برچسب‌ها » زندگی

مثه سگ پشیمونی :)

تولد : 9 شهریور 1389
مرگ: 6 شهریور 1393

زندگی

خیابانی دیگر

فصـــــل اول زندگی من
من از یک خیابونی رد میشم، یک چاله ی عمیق در پیاده رو است، می افتم توش، سرگردون میشم، احتیاج به کمک دارم، تقصیر من نیست، خیلی طول میکشه تا بتونم یه راهی برای خلاص شدن پیدا کنم.

فصــــل دوم زندگی من
من از همون خیابون رد میشم، یک چاله ی عمیق در پیاده رو است، وانمود می کنم که نمی بینمش، دوباره می افتم توش، باورم نمیشه دوباره همان جای قبلی هستم، تقصیر من نیست و باز هم خیلی طول می کشه تا بتونم بیرون بیام.

فصل ســوم زندگی من
من از همون خیابون رد میشم، یک چاله ی عمیق در پیاده رو است، میبینمش اما باز دوباره می افتم توش، یه عادت شده، چشمهایم باز هستند، می دونم کجا هستم، تقصیر خودمه، و به سرعت بیرون میام.

فصل چهارم زندگی من
من از همون خیابون رد میشم، یک چاله ی عمیق در پیاده رو است، من از کنارش رد میشم.

فصل پنجــم زندگی من
من از یک خیابون دیکه میرم.

» Wayne Dyer «
.

وین دایر

قطار زندگی روی خط بریل

صبح زود بیدار میشوم، مثل همیشه. هیچوقت از این سحرخیزی کامروا نشدم، شاید چون اجبار پشتش نشسته. وضو، نماز، صبحانه، تاکسی، مستقیم؟ در مسیر رفت اگر کیسه دستم رو فاکتور بگیری به کارمندهای تازه کار دولتی میمانم… صبر کن آقا، همینجا نگه دار.

بیش از این وقتت رو نگیرم دوست عزیز، این مطلب دو خط و دوصد خطش با هم چندان توفیری ندارد. اصل همان تیتر است.

تفکر لحظه‌ای

زنان به خیانت می‌اندیشند چون همیشه دنبال بهترینند!

اگر شما نمی‌خواهید که زنی که با شماست، حال چه این زن فقط دوست دختر شما باشد و حال اینکه همسر شما باشد، در بازوان مرد دیگری خود را قرار دهد، اطمینان از خود حاصل کنید که هیچکدام از کارهای زیر را انجام نمی‌دهید.

روابط زناشویی

چرا زندگی فقط ۶ ماه اوّلش زیباست؟

مطلبی که باید مدّ نظر قرار گیرد این است که در آغاز آشنایی‌ها هر دو نفر از طرف مقابل تنها یک ظاهر و یا باطن کلّی می‌بینند و به جزئیات آن توجهی ندارند که این امر به علّت…

روابط زناشویی

می‌خواهم آرامش را به زندگیم برگردانم

هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید این کار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد. وقتی احساس می‌کنید که سرتان پر از فکرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آن‌ها را پاک کنید….

روابط زناشویی

58. در من دیکتاتور ِ کوچکی زندگی می کند...

این روزها روانشناس ها همه چیز را به هم ربط می دهند، بیشتر آنها هم در زندگی روزمره مصداق پیدا می کند… در نامگذاری آدم ها خدا می داند که چه عواملی دست به دست ِ هم می دهند که پدر و مادر در نهایت تصمیم بگیرند بچه ی تازه متولد شده اشان را به چه اسمی صدا کنند… از وقتی که یادم می آید اسمت را دوست نداشتی، همیشه می گفتی «افسانه» هم شد اسم؟ اسم قحط بود؟ خب یعنی چی؟ جادو؟ قصه؟ خیال؟ دروغ؟ 10 واژهٔ دیگر