هر مارکسیستی از طعم کوکاکولا لذت میبره. در جمهوری اسلامی هم روابط بی‌بند و بار جنسی خارج از چهارچوب خانواده و در میان خودیهای نظام طرفدار داره. حتی یک آخوند هم از داشتن معشوقه‌های فراوان و خارج از هرنوع قید و حتی بصورت ساعتی لذت میبره. چرا که نه؟ در جمهوری اسلامی هم مانند سایر جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی اقلیتی ایدئولوژی خاصی رو بر اکثریت مردم تحمیل کرده‌اند. در این مورد ملقمه‌ای از مذهب شیعه اثنی‌عشری، حکومت خلافتی، اقتصاد مارکسیستی و ایده‌های کمونیستی مبارزه با تمدن فردگرای غرب تحت عنوان اسلام ناب محمدی به ملتی قالب شده است. اما خودیهای نظام، اقلیتی که تحمیل کننده این ایدئولوژی بر مردم بوده و خود در ناز و نعمت و آزادی و بدور از هرگونه تحمیل زندگی میکنند از نیازهای انسانی بدور نبوده و سکس و لذت هم‌آغوشی هم یکی از نیازهای آنانست. دسترسی خودیها به لذت جنسی رو بر اساس مکانی که در آن شهوت اتفاق میافتد و شخص شهوت‌ران تقسیم بندی میکنم:
شهوت داخلی
در داخل کشور برای خودیهای نظام محدودیتهایی وجود دارد که عمدتا ناشی از نظام تبلیغاتی جمهوری اسلامیست. جمهوری اسلامی با همه بی‌عدالتیها، قتلها، شکنجه‌ها و تجاوزات جنسی که تا کنون مرتکب شده اصرار دارد که همچنان در نظر مردم و بیگانگان ظاهری اسلامی داشته باشد. پس برای آن دسته از خودیهای نظام که مستقیما به عنوان نماد مذهب معرفی میشوند مثل آخوندها و مداحان که از اینجا به بعد از آنها تحت عنوان خودیهای سمبلیک یاد میکنم بیشترین محدودیت وجود دارد. ولی هر کاری چاره‌ای دارد. در قم و مشهد و تهران روسپی‌خانه‌هاییست تحت عنوان خانه عفاف که در آن خودیهای سمبولیک میتوانند زنهای روسپی را برای خود عقد موقت کنند. با عقد موقت سابقه این رابطه جنسی در شناسنامه فرد نوشته نشده و بنابراین نوعی از حریم خصوصی وجود خواهد داشت. مشکل این رابطه عده به ضم عین هست. یعنی مدت زمانی که باید از پایان صیغه محرمیت گذشته تا مشخص شود که زن حامله نیست یا اگر حامله هست بچه متعلق به کیست. البته که امروزه و با امکانات فعلی با یک آزمایش خون میتوان به پدر واقعی یک بچه پی برد ولی آنچه که با عنوان اسلام ناب محمدی از آن یاد میشود به این راحتی با تکنولوژی روز وفق پیدا نمیکند. بنابراین برای توجیح سکس مداوم یک زن روسپی در این روسپی‌خانه‌ها با مردهای متعدد در یک روز و بدون گذراندن دوره موسوم به عده میگویند مردها در این مکان دخول کامل نمیکنند بلکه ملاعبه (بازی با اندامهای جنسی بدن زن بدون دخول آلت و درنتیجه بدون احتمال بارداری) انجام میدهند!
اوضاع برای خودیهای غیر سمبلیک (آقازاده‌ها، فرزندان آخوندها و کلا کسانی که از حمایت نظام برخوردارند ولی جنبه سمبلیک برای تبلیغ ایدئولوژی نظام را نداشته و خلاصه نخودی محسوب میشوند) راحتتر است. آنها در شهرکهای مسکونی محصور زندگی میکنند که در ورودی آنها نگهبانی حضور داشته و تردد افراد را کنترل میکند. مهمانان فقط با هماهنگی و تایید ساکنین شهرک اجازه ورود به محوطه را دارند. سکونت در این شهرکها مختص خودیهای نظام هست که معمولا از طریق سازمانی که خودی سمبولیک (معمولا پدر خانوار) در آن مشغول به کار است طبقه بندی میشوند. مثلا شهرکی برای فرماندهان سپاه. شهرکی برای قضات. شهرکی برای آخوندهای یک حوضه علمیه و غیره. در این شهرکها بسته به توافق ساکنین گاها حجاب زنان اجباری نیست. چیزی که در تمام ایران برای زنان عادی و رعیت اجباریست در اینگونه شهرکها گاها و بر اساس رای اکثریت ساکنین شهرک اختیاری شده و زنان سربرهنه ظاهر میشوند. اگر شهرک دارای استخر باشد، استخر هم مختلط بوده و زنان و دختران با بیکینی در کنار مردها حضور پیدا میکنند.
بغیر از شهرکهای مسکونی خاص و کنترل شده اجاره استخرها یا باغهای دارای استخر بطور دربست و مختلط هم از کارهایی هست که در ایران رواج داشته و حتی مختص خودیهای نظام نیست. اما در مورد غیر خودیهایی که با خرج کردن پس‌اندازهایشان قصد خرید آزادی موقتی جنسی در داخل مرزهای ایران را داشته باشند اوضاع همیشه خوب پیش نمیرود. امیرفرشاد ابراهیمی در وبلاگ گفتنیها به افشای اقدامات محمدرضا نقدی در این باره میپردازد: «در سال ۱۳۷۹ با هدف مبارزه با مفاسد اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر تصمیم می گیرد گروهی را بطور خودسرانه تشکیل دهد و اقدام به برخورد با جوانان و تجمعات آنان مثل پارتی های شبانه بزند…در نهایت کار از بر هم زدن و برخورد با پارتی های شبانه، تذکر به زنان و دختران بد حجاب و جمع آوری نوار های ترانه از خودرو های مردم به سرقت های مسلحانه و تجاوز به نوامیس مردم کشیده شد». اما در نهایت این بی‌نظمی و عصیان‌گری گاه دامن خودیهای نظام را هم ممکن است بگیرد: «باند کبیر به سرکردگی سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی در ادامه سرقت های زنجیره ای خود، منزل یکی از تجار بین المللی طلا در غرب تهران را – که از مدتها قبل زیر نظر داشت – در فرصتی مناسب مورد سرقت قرار داد…قای « ر- ک » چهره دو نفر از سارقان را به خوبی شناسایی می کنند…با توجه به حساسیت موضوع و اطلاع ریاست جمهوری و مجلس و متنفذ بودن مال باخته ( ر- ک ) ماست مالی و فیصله دادن به ماجرا غیر ممکن می شود…وزارت اطلاعات پس از آن دادگستری استان تهران و دفتر رهبری را در جریان می گذارد و در باره بازداشت نقدی کسب تکلیف می کند که بالاخره موفق به بازداشت محمد رضا نقدی در ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۱ شده» – همان منبع.پس میبینیم که تشکیل پارتیهای بزن و برقص خانگی برای افراد متنفذ نظام هم چندان خالی از دردسر نیست. البته نقدی به عنوان یک خودی دیگر نظام مدت زیادی در زندان نمیماند: «در کمال تعجب در اردیبهشت سال ۱۳۸۲ به هنگام برگزاری جشنواره مطبوعات محمد رضا نقدی در یکی از جلسات غرفه روزنامه کیهان حضور پیدا می کند و به سؤالات حاضران پاسخ داده و سخنرانی می کند . وی در جواب سؤال یکی از حضار در جلسه که از وی راجع به شایعه بازداشت ایشان و باند کبیر سؤال می کند ، پاسخ میدهد : اینها ساخته رسانه های دشمن است و فعلا که بنده را ایجا میبینید !؟ کاملا آشکار و واضح بود که سفارش و هواداری بیت رهبری از محمد رضا نقدی سپر دفاعی و حاشیه امنی برای وی فراهم آورد بود ، با ریاست جمهوری احمدی نژاد وی مجددا از سوی دفتر رهبری به دولت پیشنهاد شده تا در راستای مبارزه با فساد از حضورش استفاده گردد» – همان منبع.
در نهایت مهاجرت خودیهای سمبولیک و غیر سمبولیک نظام به غرب، عمدتا انگلیس یا کانادا چاره کار میشود. این اشخاص میتوانند ضمن چپاول مردم ایران در داخل کشور با ویزاهای سرمایه‌گذاری از آزادی کامل در غرب لذت ببرند. از عسگراولادی و مهدی هاشمی در انگلیس گرفته تا خاوری رئيس متواری بانک ملی در کانادا.
هروقت یک طرفدار نظام را میبینم که در شبکه‌های اجتماعی کامنت گذاشته و از آزادی جوانان در ایران خبر میدهد و میگوید زندگی در ایران بسیار لذت بخش و آزاد بوده و جوانان هیچ نوع مشکلی برای پوشش ندارند اصلا در صداقتش شک نمیکنم. این افراد در تمام عمرشان زندگی مردم عادی ایران را تجربه نکرده‌اند.