<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>سوالات &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/سوالات/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "سوالات"</description>
	<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 17:58:26 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[مرز پختگی]]></title>
<link>http://tarnas.wordpress.com/?p=280</link>
<pubDate>Mon, 22 Sep 2008 07:54:23 +0000</pubDate>
<dc:creator>فرشاد</dc:creator>
<guid>http://tarnas.fa.wordpress.com/2008/09/22/marze-pokhtegi/</guid>
<description><![CDATA[دارم به این فکر می کنم این آدمهایی که معتقدند پسرها با ر]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">دارم به این فکر می کنم این آدمهایی که معتقدند پسرها با رفتن به سربازی مرد میشن و به اصطلاح به مرز پختگی میرسن تا حالا  به این فکر کردن دخترها چطور زن میشن و به مرز پختگی میرسن؟!!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آیا قوانین تابعیت کشورمان را خوانده‌ایم؟ (این مطلب طنز نیست)]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/?p=1113</link>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 01:45:03 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2008/08/24/ghanoon/</guid>
<description><![CDATA[اگر قانون می‌دانید لطفا قدری من خنگ را راهنمائی کنید ک]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>اگر قانون می‌دانید لطفا قدری من خنگ را راهنمائی کنید که آیا برداشتم از این قضایا درست است یا خیر. منبع من هم <a href="http://www.iranembassy.gr/per/con_nationality_11.htm" target="_blank"><strong>سایت سفارت ایران در آتن</strong></a> است. گمان می‌کنم معتبر باشد. بخش‌های رنگی زیر سوالات من هستند.</p>
<p>قانون مدني<br />
ماده 976 : اشخاص ذيل تبعه ايران محسوب مي شوند :<br />
۱) کليه ساکنين ايران به استثناي اشخاصي که تبعيت خارجي آنها مسلم باشد. تبعيت خارجي کساني مسلم است که مدارک تابعيت آنها مورد اعتراض دولت ايران نباشد.<br />
۲) کساني که پدر آنها ايراني است اعم از اينکه در ايران يا در خارجه متولد شده باشند. (<span style="color:#0000ff;"><strong>یعنی وجودی بنام «مادر» در تبعیت فرد مساوی کشک است؟</strong>)</span><br />
۳) کساني که در ايران متولد شده و پدر و مادر آنها غير معلوم باشند.<br />
۴) کساني که در ايران از پدر و مادر خارجي که يکي از آنها در ايران متولد شده بوجود آمده اند.<br />
۵) کساني که در ايران از پدري که تبعه خارجي بوجود آمده و بلافاصله پس از رسيدن به سن هجده سال تمام لااقل يکسال ديگر در ايران اقامت کرده باشند <span style="color:#0000ff;">(<strong>یعنی فرضا من پدرم تبعه کشوری دیگر بوده ولی من متولد ایران هستم. تا سن هجده سالگی من تبعه ایران محسوب نمی‌شوم؟ حتی اگر تمام هجده سال را در ایران زندگی کرده‌ باشم؟</strong>)</span> والا قبول شدن آنها به تابعيت ايران بر طبق مقرراتي خواهد بود که مطابق قانون براي تحصيل تابعيت ايران مقرر است.<br />
۶) هر زن تبعه خارجي که شوهر ايراني اختيار کند. <span style="color:#0000ff;">(<strong>عکس آن چه؟ ظاهرا اگر زن ایرانی با مرد خارجی (فرض کنید مسلمان حتی) ازدواج کند شوهر او تبعه ایران نمی‌شود</strong>)</span><br />
۷) هر تبعه خارجي که تابعيت ايران را تحصيل کرده باشد.<br />
تبصره: اطفال متولد از نمايندگان سياسي و کنسولي خارجه مشمول فقره 4 و5 نخواهد بود.</p>
<p>ماده 983 : درخواست تابعيت بايد مستقيما يا توسط حکام يا ولات به وزارت امور خارجه تسليم شده و داراي منضمات ذيل باشد:<br />
o-- سواد مصدق اسناد هويت تقاضا کننده و عيال و اولاد او. <span style="color:#0000ff;">(<strong>بنظر شما زبان این ماده قانونی بوی «نا» نمی‌دهد؟ «سواد مصدق»ت را بردار و بیاور. «عیال» و نه حتی «زن» یا «همسر». احتمالا در همین حول و حوش‌ها از «قبله عالم» و «جان‌نثاران رکاب» هم صحبت کرده‌ است</strong>)</span><br />
o-- تصديق نامه نظميه داير به تعيين مدت اقامت تقاضا کننده در ايران و نداشتن سوء سابقه و داشتن مکنت کافي يا شغل معين براي تأمين معاش. <span style="color:#0000ff;">(<strong>مگر ما هنوز «نظمیه» داریم؟ منظورش «کلانتری» است یا «مقر نیروی انتظامی»؟</strong>)</span></p>
<p><span style="color:#0000ff;">و اما در پای</span> «ماده 988 :اتباع ايران نمي توانند تبعيت خود را ترک کنند مگر به شرايط ذيل:» <span style="color:#0000ff;">بند چهارمش که دیگر محشر است</span>:<br />
۴- خدمت تحت السلاح خود را انجام داده باشند. <span style="color:#0000ff;">(<strong>آیا شما بعنوان یک ایرانی که سالها در ایران زندگی کرده تا بحال شنیده‌ بودید که کسی بگوید «خدمت تحت السلاح»؟ راستی آیا داداشت، کامیار، از خدمت تحت السلاح آمد یا نه؟ در زمان خدمت تحت السلاح چقدر به او حقوق می‌دهند؟ پادگان محل خدمت تحت السلاحش کجاست؟ آیا اکنون که فهمیده‌اید چنین چیزی در قانون کشور بعنوان «خدمت زیر پرچم» یا «خدمت نظام وظیفه» بکار رفته خنده‌تان نگرفته؟ آیا جای پای ادبیات قاجاری را در قوانین جاری مملکت می‌بینید پس از نزدیک به صد سال؟</strong>)</span><br />
----------------<br />
خوب دیگر بس است. علاقه داشتید دنباله‌اش را بخوانید. حالا خودتان را بگذارید جای یک قاضی یا وکیل در کشورمان. شغل شما این است که مطابق چنین ادبیاتی و چنین قوانینی حکم کنید یا از طرفین دعوا دفاع نمائید. من فکر می‌کنم «گیج شدن» عبارت بسیار مودبانه‌ای باشد برای آنچه ذهن انسان دچارش خواهد شد.</p>
<p>اگر می‌بینیم گاهی  یک قاضی حکمی صادر می‌کند که مرغ پخته لای برنج را هم به خنده می‌اندازد یادمان نرود که یک پای قضیه همین قوانین نیمه‌قاجاری/نیمه پهلوی با سس و مزه اسلامی هستند. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم که اگر کار مملکت به دست خود من هم بود شاید خیلی بهتر از حضرات اداره‌اش نمی‌کردم.</p>
<p>حالا این حرف‌ها به کنار. شما مدیر مسئول بخش دادن تابعیت در وزارت خارجه ایران باشید حاضر هستید با این قوانین کار کنید؟ یا همان روز اولی که به این سمت منصوب شدید اول در اتاق‌تان را می‌بندید یک شکم سیر به ریش این قانون و فهم و شعور قانون‌گزار آن زمان می‌خندید بعد در اتاق را باز می‌کنید و به اکبر آقا آبدارچی دستور یک چائی دبش را می‌دهید؟</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آقای جنگ‌افروز، متشکریم که «قداست» جنگ را با جهانیان قسمت می‌کنید.]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/?p=1065</link>
<pubDate>Thu, 31 Jul 2008 01:07:25 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2008/07/31/jang-3/</guid>
<description><![CDATA[بنظر شما چرا همیشه «جنگ»‌های عالم «مقدس» بوده‌اند؟ بب]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>بنظر شما چرا همیشه «جنگ»‌های عالم «مقدس» بوده‌اند؟ ببینید همیشه در جنگ‌ها هر دو طرف درگیر (با متحدان‌شان البته) می‌گویند که «این جنگ جنگی مقدس است، آنقدر که اگر جان‌مان را هم برایش بدهیم هیچ مسئله‌ای نیست». آنکس که دارد دفاع می‌کند می‌گوید «این حق مسلم و ابتدائی من است که از جامعه و فرزندانم و آب و خاکم دفاع کنم. این وظیفه‌ای مقدس است». آنکس هم که حمله کرده به هزار و یک بهانه حمله‌اش را مقدس می‌داند. مثلا می‌گوید «سربازان ما ناچارند برای تهیه غذا و تامین آینده فرزندان‌ و خانواده‌های‌شان به آن کشور ثروتمند همسایه که با پول ما چاق و چله شده حمله کنند و حق ما را از این پدرسوخته‌ها بگیرند. این جنگ جنگی در جهت حمایت مردم ما از خانواده‌های‌شان است پس مقدس می‌باشد». یا وقتی که بهانه پیدا نکند در می‌آید که «خوب اگر ما حمله نمی‌کردیم آنها یک روزی قوی می‌شدند و به ما حمله می‌کردند. پس ما پیش‌دستی کردیم و حمله کردیم. پس ما در واقع داریم از خودمان دفاع می‌کنیم. پس جنگ ما مقدس است».</p>
<p>چیزی که من نمی‌فهمم این است که حالا که یکی یا هر دو طرف جنگ معتقد هستند به مقدس بودن جنگ‌شان چرا مردم با «جنگ‌ طلبان» یا «جنگ‌ افروزان» مشکل دارند؟ مگر نه این است که این رهبران جنگ طلب دنیا (مثلا جرج بوش) باعث بوجود آمدن امری مقدس می‌شوند؟ اگر یک جنگ تا این حد مقدس است که تمام اتباع یک کشور باید و موظف هستند در آن شرکت کنند و مزه ناب قداستش را بچشند پس چرا آنها که جنگ‌ها را شروع می‌کنند منفور ملت‌ها می‌شوند؟ نکند مثلا استرالیا به این دلیل از هیلتر بدش می‌آید که هیتلر استرالیا را مستقیما درگیر امر مقدس جنگ نکرد و این موهبت الهی را با اروپائیان همسایه‌اش قسمت کرد؟ پس چرا فرانسویان از هیتلر بدشان می‌آید؟ مگر بخاطر وجود همین هیتلر نبود که جنگ (=وجودی مقدس) وارد کشورشان شد؟ اگر کسی برای دیگری وجودی مقدس را به ارمغان ببرد آیا باید از او متنفر بود؟</p>
<p>(لطفا در کامنت‌ها به جنگ ایران و عراق اشاره‌ای نکنید. در مورد اولدوروم بولدوروم فعلی ایران و آمریکا بر سر غنی‌سازی اورانیوم هم چیزی نگوئید. ما با همه مردم دنیا و با همه بشریت فرق عمده‌ داریم. امور مقدس ما واقعا مقدس هستند).</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[شاید آن نور تابان  خورشید نباشد]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/?p=1060</link>
<pubDate>Tue, 29 Jul 2008 01:17:26 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2008/07/29/khorshid/</guid>
<description><![CDATA[یکی از باورهائی که عمیقا به آن اعتقاد دارید (مذهبی، اجت]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از باورهائی که عمیقا به آن اعتقاد دارید (مذهبی، اجتماعی، تاریخی ...) را بر روی کاغذ بیاورید. تاکید می‌کنم «عمیقا». چیزی که شاید بتوان گفت یکی از ستون‌های اعتقادات شما (در هر زمینه‌ای) را می‌سازد. زیر آن یک خط عمودی بکشید و کاغذ را به دو قسمت تقسیم کنید. بالای ستون سمت راستی بنویسید «استدلالات موافقان». بالای ستون سمت چپی بنویسید «استدلالات مخالفان». آنچه در زمینه اثبات نظر خود می‌دانید را زیر ستون مربوطه بنویسید. توجه کنید که از برهان خلف <strong>نمی‌توانید</strong> استفاده کنید. اینکه فرضا مخالفان دکتر محمد مصدق آدم‌های بدی بوده‌اند/هستند دلیل این نمی‌شود که دکتر مصدق آدم خوبی بوده. باید بتوانید با توجه به کارهائی که مصدق کرده اثبات کنید که آدم خوب/بد ی بوده (این یک مثال است، لطفا چه مصدق را دوست دارید چه دوستش ندارید خودتان را کنترل کنید).</p>
<p>حالا بیائید و در ستون «استدلالات مخالفان» آنچه نظرات مخالف شما هست و می‌دانید را لیست کنید. توجه کنید که در این ستون باید جانب انصاف را رعایت کنید و حق ندارید به مخالفت با نظرات ابراز شده بپردازید. فقط می‌توانید آنها را ذکر کنید. مثلا اگر مخالفان حجاب می‌گویند که «حجاب مانع حضور زنان دوشادوش مردان در جامعه است» شما حق این را ندارید که بلافاصله دنبال این جمله بنویسید «که از نظر علمی بی‌پایه و اساس است و تجربه حضور قدرتمند زنان جوامع اسلامی در کنار مردان‌شان این را ثابت کرده». نه. این ستون مربوط به نظرات مخالف شماست بدون هیچ اظهار نظری از جانب شما.</p>
<p>دو ستون را با هم مقایسه کنید. کدامیک مطلب بیشتری دارد؟ آهان... می‌بینید؟ وقتی من نمی‌توانم سه نظر مخالف با باور پایه‌ای خودم را لیست کنم چگونه می‌توانم بگویم «من آزادانه و از روی مطالعه به این باور رسیدم»؟ کدام مطالعه؟ کدام کتاب؟ کدام مقاله؟ کدام سخنرانی؟ یک‌بار دیگر بنشینیم و بیاندیشیم که در مورد این باور خاص من، تا کنون چند صدای مخالف شنیده‌ایم؟ اصلا بیائیم فکر کنیم که چرا باید کسی با این باور ما که چنین در نظرمان مسلم است مخالف باشد و در موردش کتاب بنویسد؟ مگر مردم مغزفلان خورده‌اند که انکار خورشید می‌کنند؟ مگر اینکه ... شاید آن نور تابان  خورشید نباشد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[اصلاح اعتقادات مردم]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/?p=1018</link>
<pubDate>Wed, 16 Jul 2008 00:54:55 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2008/07/16/eslah/</guid>
<description><![CDATA[یک سوال علمی/تخیلی/اجتماعی/مذهبی:
کشتی شما بر اثر طوفان ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>یک سوال علمی/تخیلی/اجتماعی/مذهبی:</p>
<p>کشتی شما بر اثر طوفان غرق می‌شود. شما شانس می‌آورید و در آب‌های کوسه‌خیز سالم به یک جزیره کوچک می‌رسید. در عرض سه ماه زبان مردم این جزیره (قوم گامبا گامبا) را یاد می‌گیرید و از این نظر مشکلی در برقراری ارتباط ندارید. نکته‌ای که خیلی شما را نگران می‌کند این است که این مردم معتقدند «کوسه ماهی است که جهان (منظورشان البته همان جزیره کوچک و آب‌های اطراف آن است) را خلق کرده و چون اجداد اینان مردمانی گناه‌کار بوده‌اند دور تا دور ایشان را آب قرار داده. روزی این کوسه‌ها خواهند آمد و تمام آب‌های اطراف را خشک خواهند کرد و مردمان این جزیره پا بر پشت کوسه‌ها می‌گذارند و به بهشت که در آن سوی آب‌ها واقع است خواهند رفت». برای جلو انداختن این روز مردم جزیره هر روز ده نفر از میان خودشان را به قید قرعه طی مراسمی زنده زنده به درون آب‌های پر از کوسه اطراف جزیره می‌اندازند. لطفا بفرمائید که:</p>
<p><strong>شما برای اینکه به مردم این جزیره بفهمانید که مقدسات‌شان (کوسه ماهی‌ها) مقدس نیستند و قرار نیست روزی آب دریا را خشک کنند تا خلایق با قدم گذاشتن بر پشت آنان به بهشت در آن سوی آب برسند، از چه ترفندی استفاده می‌کنید؟</strong> یادتان باشد که چهل سال زمان ندارید. هر روز ده نفر به قید قرعه خوراک کوسه‌ها می‌شوند. ممکن است فردا یا پس فردا نوبت شما باشد. باید در کوتاه‌ترین زمان ممکنه اعتقادات‌شان را اصلاح کنید.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[مردم آمریکا:همه‌کاره یا هیچ‌کاره؟ مسئله این است]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/?p=1009</link>
<pubDate>Fri, 11 Jul 2008 03:48:40 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2008/07/11/masaleh/</guid>
<description><![CDATA[- بنظر تو آیا ممکن است مردم آمریکا «اوباما» را بعنوان رئ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>- بنظر تو آیا ممکن است مردم آمریکا «اوباما» را بعنوان رئیس‌جمهور آینده‌شان انتخاب کنند؟<br />
- به! تو چه ساده‌ای! محال ممکن است یک سیاهپوست رئیس‌جمهور آمریکا بشود. افکار عمومی آمریکا دست خودشان است. مثل موم در سه سوت کاری می‌کنند که همه به «مک‌کین» رای بدهند.<br />
- حالا انتخابات آمریکا به کنار. بنظر تو آمریکا به ایران حمله خواهد کرد؟<br />
- نه بابا امکان ندارد. فعلا که درگیر جنگ در افغانستان و عراق هستند. مردم آمریکا بخاطر این کثافت‌کاری‌ها است که از جرج بوش برگشته‌اند. اگر آمریکا به ایران حمله کند مردم آمریکا خشتک دولت‌شان را سرش می‌کشند.<br />
- خوب اگر افکار عمومی آمریکا را می‌توان به سه سوت تغییر جهت داد برای انتخابات ریاست‌جمهوری آیا نمی‌توان آن را به سمت یک جنگ جدید هدایت کرد؟ گیرم نه به سه سوت با چهار تا سوت؟ بالاخره کدام را باور کنیم؟ اینکه مردم آمریکا همه‌کاره هستند در سیاست کشورشان و وزن تاثیرگذاری بر شرایط را دارند یا اینکه مردم آمریکا هیچ‌کاره‌اند و به راحتی آلت دست جنگ‌طلبان می‌شوند؟ وقتی پای انتخابات به میان می‌آید می‌گوئی اینها همه خیمه‌شب‌ بازی است و مردم آمریکا نه کشک هستند و نه پشم. وقتی پای حمله به ایران می‌شود می‌گوئی مردم آمریکا همه‌کاره هستند و جلوی دولت‌شان را می‌گیرند.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[این «آخوندها»]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/?p=988</link>
<pubDate>Fri, 30 May 2008 00:57:45 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2008/05/30/akhoond/</guid>
<description><![CDATA[من کاری به کار این «آخوندها» ندارم. این‌ها همه‌شان ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><strong>من کاری به کار این «آخوندها» ندارم. این‌ها همه‌شان ... و ... و ... هستند. من با اینها کاری ندارم. من یک مسلمان هستم و راه خودم را می‌روم. نماز خودم را می‌خوانم، روزه خودم را می‌گیرم و به دستورات دینی خودم عمل می‌کنم. کاری هم به کار «آخوندها» ندارم.<br />
</strong>----------------------</p>
<p>این حرف از ریشه و بن ایراد دارد و یک مغلطه بیشتر نیست. از کجا می‌دانی که نمازت را چگونه باید بخوانی؟ جز این است که همین «آخوندها» ترتیب و توالی نماز خواندنت را به تو یاد داده‌اند؟ روزه می‌گیری بر طبق احکامی که «آخوندها» قرن‌ها امانت‌دار آن احکام بوده‌اند. به زنت/مردت حلال می‌شوی و بچه‌هایت حرام‌زاده نیستند بخاطر اینکه صیغه عقد را یک «آخوند» با «عربی صحیح» خوانده. مسلمان هستی چون مطابق با دستوراتی که «آخوندها» می‌گویند شهادتین را بر زبان آورده‌ای. حد و حدود حجاب زنت را «آخوندها» تعریف کرده‌اند، مسئولیت مردت در قبال تو (مثلا نفقه) را «آخوندها» تشریح می‌کنند. زندگی و تاریخ دینت و آدم‌های بزرگ و مقدس آن را هم «آخوندها» برایت تعریف کرده‌اند. وقتی به دنیا می‌آئی در گوش تو اذان می‌گویند، همان اذانی که «آخوندها» بر اینکه چه در آن گفته‌شود و چه نشود نظارت داشته‌اند، وقتی می‌میری به شیوه خاصی در کفن پیچانده‌ می‌شوی و در قبر قرار می‌گیری، همانطور که «آخوندها» دستورش را داده‌اند.</p>
<p>«آخوندها» خوب هستند یا بد کاری ندارم. دستورات دینی را درست و صحیح به مردم آموزش داده‌اند یا نه هم به من مربوط نمی‌شود. اما هر آنکس که خود را «مسلمان» می‌داند از دستورات دینی‌ای پیروی می‌کند که «آخوندها» (چه شیعه چه سنی‌اش) بیان کرده‌اند. هرکس هم که مسیحی است از دستورات دینی‌ای پیروی می‌کنند که کشیشانش برایش می‌گویند. آن هم که یهودی است مطابق آنچه که خاخام‌های دینش صلاح می‌دانند زندگی می‌نماید.</p>
<p>امکان ندارد که تو خود را مسلمان بدانی و بعد بگوئی با «آخوندها» کاری نداری. انگار که من در شهری زندگی کنم و بگویم که من با «شهرداری» شهرم کاری ندارم. امور آب و برق و نظافت و کوچه و خیابان و مغازه و رفت و آمد شهر من را «شهرداری» تعیین و کنترل می‌کند. امور دینی تو ی مسلمان را هم «آخوندها» می‌گردانند. یک مسلمان نمی‌تواند از «آخوند» بی‌نیاز باشد، شتر سواری که دولا دولا نمی‌شود جان من.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[یک سوال ساده فقهی]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/?p=979</link>
<pubDate>Mon, 05 May 2008 22:18:15 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2008/05/06/soal/</guid>
<description><![CDATA[یک مسئله شرعی:
پدری پس از فوت خود قطعه زمینی را برای هفت ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>یک مسئله شرعی:</p>
<p>پدری پس از فوت خود قطعه زمینی را برای هفت فرزندش به ارث می‌گذارد. چون فرزندان خود گرفتاری‌های مختلف زندگی خویش را دارند و شغل هرکدام چیز دیگری است، هر هفت نفر موافقت می‌کنند که باغبانی را استخدام نمایند تا آن قطعه زمین را آباد کند. قرار می‌شود مخارج آبادسازی آن زمین را هر هفت نفر به تساوی تقسیم کنند و در نهایت کل مبلغ مورد نیاز سال اول را یک‌جا در اختیار باغبان قرار دهند تا صرف کاشت و آبادانی زمین گردد.</p>
<p>باغبان مذکور مقداری از پول را صرف زمین می‌کند اما سر از خود بخشی از آن مبلغ نزد وی را بدون اطلاع یا ثواب‌دید صاحبان مال، خرج خانواده‌ای می‌کند که فکر می‌کند «مضطر» هستند. حال سه سوال پیش می‌آید:</p>
<p><strong>اول)</strong> آیا باغبان مرتکب «خیانت در امانت» شده؟ آن پول نزد وی بوده برای منظوری خاص نه برای کمک به دیگری. ایشان آن بخش پول را خرج منظور مورد نظر صاحب مال نکرده.<br />
<strong>دوم)</strong> با توجه به ناراضی بودن سه نفر از هفت نفر صاحب اصلی مال، آیا خانواده دریافت کننده کمک می‌توانند این پول شبهه‌ناک را خرج کنند؟ آیا این پول که الان در اختیار آنان است حلال می‌باشد یا حرام؟<br />
<strong>سوم)</strong> اگر هفت نفر را در ده میلیون نفر ضرب کنیم و بشود هفتاد میلیون و قطعه زمین فوق را هم ده میلیون‌بار بزرگترش کنیم تا بشود «کشور» و باغبان بالا را نیز ده میلون‌بار ارتقاء درجات بدهیم در هرم اجتماع تا بشود دولت (یا مثلا شهردار تهران!!!) و آن خانواده مضطر را نیز ضرب در ده میلیون کنیم تا بشود لبنان یا غزه یا از این دست، آیا جواب سوالات اول و دوم تغییری می‌کنند؟</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[عزیز جان تو دیگر چرا؟]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/?p=977</link>
<pubDate>Thu, 01 May 2008 21:58:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2008/05/02/dekhalat/</guid>
<description><![CDATA[سوال: آیا آمریکا کار بدی کرد که در سال ۱۳۳۲ در ایران کود]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><strong>سوال:</strong> آیا آمریکا کار بدی کرد که در سال ۱۳۳۲ در ایران کودتا کرد؟<br />
<strong>جواب:</strong> مسلما کار بدی بود.<br />
<strong>سوال:</strong> آیا دخالت یک کشور در کشور دیگر کار خوبی است؟<br />
<strong>جواب:</strong> مسلما خیر. هیچ کشوری حق دخالت در امور کشور دیگر را ندارد.<br />
<strong>سوال:</strong> پس ایران در لبنان چکار می‌کند؟<br />
<strong>جواب:</strong> (ندارد! چون حرف حساب اینگونه است!)</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پرسش‌های متداول در مورد افزونه‌های وردپرس]]></title>
<link>http://blueworks.wordpress.com/?p=94</link>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 07:02:18 +0000</pubDate>
<dc:creator>مرتضي بهمني</dc:creator>
<guid>http://blueworks.fa.wordpress.com/2008/04/06/persian-frequently-asked-questions-about-wordpress-plugins/</guid>
<description><![CDATA[افزونه چیست؟
افزونه‌های وردپرس ابزاری هستند که بوسیله]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><strong>افزونه چیست؟</strong><br />
افزونه‌های وردپرس ابزاری هستند که بوسیله آن امکاناتی به وبلاگ یا وب سایت شما که از طریق سیستم وردپرس ایجاد و مدیریت شده است اضافه می‌کنند. افزونه برگردان کلمه Plug-in  به فارسی است.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>برای استفاده از افزونه‌های وردپرس چه‌کار باید بکنم؟</strong><br />
برای استفاده از افزونه‌های وردپرس شما می‌بایست یک نسخه از سیستم وردپرس را از <a href="http://www.wordpress.org" target="_blank">سایت رسمی وردپرس</a> <a href="http://www.wordpress.org/download/">دریافت</a> کرده و اقدام به نصب این سیستم بر روی سرور و هاستینگ خود کنید. برای آموزش و کسب اطلاعات ببشتر در مورد نحوه نصب وردپرس <a href="http://codex.wp-persian.com/index.php?title=%D9%86%D8%B5%D8%A8_%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3" target="_blank">اینجا</a> را مطالعه کنید!</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>آیا امکان استفاده از افزونه‌ها در سیستم‌ وبلاگ‌نویسی <a href="http://www.wordpress.com" target="_blank">وردپرس.کام</a> وجود دارد؟</strong><br />
مدیران و مسئولین سرویس وبلاگ‌نویسی وردپرس.کام بخاطر امنیت و سرعت بیشتر در ارائه سرویس‌های خود تاکنون اجازه استفاده از افزونه ها را به کاربران خود نداده‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>راهی وجود دارد تا بدون پرداخت هزینه‌ای هاستینگ و دامنه اقدام به تست افزونه‌های وردپرس کنم؟</strong><br />
بله، خوشبختانه شما قادرید تا سیستم وبلاگ‌نویسی وردپرس را بر روی هاست خانگی (local host) خود نصب کنید. برای آموزش و کسب اطلاعات ببشتر در این مورد <a href="http://codex.wp-persian.com/index.php?title=%D9%86%D8%B5%D8%A8_%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%87_XAMPP" target="_blank">اینجا</a> را مطالعه کنید!</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>از کجا باید اقدام به دریافت افزونه‌‌های وردپرس کنم؟</strong><br />
بخش مرجعی در سایت رسمی وردپرس وجود دارد که اقدام به جمع‌آوری افزونه‌های وردپرس میکند و وضعیت افزونه‌ها را از نظر امنیتی و ... بررسی میکند و اطلاعات نسبتاً جامعی را در اختیار شما قرار میدهد، بخش رسمی <a href="http://www.wordpress.org/extend/plugins/" target="_blank">افزونه‌های وردپرس</a> را ببینید.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>چگونه می‌بایست افزونه‌ها را به وردپرس بی‌افزایم؟</strong><br />
وردپرس بصورت پیش‌فرض بعد از نصب دارای سه پوشه زیر می‌باشد :</p>
<p style="text-align:Left;direction:ltr;">01. wp-admin<br />
02. wp-content<br />
03. wp-includes</p>
<p>شما می‌بایست فایل فشرده افزونه را در آدرس زیر از حالت فشرده خارج کنید :</p>
<p style="text-align:Left;direction:ltr;">wp-content  &#62;&#62; plugins</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://blueworks.files.wordpress.com/2008/04/folder-plugins-wordpress-place.png" alt="folder-plugins-wordpress-place" /></p>
<p style="text-align:justify;"><strong>چگونه افزونه‌های مورد نظرم را فعال کنم؟</strong><br />
بعد از آپلود کردن افزونه مورد نظرتان در پوشه plugins‌ وردپرس (مرحله فوق) شما باید وارد بخش مدیریت وردپرس شوید و سربرگ افزونه‌ها (به انگلیسی plugins) را انتخاب کنید سپس با استفاده از کلید فعال‌سازی (به انگلیسی active) که در مقابل نام هر افزونه وجود دارد افزونه مورد نظر خود را فعال کنید!</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://blueworks.files.wordpress.com/2008/04/plugins-section-in-wordpress-25-large.png" target="_blank"><img src="http://blueworks.files.wordpress.com/2008/04/plugins-section-in-wordpress-25-small.png" alt="plugins-section-in-wordpress-25" /></a></p>
<p style="text-align:justify;"><strong>افزونه مورد نظر من انگلیسی آیا نسخه‌ی از این افزونه به فارسی وجود دارد؟</strong><br />
این امر بستگی به همت دیگر دوستان و هم‌زبانان شما دارد. برای درخواست نسخه فارسی افزونه موردنظرتان و اطمینان از وجود نسخه فارسی آن می‌توانید در <a href="http://www.wp-persian.com/forum/" target="_blank">انجمن‌های پشتیبانی وردپرس فارسی</a> موضوع را مطرح کنید. بنده حقیر نیز تعدادی از افزونه‌های وردپرس را به فارسی ترجمه کردم برای بررسی به <a href="http://blueworks.wordpress.com/category/wordpress/" target="_blank">اینجا</a> مراجعه کنید!</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>من به زبان انگلیسی تسلط دارم آیا می‌توانم افزونه‌های مورد نظرم را فارسی کنم؟</strong><br />
بله، خوشبختانه برای انجام این کار نرم‌افزار و راهنمای مناسبی به فارسی وجود دارد، <a href="http://codex.wp-persian.com/index.php?title=%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86_%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%87_%D9%88_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D9%86%D9%87" target="_blank">اینجا</a> را ببینید!</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>من نسخه فارسی یک افزونه را دریافت و نصب کرده‌ام ولی هنوز هم افزونه را به زبان انگلیسی مشاهده میکنم؟</strong><br />
آیا از نسخه انگلیسی وردپرس استفاده می‌کنید؟ در صورتی که پاسخ شما به این سوال بلی است لطفاً از <a href="http://wp-persian.com/download/" target="_blank">اینجا</a> فایل‌های بسته زبان فارسی را دریافت کرده و وردپرس خود را فارسی کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر <a href="http://codex.wp-persian.com/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D9%86%D9%87_%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C" target="_blank">اینجا</a> را مطالعه کنید!<br />
ولی در کل این مشکل به این دلیل رخ داده چونکه افزونه مورد نظر شما به صورت استاندارد فارسی‌سازی شده است. (یعنی فایل‌های زبان فارسی آن از سورس کد افزونه جدا می‌باشد و به صورت فایل‌هایی با پسوند po است!)</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>مزیت افزونه‌های فارسی شده بصورت استاندارد نسبت به دیگر شیوه‌های فارسی‌سازی افزونه‌ها چیست؟</strong><br />
مهمترین ویژگی این شیوه از فارسی‌سازی افزونه‌ها این است که با بروزرسانی افزونه‌ها (update) دیگر نیازی به ترجمه مجدد این افزونه‌ها نیست و تنها با افزودن فایل‌های با پسوند po می‌توانید از نسخه فارسی این افزونه‌ها لذت ببرید.</p>
<p style="text-align:justify;"><strong>پی‌نوشت‌ها :</strong><br />
<strong>01</strong> احتمالاً این نوشته در طول زمان بروز می‌شود برای آگاه شدن از بروزرسانی این نوشته یک کامنت هر چند بدون محتوا را به همراه یک ایمیل در بخش نظرات این نوشته به یادگار بگذارید.<br />
<strong>02</strong> در صورتی که هنوز هم پرسش سوالات خود را دریافت نکرده‌اید لطفاً در بخش نظرات این نوشته مطرح کنید، امیدوارم که دیگر نیازی به پاسخگویی ایمیل‌های بی‌شمار در طول زمان برای ارائه هر افزونه نباشد.<br />
<strong>03</strong>مهم‌ترین ضعفی که تاکنون در وردپرس نسخه 2.5 دیده‌ام این است که تغییر پوسته بخش مدیریت آن بیش از حد معقول و در حد آشنازدائی بزرگی است که کاربر را چند روزی گرفتار می‌کند برای مثال به بخش پیوندها (لینک‌ها) توجه کنید!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پرسش و پاسخ "با" و "برای" همدیگر]]></title>
<link>http://ourperspective.wordpress.com/2007/12/02/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%a8%d8%a7-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/</link>
<pubDate>Sun, 02 Dec 2007 18:14:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ourperspective.fa.wordpress.com/2007/12/02/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%a8%d8%a7-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/</guid>
<description><![CDATA[بچه که بودم علیرغم بزرگ‌شدن در یک خانواده نیمه سیاسی، ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">بچه که بودم علیرغم بزرگ‌شدن در یک خانواده نیمه سیاسی، هیچ‌وقت هیچ‌کس برای من از تاریخ معاصر ایران حرفی نزد. در میهمانی‌ها می‌دیدم که مادرم با دیگر خانم‌های فامیل به دور هم جمع می‌شوند و درباره تربیت بچه‌های‌شان یا نحوه بافت فلان نوع جلیقه و از این دست با هم شروع به صحبت و درد‌دل می‌کنند و پدرم با مردان فامیل می‌نشینند و از دوران «مصدق» و «حزب» (منظورشان حزب توده بود) و قوام‌سلطنه و سید‌ضیاء می‌گویند.</p>
<p dir="rtl">نه در زمان قبل انقلاب و نه در فضای نسبتا آزاد یکی دو سال اول پس از انقلاب هیچ‌ بنده‌خدائی در فامیل ما (که آش شلم‌شوربائی بود از همه‌رقم آدم سیاسی) به خودش زحمت نداد دو ساعت بنشیند و برای من بگوید که مثلا مصدق چنین بود و در سی‌تیر چنان اتفاقی افتاد و مثلا علی‌امینی خواهان اجرای فلان نوع سیاست‌های اقتصادی در کشور بود. همه و همه را خودم از این‌طرف و آن‌طرف مثل تکه‌های پازل دانه به دانه دور هم گذاشتم. یک سری مجله قدیمی در خانه داشتیم (مال سالها قبل از تولد من) نشستم «واو به واو»شان را خواندم. در میان کاغذ‌پاره‌های دوران چریک‌بازی و خود چگوارا ‌بینی دهه پنجاه شمسی هر آنچه در مورد آدم‌های بزرگ تاریخ معاصر بود (راست و دروغ، غلط و غلوط) یک گوشه ذهنم نگاه‌شان داشتم. در مدرسه که تاریخ معاصر ایران را درس می‌دادند به این نتیجه رسیدم که تمام گزاره‌های کتاب تاریخ‌مان را باید ضرب‌در یک «منفی» کنم تا مقدار «صحیح» تاریخ بدست آید!!!</p>
<p dir="rtl">خلاصه بخش بزرگی از عمر زیبای نوجوانی و جوانی صرف این شد که این پازل کج و معوج را کنار هم بچینم. فعلا هم که مدام ناچارم آنچه چیده‌ام را مدام بازنگری کنم و از نو کنار هم بگذارم. آدم‌هائی مثل من (با سن و سال من و با سابقه‌ای مثل من) معمولا یادشان می‌رود که چه راهی را برای دانستن هرکدام از این قطعات تاریخ رفته‌اند. این است که توقع دارند یک جوان امروزی نه تنها همه‌چیزی را که ایشان در پنجاه سالگی می‌دانند بداند، بلکه غُرغُر هم می‌کنند که «بابا شماها اینترنت و ماهواره و کتاب و چه و چه دارید و هنوز نمی‌دانید که سید‌ضیاء چه بلائی بر سر سرلشگر قوامی آورد؟ وای به حال شما‌ها». غافل از اینکه هر نسل علائق و سلائقی و اولویت‌هائی متفاوت با دیگر نسل‌ها دارد.</p>
<p dir="rtl">در عین حال جوانان ما یک سری سوال‌هائی دارند که شاید یا نیازی به مطرح کردن‌شان نمی‌بینند (مثلا «تیمورتاش که بود؟») چرا که فکر می‌کنند به‌درد دنیا و آخرت کسی نمی‌خورد این را بداند و یا هراس از این دارند که با مطرح کردن سوال‌شان دیگران آنان را مورد تمسخر قرار دهند (مثلا «آیت الله خمینی انقلاب کرد یا آیت‌الله طالقانی؟»).</p>
<p dir="rtl">بیائید کاری بکنیم. هرکس که سوالی دارد در این وبلاگ مطرحش کند. من و دیگر دوستان به فراخور معلومات‌مان یا جوابی به ایشان خواهیم داد و یا مرجعی برای پاسخ خدمت سوال‌کننده محترم ارائه خواهیم کرد. در این محیط مجازی نیازی به دانستن اسم سوال کنند و پاسخ دهنده نیست. می‌توان با صد‌تا اسم مستعار سوالات مختلفی پرسید. هیچ‌کس هم حق «مسخره» کردن دیگری را تحت هیچ عنوان ندارد که به محض اینکه بفهمم کامنتش را سه سوت به زباله‌دان تاریخ خواهم انداخت. مسخره کردن کار خوبی نیست.</p>
<p dir="rtl">لطفا در پاسخ‌های‌تان تا حد امکان (و ترجیحا اصلا) از «صفات» استفاده نکنید. «جلاد»، «خونخوار»، «الهی»، «کثافت»، «وطن‌فروش» و امثال‌هم چیزهائی نیست که بخواهیم درباره‌شان صحبت کنیم. قرار است بررسی کنیم که چرا ماشین‌مان وسط راه خاموش شده. با لگد زدن به ماشین و فحش دادن به آن تا فردا صبح وسط جاده خواهیم بود.</p>
<p dir="rtl">چراغ اول را خودم با این سوال روشن می‌کنم که در ایران «<strong>فرق شاه، نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور چیست؟</strong>».</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
