<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>رهبر &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/رهبر/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "رهبر"</description>
	<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 10:35:31 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[نتيجه انتخابات سال آينده مشخص شد! ]]></title>
<link>http://tirtekeneh.wordpress.com/?p=11</link>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 18:59:30 +0000</pubDate>
<dc:creator>tirtekeneh</dc:creator>
<guid>http://tirtekeneh.wordpress.com/?p=11</guid>
<description><![CDATA[ رهبر به احمدی نژاد : فکرنکنيد سال آخر دولت است، تصورکني]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><!-- end header --> <span style="text-decoration:underline;"><span style="font-size:10pt;font-weight:normal;font-family:Tahoma;"><a href="http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=139888"><strong><span style="font-size:12pt;" lang="AR-SA"><span style="font-weight:bold;">رهبر به احمدی نژاد : فکرنکنيد سال آخر دولت است، تصورکنيد که اين يک سال به اضافه‏ى چهار سال ديگر در يد مدیریت شماست</span></span></strong><strong><span style="font-size:12pt;" dir="ltr">! </span></strong></a></span></span></p>
<h3 style="font-weight:normal;text-align:justify;"><span style="font-size:12pt;" dir="ltr"><br />
<!--[if !supportLineBreakNewLine]--><br />
<!--[endif]--></span></h3>
<p style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">اين</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">سخنان رهبر است در ديدار با اعضاي هيئت دولت، كه عملا براي كساني كه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">انتخابات سال 84 و مجموعه اتفاقات آن را به ياد دارند تكليف انتخابات</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">رياست جمهوري سال بعد رو روشن مي كنه! به نظر من ما ول معطليم و بي خودي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">داريم خودمون رو به اين ور و اون ور مي زنيم. در اين 3 يا 4 انتخابات</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">گذشته تحقيقا ثابت شد كه تكليف مملكت جاي ديگه مشخص ميشه و ما فقط داريم</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">خودمون رو بازي ميديم</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">.<br />
</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">در اين انتخابات باز هم اصلاح طلبان دارند بازي مي خورند و به مهره هاي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">نمايش شوراي نگهبان و جريان اقتدارگرا تبديل مي شوند. اميدواريم هر چه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">زودتر سران اصلاح طلب سازشكاري ها و ملاحظه ها رو كنار بذارند و كمي هم به</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">خواست بدنه اجتماعي طرفدار اصلاحات توجه كنند! والله اينجوري اين شائبه به</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">وجود مياد كه اينا هم صرفا به دنبال به دست گرفتن قدرت هستند و تمام اين</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">حرفا در ستايش دموكراسي و آزادي كشك محضه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">!<br />
</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">من كه ديگه گيج شدم، به مرز انفجار رسيده ام</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">! </span></p>
<p style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"><a href="http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=139888" target="_blank"><span lang="AR-SA">اين هم لينك متن كامل سخنان رهبر در ديدار با اعضاي هيئت دولت</span><span dir="ltr">!!!</span></a></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ظلّ الله]]></title>
<link>http://vasabaha.wordpress.com/2008/04/06/%d8%b8%d9%84%d9%91-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/</link>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 14:29:32 +0000</pubDate>
<dc:creator>درویش</dc:creator>
<guid>http://vasabaha.wordpress.com/2008/04/06/%d8%b8%d9%84%d9%91-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/</guid>
<description><![CDATA[خدایا سایه ات کوتاه باد از سرکه از سنگینی این سایهدیگر ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<h3 style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:center;margin:auto 0;"><span style="font-weight:normal;font-size:10pt;font-family:tahoma;">خدایا سایه ات کوتاه باد از سر<br>که از سنگینی این سایه<br>دیگر راست کِی گردد کمر<br>کِی آب راحت از گلو پائین رود ما را<br>چه سر آسود بر بالین<br>کدامین خواب در چشمان تر نشکست<br>کدامین شام تار ما سحر شد<br>کی براین شب بامداد آید<br>خدایاطاقت بیداد دیگر نیست<br>کوته سایه ات از سر<br>دمی بر ما ترحم کن<br>خدایامن نمی دانم کجائی<br>در زمین؟<br>در عرش ؟<br>یا در آسمان هفتمین<br>هشتم ؟<br>کجا ؟<br>یا نا کجا<br>هر جا که هستی<br>سایه ات ما را بدنبال است<br>یا بر سر<br></span><span style="font-weight:normal;font-size:10pt;font-family:tahoma;">که خود را شاه می نامد گهی<br>گه رهبر و رائد<br>ولیّ و جانشین حق<br>امام و شیخ<br>یا روح خدا، قائد<br>و گاهی هم<br>کشیش و پاپ<br>یا اسقف<br>و شاید امپراتور جهان<br>امّا دریغا<br>هر چه باشد<br>یا که هر چه هست<br>ظلّ الله خوانندش<br>و بر ما ارمغان آرد همه فقر و فلاکت را<br>ستم<br>زندان<br>بلا<br>جور و جفا<br>جهل و حقارت را<br>بهشتی هم اگر داری<br>به دنیا دار بفروشند<br>ما را قدرت بیع و شرائی نیست<br>و تو بر ما فکندی سایه<br>گاهی نام او ُضحّاک<br>گهی با نام خسرو آمد و گه موبد نا پاک<br>گهی نامش خلیفه بود<br>گاهی منجی موعود<br>گهی چون شبروان آیدبه تاراج<br>گهی مأمور بیت المال یا باج<br>زکات نان نا خورده برد درویش را هر دم<br>و از پستان مادر خُمس شیر طفل بستاند<br>خدایاسایه کوته کن ز سر ما را<br>که سامان نیست سرها را<br>ز شرّ سایه های شوم<br>شرّ ظلم ظلّ الله<br>خدایا ظلّ خود بردار تا آنی بیاسائیم<br>از این عدل و داد اهرمن گونه<br>از این قسمت<br>از این تقدیر<br>از این قسط وارونه<br>خــدایا ظلّ شیطـان را ضلالت بیش از این باشد؟!</span></h3>
<h3 style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:auto 0;"><span style="font-weight:normal;font-size:10pt;font-family:tahoma;">ح درویــش</span></h3>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ساده زیستی رهبر از زبان نزدیکان!]]></title>
<link>http://abanzad.wordpress.com/?p=5</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 09:48:26 +0000</pubDate>
<dc:creator>abanzad</dc:creator>
<guid>http://abanzad.wordpress.com/?p=5</guid>
<description><![CDATA[گوشه هایی از ساده زیستی رهبر انقلاب
۰۹ خرداد / ۱۳۸۶
الف
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>گوشه هایی از ساده زیستی رهبر انقلاب<br />
۰۹ خرداد / ۱۳۸۶<br />
الف</p>
<p>حجت االاسلام سید علی اکبر موسوی حسینی (برنامه اخلاق در خانواده) در وبلاگ شخصی خود درباره ساده زیستی رهبر معظم انقلاب آورده است:</p>
<p>زندگی مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای، بسیار ساده و در پایین ترین سطح و با کم ترین امکانات می باشد.معظم لَه مانند معمولی ترین افراد جامعه زندگی می کنند. ما زمانی خدمت ایشان رفتیم و از آقا درخواست نمودیم تا اجازه بفرمایند از داخل منزلشان و وضیعت زندگیشان فیلم برداری کنیم، تا مردم وضیعت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند که ایشان چگونه زندگی می کنند.</p>
<p>آقا فرمودند: «اگر شمابخواهید زندگی مرا نشان بدهید می ترسم خیلی ها باورنکنند.»</p>
<p>شامی در محضر آقا</p>
<p>روزی که در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد. پس از نماز، معظم لَه با مهربانی به من فرمودند: «آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید.»<br />
بنده در عین حال که این را توفیقی می دانستم، خدمتشان عرض کردم: «اسباب زحمت می شود.»<br />
مقام معظم رهبری فرمودند: «نه، بمانید؛ هرچه هست با هم می خوریم.» وقتیکه سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست! (سردار سرلشکر سید رحیم صفوی)</p>
<p>گوشت کوپنی</p>
<p>مصرف گوشت خانه ی آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوری تنها از طریق کوپن بود.ایشان درآن زمان به من فرمودند: «من تاکنون غیرازهمان گوشت کوپنی که به همه مردم داده می شود گوشت دیگری از بازار نخریده ام.» امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم ومستضعف است. (آیت الله مصباح یزدی)</p>
<p>میز و صندلی</p>
<p>زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی نزدیکان ایشان نیز سرایت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نیستند. همین اعتقاد آنان را از سوء استفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من درآن جا یک میز ساده و قدیمی دیدم. در کنار میز نیز یک صندلی کهنه بود. آن میز وصندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در کتابخانه ی ساده ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می کنند. (آیت الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی)</p>
<p>پناه بردن به موکت</p>
<p>بر خود واجب می دانم که شهادت دهم زندگی داخلی آیت الله خامنه ای نه ازباب این که رهبر عزیزانقلاب ما به این حرف ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می دانم تا این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم.<br />
من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری درخانه، بیش از یک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده ی معظم لَه روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آن جا بود. من از زبری آن فرش به موکت پناه بردم! (حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی«ره»)</p>
<p>برنج کوپنی</p>
<p>من درآن زمان نماینده ی مجلس شورای اسلامی بودم. همسرم یکی از بچّه ها را نزد پزشک برد و درمطب دکتر همسر مقام معظم رهبری را ملاقات کرد. ایشان نیز یکی از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. کسی نمی دانست که ایشان کیست!<br />
چون نوبت به همسر اقا رسید؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت: «برای مداوای فرزندتان روزی یک لیوان لعاب برنج به او بدهید.<br />
همسر مقام معظم رهبری گفت: «ما چنین امکاناتی را نداریم.»<br />
پزشک که ایشان را نمی شناخت عصبانی شد و گفت: «مگر امکان دارد درخانه ای برنج نباشد؟!»<br />
همسر مقام معظم رهبری فرمود: «آقای ما اجازه نمی دهد که درخانه، غیرازبرنج کوپنی استفاده کنیم وآن هم کفاف خوراک ما را بیش ازیک باردرهفته نمی دهد.» (آقای سید علی اکبر طاهایی)</p>
<p>خانه ای کوچک و غذایی ساده</p>
<p>زمانی که مقام معظم رهبری در ایرانشهرتبعید بودند، در ساختمانی که یک اتاق و یک آشپزخانه داشت زندگی می کردند.<br />
همین مکان کوچک هر روز پذیرای تعداد زیادی از مهمانانی بود که از راه های دور و نزدیک به آن جا می آمدند. من هم توفیق داشتم که در آن روزها به دیدن ایشان بروم. چون به ایرانشهر رفتم وآقا را زیارت کردم، دیدم که تک و تنهایند و کسی کمک کار ایشان نیست.<br />
تصمیم گرفتم چند روز در آنجا بمانم و به معظم لَه کمک کنم. درتمام روزهایی که من درمحضر آقا بودم، غذای ایشان و مهمان ها سیب زمینی، نیمرو وتخم مرغ آب پز بود. (حجت الاسلام والمسلمین سید علی اصغر باقی زاده)</p>
<p>ساده زیستی آقا</p>
<p>با اینکه مقام معظم رهبری می توانند از همه ی امکانات مادی بهره مند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یک شهروند معمولی پایین تر است.<br />
معظم لَه علاوه بر این که از یک زندگی معمولی سطح پایین بهره می برند، دائماً به مسئولان سفارش می کنند: «مواظب زندگی خود باشید. اصراف نکنید.»<br />
آیت الله خامنه ای معتقدند که مردم را باید عملاً به ساده زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. ایشان در مناسبت های خاصی که برنامه خواندن صیغه ی عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یک ربع، عروس و داماد و خانواده های آن ها را به رعایت صرفه جویی دعوت می نمایند و می فرمایند:<br />
«خرج های گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید.»<br />
خود آقا هم در زندگی خصوصی شان، دقیقاً همین طور عمل می کنند. معظم له نه حقوق از جایی دریافت می کنند و نه از وجوهاتی که از اطراف و اکناف خدمت ایشان می آید، برای زندگی شخصی خود استفاده می کنند. زندگی ایشان از طریق هدایا و نذوراتی است که علاقه مندان و ارادتمندان معظم لَه تقدیم می کنند.<br />
فرزندان آقا هم همین طور زندگی می کنند و همین سادگی و ساده زیستی را دارند. (حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی)</p>
<p>شام مختصر</p>
<p>در اوایل ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، یک شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا کشید، معظم لَه فرمودند: «شام پیش ما بمان.»<br />
من از این دعوت خوشحال شدم؛ زیرا می توانستم مدتی بیش تر در خدمت ایشان باشم.<br />
آقا فرمودند: «من نمی دانم شام چی داریم یا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست یا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم می خوریم.»<br />
از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند: «خانم، شام چی داریم؟ فلانی پیش ماست و من گفته ام که هر چه باشد با هم می خوریم.»<br />
از جواب های آیت الله خامنه ای، احساس کردم که در منزل به اندازه یک نفر شام کنار گذاشته اند.<br />
آقا فرمودند: «عیبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستید، قدری هم پنیر و ماست همراهش کنید.»<br />
پس از گذشت حدود یک ربع، یک بشقاب برنج ساده با یک کاسه کوچک خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آن ها را نصف کردیم و با هم خوردیم.<br />
من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامی شکر کردم که چنین تحولی در کشور ایجاد کرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذیری وجود داشت و امروز رئیس جمهور چه ساده زندگی می کند!<br />
زندگی آیت الله خامنه ای هنوز هم همین طور است. روش ایشان در زندگی عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جویی دعوت می کنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جویی عمل می نمایند. (دکتر غلامعلی حداد عادل)</p>
<p>عدم سوء استفاده از موقعیت</p>
<p>در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، ایشان ماجرایی را برای من تعریف کردند که بسیار شنیدنی و جالب است.<br />
معظم لَه فرمودند روزی در دفتر کارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشی را که برداشتم با صدای خنده ایشان روبه رو شدم. علت را پرسیدم؛ مادرم گفت: «چند روزی است در خانه هیچ نداریم، پدرت هم پولی ندارد.»<br />
این داستان برای من بسیار مهم بود. پدر و مادر رئیس جمهور کشور، پول و غذا ندارند.<br />
ماجرای مذکور نشان از ساده زیستی در خانه مقام ولایت دارد. ایشان در خانه بسیار ساده زندگی می کنند و هیچ فردی تا به حال نتوانسته از موقعیت معظم لَه سوء استفاده کند. چه افتخاری برای ملت مهم تر از این که چنین شخصیت ارزشمندی رهبری آنان را بر عهده دارد؟! (حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری)</p>
<p>فرش های ساییده</p>
<p>مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آن ها را جمع کردیم و فروختیم و یک مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آن ها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه کنیم.<br />
وقتی زیلوها را عوض کردیم و فرش ها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: «این ها دیگر چیست؟!»<br />
گفتم:« زیلوها را عوض کردیم.»<br />
فرمودند: اشتباه کردید که عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید. اصرار را بی فایده دیدم و با هزار مکافات رفتم و زیلوها را پیدا کردم وتوی خانه انداختم. زیلوهایی که واقعاً به آن ها نگاه می کردی، می دیدی که نخشان در آمده و ساییده شده اند. (سردار سرتیپ پاسدار شوشتری)</p>
<p>کوپن قند و شکر</p>
<p>در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، روزی همسر ایشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «کوپن قند و شکر ما تمام شده است، اگر شما قند و شکر دارید مقداری به ما قرض بدهید.» (خانم زهرا رهنورد)</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[سوخت و تموم شد...]]></title>
<link>http://dellism.wordpress.com/?p=219</link>
<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 22:47:19 +0000</pubDate>
<dc:creator>yaass22</dc:creator>
<guid>http://dellism.wordpress.com/?p=219</guid>
<description><![CDATA[هر چی نگاه می‌کنم هم به نظرم مضحک میاد و هم تأسف‌بار]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">هر چی نگاه می‌کنم هم به نظرم مضحک میاد و هم تأسف‌بار...<br />
شریعتمداری، توکلی... (اسم دیگه‌ای یادم نمیاد :دی) انگار به هیچ‌کسی امیدی نیست. وقتی عکس توکلی رو می‌بینم یادم می‌افته به حرفاش توی اون سالی که کاندید شده بود... چقدر امیدوارانه بود. یادم نیست اون سال به کی رأی دادم؛ ولی دعا می‌کنم که به توکلی رأی نداده باشم! رفتارهای اخیرش تأسف‌باره. حالا یا ذاتش از اول همین‌طور بوده و رو نکرده، یا واقعا عوض شده.</p>
<p style="text-align:justify;">گیریم که دولت احمدی‌نژاد ضعیف عمل می‌کنه، اصلا گیریم بدترین و رذل‌ترین دولت تو تاریخ ایران باشه؛ اما باز هم این برخوردهای امثال شریعت‌مداری و توکلی رو توجیه نمی‌کنه. می‌دونی... یه جورایی بغض و کینه رو می‌شه توی حرفاشون دید. اصلا هر چی به کارها و حرفاشون نگاه می‌کنم هیچ شباهتی بین اون‌ها با یه فرد مؤمن متوسط نمی‌بینم. نمی‌گم یه معصوم، می‌گم یه مؤمن متوسط.</p>
<p style="text-align:justify;">برام قابل درک نیست که حب مقام و قدرت این‌چنین به آدم از درون ضربه بزنه.<br />
من اصلا منکر و مخالف نقد و انتقاد نیستم؛ ولی حداقلش اینه که برام عین روز روشن و بدیهیه اون‌جایی که حرفی زده می‌شه اگه قرار باشه مؤید و مقوی حرف‌های دشمن باشه باید سکوت کرد؛ یا دیگه نهایتش اون صحبت رو علنی نکرد.<br />
اما نمی‌دونم چه به سر این آدما اومده که بدیهی‌ترین امری رو که به واقع بچه‌های 13،14 ساله‌ی ما هم می‌فهمنش دیگه درک نمی‌کنن.</p>
<p style="text-align:justify;">چی باعث شد اینا رو بنویسم؟ یکی <a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=14879" target="_blank">این مطلب</a>. یکی هم <a href="http://www.irannewsagency.com/index.php?news=11166" target="_blank">این</a>.<br />
دلم برای رهبری می‌سوزه چقدر بابت بچه‌بازی‌های اینا خون دل می‌خوره...</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[معضل از تولید به مصرف رئیس جمهور]]></title>
<link>http://akbaralami.wordpress.com/?p=10</link>
<pubDate>Thu, 24 Jul 2008 17:48:27 +0000</pubDate>
<dc:creator>بنده خدا</dc:creator>
<guid>http://akbaralami.wordpress.com/?p=10</guid>
<description><![CDATA[در نقد و بررسی نقض قانون اساسی و توسل به حکم حکومتی؛
 مع]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">در نقد و بررسی نقض قانون اساسی و توسل به حکم حکومتی؛</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-size:16pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"><span> </span>معضل از تولید به مصرف رئیس جمهور</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-size:16pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"><span> </span></span></strong><strong><span style="font-size:14pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">*خود کرده را تدبیر نیست!؟</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-size:14pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">در خبرها آمده بود که "در جواب نامه رئیس جمهوری به مقام رهبری در خصوص ادامه سرپرستی صمصامی بر وزارت</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> </span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">افتصاد، ایشان با این درخواست موافقت کردند."(1)</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">پیش از این در آستانه تغییر وزرای کشور و اقتصاد، طی یادداشتی نوشتم: </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:#0070c0;">" تغییرات انجام شده در کابینه ... با انگیزه فرافکنی و تدارک بستر و مقدمات لازم برای<span> </span>زیاده طلبی های احمدی نژاد است و می توان گفت که هدف اصلی او از انجام این تغییرات، ضمن متوجه کردن همه تقصیرات به سوی وزرای خود، بیش از هرچیز زمینه سازی لازم برای دخالت های بیشتر در تصمیمات جزئی تر و جانبدارانه بنفع خود در وزارتخانه های کشور و امور اقتصادی است، از اینرو بجای دو وزیر کنونی قطعا از مهره هائی استفاده خواهد کرد که عملا از روحیات اطاعت پذیری و سرسپردگی بالاتری نسبت باو برخوردار هستند...</span></p>
<p><span style="font-size:9pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:#0070c0;"><span> </span>از آنجا که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در پیش است ، احمدی نژاد و یارانش همچنان می خواهند بهر قیمتی که شده سنگر ریاست جمهوری را برای خود حفظ نمایند... از هم پاشیدن شیرازه امور در کشور و بهم ریختگی اوضاع و همچنین تورم لجام گسیخته که امان مردم را بریده، انگیزه ای برای حضور آنان در پای صندوق های رای و حمایت از احمدی نژاد باقی نگذاشته است. لذا باز به یک روش پوپولیستی دیگر برای بازیابی رضایتمندی موقت توده های مردم نیاز است تا با استفاده از پول باد آورده نفت که هم اکنون در تسلط کامل دولت است، رضایت مردم حداقل تا ایام انتخابات تامین شود...از اینرو احمدی نژاد به شرایط کنونی به عنوان یک فرصت می نگرد، زیرا بعید است که مجلس هفتم در باقیمانده عمر خود به وزرای پیشنهادی احمدی نژاد رای اعتماد دهند و مجلس هشتم نیز تا خود را تثبیت کرده و سوار براوضاع شود حداقل چند ماهی بطول خواهد انجامید. تجربه نیز نشان داده است که ابر و باد و مه و خورشید همه در کارند تا موانع قانونی<span> </span>بیش از سه ماهه سرپرستی اداره یک وزارتخانه هم نادیده گرفته شده و طبق معمول نسبت به بعضی از اقدامات غیر قانونی دولت نهم اغماض شود و احمدی نژاد هم نسبت به این موضوع کاملا واقف است و اتفاقا در نظر دارد که با استفاده از همین فرصت طلائی و بکمک سرپرستانی که در دستگاههای موصوف می گمارد پیش از استقرار وزرائی که ناگزیرند به سهم خواهی های مجلس هم عنایت لازم را داشته باشند، از سیاست "جا بنداز و راه بنداز... برای انجام تغییرات دلخواه خود و افزایش شانس پیروزیش در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،حداکثر بهره را ببرد. در طول اینمدت هم چون این دو وزارتخانه مهم کشور بدون وزیر بوده و درنتیجه با سرپرستانی اداره خواهند شد که قانونا در برابر مجلس پاسخگو نیستند، قهرا مجلس برای جلوگیری از تغییراتی که قرار است صورت گیرد، هیچ کاری نمی تواند انجام دهد و تا مجلس بخود آید و فشار نمایندگان در جابجا کردن بعضی از مهره های دلخواه خود به عنوان استاندار، فرماندار ،بخشدار و مدیر آموزش و پرورش و سایر روسای ادارات به نتیجه ای برسد، انتخابات دلخواه برگزار شده ... "</span><span style="font-size:9pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">(2)</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">تاخیر احمدی نژاد در معرفی وزیر اقتصاد و توسل وی به رهبری برای توجیه کوتاهی خود، پیش بینی راقم را تائید کرد. در واقع احمدی نژاد به جز دهن کجی به مجلس و به کرسی نشاندن خواست و اراده خویش به شرحی که بیان شد، حامل این پیام به دیگران هم بود که کماکان از پشتوانه و حمایت بیدریغ و استثنائی رهبری نسبت به خود برخوردار است، تا جائی که علاوه بر مجلس، همچنان می تواند قانون اساسی را نیز دور زده و به هر قیمتی به مقصد و مقصود خود نزدیکتر شود!!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">افزون بر این با توجه به ترکیب و چیدمان نمایندگان مجلس، معضل تلقی شدن فقدان وزیر امور اقتصادی و دارائی از سوی رهبری، می تواند مجلس را در رای اعتماد به وزیر پیشنهادی نیز در تنگنا قرار داده و حامل این پیام غیر مستقیم برای مجلس باشد که بدلیل شرایط موجود، تاوان تاخیر رئیس جمهور در معرفی بموقع وزیر را مجلس پرداخته و با رای اعتماد دادن به اولین وزیر پیشنهادی او، از تداوم معضل خود ایجاد کرده رئیس جمهور پیشگیری نمایند و این دقیقا همان چیزی است که احمدی نژاد می خواهد! </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">گرچه وقوع پدیده هائی از این دست و سکوت مجلس در برابر آن و چه بسا از این پس توجیه روند ایجاد شده، در مجلسی که نهاد انتصابی شورای نگهبان و اراده های فراقانونی دیگر، در چیدمان نمایندگانش نقش موثر و تعیین کننده ای داشته و لاجرم مشروعیت سیاسی چنین مجلسی را به عنوان مظهر و برآیند خواست و اراده و اعمال حاکمیت ملی در اداره کشور، با تردید مواجه می سازد، امری محتمل و اجتناب ناپذیر است، مع الوصف سکوت اهل نظر و قلم در برابر چنین رویدادهای بدعت گونه که به سرعت در حال تبدیل شدن به یک قاعده و اصل است، به هیچوجه جایز نیست و ناگزیر از آنیم که با توسل به قانون اساسی به عنوان یگانه مستمسک و سند توجیه کننده اقتدار هیات حاکمه و تنظیم کننده روابط و مناسبات میان آنان با فرمانبران و همچنین با اشاره به جایگاه قوای حاکم بر کشور، به نقد و بررسی این پدیده پرداخته و از جایگاه قانونی مجلس فارغ از عناصر تشکیل دهنده آن حمایت نمائیم؛ </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">قهرا اولین سوالاتی که در اینخصوص به ذهن خطور می کند، این است که آیا از منظر قانون اساسی اصولا چنین درخواستی موضوعیت و مشروعیت دارد؟ اگر پاسخ منفی است، آیا در پی موافقت رهبری با ادامه سرپرستی صمصامی بر وزارت اقتصاد، سرپرستی وی بر این وزارتخانه، کماکان از وجاهت قانونی لازم برخوردار است؟</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">در این صورت، نظر به اینکه " در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ امور كشور بايد به‏ اتكا آرا عمومي‏ اداره‏ شود، از راه‏ انتخابات‏، انتخاب‏ رييس‏ جمهور، نمايندگان‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏،..."(3)، جایگاه و حقوق مجلس که باید اراده ملی در اداره کشور را نمایندگی کند، چه خواهد شد؟ آیا معطل ماندن خود خواسته برخی از اصول قانون اساسی و تعطیل و تحدید بخشی از حقوق و اختیارات مجلس و تولید معضل برای نظام، خود معضلی برای نظام محسوب نمی شود؟ و اگر محسوب می شود، آیا رفع این معضل در اولویت قرار ندارد و به تدبیر و چاره اندیشی اساسی تر برای رهائی از آن نیازمند نیست؟</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">در پاسخ به این سوالات یک گروه از متشرعین معتقدند که "اساسا مشروعيت قانون اساسي و حكومت ناشي از ولايت امر است و برهمين اساس اختيارات رهبري مافوق قوانين اساسي و عادي بوده و بر آن حكومت دارد</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">.</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">"(4) لذا از دید این گروه، به صرف بیان جواز استمرار سرپرستی صمصامی بر وزارت امور اقتصادی و دارائی، نظر رهبری به عنوان فصل الخطاب، واجب و مطاع محسوب و دیگر کسی مجاز به تشکیک و تردید نسبت به مشروعیت قانونی چنین تصمیمی نیست و باید موضوع اخیر را خاتمه یافته تلقی کرد! <span> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">اما چنانچه از منظر قانون اساسی در مقام پاسخ به این پرسش هابرآئیم، ناگزیر نگاه ما متفاوت با این گروه از متشرعین خواهد بود، زیرا به گمان ما مشروعیت و اختیارات رهبری نیز ناشی از قانون اساسی و اراده ملی و محدود و محصور به اختیارات مذکور در اصل 110 این قانون است و نه بیشتر و چنانکه در قانون اساسی هم بر آن تاکید شده است، "رهبر در برابر قوانين‏ با ساير افراد كشور مساوي‏ است‏."(5) به عبارت دیگر این اصل در مقام بیان این واقعیت است که قانون، حاکم و مشرف بر مقام رهبری است، نه آنکه رهبری بر قوانین(حتی قوانین عادی) اشراف داشته و یا اراده و اوامر<span> </span>او فراتر از قانون به شمار آید.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">البته ممکن است که بعضی از اشخاص با استناد به جزء 8 اصل 110 قانون اساسی که ناظر به بخشی از وظايف‏ و اختيارات‏ رهبری است، مدعی شوند که حکم حکومتی و مجوز رهبری برای استمرار سرپرستی صمصامی بر وزارت امور اقتصادی و دارائی منطبق بر قانون اساسی است و نمی توان به آن خدشه قانونی وارد کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">لازمه استناد به جزء 8 اصل 110 این است که سه شرط لازم و یک شرط کافی، به شرح زیر تحقق یابد؛</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">1_ احراز "ایجاد معضل برای نظام" ، "فقدان راه حل قانونی" و "غیر قابل حل بودن معضل مذکور از طرق عادی و قانونی" به عنوان شروط لازم</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">2_ حل معضل مذکور از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان شرط کافی</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">اما<span> </span>نظر به اینکه؛</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">الف_</span></strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> چنانچه فرض کنیم که تعلل رئیس جمهور در معرفی وزیر پیشنهادی خود در مهلت مقرر، منجر به پدید آمدن معضلی برای نظام شده است، در اینصورت بموجب نص صریح قانون اساسی حل این معضل باید از طریق</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';"> مجمع تشخيص‏ مصلحت‏ نظام‏ صورت می گرفت، در حالیکه مستقیما با درخواست رئیس جمهور و تامین نظر وی توسط رهبری برطرف شده است!<span style="color:black;"> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">ب_</span></strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> در اواخر فروردین ماه سالجاری رئیس جمهور، وزیر پیشین امور اقتصادی و دارائی را برکنار و در تاریخ ۲۸ فروردین ماه سالجاری صمصامی را به عنوان سرپرست این وزارتخانه معرفی کرد. طبق قانون رييس‏ جمهور می تواند براي‏ وزارتخانه‏ هايي‏ كه‏ وزير ندارند، حداكثر براي‏ مدت‏ سه‏ ماه‏ سرپرست‏ تعيين‏ نمايد.(6) به بیان دیگر یک وزارتخانه نمی تواند بیش از سه ماه بدون وزیر مانده و یا با سرپرست اداره شود. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">از طرفی بموجب آئین نامه داخلی مجلس(7) پس از آنکه رئيس جمهور وزرای پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کرد، رئيس مجلس مكلف است در اولين فرصت در جلسه علني، معرفی ‌نامه وزیران را‌اعلام وصول و پس از قرائت، دستور تكثير آن را صادر نمايد. پس از اعلام وصول معرفی وزیر پیشنهادی، به نمایندگان یک هفته باید <span> </span>فرصت داده شود تا پیرامون سوابق و شرح حال فرد و خط مشي و اصول كلي برنامه او مطالعه کرده و سپس مجلس <span> </span>برای اخذ رای اعتماد به وزیر پیشنهادی تشکیل جلسه می دهد و چنانچه شخص معرفی شده رای لازم را کسب نکرد، رئیس جمهور موظف است فرد دیگری را به مجلس معرفی کند و باز همین روند در مجلس ادامه خواهد داشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">از آنجا که مهلت سرپرستی صمصامی 28 تیر ماه به پایان می رسید، منطق ایجاب می کرد که رئیس جمهور با در نظر گرفتن محدویت زمانی و ملاحظات فوق، وزیر پیشنهادی خود را حداقل 15 روز قبل از پایان مهلت سه ماهه، به مجلس معرفی نماید تا چنانچه اولین فرد معرفی شده از مجلس رای اعتماد نگرفت، در مهلت قانونی امکان معرفی فرد دوم را به مجلس داشته باشد، تا وزارتخانه مهمی مانند وزارت امور اقتصادی و دارائی بدون وزیر و سرپرست باقی نماند! </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">از آنجا که مجلس تا ۵ مرداد در تعطیلات تابستانی خود به سر می برد با فرض اینکه رئیس جمهور در همان روز اول پس از تعطیلات، وزیر پیشنهادی خود را معرفی خواهد کرد، عملا 14 روز افزون بر مهلتی که قانون اساسی مجاز دانسته وزارتخانه موصوف بدون وزیر باقی خواهد ماند و اگر فرد معرفی شده موفق به اخذ رای اعتماد از مجلس نشود، ایام دیگری که برای این منظور تلف می شود را هم باید به تخلف از مهلت مقرر در قانون اساسی افزود!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">ج_</span></strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> مستفاد از اصل ششم قانون اساسی، امور کشور صرفا باید با اتکاء به آراء عمومی و از راه انتخابات و انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، شوراها اداره شود. بموجب اصل 57 همین قانون قواي‏ حاكم‏ در جمهور اسلامي‏ ايران‏ عبارتند از: قوه‏ مقننه‏، قوه‏ مجريه‏ و قوه‏ قضاييه‏. به بیان دیگر، هر یک از قوای سه گانه متناسب با ماموریت ذاتی خود باید در اداره کشور ایفای نقش نمایند و چنانچه در این مسیر در اثر کارشکنی های صورت گرفته حقوق و اختیارات هر یک از قوای سه گانه تحدید و یا قربانی زیاده طلبی و خودخواهی های قوای دیگر شود، مرتکب مسئول است و باید پاسخگو باشد. طبق اصل 137 قانون اساسی هر يك‏ از وزيران‏ مسئول‏ وظايف‏ خاص‏ خويش‏ در برابر مجلس‏ است‏ و در اموري‏ كه‏ به‏ تصويب‏ هيات‏ وزيران‏ مي‏ رسد مسئول‏ اعمال‏ ديگران‏ نيز هست‏. سوال و استیضاح وزرا مهمترین ابزار اعمال اقتدار مجلس، پاسخگو کردن وزرا در قبال نمایندگان و مجلس<span> </span>و ایفای نقش در قلمرو قوه مجریه و وظایفی است که به وزرا محول شده است. وزارتخانه ای که فاقد وزیر باشد، مجلس عملا قادر به دخالت در فعل و انفعالات صورت گرفته در حیطه وظایف آن وزارتخانه نیست، و این امر به منزله محروم شدن مجلس در استفاده از سازوکارهای مذکور در اصول 88 ، 89 و 137 قانون اساسی و مواد 192 الی 195 آئین نامه داخلی مجلس و نهایتا ایفای نقش در بخشی از اداره کشور بوده و در تعارض آشکار با قانون اساسی است.(8)</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">د_</span></strong><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> </span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">اصل 113 قانون اساسی مقرر می دارد؛ "پس‏ از مقام‏ رهبري‏ رييس‏ جمهور عاليترين‏ مقام‏ رسمي‏ كشور است‏ و مسئوليت‏ اجراي‏ قانون‏ اساسي‏ و رياست‏ قوه‏ مجريه‏ را جز در اموري‏ كه‏ مستقيما به‏ رهبري‏ مربوط مي‏ شود، بر عهده‏ دارد.<span style="color:black;"> همچنین مطابق با اصل 121 قانون اساسی، رييس‏ جمهور در مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ به‏ ترتيب‏ زير سوگند ياد مي‏ كند و سوگندنامه‏ را امضا مي‏ نمايد؛ "من‏ به‏ عنوان‏ رييس‏ جمهور در پيشگاه‏ قرآن‏ كريم‏ و در برابر ملت‏ ايران‏ به‏ خداوند قادر متعال‏ سوگند ياد مي‏ كنم‏ كه‏ پاسدار ... قانون‏ اساسي‏ كشور باشم‏ و همه‏ استعداد و صلاحيت‏ خويش‏ را در راه‏ ايفاي‏ مسئوليتهايي‏ كه‏ بر عهده‏ گرفته‏ ام‏ به‏ كار گيرم‏ ...و از هر گونه‏ خودكامگي‏ بپرهيزم‏ ...‏ و ... قدرتي‏ را كه‏ ملت‏ به‏ عنوان‏ امانتي‏ مقدس‏ به‏ من‏ سپرده‏ است‏ همچون‏ اميني‏ پارسا و فداكار نگاهدار باشم‏ ‏."</span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">مضاف بر این اصل 122 قانون مزبور، رييس‏ جمهور را در حدود اختيارات‏ و وظايفي‏ كه‏ به‏ موجب‏ قانون‏ اساسي‏ و يا قوانين‏ عادي‏ به‏ عهده‏ او واگذار شده در برابر مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ مسئول‏ بیان کرده است‏.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">از اینرو دغدغه نخست رئیس جمهور پیش از هر چیز باید معطوف به اجرای قانون اساسی و پاسداری از آن و پرهیز از هر گونه خودگامگی<span> </span>و حفظ امانت واگذار شده از سوی ملت شود و خود را در برابر مجلس پاسخگو بداند، عملکرد سه ساله احمدی نژاد و کوتاهی اخیر وی در معرفی وزیر امور اقتصادی و دارائی در مهلت قانونی، تا کنون مبین عمل به مفاد کامل سوگند مذکور نبوده و قانونی که توسط وی باید پاسداری شده و به اجرا در آید، بارها بوسیله خود او نادیده گرفته شده است!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">با توجه به آنچه گفته شد، اگر معضلی هم بوجود آمده باشد، اولا، معضل نظام نیست و معضل از تولید به مصرف شخصیتی می باشد که </span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">حتی برای "حل مشکلات جهان" و رساندن اقتصاد ايران به اقتصاد اول جهان" پیشقدم شده و نسخه تجویز می کند!</span><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> ثانیا اگر هم گره خود ایجاد کرده را معضل نظام به شمار آوریم، از جنس معضلاتی نبوده که برای حل آن راه قانونی موجود نباشد و<span> </span>یا نتوان آنرا به طرق عادی و قانونی حل کرد. در واقع احمدی نژاد خود می توانست بصورت عادی و قانونی "گره" را بجای دندان، با سرانگشت تدبیر باز نماید! </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">از سوئی مفهوم دیگر توسل رئیس جمهور به حکم حکومتی بیانگر آنست که به زعم احمدی نژاد خود کرده را تدبیر نیست <span> </span>و در اثر تعلل و بی اعتنائی وی به قانون اساسی، برای نظام "معضلی" ایجاد شده است! که حل آن تنها به قیمت در نوردیدن قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه و توسل به حکم حکومتی است، و این در حالیست که ایشان پیش از آنکه وزیر قبلی خود را عزل نماید و یا حداقل پس از برکناری وی، دستکم سه ماه فرصت داشته تا به شیوه مرسوم و از طریق قانونی جایگزین وزیر معزول را به مجلس معرفی و مانع از تکوین مشکلی شود که خود می پندارد "معضل نظام" است!؟ در اینصورت با توجه به اینکه پیدایش این معضل ارادی و خود ساخته و ناشی از بی نظمی، عدم دوراندیشی و چه بسا فرصت طلبی، خودخواهی و بی اعتنائی رئیس دولتی است که باید پاسدار قانون اساسی باشد، آیا ایجاد معضل برای نظام، مصداق بارز اخلال در کار نظام محسوب و مشمول جرائم مذکور در قوانین جمهوری اسلامی نمی شود؟ اگر پاسخ سوال قبلی منفی است در این صورت چرا رئیس جمهور برای حل مشکل خود به استفاده از سازوکاری (حکم حکومتی) متوسل شده است که توسل به آن در گرو تحقق سه شرطی است که قبلا به آن اشاره شد!؟<span> </span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">اگر پاسخ به سوال فوق مثبت است، در اینصورت آیا در حال حاضر مهمترین معضل برای نظام، بی برنامگی، و رفتار های فراقانونی شخص رئیس جمهور نیست و نباید برای رفع آن چاره اساسی اندیشیده و حتی اگر لازم شد،طرح تجدید نظر نسبت به کفایت وی را بدلیل ایجاد اختلال در نظام، بر هم زدن شیرازه امور، عدم پایبندی به قانون اساسی، سوگند شکنی و ...، در دستور کار مجلس قرار داد!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">بنابراین حتی اگر بپذیریم که بدون وزیر و سرپرست شدن یک وزارتخانه، معضلی برای نظام جمهوری اسلامی تلقی می شود، تنها یک شرط برای توسل پیدا کردن به جزء 8 اصل 110 قانون اساسی ، در خارج تحقق یافته است و دو شرط دیگر همچنان مفقود است و حداقل توسل احمدی نژاد به مقام رهبری، برای تمدید مهلت سرپرستی وزارت امور اقتصادی و دارائی فاقد وجاهت قانونی و منطقی است و در تعارض با <span> </span>حقوق مجلس و ملت قرار دارد، در حالیکه بموجب اصل چهل قانون اساسی،"هيچكس‏ نمي‏ تواند اعمال‏ حق‏ خويش‏ را وسيله‏ اضرار به‏ غير يا تجاوز به‏ منافع عمومي‏ قرار دهد."!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">حال اگر بپذیریم که تقاضای احمدی نژاد از مقام رهبری، فاقد وجاهت قانونی است، باید در مقام یافتن پاسخ مناسبی برای به این سوال بود، که آیا اجابت خواسته غیر قانونی رئیس جمهور متخلف از قانون اساسی و عدم رعایت کامل تشریفات قانونی برای صدور حکم حکومتی، از وجاهت لازم برخوردار است!؟</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">افلاطون می گوید "پادشاه (حکمران) به منزله رود بزرگ است که از او نهرها منشعب می شود، شور و شیرینی آب نهرها تابع تلخی یا گوارائی آب رودخانه می باشد" ، بنابراین افراد متشرعی همچون مقدسی فرد می توانند مدعی شوند که با حکم حکومتی حتی می توان<span> </span>قانون اساسی را هم تعطیل کرد، اما از آنجا که دهها میلیون نفر مانند مقدسی فرد ها نمی اندیشند، در صورت نقض مکرر قوانین و بویژه قانون اساسی توسط دولتمردان و نیز ترویج اینکه اشخاص فراتر از قوانین هستند، دیگر نمی توان شهروندان عادی را مجاب کرد که احترام به میثاق ملی و قانون انتظام بخش جامعه و اعتبار دهنده به حکومت، یک تکلیف شهروندی است، و اگر چنین باوری در جامعه نهادینه شده و رواج یابد، بدون تردید دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"><span> </span></span><span style="font-size:9pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';">وَمَا عَلَيْنَا <em><span style="font-family:'Tahoma','sans-serif';">إِلَّا</span></em> الْبَلاغُ</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">زیر نویس:</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">(1)- خبرگزاری فارس</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">(2)- "بررسی چرائی تغییرات کابینه نهم و پیامدهای آن" - ۲۲ فروردين ۱۳۸۷ در آدرس:</span><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> </span><span><a href="http://www.akbaralami.com/content/view/101/71/"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">http://www.akbaralami.com/content/view/101/71</span><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">/</span></a></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"><span> </span>(3)- اصل ششم قانون اساسی</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">(4)- مقدسی فرد، معاون قضايي ديوان عدالت اداري - ایسنا 1/5/87_ كدخبر: </span><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"><span> </span>8705-00380</span><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">(5)- ذیل اصل 107 قانون اساسی</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">(6)- اصل 135 قانون اساسی و تبصره 2 ذیل ماده 190 آئین نامه داخلی مجلس</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">(7)- ‌مواد 188 و 189 آئین نامه داخلی مجلس</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">(8)- اصل 88- در هر مورد ... هر يك‏ از نمايندگان‏ از وزير مسئول‏، درباره‏ يكي‏ از وظايف‏ آنان‏ سوال‏ كنند، ... وزير موظف‏ است‏ در مجلس‏ حاضر شود و به‏ سوال‏ جواب‏ دهد و اين‏ جواب‏ نبايد ...در مورد وزير بيش‏ از ده‏ روز به‏ تاخير افتاد مگر با عذر موجه‏ به‏ تشخيص‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;">جزء1اصل 89- نمايندگان‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ مي‏ توانند در مواردي‏ كه‏ لازم‏ مي‏ دانند هيات‏ وزيران‏ يا هر يك‏ از وزرا را استيضاح‏ كنند، .... هيات‏ وزيران‏ يا وزير مورد استيضاح‏ بايد ظرف‏ مدت‏ ده‏ روز پس‏ از طرح‏ آن‏ در مجلس‏ حاضر شود و به‏ آن‏ پاسخ‏ گويد و از مجلس‏ راي‏ اعتماد بخواهد.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl">منبع : <a href="http://www.akbaralami.com/content/view/131/71/" target="_blank">http://www.akbaralami.com/content/view/131/71/</a></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:115%;font-family:'Tahoma','sans-serif';color:black;"> </span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[حکومت یعنی,  مـــــن !]]></title>
<link>http://mazhik.wordpress.com/?p=396</link>
<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 09:48:41 +0000</pubDate>
<dc:creator>hashem</dc:creator>
<guid>http://mazhik.wordpress.com/?p=396</guid>
<description><![CDATA[در خبرها ی امروز آمده بود که آیت الله خامنه ای ( رهبر ) با]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>در <a title="خبرها" href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8704310628">خبرها</a> ی امروز آمده بود که آیت الله خامنه ای ( رهبر ) با تداوم سرپرستی صمصامی در وزارت اقتصاد <strong>موافقت</strong> کرده است ...</p>
<p>یک : این عمل خلاف قانون اساسی است ..<strong>اصل 135</strong> که می گوید : رئیس جمهور می تواند برای وزارتخانه هایی که وزیر ندارند حداکثر برای مدت سه ماه سرپرست تعیین نماید . ( این مصداق بارز , تخطی از قانون اساسی و خود رابرتر دانستن رهبر از آنست... هر چند که خود این قانون اساسی دچار تناقضات شدیدیه و... .)</p>
<p>دو: وقتی کسی به قانون خودش پایبند نباشه ,( <strong>حالا میخاد این اصل از قانون اساسی باشد یا اصول دیگر آن </strong>), به راحتی و با <strong>دور زدن</strong> از تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی , نسبت به <strong>اعمال نظرات</strong> خود اقدام میکند .</p>
<p>اینجاست که اصل <strong>جمهوریت</strong> ( مشروط به قانون ) در مقابل ولایت فقیه ( مال و جان و آسمان و زمین در ید فقیه ) <strong>مثل برف آب خواهد شد .</strong></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[دیشب خواب آقا رو دیدُم دوباره ...]]></title>
<link>http://bidaad.wordpress.com/?p=8</link>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 13:27:53 +0000</pubDate>
<dc:creator>bidaad</dc:creator>
<guid>http://bidaad.wordpress.com/?p=8</guid>
<description><![CDATA[تاثیر این تعطیلات چند روزه میانه ماه خرداد و برنامه های]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">تاثیر این تعطیلات چند روزه میانه ماه خرداد و برنامه های تلویزیون برای ایام سالگرد فوت خمینی سبب شد که ایشان دیشب و به همراه اصحاب و یارانشان که در آن دنیا به او پیوسته اند، پای به خواب من گذاردند و مانند 13 خرداد 42 که بر منبر رفته بودند. گوش مرا بی غرض و مفت گیر آورده و داد سخن در دهند. البته ناگفته نماند که ایشان ذکر کرد که پیش از آنکه به خواب من بیاید به خواب چندین و چند تن از مسئولین نظام و اُمرای قوم رفته و این نصایح را به آن نیز گفته اند. لهذا ایشان سخنان آقا را به هیچ گرفته اند و ایشان اجبارا درد دل خود را به پیش من آوردند. من که گمان می کردم گفتگوی ما گپ و گفت دوستانه خواهد بود، دیدم خیر ایشان به مانند همان ایام زندگانی بر بالای منبر نشستند و اینجانب نیز در پایین منبر به گوش ماندم.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong><br />
بسم الله الرحمن الرحيم<br />
مخالفت بنده با اساس نظام است</strong></p>
<p style="text-align:justify;">الان دیگر مانند زمان محمد رضا نیست… گاهي که وقايع انقلاب را از نظر مي گذرانم، اين سؤال برايم پيش مي آيد که اگر ما دنبال اسلام بودیم و در کنارش هم بخشی از پول نفت را می خواستیم. چرا با دستگاه محمد رضا در افتادیم، آن رفتار و جوش و خروش و زنده باد و مرده باد برای چه بود؟ برای اینکه جوان مملکت را به جای محمد رضا ما بکشیم، آقایان من تنم لرزید در گور وقتی دیدم از این بالا که زهرا بنی یعقوب کشته شد. مگر او چه گناهی داشت؟ جوان ها چه تقصير دارند؟ نظرم اين است که آنچه الان پیاده می شود اسلام نیست، این آقایان اسلام را نمی خواهند، نمی خواهند مردم در آسایش باشند. همين فکر در ايران وجود دارد. اينها با بچه هاي شانزده - هفده ساله چه کار دارند؟ آن نوجوان شانزده - هفده ساله ولو مویش مدل دلبخواه من نباشد به اسلام چه کرده است؟ به دولت چه کرده است؟ به دستگاه پلیس چه کرده است؟ لکن اين فکر پيش مي آيد که اينها با آسایش مردم مخالفند، با بچه مخالف نيستند. اينها نمي خواهند که آسایش موجود باشد؛ اينها نمي خواهند صغير و کبير ما موجود باشد.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>حکومت دینی، دشمن ايران</strong></p>
<p style="text-align:justify;">حکومت دینی نمي خواهد در اين مملکت دانشمند باشد، حکومت دینی نمي خواهد در اين مملکت حتی قرآن باشد؛ حکومت دینی نمي خواهد در اين مملکت حتی علماي دين باشند؛ حکومت دینی نمي خواهد در اين مملکت حتی احکام اسلام باشد. حکومت دینی به دعوت عمال سياه خود، دانشگاه و خوابگاه دانشجویان را کوبيد. شما را مي کوبند، شما ملت را مي کوبند. مي خواهد اقتصاد شما را قبضه کند؛ مي خواهد زراعت و تجارت شما را از بين ببرد؛ مي خواهد در اين مملکت، داراي ثروتي نباشید، ثروتها را تصاحب کند به دست عمال خود. اين چيزهايي که مانع هستند، چيزهايي که سد راه هستند، اين سدها را مي شکند؛ قرآن هم سد راه باشد، بايد شکسته شود، آخر کجای قرآن امر به سنگسار شده است؟ ؛ روحانيت سد راه است، بايد شکسته شود ؛ نگاه کنید به وضع این شیخ پیر صانعی. مدرسه فيضيه سد راه است، بايد خراب شود؛ طلاب علوم دينيه ممکن است بعدها سد راه بشوند، آنها را هم خلع لباس می کنند، سر و دست آنها را می شکنند مبادا که حقیقت عریان شود؛ این حکومت دینی است که به لحاظ منافع خود و با ابزار خدا به شما اهانت مي کند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>مفتخوار کيست؟</strong><br />
شما آقايان قم، ملاحظه فرموديد آن روزي که آن انتخابات غلط انجام گرفت، آن انتخاب مفتضح انجام گرفت، آن انتخابی که نمایندگانش هر کدام یک سوم آرای این مردم را هم نداشتند، آن انتخابی که بر خلاف نظر ملت ايران انجام گرفت، در کوچه هاي اين شهر، در مرکز کشور، در جوار قبر ما حتی راه انداختند اشخاص را؛ چند نفر از بچه ها و اراذل را راه انداختند؛ در اتومبيل ها نشاندند و در کوچه ها گرداندند؛ گفتند: مفتخوري تمام شد، پلو خوري تمام شد. آقايان! ملاحظه بفرماييد، اين وضع دانشگاه را ملاحظه کنيد، اين خوابگاه ها را. ملاحظه کنيد، اين اشخاصي که لُباب عمرشان را در اين خوابگاه ها مي گذرانند، آن اشخاصي که مواقع نشاطشان را دراين خوابگاه ها مي گذرانند، این اشخاصي که حتی سي- چهل هزار تومان در ماه ندارند، اينها مفتخورند؟ آن اشخاصي که هزار ميليونشان، هزار ميليونشان يک قلم است، هزاران ميليونشان در جاهاي ديگر است، آنها مفتخورند. این آقایی که گرفتند و کشتندش و موقع شکافتن جسدش در پزشکی قانونی، دیدند توی شکمش لوبیاست، او مفتخور است ؟ [گريه شديد حضار] ؛ آنها مفتخورند ؟ اما آنها که بانک هاي دنيا را پر کرده اند، کاخ هاي عظيم را روي هم ساخته اند، و باز رها نمي کنند اين ملت را، و باز دنبال اين هستند که سايرمنافع اين ملت را به جيب خودشان يا لبنان یا فلسطین و سایر بلاد برسانند، اينها مفتخور نيستند؟ بايد دنيا قضاوت کند، بايد ملت قضاوت کند که مفتخور کيست.<br />
<strong></strong></p>
<p style="text-align:justify;"><strong>نصيحت و اخطار به نظام</strong><br />
آقا! من به شما نصيحت مي کنم، اي آقاي نظام! اي جناب نظام! من به تو نصيحت مي کنم؛ دست بردار از اين کارها. آقا ! اغفال دارند مي کنند تو را. من ميل ندارم که يک روز اگر بخواهند تو بروي، همه شکر کنند. من يک قصه اي را براي شما نقل مي کنم که پيرمردهايتان، هشتاد و پنج ساله هايتان يادشان است، هفتاد و پنج ساله ها هم يادشان است. سه دسته، سه مملکت اجنبي - به ما حمله کرد: شوروي، انگلستان، آمريکا به مملکت ايران حمله کردند؛ مملکت ايران را قبضه کردند؛ اموال مردم در معرض تلف بود، نواميس مردم در معرض هتک بود، لکن خدا مي داند که مردم شاد بودند براي اينکه پهلوي رفت.<br />
من نمي خواهم تو اينطور باشي؛ نکن. من ميل ندارم تو اينطور بشوي، نکن! اينقدر با ملت بازي نکن! اينقدر با دانشجویان مخالفت نکن. اگر راست مي گويند که شما مخالفيد، بد فکر مي کنيد.<br />
اگر ديکته مي دهند دستت و مي گويند بخوان، در اطرافش فکر کن؛ چرا بيخود، بدون فکر، اين حرفها را مي زني؟ آيا متحصنین مجلس ششم، آيا دولت هفتم و هشتم، را ملت قبول نداشتند؟ در نظر ملت، اينها مورد قبولند یا آنها که تو مي گويي؟ اگر اينها خائن هستند پس چرا اين ملت آنها را دوست دارد؟ خائنین را ملت دوست دارند؟! آقا اینها خائن هستند؟ [ گريه شديد حضار]</p>
<p style="text-align:justify;">خدا کند که مرادت اين نباشد؛ خدا کند که مرادت از اينکه ” عده ایی خائن هستند و ملت بايد از آنها احتراز کند “، مرادت متحصنین مجلس ششم و دولت هفتم و هشتم نباشد و الاّ تکليف ما مشکل مي شود و تکليف تو مشکل مي شود. نمي تواني زندگي کني؛ ملت نمي گذارد زندگي کني. نکن اين کار را؛ نصحيت مرا بشنو.<br />
آقا! چند سالت است شما؛ چند سال داري، بس کن، نشنو حرف اين و آن را؛ يک قدري تفکر کن، يک قدري تامل کن! يک قدري عواقب امور را ملاحظه بکن! يک قدري عبرت ببر! عبرت از سرنوشت حکومت های همسایه ات ببر. آقا! نکن اينطور! بشنو از من؛ بشنو از روحانيين که نصیحت می کنند تو را؛ بشنو از عقلای قوم؛ اينها صلاح ملت را مي خواهند؛ اینها خائن هستند؟ حرف اینها، خیانت است؟ آن هم ” خیانت به ایران ” است؟ تو انرژی هسته ای درست کردي؟! شما رآکتور به پا کرديد؟ کدام رآکتور را درست کردي آقا؟ چرا اينقدر مردم را اغفال مي کنيد؟ چرا نشر اکاذيب مي کنيد؟ چرا اغفال مي کني ملت را؟ والله، حزب الله لبنان به درد تو نمي خورد، ملت به درد تو مي خورد.</p>
<p style="text-align:justify;">امروز به من اطلاع دادند که بعضي از روزنامه نگاران را برده اند در وزارت اطلاعات و گفته اند شما سه چيز را کار نداشته باشيد، ديگر هر چه مي خواهيد بگوييد، يکي رهبری را کار نداشته باشيد، يکي هم تورم را کار نداشته باشيد، يکي هم نگوييد ایران به واسطه پیگیری پروژه اتمی در خطر است. اين سه تا امر را کار نداشته باشيد، هر چه مي خواهيد بگوييد. خوب اگر اين سه تا امر را کنار بگذارند، ديگر چه بگويند؟! هر چه گرفتاري دارند این ملت از این هاست، همین سه تاست تمام گرفتاري اینها.</p>
<p style="text-align:justify;">آقا، اينها خودشان مي گويند، من که نمي گويم، به هر که مراجعه مي کني، مي گويد: آقا گفته؛ آقا گفته خوابگاه دانشجویان را خراب کنيد؛ آقا گفته اينها را بکشيد … آن مرد که آمد در خوابگاه دانشجویان – حالا اسمش را نمي برم، آن وقت که دستور دادی تا گوش او را هم ببرند، آن وقت اسمش را مي برم [ابراز احساسات حضار] - آمد در خوابگاه دانشجویان. فرمان داد، چماق کشيد، تمام مستقر شدند در يک گوشه اي. گفت: منتظر چه هستيد، بريزيد تمام اتاق ها را غارت کنيد، تمام را از بين ببريد. گفت: حمله کن، حمله کردند. از ايشان بپرسي آقا چرا اين کار را کرديد؟ ميگويد: آقا فرموده. اينها دشمن شما هستند. حزب الله لبنان دوست شماست؟ اينها دشمن شما هستند؟ حزب الله لبنان مملکت را به باد مي برد، حزب الله لبنان نظام را مي برد.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong><br />
نظام تحت تأثير خشکه مقدس ها</strong><br />
آقا، يک حقايقي در کار است، من باز سرم دارد درد مي گيرد؛ يک حقايقي در کار است. شما آقايان در تقويم سال 76 یا 77 يا پيش از اين مراجعه کنيد؛ در آنجا نوشته است: روز وفات حضرت فاطمه، اما از این به بعد خشکه مقدس ها وفات را تبدیل کردند به شهادت و این روز شد تعطیل رسمی. آقايان هم تبعيت مي کنند. شما هم نفهميده مي روی بالاي آنجا، مي گويی: شهادت.<br />
آقا! اين را به تو تزريق کردند که بگويی شهادت، تا یکی دیگر هم از آن طرف بگوید وفات است؛ و تفرقه بیافتد بین مسلمین. نکن اينطور، بدبخت! نکن اينطور. آقا تقويمش موجود است، ببينيد! نديده ایی تو اين را ؟ اگر نديده مؤاخذه کند از آنهايي که ديده اند و به اين بيچاره تزريق کرده اند اينها را بگو.<br />
والله، من شنيده ام که وزارت اطلاعات در نظر دارد آقا را از نظر مردم بيندازد تا بيرونش کنند و لهذا مطالب را معلوم نيست به او برسانند. مطالب خيلي زياد است، بيشتر ازاين معاني است که شما تصور مي کنيد.<br />
مملکت ما، سرحدات ما، در معرض خطر است؛ شما هي بگوييد که ” آقايان! نگوييد: ایران در معرض خطر است ” . ما که نگفتيم ایران در معرض خطر است، در معرض خطر نيست؟! ما اگر نگوييم نظام چطور است، چطور نيست؟ آقا يک کاري بکنيد اينطور نباشد. همه چيز را گردن تو دارند مي گذارند. بيچاره! نمي داني آن روزي که يک صدايي در آمد، يک نفر از اينهايي که با تو رفيق هستند، رفاقت ندارند. اينها همه رفيق دلارند، اينها دين ندارند؛ اينها وفا ندارند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong><br />
ربط  بين رهبر و تورم</strong><br />
تأثرات بنده زياد است؛ نه اينکه هر چه شود ملت از چشم من می بینند و درد مردم زياد است، لکن اين چيزي که براي اين ملت دارد پيش مي آيد، اين چيزي که در شرف تکوين است، از آن تأثرمان زيادتر است؛ مي ترسيم. ربط ما بين رهبر و تورم چيست که سازمان پاره ایی از توضیحات مي گويد: از رهبری حرف نزنيد، از تورم هم حرف نزنيد؛ اين دو تا تناسبشان چيست؟ مگر رهبر باعث تورم است؟ به نظر وزارت اطلاعات، رهبر اقتصاد نمی داند؟ اينطور که نيست، شما که مي گويی: می دانم. ربط ما بين رهبر و تورم…. اين ممکن است سري در کار باشد ؛ ممکن است آن معنايي که مي گويند که وزارت اطلاعات مي خواهد آن را از بين ببرند، شايد راست باشد ؛ احتمالش را نمي دهي تو؟ يک علاجي بکن، اگر احتمال مي دهي.</p>
<p style="text-align:justify;">يک جوري اين مطالب را برسانيد به اين آقا؛ شايد بيداربشود، شايد روشن بشود يک قدري. اطرافش را گرفته اند، شايد نگذارند اين حرفها به او برسد. من متأسفم، خيلي متأسفم از وضع ايران، از وضع اين مملکت خراب، از وضع اين هيأت دولت، از وضع اين وضعيتها، از همه اينها متأسفم. شيرازي زنده است یا مرده، اگر مرده است بگویید بيايد دعا کند، من خسته شدم</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[شبی که منشی مطب، آقا و داروخانه چی مارا نمودند!]]></title>
<link>http://zeitoon.wordpress.com/?p=14</link>
<pubDate>Fri, 09 May 2008 21:07:12 +0000</pubDate>
<dc:creator>زیتون</dc:creator>
<guid>http://zeitoon.wordpress.com/?p=14</guid>
<description><![CDATA[
 
1- تنت به ناز منشی‌ها نیازمند مباد!
چند شب پیش دکتر وق]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class="posts" dir="rtl">
<p> </p>
<p>1- تنت به ناز منشی‌ها نیازمند مباد!<br />
چند شب پیش دکتر وقت داشتم. سر ساعت هم رفتم، اما طبق معمول منشی مطب که می‌خواست کمبود حقوقش را با خدایی کردن بر بیماران جبران کنه، منو نمی‌فرستاد تو و هر بار با پرسیدن پس کی نوبت من می‌شه نگاه عاقل اندر سفیهی می‌انداخت و پشت چشمی نازک می‌کرد و بعد از به‌هم زدن مکرر مژه‌هاش با اخم می‌گفت هر وقت شد، خودم صدات می‌کنم!</p>
<p>2- تنها خوبی اتاق انتظارِ مطب، داشتن تلویزیون بود. کم‌کم وقت وقت سریال ‌ها شد. ساعت 7 کانال 5، ساعت 8 کانال 3، ساعت 9 کانال دو و ساعت 10 کانال یک، البته با یه ربع نیم‌ساعت این‌ور اون‌ور...<br />
پسر ده دوازده‌ساله‌‌ی عینکی و تپلی همراه با مادرش جلوی ما نشسته بود(صندلی‌ها اتوبوسی چیده شده بود) و جاهای هیجان‌انگیز سریال‌ها چادر مادرش رو می‌کشید و مثلا درگوشی اظهار نظر می‌کرد. یه‌نوع درگوشی که همه‌ی سالن می‌شنیدن. واز اون نوع اظهار نظر که از خود فیلم جالب‌تر بود!<br />
من‌ و سی‌با حوصله‌مون سر رفت. رفتم پیش منشی، گفتم پس اگه خیلی طول می‌کشه بفرستیمون تو، اجازه هست یه نیم ساعتی بریم بیرون قدم بزنیم؟ نگاهم کرد و دوبار با بی‌تفاوتی مژه (مصنوعی) زد و سرش رو پایین انداخت. سوالم رو دوباره تکرار کردم. باز منو نگاه کرد و لب‌های پوشیده از سه‌چهار لایه روژ لبش را با تمسخر کج کرد و دوباره مشغول کار خودش( که خط‌خطی کردن یک کاغذ بود) شد. گوشی رو گذاشته بود روی میز تا هر کی زنگ زد بوق اشغال بزنه. شاید هم باید بگم خوشبختانه، تا ما شاهد مکالمات آن‌چنانی مثل بعضی منشی‌ها نباشیم.<br />
عصبانی شدم. یواش گفتم، خانوم جون مگه من اومدم خواستگاریت برای برادرم که باید سه‌دفعه بپرسم تا بله رو بگی؟(این جمله رو تازه یاد گرفتم و برای این‌جور آدم‌ها بسیار کاربرد داره) خودشو جمع‌وجور کرد و با خیطی یه نگاهی به بقیه کرد که ببینه کسی فهمیده یا نه. دید نه، آبروش حفظ شده. اگه کسی هم فهمیده بود به‌روش نیاورد. با ناراحتی گفت خوب برو. اما زود برگرد.<br />
رفتیم هوایی خوردیم و برگشیتم. دیدیدم آخرهای سریال شبکه‌ 2ست. وقتی فیلم تموم شد. منشی دیگه کانالو عوض نکرد. پسر جلویی خون خونشو می‌خورد و هی چادر مادرشو می‌کشید. مامان بگو بزنه کانال یک! مامانه هی چادرشو جمع می‌کرد و می‌گفت هیس بچه! زشته!<br />
بچه یه کم بلند گفت. منشی شنید یه نگاه تحقیرآمیزی بهش کرد و دوباره مشغول کار خودش شد. کانال دو بعد از فیلم یه آخوند نشون می‌داد که فکر کنم خودش هم نمی‌فهمید چی داشت می‌گفت بس که چرت و پرت می‌گفت. صدای همه دراومده بود.<br />
یه دفعه دکتر از مطب منشی رو صدا زد که یه فنجون قهوه براش ببره. تا رفت آشپزخونه طی یک عملیات متهورانه دویدم کنترل تلویزیونو از رو میزش برداشتم و زدم کانال یک. و برگشتم سر جام نشستم. پسربچه از ذوق داشت می‌مرد. اما اگه فکر می‌کنید سریال داشت اشتباه می‌کنید.<br />
طبق معمول اون چند شب، سخن‌رانی رهبر در شیراز داشت.. پسر بچه نه گذاشت نه برداشت، با صدای بلند حالت عق‌زدن به خودش گرفت و گفت اَه، اَه اَه حالم به‌هم خورد بازم "سریال آقا در شیراز" داره. ولمون نمی‌کنه!!<br />
همه خندیدن و مادره از خجالت بشکون محکمی ازدست پسرش گرفت. منشی‌هم به روش نیاورد کانال عوض شده. شاید هم نفهمید و تا آخر شب مجبور شدیم تحمل کنیم. البته هیچکس گوش نمی‌داد و همه شروع کردن با هم حرف زدن!<br />
فکر کنم منشی فهمید کار کیه و منو گذاشت آخرین نفر! ساعت یازده شب.درست بعد از مادر پسربچه (الان یکی نیاد بگه اگه اروپا بودی می‌تونستی شکایت کنی ها... اینجا صبح تا شب داریم مورد ظلم واقع می‌شیم و تازه شجاعش منم)</p>
<p>3- از مطب بیرون اومدیم و رفتیم یه داروخانه‌ی شبانه‌روزی در اون حوالی.<br />
ساعت یازده‌ونیم شب بود و تلویزیون داروخانه هنوز داشت سخنرانی آقا رو نشون‌ می‌داد. به سی‌با گفتم حیوونی اون پسره خونه هم رسیده و می‌بینه سریال آقا در شیراز داره.<br />
داروخانه‌چی در حالیکه از فراز عینک نزدیک‌بینش که رو نوک بینیش زده بود نگاه می‌کرد گفت قیمت داروها خیلی بالاست بدم؟ (والله به‌خدا همچین بدتیپ هم نرفته بودیم) گفتیم مثلا چقدر. قیمتو گفت. گفتیم بده! بعد در حالیکه داروها رو توی کیسه نایلون می‌ریخت به سی‌با گفت:<br />
- از من به تو نصیحت پسرم، هیچوقت افسارتو دست زن جماعت نده!<br />
من نفهمیدم این حرفش اصلا چه ربطی داشت....من عین خانم‌ها داشتم ویترین لوازم بهداشتی را دید می‌زدم. دیدم سی‌با می‌خنده. رو به داروخانه‌چی گفتم متاسفانه ما هیچکدوم افسار نداریم که اون یکی بگیردش!<br />
رو به سی‌با گفت خلاصه من وظیفه داشتم اینو بگم. بعد درحالیکه قیمت‌های دارو رو در نسخه می‌نوشت شروع به تعریف کرد که چطور پدر خانمش مخ اقتصادی داشته و چند مغازه خریده. اما مادر خانمش به خاطر چشم‌وهم‌چشمی وادارش کرده خونه‌ها رو یکی یکی بفروشه وخرج مبلمان سی میلیونی و ماشین صدمیلیونی و سفرهای خارج آنچنانی بکنه!<br />
سی‌با در حال پول دادن با خنده موذیانه‌ای گفت: چشم، مواظبم. مرسی از راهنمایی‌تون!<br />
موقع بیرون اومدن چنگمو فرو کردم تو بازوش و گفتم یکی تو خیلی مخ اقتصادی داری یکی احمدی‌نژاد! مواظب خونه‌هات باش که از چنگت درنیارم!<br />
نمی‌دونم چرا طفلک خنده‌ش پژمرد!</p>
<p>4- خودمم نمی‌دونم این شماره‌های بالا که در واقع یکی‌ین چه ربطی به هم دارن .خودتون پیدا کنید داروفروش و منشی و سی‌با را:)</p>
<p>5- هر وقت دوربین عکاسی با خودم می‌برم بیرون، جز صحنه‌های معمولی به چشمم نمی‌خوره. و فقط سنگینیش رو شونه‌هامه. اما هر وقت نمی‌برم(که معمولا نمی‌برم) یه عالمه حوادث و منظره‌های بدیع به چشمم می‌خوره!</p>
<p>6- وای چه هواییه! چقدر باغچه‌ها، باغ‌ها و پارک‌ها قشنگ شدن. همه جا غرق گله! بی‌اغراق بگم که فقط باغچه‌ی حیاط ما میلیون‌ها گل داره! رنگ و وارنگ از همه رنگ!این روزا هر کی بشینه خونه به خودش جفا کرده! اردیبشت زیبا...</p>
<p>7- <a href="http://caferadio.ca/" target="_blank">کافه رادیو</a> یادتون نره...<br />
<a href="http://fromvan.persianblog.ir/" target="_blank">پویا جان</a> خسته نباشی!</p>
<p> </p>
<p><a class="postFooter" href="http://z8un.com/archives/2008_05.html#002091" target="_blank"><span style="font-size:xx-small;color:#a4a4a4;">0:22 &#124; Zeitoon &#124; <a href="http://zeitoon.wordpress.com/cgi-bin/mt/mt-comments.cgi?entry_id=2091" target="_blank">نظرها</a></span></a></p>
</div>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[  رژیم سلطانی ، انتخابات سلطانی ، مخابرات سلطانی ]]></title>
<link>http://shampilix.wordpress.com/?p=11</link>
<pubDate>Fri, 21 Mar 2008 08:10:31 +0000</pubDate>
<dc:creator>shampilix</dc:creator>
<guid>http://shampilix.wordpress.com/?p=11</guid>
<description><![CDATA[انتخابات با تمام اصراری که طرفداران اصلاح طلبان ، وتما]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class="post_content">انتخابات با تمام اصراری که طرفداران اصلاح طلبان ، وتمام امتناعی که طرفداران تحریم بر سر مشارکت در انتخابات داشتند برگزار شد.سران جمهوری اسلامی به صرف داشتن نظام پارلمانی و برگزاری انتخابات داعیه دموکراسی دارند و همه اینها را نشان مشروعیت جمهوری اسلامی میدانند به همین دلیل اصرار زیادی بر مشارکت عمومی در انتخابات دارند . در یک نظام حکومتی وقتی که رهبر آن می گوید شرکت در انتخابات یک تکلیف است یعنی وی خود را صاحب اختیار تمام مردم تحت امر خود می داند و این چیزی نیست جز خودکامگی . تنها را در مقابل چنین رهبران خودکامه ای ، ایستادن و مقاومت است.</p>
<p>در جوامعی که هنوز آمادگی برای مخالفت علنی وجود ندارد، یا مخالفت ، نتیجه اش هزینه های سنگین و شکست خوردن حرکت در پیش گرفته شده می شود باید استراتژی پیاده گردد که خشونت در آن جایی نداشته باشد و یا به حداقل رسیده باشد .”<a title="نافرمانی مدنی" href="http://www.alireza.balatar.com/" target="_blank">نافرمانی مدنی</a>” یکی از این شیوه ها مقابله با حاکمان مستبد است و با استفاده از روش های غیر خشن حاکم مستبد را متوجه نارضایتی عمومی می کند . پایه گزار نافرمانی مدنی “دیوید هنری ثرو” می باشد که در اعتراض به قوانین برده داری از پرداخت مالیات خودداری کرد و به زندان افتاد ؛ اگرچه وی به واسطه پرداخت بدهی اش توسط یکی از دوستانش یک شب بیشتر در زندان نماند اما همین حرکت بخش زیادی از جامعه آن روز را متوجه وی کرد . ثرو معتقد بود نباید با پرداخت مالیات به حکومت کمک کرد تا با خرید اسلحه جنش های ضدبرده داری را سرکوب کند.</p>
<p>پیش از انتخابات در تمام <a title="مقاله فارسی" href="http://www.maghal.om/" target="_blank">یادداشت</a> های فعالین سیاسی و روزنامه نگاری در مورد تحریم گفته شد که هدف رژیم سلطانی (monarchy) از تشویق مردم به مشارکت ، مشروعیت بخشیدن به انتخابات است و آقایانی که نام خود را اصلاح طلب گذاشته اند حداکثر می توانند ، اقلیتی را در مجلس به دست آورند و تجربه ثابت کرده است اینان در زمانی که حداکثر مجلس را نیز به عهده داشتند هیچ اقدام عملی برای اصلاحات اساسی جمهوری اسلامی انجام ندادند یا نتوانستند بدهند، به همین روی اصرارشان برای بدست آوردن حداکثر 35 تا 40 کرسی بسیار عجیب بود . <a title="ت�ریم انتخابات" href="http://www.tahrim.com/" target="_blank">انتخابات </a>برگزار شد و تمام پیش بینی ها به تحقق پیوست . نظام فراگیر (توتالیتر) جمهوری اسلامی که از پیش با رد صلاحیت گسترده بسیاری را کنار زده بود ، شمارش آرا را نیز آن گونه که خود می پسندید انجام داد و مجلسی کاملا مطیع برای چهار سال آینده آماده کرد . مجلسی که خواست رهبری را اجرا کند و این بخشی از سلطانیزاسیونی بود که در <a title="مقالات اکبر گنجی" href="http://www.maghal.com/bank/?cat=3" target="_blank">مقالات اکبر گنجی</a> هم هشدار داده شده بود .</p>
<p>سرکوب خواسته های صنفی هم یکی از مشخصه های اصلی نظام های استبدادی (absolutism) است که به وسیله آن تمام خواسته های عمومی نادیده گرفته می شود . یک نظام استبدادی مانند نظام های یکه سالار (autocracy) با تغییر قوانین و حدود سنتی در جهت گسترش قدرت خود سرانه فرد مستبد حرکت می کند و برای حفظ این قدرت به هرکاری حتی اعمال همراه خشونت نیزدست می زند.</p>
<p>نادیده گرفتن خواست عمومی یکی دیگر از مشخصات نظام های استبدادی است و حتی برخی اوقات نه تنها انتظارات عمومی نادیده گرفته می شود بلکه با دهن کجی به آن جهتی در پیش گرفته می شود که با وارد کردن سختی بیشتر مردم در آینده از گفتن درخواستهایشان پشیمان شوند. مردم می خواهند نمایندگان واقعی خود را به مجلس بفرستند ولی نظام حاکم دهن کجی می کند و هر که را نمی پسندد رد صلاحیت می کند تا مجلسی سلطانی و مطیع شکل بگیرد. در همین چند ماهه اخیر که اخبار انتخابات بسیاری را در حوزه های مختلف سیاسی و اقتصادی مشغول خود کرده بود در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات ، جامعه خواستار ارزان شدن پیامک شده بود و این خواسته به گونه ای جدی مطرح شد تا تحت بررسی قرار گیرد اما درنهایت تصمیم مسئولین این حوزه بهت همگان را برانگیخت .</p>
<p>مسئولین مخابرات اعلام نمودند که از اول تیر ماه نرخ پیامک را از 14 تومان به 222ریال افزایش می دهند و این عمل را اینگونه توجیه نمود که قصد دارد برای حمایت از زبان فارسی ، هزینه ارسال پیامک فارسی را به 89 ریال کاهش دهد اما این مورد را باید در نظر داشت که با هر پیامکی که با حروف انگلیسی ارسال می شود می توان 160 حرف ارسال نمود ولی حد نهایی پیامک های فارسی 60 حرف می باشد . پیامک فارسی 2 تا 3 برابر پیام کوتاه با فونت لاتین محاسبه می‌شود .تعداد کاراکترهای زبان فارسی بیشتر از زبان انگلیسی در پیام کوتاه محاسبه می‌شود. یعنی مثلا حرف ی، دو کاراکتر به حساب می‌آید در حالی که حرف E یک کاراکتر.در پیامک‌های به زبان انگلیسی برای هر کاراکتر یک بایت (8 بیت) اختصاص داده شده، در حالی که در پیامک زبان فارسی (عربی) به دلیل نیاز به ایجاد یک کد قابل فهم برای سیستم‌های کامپیوتری (0 و 1)، دو بایت مورد نیاز است. نتیجه این‌که تعداد کاراکتر مجاز برای نوشتن یک پیامک با حروف انگلیسی، 150 و تعداد کاراکتر مجاز برای نوشتن یک پیامک با حروف عربی، 75 است.</p>
<p>شركت همراه اول با رقم هشت هزار و 10 ميليارد ريال به عنوان سومين بنگاه سودده اقتصادي كشور شناخته ش و حال که قرار است با نادیده گرفتن خواست عمومی ، مردم را تحت فشار قرار دهد باید ضمن اعتراض به این مورد باید با حرکتی دسته جمعی ضربه ای اقتصادی به آن وارد نمود .پيش‌بيني مي شود در شب سال نو 180 ميليون پيامک ارسال شود با محاسباتی سر انگشتی متوجه می شویم این مقدار ارسال با همین نرخ کنونی می تواند 2،520،000،000 تومان برای مخابرات درآمد داشته باشد . انسان همیشه باید سعی کند تا با بدی که همیشه آن را محکوم می کند همراه نگردد و از آن دوری کند به همین دلیل می توان با تحریم همراه اول و عدم ارسال <a title="پیامک" href="http://www.asroneh.com/" target="_blank">پیامک</a> در شب عید ضرر هنگفتی را به این شرکت وارد نمود . اتحاد همه گروه های مردم در این گونه حرکات می توانند آمادگی لازم را برای حرکات بعدی بوجود آورد .</p>
<p>لینک مطلب در وبلاگ اصلی : <a title="وبلاگ علی رضا م�مد ظاهری" href="http://www.alireza.balatar.com/?p=12" target="_blank">از تحریم انتخابات تا تحریم مخابرات </a></p>
</div>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[با احترام به انهایی که می اندیشند(1)]]></title>
<link>http://agahi.wordpress.com/2007/10/18/%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%86%d8%af1/</link>
<pubDate>Thu, 18 Oct 2007 04:03:23 +0000</pubDate>
<dc:creator>Mani</dc:creator>
<guid>http://agahi.wordpress.com/2007/10/18/%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%86%d8%af1/</guid>
<description><![CDATA[با احترام به انهایی که می اندیشند
گویند ادمیزاد به امید]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"><strong>با احترام به انهایی که می اندیشند</strong></span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"></span><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl">گویند ادمیزاد به امید زنده است. (اگر ادمیزاد باشم) من که امیدی ندارم . اخه به چه امیدی باید زنده باشم ؟ در کشور عزیزم ایران تا توانستم عذاب کشیدم هم از دست گرگان در لباس گوسفند و هم از دست گوسفندان(<strong><font color="#ff0000">↓</font></strong>). اه ای کاش خدا (اگر وجود دارد) گوسفند خلق نمی کرد و اگر هم خلق می کرد روحش را در ان نمی دمید.</span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"></span><strong><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"> </span></strong><strong><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"></span></strong><strong><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl">با احترام به انهایی که می اندیشند</span></strong><strong><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"></span></strong><strong><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"></span></strong><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"> </span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"></span><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl">سینوهه(ع)(س)(عج):</span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">«ممکن است که لباس و زبان و رسوم وآداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و درتمام اعصارمی توان به وسیله گفته ها ونوشته های دروغ مردم را فریفت.زیرا همانطور که مگس،عسل را دوست دارد،مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند.»</span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma;"><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"><strong>با احترام به انهایی که می اندیشند</strong></span></span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma;"><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl"></span></span><span style="font-family:Tahoma;">یک روز داشتم گله داری می کردم و بین گوسفندان روی یک صخره سنگ نشسته بودم و با خودم هی هی می خواندم یک سنگ برداشتم و به دور پرت کردم یکی از گوسفندان فرار کرد همینطور دومی سومی چهارمی و ..همه به یک سو فرار کردند<span>  </span>. کنجکاو شدم . چرا؟ اگر به خاطر سنگ من بود یکی فرار می کرد<span>  </span>چرا انهایی که نفهمیدند قضیه چیست فرار کردند؟ انجا بود که </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-family:Tahoma;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>“</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span style="font-family:Tahoma;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> <strong>حرکت گوسفندی</strong> </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-family:Tahoma;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>”</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span style="font-family:Tahoma;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> را کشف کردم .</span><span style="font-family:Tahoma;"></span><span style="font-family:Tahoma;"> </span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma;"></span><strong><span style="font-family:Tahoma;" dir="rtl">با احترام به انهایی که می اندیشند</span></strong></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;" dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;">یک روز سوار بر الاغ از راهی می رفتم<span>  </span>الاغ جلویی فضولات ریخت الاغ من ایستاد و این فضولات را بو کرد و سرش را هوا گرفت انگار به چیزی فکر می کرد بهرحال بعد از چند دقیقه ان هم فضولات ریخت و حرکت کرد الاغ بعد از ما هم هیمن کار را کرد. کنجکاو شدم.<span>  </span>چرا؟ اولی ریخت دومی بو کرد<span>  </span>و ریخت. سومی بو کرد و ریخت ... . انجا بود که قانون </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-family:Tahoma;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>“</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span style="font-family:Tahoma;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> <strong>رهخر</strong> </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span><span style="font-family:Tahoma;" dir="ltr"><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>”</span><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span style="font-family:Tahoma;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span> یا همان « رهبر خر » را کشف کردم.</span></p>
<hr />
<h6>(↓) منظورم اینجا به هیچ وجه مردم عام نیست. منظورم قشر خاصی هستند که باعث بدبختی ما شدند.</h6>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
