<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>محمد-رضا-شاه-پهلوی &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/محمد-رضا-شاه-پهلوی/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "محمد-رضا-شاه-پهلوی"</description>
	<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 17:55:35 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[آخرین لحظات زندگی شاه]]></title>
<link>http://sanieh60.wordpress.com/?p=63</link>
<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 07:20:19 +0000</pubDate>
<dc:creator>sanieh60</dc:creator>
<guid>http://sanieh60.fa.wordpress.com/2008/04/18/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%84%d8%ad%d8%b8%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87/</guid>
<description><![CDATA[&#8230; فرح و بچه ها چندین بار در طول شب به بالین بیمار آمدن]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">... فرح و بچه ها چندین بار در طول شب به بالین بیمار آمدند . دکتر پیرنیا نیز آنجا بود . همین طور امیر پور شجاع پیشخدمتی که بیست و پنج سال خدمت کرده بود و برای اربابش غصه می خورد .</p>
<p style="text-align:justify;">اردشیر زاهدی تمام شب را در اتاق ماند . قبل از آنکه  شاه از هوش برود زاهدی به او گفت : « شما در حال شوک هستید . حالتان بهتر خواهد شد .» شاه جواب داد : « نه , شما نمیفهمید , دارم می میرم . »</p>
<p style="text-align:justify;">دست زاهدی را گرفت و نگاهش به قطره هایی که از لوله به بازویش می رفت خیره شد . قبل از سپیده دم دچار اغما شد و چند دقیقه قبل از ساعت 10 صبح 27 ژوئیه 1980 جان سپرد .</p>
<p style="text-align:justify;">پزشکان لوله ها را از بدن شاه جدا کردند . فرح از دکتر پیرنیا خواهش کرد حلقه ازدواج شاه را از دستش درآورد و به او بدهد . او یک جلد قرآن کوچک نیز از زیر بالش درآورد . یک پرستار مصری چشمانش را بست . فرح و پسرش رضا گونه هایش را بوسیدند . جنازه را به سردخانه بردند . یک نفر مخفیانه عکسی از جنازه گرفت و به « پاری ماچ » فروخت ... .</p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">منبع :   شوکراس , ویلیام . <span style="text-decoration:underline;">آخرین سفر شاه سرنوشت یک متحد آمریکا</span> , ترجمه : عبدالرضا هوشنگ مهدوی . ( چاپ چهارم ) . تهران : نشر البرز  ( 1369) ص 531<span style="text-decoration:underline;"><br />
</span></p>
<p>عکس زیر - پایان سفر : تصویر شاه در بستر مرگ که در مجله « پاری ماج » منتشر شد .</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-66" src="http://sanieh60.wordpress.com/files/2008/04/shah2.jpg" alt="شاه در بستر مرگ" width="448" height="336" /></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
