<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>مجوز &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/مجوز/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "مجوز"</description>
	<pubDate>Mon, 06 Oct 2008 14:08:30 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[رويداد]]></title>
<link>http://plasticmag.wordpress.com/?p=45</link>
<pubDate>Mon, 08 Sep 2008 07:54:04 +0000</pubDate>
<dc:creator>plasticmag</dc:creator>
<guid>http://plasticmag.fa.wordpress.com/2008/09/08/%d8%b1%d9%88%d9%8a%d8%af%d8%a7%d8%af-3/</guid>
<description><![CDATA[ 
گزارش تفاهم نامه خانه صنعت با وزارت صنايع
صدور مجوز وا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><!--[if gte mso 9]&#62; Normal   0         false   false   false                             MicrosoftInternetExplorer4 &#60;![endif]--><!--[if gte mso 9]&#62; &#60;![endif]--><!--  --><!--[if gte mso 10]&#62; &#60;!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} --> <!--[endif]--></p>
<p dir="rtl" align="center">گزارش تفاهم نامه خانه صنعت با وزارت صنايع</p>
<h2 style="text-align:center;">صدور مجوز واحدهاي صنعتي به انجمن‌ها واگذار شد</h2>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">خانه صنعت و معدن ايران طي جلسه اي مسئولين انجمن هاي صنعتي را با مفاد تفاهم نامه اين نهاد با سازمان صنايع و معادن استان تهران آشنا كرد. به گزارش خبرگزار صنايع همگن پلاستيك مسئوليت صدور مجوز واحدهاي صنعتي به انجمن ها واگذار شد. بر اساس مفاد اين تفاهم نامه كه در 13 بند تنظيم شده است، سازمان صنايع و معادن استان تهران بخشي از اختيارات خود را به خانه صنعت و معدن ايران و در واقع تشكل هاي عضو اين خانه تفويض كرده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">مهمترين بخش اين تفاهم نامه بند اول آن است كه طي آن خانه صنعت و معدن نسبت به بررسي و تعيين اولويت هاي سرمايه گذاري در بخش صنعت و معدن اقدام خواهد كرد. همچنين بر اساس همين بند مسئوليت بررسي هاي لازم جهت صدور مجوز واحدهاي صنعتي به انجمن ها و خانه صنعت و معدن واگذار شده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">بر اين اساس متقاضيان احداث واحدهاي صنعتي مي بايست به خانه صنعت و معدن مراجعه و نسبت به تكميل درخواست احداث واحد و پرسشنامه هاي مربوطه اقدام نمائيد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در بند ديگري از اين تفاهم نامه مسئوليت فراهم نمودن بانك اطلاعات صنعت و معدن به تفكيك استاني و ملي بر عهده خانه صنعت و معدن خواهد بود. بر اين اساس انجمن ها مي بايست اطلاعات و آمار مربوطه را از سازمان صنايع و معادن دريافت و نسبت به تهيه بانك اطلاعات صنايع و معادن اقدام نمائيد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">بر اساس بند چهارم اين توافقنامه خانه صنعت و معدن مي بايست با توجه به گزارش بازديدهاي ادواري از پيشرفت عمليات اجرائي طرح هاي در دست اقدام هر سه ماه يكبار گزارشي از مسائل و مشكلات طرح هاي واحدهاي صنعتي و معدني را تهيه و راهكارهاي پيشنهادي خود را جهت مرتفع نمودن مشكلات آن ها تهيه كند تا سازمان صنايع و معادن نسبت به رفع آن ها اقدام نمايد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">بخش ديگري از اين تفاهم نامه به خانه صنعت و معدن اختيار داده شده است تا نسبت به همكاري با مراكز علمي و آموزشي و دانشگاهي نسبت به برقراري دوره هاي آموزشي مورد نياز اقدام نمايد. در اين بند آمده است كه برگزاري هرگونه سمينار و كنفرانس و گردهمايي در زمينه هاي مختلف صنعتي و معدني با انجمن خواهد بود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در آخرين بند اين تفاهم نامه مسئوليت انتخاب و معرفي واحدهاي صنعتي و معدني نمونه نيز بر عهده خانه صنعت و معدن خواهد بود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در ساير بندهاي اين تفاهم نامه نيز اختياراتي از جمله نظارت و اقدامات لازم در پيشرفت به موقع طرح هاي صنعتي و معدني، مطالعه و تحقيق در چگونگي ارتقاء بهره وري واحدهاي توليدي و برقراري ارتباط منطقي با مراكز علمي و تحقيقاتي و دانشگاهي، بررسي و معرفي واحدهاي توليدي جهت شركت در نمايشگاه هاي تخصصي داخلي و خارجي، مشاركت در برنامه ريزي و اجراي دوره هاي آموزشي براي صاحبان صنايع و معادن و كاركنان آن، مشاركت در برنامه ريزي براي توسعه صادرات كالاهاي صنعتي و معدني و خدمات فني و مهندسي در چارچوب سياست هاي اقتصادي و بازرگاني كشور، مطالعه و بررسي و ارائه پيشنهادات به منظور جلب و جذب سرمايه ها و منابع مالي داخلي و خارجي مطالعه و شناسايي طرح هاي راكد و ارائه راهكارهاي لازم جهت بهره برداري به موقع آن ها و مطالعه و ارائه نظرات مشورتي در زمينه نحوه واگذاري تسهيلات به طرح هاي صنعتي و معدني به خانه صنعت و معدن و انجمن ها واگذار شده است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">در اين جلسه نمايندگان انجمن ها و تشكل هاي صنعتي و معدني عضو خانه صنعت و معدن ابهامات و مسائل خود پيرامون اين موافقتنامه پرداختند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="rtl">اجراي مفاد اين تفاهم نامه به صورت مرحله به مرحله از سوي خانه صنعت و معدن به انجمن ها منتقل خواهد شد و در مرحله آغازين اجراي اين طرح به زودي اعطاي مجوزهاي صنعتي به انجمن ها واگذار خواهد شد. اجرايي شدن اين موافقتنامه مي تواند به توسعه و فعالتر شدن هر چه بيشتر انجمن ها كمك كند ولي با خواندن مفاد اين موافقتنامه اين سوال در ذهن دست اندركاران ايجاد مي شود كه آيا اين موافقتنامه اقدامي واقعي در جهت جلب مشاركت بخش خصوصي است يا تنها استفاده از نيروي كار بخش خصوصي است بدون در نظر گرفتن نظرات و خواست هاي آنان.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[مجوز]]></title>
<link>http://mrbahrami.wordpress.com/?p=259</link>
<pubDate>Sat, 06 Sep 2008 15:05:27 +0000</pubDate>
<dc:creator>Mohammadreza</dc:creator>
<guid>http://mrbahrami.fa.wordpress.com/2008/09/06/%d9%85%d8%ac%d9%88%d8%b2/</guid>
<description><![CDATA[امروز &#8220;صبح&#8221;، &#8220;شب‌پره‌ای&#8221;، به جرم عبور بدون]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:tahoma;">امروز "صبح"، "شب‌پره‌ای"، به جرم عبور بدون مجوز در سطح شهر دستگیر شد.</span></div>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ریسکهای ساختن یک نرم‌افزار انحصاری (قسمت دوم)]]></title>
<link>http://mtux.wordpress.com/?p=651</link>
<pubDate>Fri, 05 Sep 2008 07:40:20 +0000</pubDate>
<dc:creator>مجید</dc:creator>
<guid>http://mtux.fa.wordpress.com/2008/09/05/the-risks-of-writing-proprietary-software-part2/</guid>
<description><![CDATA[دانلود کل مقاله بصورت PDF
ادامه‌ی مقاله از: ریسکهای ساخت]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong><a href="http://mtux.files.wordpress.com/2008/09/the-risks-of-writing-roprietary-software.pdf">دانلود کل مقاله بصورت PDF</a></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><strong>ادامه‌ی مقاله از: <a href="http://mtux.wordpress.com/2008/08/12/the-risks-of-writing-proprietary-software-part1/">ریسکهای ساختن یک نرم‌افزار انحصاری (قسمت اول)</a></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">اگرچه خیلی احمقانه است، که بر پایه‌ی تجربه‌ی این دو نفر یک حکم کلی صادر شود، در این شرایط پر واضح است که روش بُو عایدی بیشتری نصیبش نموده‌است. (حدس می‌زنم چیزی حدود ۳۵۰۰۰دلار یا بیشتر ) اگرچه بُو مبلغ دقیق را به من نگفت، او خاطرنشان کرد که زندگی آبرومندی را با فروش بازیهایش روی اینترنت بدست آورده است. هورن، آن طرف ماجرا، بر اساس فروش CD های بازی‌هایش اندکی بیشتر از ۲۰۰دلار کسب کرده است. برای یک توسعه‌دهنده که با انتخاب بدست آوردن ۳۵۰۰۰دلار در مقابل ۲۰۰دلار قرار می‌گیرد، انتخاب نوشتن یک برنامه‌ی آزاد یا انحصاری کار سختی نیست!<br />
<strong>اما این اعداد و ارقام بسیار گمراه‌کننده هستند.</strong> هورن خیلی سریع نشان می‌دهد که در حالی که ۲۰۰دلار خیلی مبلغ ناچیزی به نظر می‌رسد، در معرض دید عموم قرار دادن سورس کد، فواید خیلی بیشتری عاید او نموده‌است. هورن می‌گوید: «این کار به من برای بدست آوردن تعداد زیادی شغل کمک کرده است.» او می‌افزاید: « طی تابستان، من در مکانهای زیادی کار کرده‌ام، تابستان گذشته برای Sony کار کردم، چند تابستان قبل برای NVIDIA کار کردم، بر روی OpenGL drive development کار می‌کردم.» تولیدکنندگانی که به دنبال استعدادها می‌گشتند، تحت تاثیر کارهای هورن قرار گرفتند، نه تنها بخاطر چیزی که در بازی VegaStrike دیده‌اند، بلکه بسیار مهمتر از آن، اینکه آنها می‌توانستند یک نگاه خوب و دقیق به کدنویسی او بیاندازند، <span style="color:#ff0000;"><strong>برای نشان دادن قدرت و توانایی یک برنامه‌نویس یا توسعه‌دهنده به یک کارفرما، سورس کد به مراتب مفیدتر از رزومه‌ها و توصیه‌نامه‌ها است.</strong></span> در پایان، اگر شما یک رستوران داشته‌باشید و به دنبال یک سرآشپز باشید، آیا نمی‌خواهیدهمانطور که غذای اورا می‌بینید و می‌چشید، نحوه‌ی کار او را هنگام پختن آن غذا ببینید؟</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl">مسئله‌ی بعدی این است که بُو در حالی که توانایی بالای خود در توسعه‌ی بازیهای با کیفیت و خوب را اثبات کرده، اما در نشان دادن توانایی کار با تیم بزرگی از توسعه‌دهندگان ناتوان بوده است. که این یک مهارت اساسی در صنعت توسعه‌ی نرم‌افزار امروزی است. اریک ریموند، نویسنده‌ی مقاله‌ی کلیسای جامع و بازار در این زمینه می‌گوید:</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;">«توسعه‌دهنده‌ای که در یک پروژه‌ی کد بسته، فقط از هوش و ذکاوت خود بهره می‌گیرد، از توسعه‌دهنده‌ای که می‌داند چطور یک فضای تکاملی و باز خلق کند که در آن «بازخورد» فضای طراحی، مشارکت در کد، کشف باگ، و بهینه‌سازی‌های دیگر از طرف صدها (شاید هزاران) فرد را کاوش و بررسی کند، عقب می‌افتد.»</p>
</blockquote>
<p style="text-align:justify;"><!--more--></p>
<p style="text-align:justify;">بنابراین، انتشار سورس کد تعدادی از نرم‌افزارها، تنها امکان دیدن قابلیتهای تکنیکی توسعه‌دهنده را برای کارفرماهای احتمالی فراهم نمی‌کند، <span style="color:#993300;">بلکه توانایی توسعه‌دهنده را نیز در مدیریت یک پروژه‌ی بزرگ، شامل صدها برنامه‌نویس، گرافیست، و سازنده‌ی موسیقی دیگر نشان می‌دهد. -مهارتی که امروزه مهمتر از برنامه‌نویسی به نظر می‌رسد.</span><br />
ریموند همچنین خصوصیت حیاتی دیگری برای روند مدرن توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزار مشخص می‌کند، - تعداد برنامه‌نویسانی که با توسعه‌ی برنامه‌های انحصاری زندگی می‌کنند کم است. تعداد عظیمی از برنامه‌نویسان برای پروژه‌های داخلی و سفارشی (In-House) کار می‌کنند، ساخت و نگه‌داری نرم‌افزار برای تجارت و صنعت. ریموند از خوانندگان می‌خواهد برای اثبات این ادعا نیازمندی‌های روزنامه‌های محلی خود را بررسی کنند.<br />
بطور مختصر، یک برنامه‌نویس تلاش می‌کند تا چیزهای جدیدی یادبگیرد تا بتواند در بازار رقابت حرفی برای گفتن داشته باشد. صدها برنامه‌نویس مشتاق دیگری که از دانشگاه‌ها، کالج‌ها و موسسات آموزشی خارج شده‌اند، با توسعه و انتشار یک نرم‌افزار آزاد مفید و قدرتمند، یا با همکاری در یک پروژه‌ی موجود می‌توانند به خود برای داشتن آینده‌ای بهتر کمک کنند. ریموند می‌نویسد: « داشتن پرستیژ، راه خوبی برای کسب توجه و گرفتن کمک از دیگران است.» که می‌تواند برای برنامه‌نویس، کارهایی با درآمدی بالاتر از انتظار حاصل کند.</p>
<h1 style="text-align:justify;"><strong><span style="color:#333333;">منافع عمومی نرم افزار های آزاد</span></strong></h1>
<p style="margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">اگرچه بیل گیتس گاهی اوقات ادعا می‌کند که  توسعه نرم افزار های آزاد به شیوه ی زندگی مردم آسیب می‌رساند، ـــ‌حتی تا جایی‌که در مصاحبه ی اخیرش با CNET، به طور اتفاقی واژه "کمونیستی" را به آن نسبت داده است ــ منافع همگانی مجوز های عمومی مشخص است و بطور کاملا متقاعد کننده ای توسط لارنس لیسینگ ، ریچارد استالمن و اریک ریموند و ... توصیف شده است.</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">لارنس لیسینگ، مولف چندین کتاب است، که به کاوش در مورد فواید اجتماعی اشتراکات می پردازد. او یکی از بهترین چارچوب ها برای نرم افزار آزاد را در کتابش با عنوان "The Future Of Ideas" ایجاد کرده است. ایده‌ی لارنس این است که استخری بزرگ از کدهایی که به طور آزاد قابل استفاده‌اند ، یک «اشتراک» بسیار با ارزش و مفید را شکل می‌دهند که همه برنامه نویسان هنگام ساخت برنامه ای جدید، به راحتی می‌توانند به طور آزاد و رایگان از آن استفاده کنند. توسعه دهندگانی که از این مشترکات سود می‌برند از نگرانی بابت copyright و حق امتیاز (patent) و چرخه ی دایمی اختراع دوباره چرخ ، آسوده خاطر هستند. لیسینگ حتی هیچ موقع ادعا نکرده است که همه چیز باید بطور عمومی به اشتراک گذاشته شود، اشاره ی او بیشتر به این است که مردم باید از فواید عالی اشتراک نوع های مشخصی از منابع برای همه باخبر باشند. از نظر لیسینگ، کپی رایت و قانون های patent مدرن، بیش از حد قدرتمند شده‌اند و به موسسات و رهبران صنعت یک برتری ناعادلانه نسبت به عموم می‌دهند. شاید یک نقطه نظر متقاعد کننده‌تر این باشد که این راه و رسم‌های بی‌رحمانه، اغلب نه فقط برای عموم بلکه برای خود صنعت‌ها نیز مضر هستند . خیلی سخت است که پیشرفت و ابداعات تحت رژیم کنونی شکل گیرد.</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">ریچارد استالمن بیشتر نگران تاثیرات معنوی‌ است که توسعه‌ی انحصاری بر روی برنامه‌نویسان دارد. در «بیانیه‌ی GNU» ، استالمن توضیح داده است که چگونه مدل انحصاری به برنامه نویسان اجازه می‌دهد تا پول بیشتری در بیاورند، اما ...از آنها می‌خواهد  تا به طور کلی با بقیه‌ی برنامه‌نویسان احساس تضاد بکنند . محرمانه‌بودن و ناتوانی آنها در اشتراک برنامه‌های مفیدشان با دوستانشان در خارج از شرکت، نوعی انسان‌ستیزی و بدبینی را به بار می آورد که سرانجام ، جامعه‌ را در «عصر اطلاعات» به فساد خواهد کشاند.</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">در حالی که به نظر می‌رسد اریک ریموند فواید اقتصادی نرم افزارهای آزاد را نسبت به مسائل فلسفی آن ترجیح می‌دهد، با این وجود، با استالمن هم‌عقیده است که نرم افزار های آزاد محیط کاری مثبت‌تر و راضی کننده‌تر به وجود می‌آورند، نسبت به نرم افزارهای انحصاری  : «ما ثابت می‌کنیم که نه تنها می توانیم نرم افزار بهتری بسازیم، بلکه لذت کار هم یک سرمایه است(60)».</p>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">من این بخش را با مروری که ممکن است در نگاه اول سوال برانگیز به نظر برسد به پایان خواهم رساند : برنامه‌نویس‌ها یک مسئولیت منحصر بفرد نسبت به جامعه دارند و باید درباره شغلشان علاوه بر موارد اقتصادی، از لحاظ اخلاقی نیز بیاندیشند. برنامه‌نویس‌ها نباید تکنسین‌های محض باشند که کارهای بی‌اهمیت و جان کندن‌های بی‌سپاس انجام می دهند. بلکه آنها باید اهمیت حیاتی  و مسولیتشان را در جهانی که دیجیتالی می‌شود، تشخیص دهند. آنها در خیلی از موارد شبیه کشیشان و راهبان عصر تاریک اروپا هستند، و آنها تنها افرادی  هستند که دانش و بینش خواندن و تفسیر "کتاب مقدس" این عصر را دارند. اگرچه رهبران قوی تجارت سخت تلاش کرده‌اند تا خلاقیتشان را بی‌ارزش کنند و آنها را به کار در شرایط تحقیر آمیز مجبور کنند، اما برنامه‌نویسان باید بدانند آنها قدرت تغییر این وضعیت را دارند. هیچ صنعت یا تجارت مدرنی نمی‌تواند بدون کمک سخت‌کوشانه برنامه‌نویسان، زنده بماند. اکنون زمانی است که برنامه‌نویسان از این حقیقت با خبر شده‌اند و از این قدرت برای ساختن جهانی بهتر استفاده کرده‌اند.  آنها نه تنها نسبت به خودشان مسئولیت دارند ، بلکه نسبت به اجتماع آینده‌شان نیز مسئولند - که در آن فرزندانشان پیشرفت خواهند کرد یا زیان خواهند دید.<strong><span style="color:#ff0000;"> <span style="color:#008000;">آزادی ، باز بودن و اشتراک، تنها اصولی پسندیده نیست; بلکه ضرورتی است برای آینده‌ی دموکراسی  و تضمینی است که نسل های بعدی شهروندان جامعه‌اند، نه خدمتکاران آن.</span></span></strong></p>
<h1 style="text-align:justify;"><strong><span style="color:#333333;">پلتفورم و کارآیی</span></strong></h1>
<p style="text-align:right;" dir="rtl">من این قسمت را با مساله‌ای که باید ضمیر همه‌ی برنامه‌نویسان را درگیر کند، به پایان می‌رسانم: «<strong>جاودانگی</strong>» .  در حالی که بیشتر کدهایی که توسط برنامه‌نویسان نوشته شده است، ممکن است روزمره و یا زمینی باشد، بعضی پروژه ها، احساسی بسیار متفاوت برای آن ها دارد. <em>گاهی اوقات ایده‌ای بسیار مهیج در ذهن  یک برنامه نویس شکل می‌گیرد، تا حدی که برای او سخت است  که  انگشتانش را به اندازه کافی نگه دارد، تا زمانی که نوشتن کد را آغاز کند؛ این ها پروژه‌هایی برجسته هستند.</em> این نمونه تبدیل می‌شود به نرم افزاری که فقط می‌توانیم آن را با یک اثر هنری اصل مقایسه کنیم.چنین کارهایی شایسته آنند که بهترین تلاش‌هایمان را برای محافظت آنها به کار ببریم، و ساده بگوییم، بسیار با ارزش‌تر و قیمتی‌تر از آن هستند که تنها بدست یک فرد یا یک شرکت کنترل شوند. آنها هدایای مجللی هستند که باید به درستی به مردم مشتاق و قدر دان بخشیده شوند. مردمی که  کمک را تا مدتها به خاطر می‌سپارند و نام برنامه نویس را به شهرت و تاریخ معرفی می‌کنند.<br />
بگذارید یک مثال دم دست از این چنین رویدادی برایتان بزنم: Alexey Pajitnov،بازی تتریس را برای اولین بار در سال 1980، در اتحاد شوروی منتشر کرد. بازی آن‌قدر ابتکاری و جذاب بود که به وضوح یک جهش را نشان می‌داد. متاسفانه Pajitnov در یک کشور کمونیستی زندگی می کرد که اشتراک منابع یک ارزش تصور می‌شد. بازی تتریس، مخلوقی با ارزش‌تر از آن بود که به پای اصول کمونیسم قربانی شود. حکومت شوروی مدعی اختیار بازی Pajitnov شد و از راه دادن اجازه نامه آن به دیگر ناشرها در کشورهای دیگر، پول زیادی درآورد. بازی  به طور فوق العاده ای فروش رفت و میلیون‌ها برای شرکت هایی که به آن مجوز داده  یا  آن را منتشر کرده بودند، پول ساخت. بازی ثروت بی‌شمار به همراه آورد، اما نه برای Pajitnov. با این حال، نام او در تاریخ به عنوان یکی از موثرترین مبتکران صنعت بازی زنده خواهد ماند.</p>
<p style="text-align:left;" dir="rtl"><strong>ادامه‌دارد...</strong></p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">-------------------------------------------------</p>
<p style="font-size:19.5px;line-height:28.5px;">دیگر قسمت‌های مقاله:</p>
<p style="font-size:19.5px;line-height:28.5px;"><a href="http://mtux.wordpress.com/2008/08/12/the-risks-of-writing-proprietary-software-part1/">ریسکهای ساختن یک نرم‌افزار انحصاری (قسمت اول)</a></p>
<p style="font-size:19.5px;line-height:28.5px;"><a href="http://mtux.wordpress.com/2008/09/08/the-risks-of-writing-proprietary-software-part3/">ریسکهای ساختن یک نرم‌افزار انحصاری (قسمت سوم)</a></p>
<p style="font-size:19.5px;line-height:28.5px;">--------------------------------------------------------</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>این مقاله ترجمه‌ای آزاد از <a href="http://www.freesoftwaremagazine.com/articles/focus-writing_proprietary" target="_blank">مقاله‌ای با همین عنوان</a> در مجله‌ی <a href="http://www.freesoftwaremagazine.com/about" target="_blank">FreeSoftwareMagazine</a> است.</strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>نویسنده: <a href="http://www.freesoftwaremagazine.com/user/29">Matt Barton</a><br />
</strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>مترجمین: مهرداد مومنی و مجید رمضان‌پور</strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>مجوز انتشار: <a href="http://creativecommons.org/licenses/by/3.0/.">Creative Commons License 3.0</a></strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">--------------------------------------------------------</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>پ.ن.</strong> تاکیدها از ما</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:19.5px;line-height:28.5px;font-family:Tahoma;"> </span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ریسکهای ساختن یک نرم‌افزار انحصاری (قسمت اول)]]></title>
<link>http://mtux.wordpress.com/?p=547</link>
<pubDate>Mon, 11 Aug 2008 20:42:57 +0000</pubDate>
<dc:creator>مهرداد</dc:creator>
<guid>http://mtux.fa.wordpress.com/2008/08/12/the-risks-of-writing-proprietary-software-part1/</guid>
<description><![CDATA[
دانلود کل مقاله بصورت PDF
هر برنامه‌نویسی زمانی که تصمی]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong></strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong><a href="http://mtux.files.wordpress.com/2008/09/the-risks-of-writing-roprietary-software.pdf">دانلود کل مقاله بصورت PDF</a></strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">هر برنامه‌نویسی زمانی که تصمیم به انتشار نرم‌افزار جدید خود می‌گیرد، در مقابل یک انتخاب قرار می‌گیرد. این انتخاب، انتخاب مجوز نرم‌افزار است، و این که: <em>برنامه‌ی خود را بصورت آزاد منتشر کند یا نه؟</em> متاسفانه خیلی از برنامه‌نویس‌های باهوش مطمئن نیستند که این انتخاب چه معنی‌ای دارد، و ممکن است آن برنامه‌نویس‌ها غرلند کنند که  با وجود خانواده‌هایشان در واقع انتخابی در کار نیست، ــ اگر آنها می‌خواهند زندگی کنند باید هزینه‌ی کارشان را نیز بگیرند. <span style="text-decoration:underline;">هرچند نرم‌افزار آزاد درباره‌ی این نیست که نرم‌افزار را بدون هیچ هزینه‌ای واگذار کنید</span>، بلکه نرم‌افزار آزاد یک انتخاب اخلاقی است که آزادی کاربران را تضمین می‌کند ــ و شاید مهمتر آزادی توسعه‌دهندگان و برنامه‌نویس‌ها را، این بخش آخر اغلب فراموش می‌شود، حتی در بحث توسعه‌دهندگان نرم‌افزارهای آزاد، درباره‌ی مزایای نرم‌افزارهایی که تحت مجوزهای آزاد منتشر می‌گردند.</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">با این حال، <span style="color:#008000;"><strong>توسعه‌دهنده‌ای که یک مجوز آزاد را انتخاب می‌کند، لزوما از خود‌گذشتگی نمی‌کند، دلایل اقتصادی محکمی برای این کار وجود دارد.</strong></span> که در این مقاله آنها را بررسی می‌کنیم. ابتدا فواید اولیه و بلادرنگ منتشر کردن نرم‌افزار آزاد برای توسعه‌دهنده را بررسی می‌کنیم، سپس فواید بزرگتر این کار برای صنعت و جامعه را مطرح می‌کنیم.<!--more--></p>
<h1 style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;"><strong><span style="color:#000000;">فواید شخصی مجوزهای آزاد</span></strong></h1>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">اخیرا فرصت صحبت با دو توسعه‌دهنده‌ی بازی را داشتم: دَنیِل هورن Daniel Horn و مایک بُو Mike Boeh . هورن بازی پرطرفدار خود که حاصل از بازسازی کشتی جنگی است ، VegaStrike را تحت <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/General_Public_License" target="_blank">GPL</a> منتشر نموده است. در حالی که مایک با انتشار یک سری بازی Action انحصاری با کیفیت بالا به <em>«جام مقدس</em>» توسعه‌ی بازی بصورت خودمختار و مستقل دست یافته و به قدر کافی پول برای تامین خانواده‌اش بدست آورده است. هر دو توسعه‌دهنده مهارت بالایی در کارشان دارند. و هرچند برنامه‌هایشان برای بازی‌کنندگان تجربیات متفاوتی را به ارمغان می‌آورد، اما بازی‌هایشان علاوه بر آراستگی، زیبایی و کیفیت بالا، حرفه‌ای هستند. و به میزان خوبی جالب‌تر از بازی کردن یک بازی درجه یک گران‌قیمت هستند.</p>
[caption id="" align="aligncenter" width="500" caption="VegaStrike یکی از سطح بالاترین و پیچیده‌ترین بازیهای GNU "]<a href="http://www.freesoftwaremagazine.com/files/www.freesoftwaremagazine.com/nodes/1148/vegastrike.jpg"><img src="http://www.freesoftwaremagazine.com/files/www.freesoftwaremagazine.com/nodes/1148/vegastrike.jpg" alt="VegaStrike یکی از سط� بالاترین و پیچیده‌ترین بازیهای GNU است." width="500" /></a>[/caption]
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">استراتژی توسعه‌ی این برنامه‌نویسان کاملا گویاست و همه چیز را آشکار می‌کند. هورن زمانی که با گنو/لینوکس، و راه منحصر به فردی که آن را بوجود آورده آشنا شد، یک شوک و الهام استثنایی را تجربه کرد. هورن، کسی که قصد داشت، VegaStrike را یک محصول انحصاری مثل دیگران بسازد، تصمیم گرفت مدل توسعه‌ی نرم‌افزار آزاد را در آغوش کشد، هورن می‌گوید: «من پی بردم که این چیزیه که برنامه باید باشه، و این همون چیزیه که من رو از رقبا متفاوت خواهد کرد.»خیلی سریع، بعد از اعلان خبر بازی‌اش، ثابت شد که این تصمیم درست بوده‌است. یک توسعه‌دهنده‌ی دیگر که روی یک بازی همانند آن کار می‌کرد، وقتی این خبر را شنید، تصمیم گرفت برنامه‌ی خود را کنار گذارد و زمان و انرژی‌اش را صرف همکاری با هورن و توسعه‌ی VegaStrike کند.گرافیست، موسیقی‌دان و برنامه‌نویسهای دیگری هم همین راه را در پیش گرفتند و برای توسعه‌ی این بازی به هورن پیوستند. و اکنون بخش عظیمی از توسعه‌ی VegaStrike بر عهده‌ی توسعه‌دهندگان داوطلب است. و این به خاطر دسترسی کاربران به <strong>سورس کد</strong> برنامه‌ی VegaStrike ، همان دستورات قابل فهم برای انسان که به کامپیوتر می‌گوید چه کاری باید انجام دهد، حاصل شد. اگر هورن فقط کدهای باینری ،دستورات قابل فهم برای ماشین (م: بسته‌های کامپایل‌شده‌ی برنامه و فایلهای اجرایی)، را منتشر می‌کرد، تشخیص نحوه‌ی کار برنامه و در نتیجه نحوه‌ی کمک به توسعه‌ی برنامه برای کاربران غیرممکن بود. بنابراین با به اشتراک گذاردن سورس کد برنامه، هورن از هزاران کاربری که از به اشتراک گذاشتن منابع، وسایل و استعدادهایشان با یکدیگر خرسند هستند، کمک فراوانی دریافت کرد.</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">راه «مایک بُو» برای توسعه‌ی نرم‌افزار به وضوح از راه هورن متفاوت است. عمده‌ترین آن این است که بازی‌های بُو تنها در حالت دودویی (باینری/اجرایی/کامپایل‌شده) منتشر می‌گردند، بعلاوه اینکه بُو نمونه‌های قابل اجرا (demo) از بازی‌هایش ارائه می‌دهد و کاربران باید نسخه‌ی کامل برنامه را خریداری نمایند، و حق به اشتراک گذاردن آنرا نیز ندارند. زمانی که بُو برای ابتکار بازی‌هایش و روانی آنها به خود می‌بالید، به من اجازه دسترسی به موتور بازی‌هایش یا بخش اصلی سورس کدش را داد، به یک توسعه‌دهنده‌ی انحصاری دیگر! هرچند بُو تصمیم نگرفت که این کد را با دیگر توسعه‌دهندگان و برنامه‌نویسان به اشتراک گذارد. در عوض بُو با گرافیست و سازنده‌ی موسیقی قرارداد بست، و به آنها پول هم پرداخت کرد، یا قول به اشتراک گذاری فواید کارش را داد.</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">براساس سیستم بُو برنامه‌نویسی کاری سخت و ملال‌آور است که کمتر کسی پیدا می‌شود که اینکار را مجانی انجام دهد. بُو می‌گوید: « مانع ساختن یک بازی، حجم بالای کار است. شما باید مقدار بسیار زیادی کد بنویسید. اگر یک زن و یک بچه داشته باشید، ادامه‌ی کار سخت خواهد بود،». در حالی که طراحی و راه‌اندازی یک نمونه‌ی اولیه، نسبتا ساده است، طی چند هفته/ماه بعدی، کار سخت، ملال‌آور و اغلب نا امیدکننده می‌گردد، زیرا بازی باید زیبا باشد، باگها و ایرادات باید یافته و برطرف گردند، روالهای کثیف باید پیدا شوند و تمیز و مرتب گردند. این کارها سخت و طاقت فرساست، انواع کارهای سخت و تکراری که برای مردم محسوس بوده و انتظار دارند برای انجامشان پول دریافت کنند. بُو اعتقاد دارد، ارزشی که به نرم‌افزارهایش می‌افزاید، حاصل از دقت و ظرافتش در کدنویسی و جلادادن به ظاهر بازی‌ها است. صرف زمان کمی برای بررسی بازی Retro64 ، استعداد بالا و هنر او را نمایان می‌نماید.</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">بُو احساس می‌کند که دلایل خوبی برای انتشار بازی‌هایش تحت یک مجوز انحصاری و غیرآزاد دارد. بزرگترین ترس بُو این است که رقبای نامردش(!) از سورس کد او برای ساختن برنامه‌های جعلی یا ساختن بازیهایی که تنها در ظاهر با بازیهای او تفاوت دارند استفاده کنند. فردی بازی Z-Ball او را کپی کرد، و سعی داشت به مصرف‌کنندگان بقبولاند که این بازی ساخته‌ی بُو است. چند نفر حتی سعی کردند وبسایت و شعار بُو «Where the fun is never old» را کپی کنند. در حالی که بُو برای بدست‌آوردن زندگی‌ای که در آن بتواند اعمالی که دوست دارد را انجام دهد -نوشتن بازیهای بزرگ و خوب- تلاش می‌کند، او احساس می‌کند دلیل خوبی برای مخفی نگه‌داشتن سورس کدش و انجام بیشترین تلاش برای محافظت از خود در مقابل رقبا دارد.</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">بُو و هورن هر دو داد و ستد می‌کنند. هورن محرمانگی و یک سطح بخصوصی از امنیت را با امید به برخوردار شدن از حسن‌نیت جامعه می‌دهد، هزاران توسعه‌دهنده برای کمک به هورن، در یافتن ایرادات و بهینه‌سازی و توسعه‌ی کدش کمک می‌کنند. بُو در طرف دیگر، این کمک را قربانی پنهان نگه‌داشتن کدش می‌کند، و <span style="text-decoration:underline;">بدین گونه امیدوار است تهدید رقابت و رقبا را از میان بردارد.</span> <strong>کدام معامله پرفایده‌تر است؟</strong></p>
[caption id="" align="aligncenter" width="500" caption="Retro64’s Cosmobots یک بازی اشتراکی انحصاری"]<a href="http://www.freesoftwaremagazine.com/files/www.freesoftwaremagazine.com/nodes/1148/cosmobots.jpg"><img src="http://www.freesoftwaremagazine.com/files/www.freesoftwaremagazine.com/nodes/1148/cosmobots.jpg" alt="Retro64’s Cosmobots یک بازی اشتراکی ان�صاری" width="500" /></a>[/caption]
<p>ادامه‌ی مقاله:</p>
<p><a href="http://mtux.wordpress.com/2008/09/05/the-risks-of-writing-proprietary-software-part2/">ریسکهای ساختن یک نرم‌افزار انحصاری (قسمت دوم)</a></p>
<p><a href="http://mtux.wordpress.com/2008/09/08/the-risks-of-writing-proprietary-software-part3/">ریسکهای ساختن یک نرم‌افزار انحصاری (قسمت سوم)</a></p>
<p>--------------------------------------------------------</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>این مقاله ترجمه‌ای آزاد از <a href="http://www.freesoftwaremagazine.com/articles/focus-writing_proprietary" target="_blank">مقاله‌ای با همین عنوان</a> در مجله‌ی <a href="http://www.freesoftwaremagazine.com/about" target="_blank">FreeSoftwareMagazine</a> است.</strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>نویسنده: <a href="http://www.freesoftwaremagazine.com/user/29">Matt Barton</a></strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>مترجمین: مهرداد مومنی و مجید رمضان‌پور</strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>مجوز انتشار: <a href="http://creativecommons.org/licenses/by/3.0/.">Creative Commons License 3.0</a></strong></p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right">--------------------------------------------------------</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>پ.ن.</strong> تاکیدها از ما</p>
<p style="margin-left:0;text-indent:0.26in;margin-bottom:0;" dir="rtl" align="right"><strong>یادداشت مترجمین:</strong> <em>مفهوم و معنای توسعه‌دهنده از برنامه‌نویس متفاوت است. یک برنامه‌نویس یک توسعه‌دهنده است، اما یک توسعه‌دهنده لزوما برنامه‌نویس نیست. گرافیست، مستندساز، و هر کسی که به توسعه‌ی یک برنامه کمک می‌کند یک توسعه‌دهنده است. در این نوشته نیز سعی شده این دو مفهوم و منظور مجزا گردند.<br />
</em></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[تحصن ۱۴۰۰ نفره دانشگاه تربيت معلم تهران]]></title>
<link>http://yeroozshayad.wordpress.com/?p=214</link>
<pubDate>Thu, 05 Jun 2008 21:18:37 +0000</pubDate>
<dc:creator>ادیب</dc:creator>
<guid>http://yeroozshayad.fa.wordpress.com/2008/06/06/univertarbiat/</guid>
<description><![CDATA[اعتصاب دانشجويان تربيت معلم واحد پرديس كرج كه پنجشنبه]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><sup><strong><span style="font-size:medium;">اعتصاب دانشجويان تربيت معلم واحد پرديس كرج كه پنجشنبه‌شب آغاز شده بود، ديروز وارد پنجمين روز خود شد. به اضافه اين‌كه گروهي از دانشجويان در اعتصاب غذا قرار دارند و تعدادي از ميان آن‌ها دچار مشكل شده‌اند.</span></strong></sup><a href="http://yeroozshayad.files.wordpress.com/2008/06/9608171.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-215" src="http://yeroozshayad.wordpress.com/files/2008/06/9608171.jpg" alt="" width="183" height="137" /></a></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">خواست‌هاي سه‌گانه دانشجويان كه عمدتاً رفاهي و صنفي بوده، اكنون به هشت مورد رسيده است. اين اعتصاب و تحصن به دليل تعطيلاتي كه اين روزها در ايران برقرار است از جانب رسانه‌ها و سايت‌هاي داخل كشور امكان انعكاس كافي نيافته است.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">در مورد اين اعتصاب، علل و انگيزه‌هاي آن و چگونگي موقعيتي كه فعلاً دانشجويان در آن قرار دارند، با سه تن از دانشجويان گفتگو كردم.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><!--more--></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">اولين نفر، آقاي ناصح فريدي، دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم بود كه ديدارهايي را جهت انعكاس‌هاي خواست‌هاي دانشجويان به مسئولان دانشگاه انجام مي‌دهد.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">تحصن ۱۴۰۰ نفري دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران امروز در چهارمين روز خودش به سر مي‌برد كه سه روز از اين واقعه به اعتصاب غذا اختصاص داشته است.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>مضمون خواست‌هاي دانشجويان چه سمتي دارد؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">اين تحصن كاملاً صنفي است و هيچ خواسته سياسي در آن نيست. هر چند عده‌اي سعي‌شان بر اين است كه اين تحصن را سياسي جلوه بدهند كه بتوانند يك تفرقه‌اي را بين دانشجويان درست بكنند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>اين عده‌اي كه مي‌خواهند تحصن را جور ديگري جلوه بدهند، چه كساني هستند؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">يكي از آن‌ها تشكل انجمن اسلامي مستقل (به اصطلاح مستقل) دانشجويان است. ما دو نوع تشكل انجمن اسلامي داريم. يكي انجمن اسلامي دانشجويان كه زيرمجموعه دفتر تحكيم وحدت هستند و انجمن اسلامي ديگر كه نام خودشان را «مستقل» گذاشته‌اند؛ اما گرايش‌هايي شبيه به گرايش بسيج دارند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">يك نهاد ديگر بسيج دانشجويي است كه مرتب بين بچه‌ها نفوذ مي‌كند و شعارهايي مي‌دهند كه اين تحصن سياسي است و از آن خارج بشويد؛ اما دانشجويان هيچ وقت به اين خواسته تمكين نكردند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">گروه ديگر هم نهادهاي امنيتي است كه با لباس حراست دانشگاه سعي كردند وارد بشوند و يك شايعاتي را در دانشگاه درست بكنند تا بچه‌ها بترسند و از تحصن عقب‌نشيني كنند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">نتيجه صحبت آقاي فريدي با مقامات دانشگاه را خانم پريسا هاشمي اين گونه شرح مي‌دهند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">در صحبتي كه يكي از بچه‌هاي ما (آقاي فريدي) با رياست دانشگاه، آقاي دكتر طاهرزاده داشتند، ايشان متذكر شدند كه ما به خاطر ۴۰ نفر از دانشجويان، نمي‌توانيم جواب‌گوي بقيه دانشجوها باشيم و بخواهيم دو تن از معاونين دانشگاه را از معاونت بركنار كنيم.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">در صورتي كه متحصنين بيش از هزار نفر جمعيت دارند و رييس دانشگاه اين را اعلام كردند كه مي‌شود نظرسنجي كرد و بچه‌ها كاملاً با اين امر كه نظرسنجي بشود، موافقت كردند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;"><span style="color:#993300;">دانشگاه تربيت معلم شعبات گسترده‌اي در تهران و اطراف تهران دارد. اين، كدام بخش از دانشجويان دانشگاه تربيت معلم هستند؟</span> </span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">دانشكده ما دو تاست؛ پرديس تهران و كرج. و بچه‌هاي كرج تحصن را انجام دادند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>ولي به همين دانشگاه تربيت معلم تهران مربوط مي‌شود. درست است!؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">بله. بچه‌ها يكي هستند و بچه‌هاي تهران هم از بچه‌هاي حصارك حمايت كردند و مي‌كنند. اما چون ما در حال حاضر در «فرجه‌ها» (تعطيلات پيش از امتحانات پايان‌ترم) ‌هستيم، بچه‌هاي تهران رفتند. بچه‌هاي حصارك هم چون خوابگاهي هستند، نصفشان رفته‌اند براي فرجه‌ها؛ اما بقيه‌شان در خوابگاه‌ها باقي ماندند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>الان دختران هم در تحصن شبانه هستند؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">الان دو شب است كه دختران خوابگاه در تحصن شبانه هم دارند شركت مي‌كنند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>تا به حال، معمول نبوده كه در تحصن شبانه، دخترها هم باشند؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">نه! معمولاً از جريان ۱۸ تير ۷۸ تا الان سابقه نداشته كه دختران در تحصن شبانه شركت كنند و معمولاً در تحصن‌هاي روزانه بودند؛ شب‌ها متفرق مي‌شدند و صبح‌ها دوباره برمي‌گشتند. اما در كرج، چون مأموران حراست آمدند براي اين‌كه دختران به خوابگاه منتقل بشوند، بچه‌ها را تهديد كردند، پسرها تحصن را به جلوي خوابگاه دخترها منتقل كردند و دخترها در تحصن شركت كردند. حتي كساني كه صبح در تحصن نبودند، شب به بچه‌ها اضافه شدند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>يعني عكس خواسته آن‌ها شد؟ به اين ترتيب آيا فشارها روي دانشجوها زياد است يا اين‌كه جريان اين تحصن و اعتصاب را موفق مي‌بينيد؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">نكته اصلي اين است كه فشارها روز به روز دارد به بچه‌ها بيشتر مي‌شود و خيلي بيشتر از روزهاي قبل بچه‌ها تحت فشار قرار گرفتند به طوري كه اصلاً سابقه نداشت ...</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>مثلاً چه نوع فشارهايي؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">آب حوزه رياست دانشكده را بستند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>آب حوزه رياست به تحصن بچه‌ها چه ارتباطي دارد؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">چون حوزه رياست الان به حوزه متحصنين تبديل شده است. در حقيقت آن‌جا تحصن دارند و آب آن‌جا را از امروز ديروز قطع كرده‌اند و خودتان هم مي‌دانيد الان تابستان است و شدت گرما و قحطي آب است.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">از طرفي هم نيروهاي لباس شخصي هستند كه دور تا دور دانشگاه را پر كرده‌اند و آنتن موبايل‌ها قطع است و حراست با خانواده دانشجوها تماس گرفته است. دقيقه به دقيقه هم دارد به جمعيت اعتصاب‌كننده‌ها اضافه مي‌شود.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">تعداد بچه‌هايي هم كه به درمانگاه منتقل مي‌شوند، خيلي زياد است؛ به حدي كه روز سه‌شنبه، حال هفت تن از بچه‌ها - آخرين آماري كه به ما رسيده - خيلي وخيم بوده و يكي از آن‌ها تشنج شديد گرفته و حتي بيهوش بوده و دانشگاه اين اجازه را نداده كه به خارج از دانشگاه منتقل بشود و اورژانسي در اختيار او قرار نداده كه بخواهد بچه‌ها را به بيمارستان منتقل كنند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>شما اشاره كرديد كه امتحانات شروع مي‌شود.</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">امتحانات دانشكده ما از يكشنبه هفته آينده ديگر شروع مي‌شود. يعني چهارشنبه كه كل خبرگزاري‌ها تعطيل است و يكشنبه هم امتحانات دانشگاه ما شروع مي‌شود كه از اين جهت هم روي بچه‌ها خيلي فشار است.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">از يك طرف ديگر هم حراست هر روز دارد با خانواده بچه‌ها تماس مي‌گيرد و به خانواده‌ها منتقل مي‌كند كه بچه‌هاي شما دارند اقدام عليه امنيت ملي انجام مي‌دهند؛ بچه‌هايتان را جمع كنيد و فشار روي خانواده بچه‌ها تا جايي بوده كه پدر يكي از بچه‌ها، به علت صحبت‌هايي كه مسئولين دانشگاه با آن‌ها داشتند، به بيمارستان منتقل شده است.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>پس آيا ممكن است امتحانات برگزار نشود؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">نمي‌دانم امتحانات عقب مي‌افتد يا نه. اما اين هم مي شود يك وزنه فشار روي بچه‌هايي كه در تحصن شركت كردند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>تماس گرفتن با موبايل‌هاي بچه‌هاي دانشجو كه در داخل تحصن هستند، تقريباً غيرممكن است.</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">بله چون كلاً نويز (پارازيت) انداخته‌اند. فقط از امروز صبح من با يك خط ايرانسل در تماس هستم و انگار يك نقطه در دانشگاه هست كه موبايل از آن نقطه تكان بخورد، جاهاي ديگر آنتن ندارد و بچه‌ها خيلي به سختي با بيرون در ارتباط هستند. يعني خبررساني‌هايي كه مي‌شود، با كلي دردسر و فشارهايي كه روي آن‌هاست، خبرها را به بيرون منتقل مي‌كنند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">يكي از دانشجوياني نيز كه براي كمك به يكي از دوستان خود كه گويا در اعتصاب غذا دچار مشكل شده بود، در محل تحصن حضور داشت، گفت:</span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">تا حالا ۱۳ نفر، چهار دختر و ۹ پسر به درمانگاه رفته‌اند. ولي اجازه نمي‌دهند كه آن‌ها را به بيرون از دانشگاه ببرند.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>پس آن‌ها را به درمانگاه دانشگاه برد‌ايد؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">بله و اجازه نمي‌دهند كه اين‌ها را ببرند خارج از دانشگاه.</span></strong></sup></p>
<p align="right"><span style="font-size:medium;color:#993300;"><sup><strong>خانواده‌ها پيش دانشجوها مي‌آيند؟</strong></sup></span></p>
<p align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">نه. مخصوصاً چون با خانواده‌ها قبلا تماس گرفته شده و اصلاً حراست دانشگاه، جرأت اين‌كه خودش به عهده بگيرد، نداشت.</span></strong></sup></p>
<p align="right">گزارش : <span style="font-size:medium;">مريم محمدي</span></p>
<p align="right">
<p><strong><span style="font-size:medium;"><span style="font-size:x-large;color:#800000;">نيروهاي امنيتي در اطراف دانشگاه تربيت معلم</span></span></strong></p>
<p align="right"><strong><span style="font-size:medium;">تحصن دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران در اعتراض به مسائل فرهنگي و رفاهي، به روز پنجم كشيده شد.</span></strong></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">بر اساس منابع مختلف خبري دانشجويي كه اقدام به انتشار اخبار در اين باره كرده اند، شمار اين دانشجويان كه در ساختمان اين دانشگاه واقع در پرديس كرج تحصن كرده اند، به صدها نفر مي رسد. </span></strong></sup><a href="http://yeroozshayad.files.wordpress.com/2008/06/5152320.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-217" src="http://yeroozshayad.wordpress.com/files/2008/06/5152320.jpg" alt="" width="203" height="152" /></a></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">اين منابع از حضور نيروهاي امنيتي در اطراف دانشگاه خبر داده اند.</span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><!-- end_story --><sup><strong><span style="font-size:medium;">آنچه شرايط را بحراني تر ساخته، اقدام به اعتصاب غذاي بيش از پنجاه نفر از دانشجويان است كه چند نفر از آنها در اثر فشار جسمي وارد شده در شرايط نامناسبي قرار دارند. </span></strong></sup></p>
<p align="right"><sup><strong></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">ناصح فريدي، دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم در گفتگو با راديو بخش فارسي بي بي سي از انتقال سه نفر از اين دانشجويان به درمانگاه دانشگاه خبر داد و گفت اين دانشجويان "با امكانات محدود درمانگاه" تحت درمان قرار گرفته اند. </span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">برخي منابع خبري از ممانعت نيروهاي حراست دانشگاه از خارج كردن دانشجوياني كه حال آنها وخيم است به خارج از دانشگاه جهت درمان خبر داده اند، اما آقاي فريدي گفت دانشجويان نگرانند كه پس از انتقال به بيمارستان، به نهادهاي امنيتي منتقل شوند. </span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">اين تحصن از روز پنجشنبه شب نهم خرداد در اعتراض به مشكلات صنفي و كيفيت غذاي سلف سرويس دانشجويان آغاز شده است، اما موارد ديگري نيز مورد اعتراض دانشجويان قرار گرفته است. </span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">ناصح فريدي، از جمله خواسته هاي دانشجويان متحصن به بركناري معاونت آموزشي دانشگاه، بركناري مديريت امور فوق برنامه و فرهنگي دانشگاه، بهبود مواد خام مورد استفاده در سلف سرويس دانشگاه، ارتقاي وضعيت بهداشتي خدمات ارائه شده در سلف سرويس، راه اندازي سيستمهاي حرارتي و برودتي خوابگاه هاي دانشگاه و صدور مجوز برگزاري اردوهاي دانشجويي اشاره كرد. </span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">آقاي فريدي در اين گفتگو عنوان كرد كه مديريت دانشگاه موارد اعتراضي دانشجويان را تكذيب كرده است.</span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">منابع خبري دانشجويي از قطع آب آشاميدني دانشگاه، اختلال در سيستم هاي موبايل در پرديس كرج، و قطع اينترنت دانشگاه خبر داده اند.</span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">برخي از اين منابع مدعي شده اند كه خانواده هاي دانشجويان متحصن از سوي "نيروهاي حراست دانشگاه" تلفني تهديد شده اند كه در صورت ادامه يافتن اعتراض، "فرزندان آنها بازداشت، و براي آنها پرونده سنگيني در دادگاه انقلاب تشكيل خواهد شد." </span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">اين در حالي است كه ناصح فريدي، دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم تاكيد كرد دانشجويان "هيچ خواسته اي خارج از محدوده مسائل صنفي ندارند." </span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right"><sup><strong><span style="font-size:medium;">تحصن دانشجويان در شرايطي برگزار شده است كه دانشگاه دوران تعطيلي پيش از امتحانات را سپري مي كند.</span></strong></sup></p>
<p class="storytext" align="right">
<p class="storytext" align="right">منبع1 : <a href="http://www.iran-uk.com/article.php?id=28461">وبسایت ایرانیان انگلستان</a></p>
<p class="storytext" align="right">منبع2 : <a href="http://www.iran-uk.com/article.php?id=28467">وبسایت ایرانیان انگلستان</a></p>
<p class="storytext" align="right">
<p><!-- end_title --></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[من خود آن سیزدهم ...]]></title>
<link>http://onlysiavash.wordpress.com/2007/12/24/man-khod-an-13-am/</link>
<pubDate>Mon, 24 Dec 2007 20:20:31 +0000</pubDate>
<dc:creator>علی</dc:creator>
<guid>http://onlysiavash.fa.wordpress.com/2007/12/24/man-khod-an-13-am/</guid>
<description><![CDATA[محسن چاوشی بدون شک یکی از بد شانس‌ترین خوانندگان تاریخ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><b>محسن چاوشی </b>بدون شک یکی از بد شانس‌ترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران است. خواننده محبوب <a href="http://p30design.net" target="_blank">من</a> هم همین آقای بد شانس است. نمی‌دونم بالاخره روزی می‌رسه که محسن چاوشی رو توی تلویزیون یا روی سن ببینم؟؟ من واقعا <b>محسن چاوشی</b> رو به خاطر استقامت٬ صبر و جوانمردیش تحسین می‌کنم و بهش می‌گم منتظر می‌مونم تا انتشار قانونی آلبوم هات. و هر موقع هم آلبومش منتشر بشه میرم یه کارتون از آلبومش رو به صورت <b>ارجینال</b> می‌خرم و دیگه کپی کاری رو فراموش می‌کنم.</p>
<div style="text-align:center;"><img src="http://irani.2007.googlepages.com/40cheragh-chavoshi.jpg" /></div>
<p>از اون جایی که زبان من قاصر برای گفتن یک سری خبرها شما رو دعوت می‌کنم تا مطلب <b><a href="http://40cheragh.org/40cheragh/News.aspx?NID=634" target="_blank">متاسفم برات ای دل ساده</a></b> رو راجع به سید محسن چاوشی حسینی از چلچراغ بخونید.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ممنوعیت استفاده از کلمه &laquo;مثلث&raquo; در نام شرکت&zwnj;ها]]></title>
<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/11/23/mosalas-sabz/</link>
<pubDate>Fri, 23 Nov 2007 08:55:25 +0000</pubDate>
<dc:creator>آناهیتا</dc:creator>
<guid>http://anahitad.fa.wordpress.com/2007/11/23/mosalas-sabz/</guid>
<description><![CDATA[یکی از آشنایان را دیدم که به دقت تبلیغات داخل روزنامه‌]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><font size="2">یکی از آشنایان را دیدم که به دقت تبلیغات داخل روزنامه‌ها را می‌خواند تا بالاخره به شرکتی رسید که در نام آن از کلمه «غرب» استفاده شده بود. داد و هواری راه انداخت که بیا و ببین! وقتی دلیل این کارش را پرسیدم گفت: «چند هفته قبل برای ثبت و گرفتن مجوز شرکت اقدام کردیم. قرار بود نام مثلث سبز را روی شرکت بگذاریم که مخالفت شد!»</font></p>
<p><font size="2">ناراحتی ندارد که! اگر هوس می کردند مثلث‌هایشان را دوتا کنند چه!؟ امنیت ملی به خطر می‌افتاد!</font></p>
<p><font size="2">پ.ن: مرگ بر اسرائیل!</font></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
