<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>سوسیالیسم &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/سوسیالیسم/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "سوسیالیسم"</description>
	<pubDate>Wed, 08 Oct 2008 04:09:38 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[زندگی و افکار کارل مارکس]]></title>
<link>http://goriz.wordpress.com/?p=11</link>
<pubDate>Tue, 09 Sep 2008 12:00:38 +0000</pubDate>
<dc:creator>goriz</dc:creator>
<guid>http://goriz.fa.wordpress.com/2008/09/09/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b3/</guid>
<description><![CDATA[بوی گندم مال من
هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من
هر ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:center;" align="center"><span style="font-size:10pt;color:#4f6228;font-family:'Times New Roman','serif';">بوی گندم مال من<br />
هر چی که دارم مال تو<br />
یه وجب خاک مال من<br />
هر چی می کارم مال تو<br />
(شهیار قنبری)</span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:center;" align="center"><span style="font-size:10pt;color:#4f6228;font-family:'Times New Roman','serif';">از وقتی توده پاشد<br />
شهر مال توده ها شد<br />
از شادی سیر نمیشیم<br />
دیگه اسیر نمی شیم<br />
(احمد شاملو)</span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;">
<div></div>
<div><span style="font-size:small;"></span></div>
<p><span style="font-size:small;"><span style="font-size:10pt;color:#000000;font-family:'Times New Roman','serif';"></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><span style="color:#000000;font-family:'Times New Roman','serif';">مقاله ی حاضر، خلاصه ای است از زندگی فیلسوف تاریخ ساز کارل مارکس و فراز و نشیب هایی که بر آن ها تن فرسوده و علم اندوخته است. این مقاله ترجمه ی کامل مقاله کارل مارکس </span><span style="color:#000000;font-family:'Times New Roman','serif';">در دایره المعارف<span> </span></span><span style="color:#000000;font-family:'Times New Roman','serif';">Encarta 2006</span><span style="color:#000000;font-family:'Times New Roman','serif';"> می باشد که انجام داده ام. در پایان هر بخش(به جز دو مورد آخر) توضیحاتی اضافه کرده ام که برای روشن شدن هدف مقاله آورده شده اند. شاید لازم به ذکر نباشد که مارکسیسم جریان فکری غالب بسیاری از نقاط جهان در بازه زمانی اواخر قرن نوزده و اواخر قرن بیستم بوده است،و اینکه انقلاب 57 هم به طور عمده حاصل وجود جریان های قوی روشنفکری متاثر از کمونیسم بوده که در بیست،سی سال قبل از انقلاب در بین اکثریت جامعه ادبی و فکری و دانشگاهی ایران پرورانده شده و سنگ بنا و پایه های نظری انقلاب را فراهم کرده است. جریان چپ به نقد غرب،سیستم سرمایه داری و در نتیجه شاه برمی خیزد.از آنجا که جامعه روشنفکری خود را در حوزه عملی و نه نظری جامعه سنتی ایرانی<span> </span>تنها می بیند،ایده ی اتحاد حوزه و دانشگاه را می پرورانند. روحانیون و توده ای ها سوار یک کشتی می شوند (اگرچه مسیرشان برای رسیدن به هدف در جاهایی یکسان نیست و در کشتی هم به درگیری میان خودشان مشغول می شوند). هر گروه از گروه دیگر استفاده می کند تا به هدف واحدشان، یعنی برکناری شاه برسند. توده ای ها حمایت خود را از آیت الله خمینی اعلام می کنند و خمینی نیز وعده اجازه بقای حزب های کمونیستی را در حکومت آینده می دهد.اما رویای توده ای ها ،مبنی بر در اختیار گرفتن افسار حکومت آینده در اوضاع آشفته حین و بعد انقلاب با سرکوب بی رحمانه، منتقدین و مخالفین حکومت انقلابی توسط اسلامیون بنیادگرا، نقش بر آب می شود. بپردازیم به مقاله.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p></span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"> </p>
<p><span style="font-size:22pt;color:#4f6228;font-family:'Times New Roman','serif';">مقدمه </span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">کارل مارکس<span style="font-size:x-small;">(1818-1883)</span> ، فیلسوف سیاسی گرا و انقلابی، به همراه فردریک انگلس ، پایه گذار جامعه گرایی علمی (کمونیسم نوین) می باشد. او همینطور به عنوان یکی از تاثیرگذار ترین متفکران تمامی دوران ها شناخته می شود. مارکس در شهر تریر به دنیا آمد و در دانشگاه های بن،برلین و ژینا به تحصیل پرداخت. در سال <span style="font-size:x-small;">1842</span> ، اندکی پس از اینکه اولین مقاله اش را در روزنامه شهر کلن با نام "</span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Rheinische Zeitung</span></em><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">" به چاپ رساند ، در این انتشارات به عنوان ویراستار به کار مشغول شد. نوشته های مارکس در روزنامه "</span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Rheinische Zeitung</span></em><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">" که شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود را مورد نقد و نکوهش قرار داده بود ، او را در برابر دولتمردان و قدرتداران قرار داد.از این رو مارکس در سال <span style="font-size:x-small;">1843</span> مجبور به کناره گیری از مقام خود در روزنامه شد و اندکی پس از آن نیز، "</span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Rheinische Zeitung</span></em><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">" ناچار به توقف فعالیت مطبوعاتی خود شد. پس از این درگیری ها مارکس عازم پاریس شد.آنجا، بر پایه مطالعات بعدی خود در زمینه فلسفه، تاریخ و علم سیاست ، باورها و عقاید کمونیستی را پروراند و بارور ساخت. در سال <span style="font-size:x-small;">1844،</span> هنگامی که انگلس او را در پاریس ملاقات کرد، دریافتند که هر دویشان، به طور مستقل، به دیدگاه واحدی در باب ماهیت مسائل انقلابی رسیده اند. آن دو برای شفاف ساختن و توضیح نطام مند اصول نظریه<span> </span>کمونیسم و تشکیل یک جنیش کارگری بین المللی براساس اصول مدنظرشان ،شروع به همکاری کردند. </span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">**********************</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#17365d;">کارل مارکس </span></strong>: مارکس در یک خانواده یهودی متولد شد. خانواه او برای اینکه از آزار و عذاب آن روز جامعه آلمان در امان بمانند، دین خود را به مسیحیت تغییر دادند. مارکس قسمت عمده ای از عمر خود را در تبعید و سرگردانی و فقر گذراند. از جمله های معروف مارکس "دین، افیون توده هاست" می باشد.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#17365d;font-family:'Arial','sans-serif';">فردریک انگلس </span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">: در آلمان و در خانواده ای پروتستان و ثروتمند متولد شد. در سفری که به انگلیس به قصد ادامه تحصیل انجام می دهد، با مشاهده مرارت هایی که بر قشر کارگر و زحمتکش کشور صنعتی و پیشرفته بریتانیا می بیند و با مطالعاتی که در زمینه اقتصاد سیاسی انجام می دهد، به این نتیجه می رسد که جنس و سطح رویداد های سیاسی و تاریخی یک جامعه تنها به نوع و میزان گستردگی سیستم اقتصادی موجود آن جامعه بستگی دارد. او مالکیت خصوصی را به سان فحشا دانسته و معتقد است که این نوع از مالکیت جامعه را از بین می برد و از همین روزن است که به مارکس نزدیک شده و همراه هم پایه های مستحکم کمونیسم را بنا می کنند.</span></span></p>
<p style="text-align:right;" align="right"><span style="font-size:22pt;color:#4f6228;font-family:'Times New Roman','serif';">اعلامیه کمونیست </span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">در سال <span style="font-size:x-small;">1845،</span> مارکس به علت فعالیت های انقلابی اش، مجبور به ترک پاریس شد. مارکس در بروکسل (پایتخت بلژیک) اقامت گزید و کار بر روی سازماندهی و مدیریت شبکه ای از گروه های انقلابی را که ، "کمیته مکاتبات کمونیستی" نامیده می شد، را در چند شهر اروپایی آغاز کرد. در سال <span style="font-size:x-small;">1847</span> این کمیته ها ادغام شدند تا "اتحادیه کمونیست" (</span></span><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">the Communist League</span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">) را تشکیل دهند. مارکس و انگلس نیز عهده دار قاعده مند کردن عبارات اصول کمونیستی شدند. برنامه ای که از سوی آن ها ارائه شد، امروزه در تمامی دنیا با نام "مانیفیست کمونیست" </span></span><span style="font-size:9pt;font-family:'Arial','sans-serif';">(</span><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">THE COMMUNIST MANIFESTO</span><span style="font-size:9pt;font-family:'Arial','sans-serif';">)</span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;"> شناخته می شود. این مانیفست نخستین بیانیه منسجم و اسلوبمند در باب دکترین جامعه گرایی(سوسیالیسم) نوین است که توسط مارکس نگارش شد. مارکس قسمی از این اعلامیه را بر پایه ها و مبانی پیشنویسی که توسط انگلس آماده شده بود، نوشت. تدوین آرای مرکزی اصول مانیفست، که درک ماتریالیستی از تاریخ یا همان ماتریالسیم تاریخی (</span></span><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">historical materialism</span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">) را در بر می گرفت، تماما توسط مارکس انجام شد. این نظریه بعدا به طور صریح در کتاب "تجدید نظر در اقتصاد سیاسی" مارکس نطم یافت(<span style="font-size:x-small;">1859</span>). آرای این اعلامیه به طور کلی حول این نکته می باشند که در هر عصر و دوره ای از تاریخ، سیستم غالب اقتصادی- که توسط آن است که نیازهای زندگی شکل می گیرد، به تمام مناسبات اجتماعی، سیاسی و فکری آن دوره شکل می دهد. و اینکه تاریخ زیستی یک اجتماع ، تاریخ درگیری و نزاع میان دو طبقه مستمعره و استعمارگر است. بر پایه همین مقدمات است، که مارکس نتیجه مانیفست کمونیست را طرح می کند و آن این است که طبقه سرمایه دار باید سرنگون بشود و این جز با انقلاب طبقه کارگر در سطح جهان و جایگزینی جامعه "بدون طبقه" (</span></span><span style="font-size:small;"><span style="font-family:Calibri;"><span>Classless</span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">) ممکن نمی شود. مانیفست کمونیست بر تمامی ادبیات کمونیستی و افکار انقلابی پس از خود تاثیر کلی و به سزایی داشته است.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">**********************</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#17365d;font-family:'Arial','sans-serif';">طبقات اجتماعی</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> : در این اعلامیه ، برای تحلیل جوامع سرمایه داری، مارکس و انگلس این جوامع را به سه طبقه تقسیم می کنند.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#943634;font-family:'Arial','sans-serif';">-</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> <strong><span style="color:#943634;">بورژوازی (</span></strong></span><span style="font-family:Calibri;"><strong><span style="color:#943634;">Bourgeoisie</span></strong></span><strong><span style="color:#943634;font-family:'Arial','sans-serif';">)</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> :</span><span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">طبقه صاحب سرمایه است. این طبفه قدرت را به واسطه ثروت خود کسب می کند. تحصیلات عالی و با کیفیت برای این طبقه مرفه، به آسانی ممکن می باشد. بورژوازی به طور مستقیم یا غیر مستقیم به استثمار طبقه پرولتاریا<span> </span>می پردازد.<span> </span></span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#943634;font-family:'Arial','sans-serif';">- پرولتاریا (</span></strong><strong><span style="color:#943634;"><span style="font-family:Calibri;">P</span></span></strong></span><strong><span style="font-size:9pt;color:#943634;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">roletariat</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">): به طبقه کارگر و تولیدکننده گفته می شود. اگر چه تمام تولیدات و سودسرمایه توسط این طبقه است که به شکوفایی می رسد، اما پرولتاریا هیچ سهم عمده ای از آن ها نمی برد و این "ارزش افزوده" توسط بورژوازی قبض می شود. در نتیجه بر قدرت بورژواری روز به روز اضافه شده و از توانایی پرولتاریا کاسته می شود. پرولتاریا (در زبانی که من نمی دانم کدام زبان) به معنی کسی است که ثروتش، فرزندش می باشد.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#943634;font-family:'Arial','sans-serif';">- لمپن پرولتاریا (</span></strong><strong><span style="color:#943634;"><span style="font-family:Calibri;">Lumpen </span></span></strong></span><strong><span style="font-size:9pt;color:#943634;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Proletariat</span></strong><span style="font-size:small;"><span style="font-family:Calibri;"><strong><span style="color:#943634;"> </span></strong></span><strong><span style="color:#943634;font-family:'Arial','sans-serif';">)</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> :این طبقه نه در مانیفست که در کتاب دیگری که مشترکا توسط مارکس و انگلس چاپ شد، معرفی شد. این طبقه نه بورژوازی و نه پرولتاریا است، اما از آنجا که روزگار خود را به واسطه گدایی از بورژوازی می گذراند و تولید کننده نیست، طبقه ای دون و غیرانقلابی است.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#17365d;font-family:'Arial','sans-serif';">مانیفست کمونیست</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> : این اعلامیه اصول و اهداف اتحادیه کمونیست را بیان می کند. مانیفست کمونیست از چهار بخش تشکیل شده است. قبل از شروع بخش اول جمله جنجالی "شبحی در حال فتح اروپاست....شبح کمونیسم " آورده شده است. در بخش اول، مارکس عقاید خود را پیرامون تاریخ و نزاع همیشگی دو طبقه بورژوازی و پرولتاریا بیان می کند و از بین رفتن طبقه استثمارگر را پیشگویی می کند. در بخش دوم مارکس کمونیسم را پناهگاه و پشتوانه نطری و عملی طبقه پرولتاریا می داند. او اعلام می کند که بعد از انقلاب کارگری، اقتصاد باید در دست دولت قرارگیرد، مالکیت شخصی از بین برود و از آنجا که همه چیز عمومی می شود، پس اختلاف طبقاتی از بین می رود. بخش سوم از سایر نگاه های سوسیالسیتی موجود انتقاد می کند و در بخش چهارم هم بعد از مقایسه کمونیست با سایر حزب های رقیب ، با جمله ی "کارگران جهان متحد شوید" به پایان می رسد.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:22pt;color:#4f6228;font-family:'Times New Roman','serif';">تبعید سیاسی</span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">در سال <span style="font-size:x-small;">1848</span> انقلاب هایی در آلمان و فرانسه رخ داد و دولت بلژیک از هراس اینکه مبادا امواج انقلابی، بلژیک را هم غرق کنند، مارکس را از کشور اخراج کرد. او نخست به فرانسه رفت و از آنجا عازم راینلند شد. در کلن مجله کمونیستی "</span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';"> </span></em><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Neue Rheinische Zeitung</span></em><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">" را تاسیس و آماده چاپ کرد و نیز درگیر فعالیت های سازمانی و تشکیلاتی شد. در سال <span style="font-size:x-small;">1849</span> مارکس دستگیر شد و به جرم تحریک به منظور قیامی مسلحانه در کلن محاکمه شد. با اینکه او از تمامی جرایم تبرئه شد ، اما از آلمان اخراج شده و مجله "</span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';"> </span></em><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Neue Rheinische Zeitung</span></em><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">" نیز توقیف شد. بعدا در همان سال، از فرانسه هم اخراج شد و باقی عمرش را در لندن ماند.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">در انگلیس مارکس خودش را وقف مطالعه و نوشتن و کوشش در راستای تشکیل یک جنبش کمونیستی بین المللی کرد. در این دوره، او تعدادی کتاب نگارش کرد که به عنوان بهترین های نظریه کمونیست شناخته می شوند. از جمله این کتاب ها ، مهمترین اثرش با عنوان "سرمایه" (</span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Das Kapital</span></em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';"> </span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">) می باشد.</span></span><span><span style="font-size:small;font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">جلد اول این کتاب توسط مارکس در سال <span style="font-size:x-small;">1867</span> ارائه شد و جلدهای دوم و سوم کتاب پس از مرگ او ، با ویرایش و تصحیح انگلس به ترتیب در سال های <span style="font-size:x-small;">1885</span> و <span style="font-size:x-small;">1894 </span>چاپ می شوند.</span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">این کتاب با نگاهی اصولی و تاریخی به تحلیل اقتصاد یک جامعه سرمایه داری می پردازد.</span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">در این کتاب او این باور را مطرح می کند و می گسترد که طبقه سرمایه دار و صاحب ثروت، با قبض کردن ارزش افزوده</span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">(</span><span style="font-family:Calibri;"><span>Surplus Value</span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">) ای که توسط طبقه کارگر تولید می شود، به استثمار این طبقه می پردازد.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">کار بعدی مارکس در سال <span style="font-size:x-small;">1871</span> با نام "جنگ داخلی در فرانسه" به تحلیل تجربه و چرایی عمر کوتاه حکومت انقلابی که در مدت جنگ "</span></span><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';"> </span><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Franco-Prussian </span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">" در پاریس تاسیس شده بود، می پردازد. در این اثر مارکس با تفسیر آرایش تشکیلاتی و چگونگی زیست جامعه</span></span><span><span style="font-size:small;font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">،از آن به عنوان سندی تاریخی دال بر درستی نظریه کمونیسیم بهره می گیرد، که در نتیجه آن ، برای کارگران امری ضروری است که با قیامی مسلحانه، قدرت سیاسی را در اختیار بگیرند و پس از آن دولت سرمایه داری را از بین ببرند. مارکس در رابطه با کمونیست اینطور می گفت "آخرین ساختار سیاسی یافت شده که تحت آن آزادی های اقتصادی قشر کارگر تحقق می یابد". این نظریه به طور صریح در اثر "نقدی بر پروژه گُتا" ارائه شد : "مابین سیستم سرمایه داری و کمونیستی جامعه ، دوره ای وجود دارد که در آن یک دگرگونی انقلابی از یکی (سرمایه داری) به دیگری (کمونیستی) صورت می گیرد. به این تناوب، دوره گذار سیاسی گفته می شود، که نتیجه آن، چیزی جز انقلاب برای فرماندهی طبقه کارگر نمی باشد". مارکس در مدت سکونتش در انگلیس ، مقالاتی را پیرامون وقایع سیاسی و اجتماعی معاصرش در روزنامه های اروپایی و آمریکایی ارائه کرد. او در طی سال های <span style="font-size:x-small;">1852</span> تا <span style="font-size:x-small;">1861</span> ، به عنوان ژورنالیست برای روزنامه "</span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">New York Daily Tribune</span></em><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;"> <span>" کار می کرد. از سال <span style="font-size:x-small;">1857</span> تا <span style="font-size:x-small;">1858</span> هم تعدادی مقاله در دایره المعارف "</span></span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">New American Cyclopedia</span></em><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;"> <span>" به چاپ رساند.</span></span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">**********************</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#17365d;font-family:'Arial','sans-serif';">راینلند</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> : ناحیه ای از آلمان غربی ، که تمامی این کشور را در غرب رود راین شامل می شود.این ناحیه توسط حکومت سلطنتی پروس (</span></span><span style="font-size:10pt;font-family:'Tahoma','sans-serif';">Prussia</span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">) اداره می شد و در همسایگی امپراتوری فرانسه قرار دارد.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#17365d;font-family:'Arial','sans-serif';">کتاب سرمایه</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> : </span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">کتاب </span><span style="font-family:Calibri;"><span>Das Kapital </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">و یا </span><span style="font-family:Calibri;"><span>Capital </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">و یا سرمایه توسط مارکس و به کمک انگلس نگارش شد. در این کتاب مارکس به نقد اقتصاد رقابتی بازار می پردازد. او بر پایه این نظریه که قیمت هر کالا با تعداد کارگران و هزینه ها و دستمزد های کارگران تولیدکننده آن کالا نسبت مستقیم دارد، بیان می کند که در اقتصاد رقابتی کارفرما می کوشد، تا دستمزد کمتری به کارگر (تولیدکننده سود) بپردازد و در نهایت با پیشرفت تکنولوژی کارگر را با ماشین جایگزین می کند تا هزینه های خود را به حداقل رسانده و ثروت و قدرت بیشتری بدست بیاورد. پس کارگران باید قیام کرده و انتقام بگیرند و ابزار تولید و سرمایه در اختیار عموم قرار می گیرد و جامعه ای بدون طبقه شکل گیرد.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><strong><span style="color:#17365d;font-family:'Arial','sans-serif';">فرماندهی طبقه کارگر</span></strong><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> : این عبارت در واقع همه جا با عنوان "دیکتاتوری پرولتاریا" (یا </span><span style="font-family:Calibri;"><span>Dictatorship of Proletarait</span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">)</span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">آورده می شود که من اما آن را </span><span><span style="font-family:Calibri;">“</span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">فرماندهی طبقه کارگر</span><span><span style="font-family:Calibri;">”</span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"> ترجمه کردم. این رهبری (یا دیکتاتوری) راهکاری است که توسط مارکس و انگلس در مورد دوره گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم ارائه شد. وظیفه این فرماندهی و طبقه کارگر پس از انقلاب قبض کردن املاک و اموال بورژوازی و عمومی کردن آن هاست. ماموریت دیگر این فرمادهی سرکوب هرگونه تلاشی است که انقلاب پرولتاریا را می تواند با صدمه<span> </span>ای روبه رو کند و در نهایت جامعه را به شرایطی رهنمون می سازد که آرمان کمونیسم است و در زیر سایه آن ابزار تولید در اختیار عموم قرار گرفته و مالکیت سرمایه از بین می رود. </span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:22pt;color:#4f6228;font-family:'Times New Roman','serif';">اواخر عمر</span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">با منحل شدن "اتحادیه کمونیست" در سال <span style="font-size:x-small;">1852،</span> مارکس در راستای ادامه فعالیت هایش مکاتباتی را، به منظور تشکیل یک سازمان انقلابی دیگر، با صدها تن از انقلابیون انجام داد. کوشش های مارکس و یارانش در سال <span style="font-size:x-small;">1864،</span> با تاسیس</span><span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">"بین الملل اول"</span><span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">(</span><span style="font-family:Calibri;"><span>First International</span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">) در لندن به اوج خود رسید. مارکس برای افتتاحیه سازمان سخنرانی مهمی انجام داد ، و اساسنامه کاری آن را تدوین کرد و به دنبال آن</span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">مدیریت فعالیت های کلی هیئت تصمیم گیری و حاکمه سازمان را انجام می داد. بعد از سرکوبی سازمان اداری و اجرایی انگلیس که اعضای بین الملل اول در آن شرکت داشتند، سازمان رو به زوال نهاد و مارکس توصیه کرد تا ستاد مرکزی به ایالات متحده متنقل شود. </span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">مارکس تمام هشت سال آخر عمرش را درگیر بیماری های طاقب فرسایی بود که او را از سیاست ورزی و نگارش های مربوط به اوضاع کارگری دور کرد. دستنوشته ها و یادداشت هایی که بعد از مرگش یافت شد، مشخص کرد که او قصد ارائه جلد چهارم "</span></span><em><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'Times New Roman','serif';">سرمایه</span></em><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">" را هم داشته است. کتابی که شامل تاریخ دکترین های اقتصادی بود. این قسمت ها توسط جامعه شناس آلمانی<span> </span>"</span></span><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';"> </span><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Karl Johann Kautsky</span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">" ویرایش شد و تحت عنوان "تئوری هایی بر ارزش افزوده" به چاپ رسید. کارهای دیگری که مارکس طرحشان را داشت اما عملی نشدند، شامل مطالعات ریاضی- مطالعاتی که دربردارنده کاربردهای ریاضی در حل مسائل اقتصادی بودند، و کتاب دیگر دربردارنده مطالعاتی پیرامون جنبه های تاریخی پیشرفت های متعدد تکنولوژی می باشد.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:22pt;color:#4f6228;font-family:'Times New Roman','serif';">تاثیرگذاری</span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">نفوذ و تاثیرگذاری مارکس در طول حیاتش چندان چشم گیر نبود. اما پس از مرگ، نفوذش با گسترده شدن جنبش های کارگری افزایش یافت. باورها و نطریات مارکس تحت عنوان مارکسیسم یا جامعه گرایی علمی (</span><span><span style="font-family:Calibri;">Scientific </span></span></span><span style="font-size:9pt;color:#000000;font-family:'MS Reference Sans Serif','sans-serif';">Socialism</span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';"><span style="font-size:small;">) شناخته می شود، که امروزه یکی از جریانات اصلی افکار سیاسی معاصر را تشکیل می دهد. تحلیل و واکاوی های او در باب اقتصاد سرمایه داری و نظریاتش بر ماتریالیسم تاریخی،</span></span><span><span style="font-size:small;font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">نزاع طبقاتی و</span><span><span style="font-family:Calibri;"> </span></span><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">ارزش افزوده، پایه های اصلی دکترین جامعه شناسی مدرن را تشکیل می دهند. از اهمیت عقاید او نسبت به فعالیت های انقلابی، نطریات او در باب ماهیت دولت سرمایه داری است و اینکه جاده رسیدن به قدرت همانا دیکتاتوری طبقه کارگر است. اگر چه پس از مرگ آموزه های او توسط غالب جامعه شناسان طرد شد و به فراموشی سپرده شد اما در قرن بیستم توسط ولادیمرایلیچ لنین تجدید حیات شدند. در واقع لنین این آموزه ها را گسترش داد و به طور عملی به کار بست. این عقاید هسته اصلی تئوری و رویه بلشویسم و بین الملل سوم را تشکیل دادند. عقاید مارکس، با تفسیری که لنین از آن ها ارائه داد، به طور پیوسته در طول قرن بیستم اثرگذار بودند. در غالب نقاط جهان، همچون قاره آفریقا و آمریکای جنوبی، ملت هایی پدید آمدند که توسط رهبرانی شکل گرقته بودند که ادعای نمایندگی طبقه کارگر را می کردند.</span></span></p>
<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:justify;"><span style="font-size:small;"><span style="font-family:'Arial','sans-serif';">احسان</span></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[درباره رویزیونیسم - رفیق ابراهیم - حزب رنجبران ایران]]></title>
<link>http://teleranjbaran.wordpress.com/?p=29</link>
<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 18:58:02 +0000</pubDate>
<dc:creator>ranjbarantv</dc:creator>
<guid>http://teleranjbaran.fa.wordpress.com/2008/07/06/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%81%db%8c%d9%82-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d8%b1/</guid>
<description><![CDATA[
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignnone" src="http://video.google.de/videoplay?docid=8199084146621363316" alt="" />[googlevideo=http://video.google.de/videoplay?docid=4732038724381150750]</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
