<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>قال-قول &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/قال-قول/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "قال-قول"</description>
	<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 12:33:22 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[مخم رسما پكيد!]]></title>
<link>http://monire.wordpress.com/?p=508</link>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 22:57:52 +0000</pubDate>
<dc:creator>منیره</dc:creator>
<guid>http://monire.fa.wordpress.com/2008/06/19/140/</guid>
<description><![CDATA[1. بعداز ظهری خبرگذاری تویيتر اعلام کرد :
باخبر شدیم یکی ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><strong>1.</strong> بعداز ظهری <a href="http://ttffnews.com/id/228/" target="_blank">خبرگذاری تویيتر</a> اعلام کرد :</p>
<blockquote><p>باخبر شدیم یکی از اعضای دوست‌داشتنی و فعال فرندفید به نام <a href="http://friendfeed.com/amirbeitollahi">امیر بیت‌الهی</a> در بستر بیماری و تحت نظر متخصص است و به احتمال زیاد باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد.<br />
خبرگزاری فرندفید و توییتر آرزوی شفای عاجل ایشان را از درگاه خداوند منان خواستار است.</p></blockquote>
<p>اين چند روز توييت هاي امير رو ميتونين از <a href="http://1amir.viwio.com/" target="_blank">اكانت ويويو</a> بخونين.</p>
<p><strong>2. </strong>نميدونم از سايت <a href="http://www.axprint.com/" target="_blank">عكس پرينت</a> استفاده كردين يا نه؟؟! خوب من امتحان كردم! 8 تا از عكس هاي با يه جبري آپلود كردم و بقيه مراحل رو جلو رفتم. براي عكس مجاني حتما بايد ابعاد عكس رو 10*15 مات انتخاب كني (نميتوني 13*18 و يا براق انتخاب كني) و در آخر هم بهت ميگه كه هزينه پستت ميشه 1500 و با يكي از كارت هاي بانك شتاب بايد پرداخت كني! كه من نتونستم با ملي كارت يا تجارت كارتم پرداخت كنم و بعد بي خيالش شدم!</p>
<p><strong>3.</strong> دو روزه هر بار ميام و ميبينم آمار بلاگم 3-4 برابر روزاي عاديشه حالم گرفته ميشه! يعني حس پست نويسيم ميپره!! نميدونم براي چي ولي هر چيز غير عادي روزمره منو به هم ميريزه! به غير از 12 تا پستي كه توي draft هست يه پست ميخواستم راجع به منطق رياضي بنويسم. يه پست در مورد روش ماكاروني پختن! يه پست راجع به موسيقي هاي يزدي! پستي راجع به .... اوه! كلي پست توي ذهنمه!</p>
<p><strong>4.</strong> خودمو كشتم اين +1000 گوگل ريدرم بشه 999 ولي انگار نه انگار!! بيشترين ركورد شير مال <a href="http://www.google.com/reader/shared/11676842281458608921" target="_blank">مريم اردكاني</a> بود اونم 253 لينك! دوستي در <a href="http://erghezi.wordpress.com/2008/04/26/%da%af%d8%a7%da%af%d9%88%d9%84-%d8%b1%db%8c%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%b1%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%af%d9%88%da%af%d9%84-%d8%b1%db%8c%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%86" target="_blank">اينجا</a> پيشنهادي سازنده داد كه چه طوري از لينك هاي تكراري جلوگيري كنيم و اينا! من كه مخم پوكيده! شما برين ببينين، اگه خوب بود خبرم كنين پيادش كنم؟؟؟؟</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://monire.wordpress.com/files/2008/06/mokh.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-509 aligncenter" src="http://monire.wordpress.com/files/2008/06/mokh.jpg?w=300" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بعد از 5-6 روز]]></title>
<link>http://monire.wordpress.com/?p=345</link>
<pubDate>Sat, 10 May 2008 17:50:41 +0000</pubDate>
<dc:creator>منیره</dc:creator>
<guid>http://monire.fa.wordpress.com/2008/05/10/93/</guid>
<description><![CDATA[0. بعد از 5-6 روز بالاخره تونستم يه نت درست حسابي پيدا كنم!]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>0. بعد از 5-6 روز بالاخره تونستم يه نت درست حسابي پيدا كنم! اينترنت خونم افتاده بود پايين، احتمال از دست رفتنم خيلي بود! خدا رو شكر، خير گذشت! و ممنون از لطف تك تك دوستان كه يادم كردين و هي احوالم پرسيدين كه ببينين مرده ام يا زنده! (الان اين فعل معكوس بود) نمونش هم اون فردي كه در اومد و گله كرد چرا 4 روزه احوال خودش و بولاگش رو نپرسيدم، بدون اينكه در نظر بگيره من خبر داده بودم ميرم خونه و توي خونه اينترنت ندارم! و اين او بوده كه بايد يادم ميكرده نه من!!!</p>
<p>1. از بين 650 تا لينك جديد نخونده .... خوب چيز خاصي نيست قابل ذكر مگر اينكه اين <a href="http://1fathi.wordpress.com/" target="_blank">فتحي خان</a> خسته نميشه از مطلب نوشتن!! (ركورد بيشترين مطلب واسه 1 فتحي است) تازه فرض كن توي گوگل ريدر هم با دو آدرس مختلف لينك شده باشه!! اون وقته كه مارك آل ريد دواي دردشه! (اينم رو كم كني اون) و دومسن ركورد دار هم <a href="http://newstarry.blogfa.com/" target="_blank">گل پسر</a> تشريف دارن (كه البته از دستش عصبانيم، چون قرار بود بشينه درسشو بخونه) و خبر ديگه اينكه تعداد فرند هاي گوگل ريدرم ديگه دستم در رفته! چه كنم با اينهمه فرند و البته فالور <a href="http://twitter.com/" target="_blank">توييتر</a>؟! راستي ركورد بيشترين شير كننده رو هم ميدم به آقاي لوكاديوم!!</p>
<p>و 2. دو چي؟! يادم نمياد چي ميخواستم بگم! هان! شبي اولين باري بود كه شماره تلفنم رو به صورت خيلي راحتي به يه دوست نتي دادم! خدا رو شكر تهش آدم خوبي در اومد (به نظر من سمپادي يزدي اونم از نوع فارغ التحصيل دانشگاه صنعتي اصفهان خيلي آدم خوبيه :D)</p>
<p>3. آها! قرار توييتري!! يادتونه كه! (<a href="http://monire.wordpress.com/2008/05/01/89/" target="_blank">اينجا</a>) قرار بود پنجشنبه ساعت 11 صبح باشه! خوب شد نرفتم، آخه قرار رو عوض كردن انداختن جمعه 10 صبح! اصلا اين يكي كه خودش ماجراييه. بذارين وقتي از بچه ها خبر گرفتم مطلب مربوط بهش رو مينويسم.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[به به!]]></title>
<link>http://monire.wordpress.com/?p=176</link>
<pubDate>Sat, 29 Mar 2008 10:26:00 +0000</pubDate>
<dc:creator>منیره</dc:creator>
<guid>http://monire.fa.wordpress.com/2008/03/29/49/</guid>
<description><![CDATA[1. از مسافرت برگشتي، هر كي كه بهت PM ميده اولش ميگه «به به!]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>1. از مسافرت برگشتي، هر كي كه بهت PM ميده اولش ميگه «به به! به به!» احساس ميكني چون 3-4 روز نبودي اين همه آدم دلشون واست تنگ شده. كلي مشعوف ميشي. تلويزيون روشنه و صداي مهران مديري مياد كه داره ميگه «به به! به به!!» تازه دو رياليت ميوفته كه اين لغت جديديه كه باز مهران مديري با فيلماش بين مردم جا انداخته! جواب PM مورد نظر رو ميدي «اه اه! اه اه! حالم هم خورد با اين فرهنگ لغت جديد كه كلماتش رو مهران مديري وارد بازار ميكنه» </p>
<p>2. به زودي عكس هاي مسافرتمون رو آپلود خواهم كرد. يه مطلب هم در زمينه استجابت <a target="_blank" href="http://www.neverland.ir/?p=86">دعوت آقا محسن </a>هست كه من رو به بازي مشاعره دعوت كردند دارم. و احتمالا يه مطلب هم در زمينه عكاسي و دعوت از چند تا دوست ديگه و بيان اينكه <a target="_blank" href="http://monire.wordpress.com/2008/03/24/47/">محبوبترين عكسهايي كه گرفتن كدومه؟!</a> ميخوام حس فضوليم بخوابه (اخه افرادي كه قبلا خواستم فضولي كنم هر كدوم يه مشكلي داشتن و نتونستن جوابمو بدن) فعلا هم درگير <a target="_blank" href="http://www.sampad.info/sampadnews.php?id=167">جشن 11 فروردين </a>هستم (درگيري فكري هم يه نوع درگيريه)</p>
<p><strong><font color="#808000">پ.ن.</font></strong> با كمي سعي و تلاش تمام feed ها رو خوندم! (چشمام نذاشت زيادي گنده ها رو بخونم)</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[۳ دوست نتی]]></title>
<link>http://monire.wordpress.com/2008/03/01/friend/</link>
<pubDate>Sat, 01 Mar 2008 11:58:14 +0000</pubDate>
<dc:creator>منیره</dc:creator>
<guid>http://monire.fa.wordpress.com/2008/03/01/2/</guid>
<description><![CDATA[آدم توی نت چه دوست هایی که پیدا نمیکنه!

اگه سمیه (خانم ج]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">آدم توی نت چه دوست هایی که پیدا نمیکنه!</p>
<div style="text-align:justify;"></div>
<p style="text-align:justify;"><!--more-->اگه سمیه (خانم جدیدی) نگفته بود آقایی ۲ تا CD اورده اند دفتر هیچ وقت باورم نمیشد <a target="_blank" href="http://1fazanavard.wordpress.com/" title="فضانورد"><b>آقای فضانورد</b></a> یزدی باشند و راه دسترسی بهم رو به این خوبی بشناسند. بعد از ۱-۲ ماه تازه برام ساول شده که اولین بار چی شد به وبلاگم سر زدند؟ (راستی سمیه گفت بچه ها با هم دارند میرند قشم. امیدوارم به همگی خوش بگذره)</p>
<div style="text-align:justify;"></div>
<p style="text-align:justify;">به لطف <a target="_blank" href="http://solale.wordpress.com/" title="سلاله خانم">سلاله خانم</a> و <a target="_blank" href="http://ezaban.com/" title="ezaban">سایت ایزبان</a> .... (دارم از ترس میمیرم!! آخه این چه کاری بود که کردم؟؟؟ من که این همه از کلاس زبان و زبان انگلیسی وحشت دارم چرا) قرار شد چهارشنبه ساعت ۷ مهمان کلاس آنلاین <b>خانم ترحمی</b> باشم. به غیر از ترس خود کلاس٬ نمیدونم با سر و صدای بچه های اینجا چه کنم؟! چه طوری ۱.۵ ساعت متوالی پشت کامپیوتر بشینم و بچه ها صدام نزنن!! باور کنین قلبم داره میاد تو دهنم. درست مثل همون وقت که آزمون تعیین سطح زبان رو دادم.</p>
<div style="text-align:justify;"></div>
<p style="text-align:justify;">اون<b><a target="_blank" href="http://saatha.blogfa.com/post-253.aspx" title="اولین سوالات ریاضی دوست جدیدم"> دوست جدید و فینگیلی من</a></b> (یکی از دانش آموزان سال اول دبیرستان علامه حلی تهران٬ همون که <a target="_blank" href="http://saatha.blogfa.com/post-408.aspx" title="به طور مثال در ایجا">گاها من رو با سوالات ریاضی اش گیج میکنه</a>) جدیدا یه کارایی میکنه که .... یه مقایسه ای انجام دادم بین او (نماینده سمپادی های تهران) و <a target="_blank" href="http://god-of-sampad.blogfa.com/" title="خدای سمپاد">بچه های خدای سمپاد</a> (نماینده بچه های سمپاد یزد) فعلا حس آپیدن نیست. به زودی!!</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
