<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>حشره‌شناسی &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/حشره‌شناسی/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "حشره‌شناسی"</description>
	<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 04:55:14 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[ساخت واکسن سالک در ایران]]></title>
<link>http://parasitology.wordpress.com/?p=243</link>
<pubDate>Wed, 20 Feb 2008 20:33:28 +0000</pubDate>
<dc:creator>M. Zare</dc:creator>
<guid>http://parasitology.wordpress.com/?p=243</guid>
<description><![CDATA[معاون مرکز بیماریهای پوست و جذام، از آماده شدن مراحل سا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><span>معاون مرکز بیماریهای پوست و جذام، از آماده شدن مراحل ساخت واکسن جهانی سالک تا پایان سال 2008 میلادی خبر داد. دکتر سید حسین طباطبایی با اشاره به اینکه طرح مطالعاتی و تحقیقاتی این واکسن در چهار فاز دنبال می‌شود، به خبرنگار مهر گفت: سه فاز اولیه با موفقیت انجام شد و هم اکنون در فاز آخر که مطالعه و آزمایش بر روی نمونه انسانی است، قرار داریم. وی با تاکید بر اینکه این واکسن جهانی بوده و تنها مختص ایران نیست، افزود: نمونه‌های انگلها و پشه‌هایی که این بیماری را منتقل می‌کند، یکی نبوده و همین مسئله باعث می‌شود واکسنی که در یک منطقه فرد را در مقابل بیماری مصون می کند، در نقطه ای دیگر کارآیی نداشته باشد. معاون مرکز بیماریهای پوست و جذام ادامه داد: بنابراین می‌بایست واکسنی ساخت که کاربرد همه جانبه داشته باشد و این واکسن با چنین ویژگی در دست تهیه است. وی با اشاره به مشارکت سازمان جهانی بهداشت و دیگر سازمان‌های بین‌المللی در تهیه واکسن سالک، افزود: کمک‌های فنی و مالی این سازمان‌ها در کنار حمایت علمی از این طرح، باعث شده ایران در تهیه واکسن جهانی سالک بیش از پیش شناخته شده باشد. طباطبایی از همکاری علمی وزارت بهداشت کانادا و سوئد در این طرح خبر داد و گفت: البته موسسات تحقیقاتی داخل کشور همچون انستیتو پاستور، موسسه رازی (مرکز واکسن سازی ایران) و دانشگاههای علوم پزشکی در استانهای تحت شیوع این بیماری، بیشترین سهم را در تهیه واکسن جهانی سالک دارند. معاون مرکز بیماریهای پوست و جذام تصریح کرد: مدیریت طرح با انجمن پوست و مو ایران است. وی با اشاره به دشوار بودن انجام نمونه‌های انسانی که ناشی از عوامل مختلفی است، گفت: با توجه به بحث اخلاق پزشکی و اینکه نمونه های انسانی بعضاً در دسترس نیستند، باعث شده این طرح کمی با تاخیر دنبال شود. طباطبایی با اعلام اینکه طرح مطالعاتی در سه پایگاه بم، خراسان و اصفهان به عنوان مناطق آندمیک (شایع) بیماری دنبال می‌شود، اظهارداشت: بر اساس آنچه که به سازمان جهانی بهداشت و دیگر سازمان‌های بین‌المللی قول داده‌ایم، تحقیقات تا پایان سال 2008 میلادی به نتیجه نهایی ختم خواهد شد. معاون مرکز بیماریهای پوست و جذام، از تهیه واکسن جهانی سالک به عنوان افتخار دیگری برای ایران یاد کرد که ثمره مطالعات و تلاشهای صورت گرفته در سالهای گذشته است</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>. منبع: <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=642188" target="_blank">خبرگزاری مهر </a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[اندر حكايت كم مويى آدميان]]></title>
<link>http://parasitology.wordpress.com/2004/05/26/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%83%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d9%83%d9%85-%d9%85%d9%88%d9%8a%d9%89-%d8%a2%d8%af%d9%85%d9%8a%d8%a7%d9%86/</link>
<pubDate>Wed, 26 May 2004 18:39:05 +0000</pubDate>
<dc:creator>mohammad</dc:creator>
<guid>http://parasitology.wordpress.com/2004/05/26/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%83%d8%a7%d9%8a%d8%aa-%d9%83%d9%85-%d9%85%d9%88%d9%8a%d9%89-%d8%a2%d8%af%d9%85%d9%8a%d8%a7%d9%86/</guid>
<description><![CDATA[در بين حدود 3000 گونه پستاندار روى زمين، تنها چندگونه  دا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>در بين حدود 3000 گونه پستاندار روى زمين، تنها چندگونه  داراى بدنى كم مو و لخت هستند: فيل، فيل دريايي، خوك، نهنگ، موش كور و انسان. اما به راستى چرا؟<br />
به نقل از مجله <a>نيو ساينتيست</a>، در اين زمينه فرضيه جديدى مطرح شده است مبنى بر اينكه انسانهاى اوليه براى مقابله با انگلها و در نتيجه  اعمال قانون انتخاب طبيعي، موهاى خود را از دست داده اند. دو فرضيه قبلى در اين زمينه وجود دارد: نظريه سرد كردن بدن و نظريه انتخاب جنسي. نظريه اى كه تاكنون بيشتر پذيرفته شده بود اين است كه انسانها در طول زمان،  براى كنترل دماى بدنشان در دشت هاى گرم و جلگه اى آفريقا بتدريج موى خود را از دست داده اند. اما اين نظريه داراى مشكلاتى است كه فرضيه جديد مى تواند آن را برطرف كند.<br />
پاژل Pagel  يك زيست شناس با گرايش  تكامل و همكار وى در دانشگاه آكسفورد مى گويند: اگرچه فرضيه سرد كردن بدن جالب بنظر مى رسد اما مزيت بى مويى در برابر خورشيد و در طول روز مى تواند به نقطه ضعفى در هنگام شب تبديل شود چرا كه بدن انسان در شب حرارت زيادى را از دست مى دهد. در حيوانات، اكتوپارازيت ها ( انگلهاى خارجي) همچون حشرات خونخوار خطر بزرگى براى سلامت و حيات هستند و بى مويى نوعى سازگارى و تطابق براى كاهش حجم آلودگى به آنها بوده است. سوالى كه در اينجا مطرح مى شود اين است كه چرا اين اتفاق براى عموزاده هاى ميمون نماى ما ( ساير پريماتها) نيفتاده است؟! آنها استدلال مى كنند كه كه انسانها در كنار آن، همزمان از نظر فرهنگى هم به تكامل رسيدند و تنها گونه اى بود كه ساختن خانه، روشن كردن آتش و تهيه لباس را آموخت و همه اينها كمك كرد كه عليرغم از دست دادن موها بتواند خود را گرم نگهدارد و اين يكى از موارد زيباى تكامل مشترك ژني- فرهنگى است؛ فرهنگ به ما كمك كرد تا امكانى براى از دست دادن موهاى مضر فراهم شود.<br />
فرضيه سوم انتخاب جنسى است. انتخاب جنسى به منظور يك جفتگيرى مطلوب مى تواند فشار گزينشى ديگرى  براى از دست دادن موها باشد. پاژل مى گويد: انتخاب طبيعى در آغاز به نفع افراد بى مو  بوده است زيرا داراى مو كمتر و در نتيجه انگلهاى خارجى كمترى بوده اند  و كمتر به بيماريهاى منتقله توسط آنها مبتلا مى شده اند و از عمر بيشترى برخوردار بوده اند و لذا امكان بقاى بيشترى داشته اند و بتدريج جمعيت نسبى آنها افزون تر شده است. بعلاوه انتخاب جنسى نيز  اين فرآيند را تقويت كرده است چرا كه انسانهاى بى موى اوليه از نظر توانايى زيستى مناسب تر و نيز براى همسرى  و تداوم نسل جذاب تر بوده اند.اين محققين مى گويند كه يك راه براى آزمايش نظريه آنها اين است كه ببينند آيا انسانهاى ساكن در مناطق بسيار آلوده به انگلهاى خارجي، كم موتر از انسانهاى مناطق ديگر هستند يا خير؟</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[رستاخيز بزرگ زنجره ها در آمريكا]]></title>
<link>http://parasitology.wordpress.com/2004/05/14/%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%ae%d9%8a%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%ac%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%83%d8%a7/</link>
<pubDate>Fri, 14 May 2004 00:40:48 +0000</pubDate>
<dc:creator>mohammad</dc:creator>
<guid>http://parasitology.wordpress.com/2004/05/14/%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%ae%d9%8a%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%ac%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%83%d8%a7/</guid>
<description><![CDATA[اينهم خبري خارج از موضوع  اين وبلاگ،  اما جالب براى علاق]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a>اينهم خبري</a> خارج از موضوع  اين وبلاگ،  اما جالب براى علاقه مندان به مسايل زيستي:<br />
هزاران تريليون زنجره در شرق آمريكا در حال بيدار شدن از يك خواب وغيبت 17 ساله هستند كه به عقيده دانشمندان، بزرگترين ظهور حشرات در زمين خواهد بود. ( راستى هر تريليون چقدر است؟ خوب حتماً مى گوييد  10 به توان 12؛  اما شايد شما هم مثل من تا امروز نمى دانستيد كه در انگلستان بر خلاف اكثر كشورها هر تريليون برابر است 10 به توان18 !). اين حشرات يالدار كه در زير زمين از ريشه درختان تغذيه مى كرده اند در ماه مى و ژوئن به روى زمين خواهند آمد وبفاصله كمى بعد از يك جفتگيرى آتشين و جنجالى خواهند مرد. آنها براى انسان بى ضرر هستند اما سرو صداى فرآيند جفتگيرى آنها بسيار بلند و آزاردهنده  ( حتى شديدتر از ترافيك شهرهاى بزرگ ) است. تراكم آنها مى تواند به 3 هزار كيلوگرم در هكتار برسد.<br />
چرخه زندگى آنها به اين صورت است كه كه نرها فرآيند جفتگيرى را با ايجاد صداى خاصى شبيه به جلزولز كباب! براى جذب ماده ها آغاز مى كنند. بعد از آن، ماده ها شكافهايى را روى شاخه هاى درختان حفر مى كنند و هريك  در آنجا حدود 600 تخم مى گذارند. اندكى بعد نرها و نيز ماده ها مى مى ميرند كه به سرعت اجساد آنها فاسد مى شود و براى چند روز بوى بسيار بدى را بجا مى گذارند. اما تخمها طى چند هفته تفريخ ( باز ) مى شوند و نوزاد هاى ( نمف ) آنها روى زمين افتاده و بداخل خاك نقب مى زنند و ناپديد مى شوند  تا 17 سال كه اين نوزاد ها دوباره به سطح زمين بر ميگردند و بعد از پوست اندازى به حشره بالغ تبديل مى شوند.  بدين ترتيب ظهور قبلى آنها در 1987 و ظهور بعدى آنها در سال 2021 خواهد بود. از مردم خواسته  شده است  كه براى محافظت از درختان جوان و بوته ها روى آنها را تورى بكشند و در صورت تمايل مى توانند اين زنجره ها را بخورند كه مزه اى شبيه كنسرو مارچوبه دارد.<br />
پى نوشت: <a>گزارش صفحه علم روزنامه شرق</a> از اين ماجرا به عنوان <u>طوفان دو هفته اى </u>كه اتفاقاً دو هفته بعد از يادداشت من به چاپ رسيده است.</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
