق تثبیت نفتی و صندوق سرمایه گذرای نفتی کردند که اینجا به آن می پردازم. مدنی معتقد بود که اگر ما به شعار کروبی و ایده هایی از این دست بپردازیم، بدون شک همان اتفاقی برای مردم و پول نفت می افتد که در چاد افتاد. مردم ما هم با پول نفت همان کاری می کنند که مردم چاد با پولشان کردند. اما او معتقد بود که همه بدبختی های ما ناشی از نفت است. حتی مدیران ضعیف ما هم زائیده نفت هستند. به عبارتی این سیستم نفتی اجازه پرورش مدیرانی توانمند را نمی دهد. و به جمله ای از وزیر نفت سابق یکی از کشورهای اوپک اشاره کرد: "نفت مدفوع شیطان است"</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">1-ولی در مورد حرف آقای مدنی؛ واقعا خیلی مایه بدبختی است که اقتصاددانان لیبرال مملکت اینگونه سخن بگویند!! یعنی چی مردم می روند و پول را هدر می دهند؟!! مگر ایشان به نخستین آموزه های اقتصاد لیبرال که همانا بهینه یابی فردی و همچنین خرج کردن بهینه تر پول توسط مردم و نه هیچ نهاد دیگری از جمله دولت است، واقف نیست که اینگونه ادعای لیبرال بودن هم دارد؟!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">2- این چه استدلال بی مبنایی است که مردم ما هم مثل مردم چاد رفتار خواهند کرد!!! این استدلال استقرایی هم نیست بلکه مبتنی بر قیاس(مثال) است که من براحتی می توانم هوایش کنم؛ نه مردم ما اینگونه رفتار نمی کنند و مثل مردم آلاسکا رفتار خواهند کرد. تمام شد!! یا اصلا واقعه ای را در تاریخ بیابم که در ایران هم مردم پولی بهشان داده شده و خوب عمل کرده اند!!!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">3- از سوی دیگر در چاد این پول به گروهی از مردم داده شد و شاید طبیعی بود که وضع مالی آنها نسبت به دیگران تغییر فاحشی داشته باشد و در نتیجه رفتارهای حداکثرسازی سود آنها برای رشدکل کشور چندان مناسب نباشد(که البته اینطورها هم نیست چرا که همه آن خرج کردها بالاخره توسط سایر اشخاص خصوصی گرفته شده و با بهینه یابی ناشی از شناخت خرج شده است) اما وقتی که قرار است این پول را میان تمام مردم تقسیم کنیم دیگر این شائبه از بین می رود.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">4- یعنی چی باید مشخص کنیم که چه کارهایی نباید کرد؟؟!! مگر آقای نیلی نهادهای ایرانی را نمی شناسند، همه اتفاقا در این راستا شکل گرفته اند که این کارهایی که ایشان بد می دانند انجام دهند!! یعنی ایشان می خواهند نهادها را هم تغییر دهند!! همانند صندوق ذخیره ارزی ؟ ها؟؟!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">5- اصلا فرض بکنیم که مردم همان کاری که مردم چاد کردند را بکنند، مگر چه می شود؟؟! اگر اثر بدی داشته باشد خودشان خواهند فهمید و دست از آن کارها خواهند کشید!( که حتی آن کارها هم به نظر من اثر بدی ندارد.) فرآیندی که دولت از آن محروم است. دولت هم دارد پول نفت را خرج رانتخواران و پروژه های بی بازدهی می کند که از خرید ویسکی اگر بدتر نباشد استدلالی بر بهتر بودنش هم نداریم.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">6-این حرف که بوجه دولت الان زیاد است و نفتی برای توزیع وجود ندارد را آقای نیلی چند بار تکرار کرده و جواب هم گرفته است اما دوباره تکرار می کند. ولی پس چرا ایشان برای همین نفتی که تکافوی بودجه را نمی کند خودشان طرح صندوق ذخیره ارزی و مابقی پیشنهاداتی که ظاهرا در آن جلسه به آن پرداخته اند را می دهند؟! اگر نفتی برای جداشدن از بودجه وجود نخواهد داشت که در مورد صندوق ذخیره ارزی هم به همین گونه است! پس چرا این طرح ها مطرح می شود؟!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">7-از سوی دیگر اتفاقا ما میگوییم که با توزیع نفت، فشاری قوی جهت کاهش بودجه دولت صورت خواهد پذیرفت که بسیار موثر است چرا که تهدیدی معتبر محسوب می شود. تنها در این شرایط است که دولت دست به خصوصی سازی و آزادسازی می زند، در این شرایط است که دیگر دولتمردی جرات نمی کند شعار مبتنی بر افزایش بودجه دهد(یعنی همان چیزی که دکتر نیلی می گویند جزء کارهایی است که نباید با نفت بکنیم)</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">8-اینگونه بحث هایی که دکتر نیلی و خصوصا دکتر مدنی مطرح می کنند، بنظرم باید در روحیه دولتگرایی که حتی در میان فرهیختگان مملکت ما وجود دارد، جستجو شود. روحیه ای که پس از مشروطیت و خصوصا پس از ظهور و فرود رضاخان به شدت تقویت شد و عملا روحیه ای در مقابل رشد و توسعه اقتصادی کشور بوده است. باید این روحیه را رها کرد و باید بدانیم دولت قرار نیست کاری(خرابکاری) بکند، دولت فقط قرار است کاری نکند و نگذارد که کسی هم کاری(خرابکاریهایی نظیر؛ اخلال در فعالیت دیگران، دزدی و امثالهم) بکند.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">9- نتیجه عملی چنین اظهار نظرهایی قدرتمند شدن کسانی همچون احمدی نژادهاست.چرا که عملا همیشه نفت را در اختیار دولت می گذارد و این در اختیار بودن با توجه به نهادهای ضعیف و فشل کشور صرفا به دولتی تر شدن اقتصاد و به نبایدهایی که خود دکتر نیلی از آن سخن می گویند منجر می شود.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">10- در ضمن این نکته نیز حایز اهمیت است که <span> </span>با توزیع مستقیم نفت، یارانه ها حذف خواهند شد، مالیات بیشتری گرفته خواهد شد و امثالهم که اصلا بودجه دولت را متحول خواهد نمود. بنابراین دکتر نیلی و دکتر مدنی چگونه بر مبنای بودجه فعلی سخن می گویند.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">نمی دانم دکتر غنی نژاد در آن جلسه چگونه پاسخ دکتر نیلی و دکتر مدنی را داده است. اگر کسی اطلاعی دارد، خوشحال می شوم بدانم.</span><span dir="ltr" style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:'Tahoma','sans-serif';"></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[قاضی در مقام توزیع کننده{2}]]></title>
<link>http://alhosseini.wordpress.com/2007/12/02/121-2/</link>
<pubDate>Sun, 02 Dec 2007 13:24:50 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمدصادق الحسینی</dc:creator>
<guid>http://alhosseini.fa.wordpress.com/2007/12/02/121-2/</guid>
<description><![CDATA[همانطور که در &#8220;پس پست&#8221; قبلی هم تاکید کردم، نقش قاض]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">همانطور که در "پس پست" قبلی هم تاکید کردم، نقش قاضی صرفا در حد اجرای قانون میان دو طرف شاکی و متشاکی است. و تنها کار عادلانه ای که قاضی می تواند انجام دهد همین است. و هر کاری جز این، به معنای خارج شدن از حدود قضاوت و در نتیجه نشان از بی عدالتی قاضی است.<br />
<span> </span>اما متاسفانه قضاوت در کشور ما علاوه بر اینکه تبدیل به یک حرفه کاملا نان و آب دار شده است(تحصیلات اندک+حقوق بالا+سایر درآمدها!)، بعنوان یکی از مراکز توزیعی عمل می کند!<br />
البته این توزیع از چند جنبه اتفاق می افتد، اول اینکه رای قاضی به سمت گروه های درآمدی پایین کاملا تورش دارد(انحراف دارد) همچنین اینکه گروه های درآمدی بالا مجبور می شوند بخشی از سود ناشی از اجرای قانون(یا برخی مواقع عدم اجرای قانون) را با قاضی و دستیارانش شریک شوند! این جریان درآمدی در قوه قضاییه سبب شده است تا این قوه بعنوان یکی از مراکز مهم توزیع رانت در کشور شناخته شود. که البته با توجه به شواهد و نیز با عنایت به نظر کارشناسان این عرصه، در زمان آقای شاهرودی نسبت به زمان آقای یزدی این امر گسترش یافته است.(که البته شاید ناشی از گسترش دعاوی و ... باشد و نه فقط مدیریت و نظرات آقای شاهرودی)<br />
این کج روی و فساد در قوه قضاوت کشور، سبب می شود تا در وهله اول امنیت اقتصادی به شدت کاهش یافته و ریسک سرمایه گذاری افزایش پیدا کند، همچنین وارد شدن این گونه هزینه ها به هزینه تولید، سبب می شود تا بسیاری از سرمایه گذاری ها در تولیدات خصوصا تولیداتی که نیاز به سرمایه اولیه زیادی دارند، در کشور انجام نشوند. هرچند که به لحاظ سود اقتصادی و بدون در نظر گرفتن این گونه هزینه ها { و یا در وضعیت وجود یک قوه قضاییه سالم، و در وضعیت اجرای صحیح قوانین(هرچند قوانین بد)} این گونه سرمایه گذاری ها، کاملا به صرفه هستند.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">در آخر تاکید می کنم که رعایت حقوق مالکیت و حاکمیت قانون، از ضروریات(شروط لازم) رشد اقتصادی، تجمیع سرمایه، کاهش بیکاری، و.... است. و تا هنگامی که ساختار قوه قضاییه کشور دچار تغییرات اساسی نشود، بوجود آمدن این دو محال است.{البته دوستان حقوقدان و دوستانی که در این مورد کار کرده اند، حتما می دانند که ساختار قوه قضاییه چگونه باید تغییر کند؟!}</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[قاضی در مقام توزیع کننده!]]></title>
<link>http://alhosseini.wordpress.com/2007/11/27/p120/</link>
<pubDate>Tue, 27 Nov 2007 11:31:34 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمدصادق الحسینی</dc:creator>
<guid>http://alhosseini.fa.wordpress.com/2007/11/27/p120/</guid>
<description><![CDATA[قوه قضاوت در هر کشوری یکی از مهمترین ارکان اقتصاد و یکی ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">قوه قضاوت در هر کشوری یکی از مهمترین ارکان اقتصاد و یکی از نهادهای پیشرو در مسیر رشد اقتصادی محسوب می شود. چرا که حاکمیت قانون و حمایت از مالکیت و حمایت از اعمال مالکیت برای جلوگیری از تعرض سایرین، از وظایف این قوه محسوب می شود. و این وظایف، از مهمترین وظایف( و به نظر من از تنهاترین وظایف) حکومت ها است.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">یکی از دستاوردهای بزرگ اندیشه منتسکیو به عنوان یکی از بزرگترین لیبرال های فرانسوی، جدا کردن این قوه از قوه های دو گانه اجرایی و قانونگذاری بود که می توانست به نوعی تضمین کننده استقلال این قوه در جهت حمایت قاطع و بلاشرط از حقوق فرد فرد آحاد جامعه(و نه مردم!) که یکی از مهمترین آنها حق مالکیت است، عمل کند. در صورت استقلال این قوه، نه تنها دست مدیران اجرایی دولتی از دست اندازی های فراوان به این قوه در جهت کسب هرچه بیشتر قدرت، کوتاه می شود، بلکه توانایی این قوه در جهت مورد سوال قراردادن مقامات اجرایی در انجام امور خود ممکن می شود. و ... {می توان چند روز درباره اهمیت این استقلال و وجود قوه قضاوت قوی و قانونمند صحبت کرد}<br />
اما همه اینها در ایران به یک جک بزرگ تبدیل شده است!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">چرا که اولا آنقدر قانون داریم که هر طرفی به یکی از این قوانین استناد می کنند. و خیلی از آن قوانین هم با هم ضدیت دارند {بقول دکتر بهکیش در کتاب ایران در راه جهانی شدن که یکی از کتاب های خوب در این عرصه است؛ ما نیاز به یک فرآیند قانون زدایی داریم، چرا که حدود دو سوم قوانین ما باید حذف شوند!}.<br />
از سوی دیگر این قانونی که خلا های فراوان و موارد متعارض بسیاری دارد، طبیعی است که بسیار مورد سوءاستفاده قرار می گیرد ؛ شاید بتوان گفت که قانون ما بنوعی هرمنوتیکی شده است!! که هر قاضی هرجور که بخواهد برداشت می کند! و فهم خود را که بسیار....هم هست عملا بجای قانون قرار می دهد.<br />
از سوی دیگر خود قانون هم آنقدر بد و با رویکرد چپ نوشته شده است که اگر این قانون هم اجرا شود باز هم فاجعه تغییری نخواهد کرد!<br />
همچنین با توجه به این ازدیاد قوانین و نیز با عنایت به روند بی حساب و کتاب تربیت قاضی در ایران، قاضی ها غالبا حتی تسلط نسبی به قانون ندارند.<br />
از سوی دیگر استقلال قوه قضاییه نیز تبدیل به یک کاریکاتور شده که از جانب نهادهای مختلف نظامی و امنیتی مدام مورد تعرض قرار می گیرد ؛ همچنین همین استقلال نیم بند نیز سبب شده تا رشوه خواری در نظام قوه قضاییه به شدت گسترش یابد و ...... </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">اما جالب تر از همه اینکه سالانه 8میلیون پرونده در کشور مطرح می شود که هرکدام یک شاکی و متشاکی و چندین شاهد دارند که روی هم حدود 30 و چند میلیون می شود که با کم کردن افراد زیر 18 سال، عملا باید گفت که همه مردم بصورت متوسط، بصورت سالانه درگیر یک پرونده هستند!!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">فاجعه بارتر از همه اینکه؛ به سرمایه دار بعنوان یک زالوی خونخوار نگاه می شود که در اکثر دادگاه ها فحش می خورد، و مورد طعن قار می گیرد و اگر طرفش کمی فقیر و ندار باشد یا ادای نداشتن دربیاورد، کار سرمایه دار تمام است! مگر آنکه 30، 40 درصد از مال مورد شکایت را به ... بپردازد!!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;"> چند نمونه مشاهدتی توسط خودم!:قاضی به بنده خدایی که دو خانه داشت و اکنون یکی از خانه هایش توسط عده ای فقیر و بدبخت تصرف شده بود، می گفت: "تو که دو خانه داری، اینها خانه ندارند، حالا در یکی از خانه ها اینها نشسته باشند"!!!<br />
قاضی دیگری می گفت: "پول داشتن دردسر دارد، همین است دیگر باید حالا حالا ها بدوی"!!!<br />
قاضی دیگری به همراه یک افسر پلیس می گفتند که : " همین است دیگر هرکه بامش بیش، برفش بیشتر"!!!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">جو چپ به شدت فضای قوه قضاییه را پر کرده است. به طوری که اگر کمی خود را به بدبختی و بیچارگی بزنید و شارلاتان بازی در بیاورید، نانتان در روغن است. از سوی دیگر این سیستم، خودش به شدت موجب تقویت این گونه رفتارهای شارلان گونه می شود و دقیقا خود این سیستم موجب به وجود آوردن این رفتارها شده است. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">اما شما فکر میکنید که وظیفه قوه قضاییه چیست؟ </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:150%;"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">در پست بعدی سعی میکنم چند خطی در این ارتباط بنویسم.</span><span dir="ltr" style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;"></span></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
