<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>مصاحبه-ها &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/مصاحبه-ها/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "مصاحبه-ها"</description>
	<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 10:35:31 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[‏«با انبوهی از قول و وعده های کپک زده مسئولین به فعالیت ادامه می دهیم»]]></title>
<link>http://btacompany.wordpress.com/?p=20</link>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 05:43:24 +0000</pubDate>
<dc:creator>btacompany</dc:creator>
<guid>http://btacompany.fa.wordpress.com/2008/10/04/%e2%80%8f%c2%ab%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d8%a8%d9%88%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d9%88%d9%84-%d9%88-%d9%88%d8%b9%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%be%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%b3/</guid>
<description><![CDATA[‏ 

 
 
«با انبوهی از قول و وعده های کپک زده مسئولین به ف]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size:small;"><span style="font-family:Times New Roman;"><strong>‏</strong> </span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:small;font-family:Times New Roman;"><img style="width:378px;height:130px;" src="http://i34.tinypic.com/21nnknr.jpg" border="0" alt="مصابه مهدی جلالی سروستانی - هفته نامه میثاق جنوب- گروه فرهنگی هنری بی تا" width="524" height="164" align="baseline" /></span></p>
<p> </p>
<p> </p>
<p align="center"><strong><span style="font-size:small;font-family:Times New Roman;background-color:#ffcc33;">«با انبوهی از قول و وعده های کپک زده مسئولین به فعالیت ادامه می دهیم»</span></strong></p>
<p align="left"> </p>
<p align="justify"><strong></p>
<p align="left">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">گفتگو از کاظم صفاری</span></p>
<p><strong></p>
<p align="left"><span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;"><img class="alignright" style="width:89px;height:119px;" src="http://i34.tinypic.com/1z31gcg.jpg" border="0" alt="کاظم صفاری- گروه فرهنگی هنری بی تا" width="99" height="104" align="baseline" /></span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">اشاره! گاهی نمی دانم برای نوشتن از هنر نهفته در انگشتان یک هنرمند باید کدام واژه ها را کنار هم رج بزنیم تا بطن حقیقت را به روزنه احساس بکشیم اما ساده می نویسم... مهدی جلالی دوستی صمیمی هنرمندی مهربان و آشنا با محبت است که می شود صداقت و پاکی را در بند بند وجودش احساس کنی. آنچه در ادامه می خوانید بخشی از گفتگوی ما با این عزیز ارزشمند است.</span></p>
<p align="justify"><span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;"> </span></p>
<p align="center"><span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;"><img style="width:388px;height:303px;" src="http://i38.tinypic.com/1zzqtft.jpg" border="0" alt="مهدی جلالی سروستانی - گروه فرهنگی هنری بی تا" width="426" height="763" align="baseline" /></span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* مهدی جلالی این روزها مشغول به چه فعالیتی می باشد؟</span></p>
<p align="center">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">رسیده مژده که ایام غم نخواهد ماند      چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">بیشتر از قبل فعالیت می کنیم. هفته پیش، دومین قسمت از فیلم مستند «نشاء» که از سال 86 آغاز شده بود، تصویربرداری شد و آخرین پارت فیلم را به امید خدا شهریور و مهرماه سال جاری تصویربرداری می کنیم. فعالیت دیگر ما در بخش هنری، تمرین نمایشی به نام «زنی در حلبچه می رقصد». در بخش فرهنگی نیز، کتاب دائره المعارف اهالی فرهنگ و هنر استان بوشهر </span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* از دایره المعارف هنرمندان چه خبر؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">علیرغم خواسته خودم، کند پیش می رویم. هنوز پیگیری و جمع آوری اطلاعات هنرمندان و رایزنی ها هم ادامه دارد. اما اینطور احساس می شود که هنرمندان و اهالی فرهنگ سهم بسیاری در اینکه به آنان بی توجهی شود دارند. اطلاعات عده ای از آنان جمع آوری و الباقی به خاطر نبود دسترسی تا امروز و یا عدم همکاری مانده است.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* در این کتاب چه چیزهایی را به چاپ خواهید رسانید؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">با توجه به ناشناخته بودن و دفن آثار فرهنگی هنری، تصمیم بر این است که ان شاءا... بیوگرافی، عکس و اطلاعاتی از آثارشان را به صورت سررسید و روزشمار به چاپ برسانیم. البته این شامل اهالی هنر و فرهنگی می شود که با توجه به تعریف موجود در اساسنامه کتاب، سابقه چندین ساله ای داشته و...<br />
این مجموعه کلیه هنرمندان و فرهنگیانی را که از ابتدا تا به امروز فعالیت داشته اند را در برمی گیرد.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* آیا فردی، شخصی یا ارگانی شما را در زمینه چاپ این کتاب به عنوان حامی حمایت </span></p>
<p align="justify"><span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">می کنند؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">تا به امروز حمایت مستقیمی از طرف ارگانهای دولتی و متولیان فرهنگی هنری استان نداشته ایم. اما باید ذکر کرد، در جلسه ای که با شهردار محترم و ریاست حوزه هنری داشتیم اعلام حمایت شد. حالا باید به دست مرور زمان سپرد تا دید که چقدر...<br />
اما شخص بله. فرید میرشکار دوست عزیزی که بدون چشم داشت، حامی فکری و عملی بسیاری از هنرمندان استان است، با رایزنی های دوستانه خود توانسته است، دِین سنگینی را بر این کتاب به جای بگذارد. علی ایزدجو نیز یار همیشه همراه که در این پروژه با پیگیری و تشویق هنرمندان در کنارمان بود. دوستان دیگری همچون مهدی انصاری و اعضای گروه که به خاطر تعداد آنان، نامشان را نمی برم و همچنان برایشان دعای خیر دارم.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* یک سؤال تکراری از مسئولین واقعاً چه انتظاری دارید؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">جواب ما هم تکراری است و به گوش کسی نمی رسد. به شما اطمینان می دهم که حتی در مصاحبه های قبلی کسی از مسئولین و متولیان به سراغمان نیامد و دست دوستی و همکاری به طرف ما دراز نکرد. با انبوهی از قول و وعده های کپک زده مسئولین به فعالیتمان ادامه می دهیم.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* شرایط عضویت هنرمندان برای چاپ کتاب چگونه می باشد؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">شرایط خاص که نه، اما تعاریف خاصی دارد. در همه زمینه های فرهنگی و هنری تعاریف هر کدام مشخص شده است. تکمیل فرم کتاب- فتوکپی شناسنامه و مدارک- عکس و... و نمونه ای از آثارشان کفایت می کند. در نهایت با تأیید انجمن های مربوطه مبنی بر فعالیت و آثارشان، جهت پیوستن و ثبت در کتاب اهالی فرهنگ و هنر استان اقدام لازم صورت می گیرد.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* حالا چرا مهدی خان این تصمیم را گرفته که کتاب چاپ کند؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">می خواهم همگی پیشینۀ فرهنگی و هنری خود را بهتر بشناسیم. کسانی که جریان ساز بودند و امروز در میان ما نیستند. یا هستند و... در نهایت بانک اطلاعات و کارنامۀ فرهنگی هنری جامعی را بوجود بیاوریم.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* کمی از بحث کتاب خارج می شویم جلالی در حال حاضر چه کار نمایشی انجام می دهد؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">نمایش «زنی در حلبچه می رقصد» به نویسندگی رضا امیری</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* چه معیاری برای انتخاب نمایش خود داشتید؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">با پیشنهاد امیری شروع شد. طرح نمایش را گفت و از گروه برای تمرین آن دعوت نمود. پس از پیگیری های مجددی که با گروه انجام داد، تصمیم به اجرای آن گرفتیم.</span></p>
<p align="justify"> </p>
<p align="center"><span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;"><img src="http://i37.tinypic.com/33ot8xy.jpg" border="0" alt="هزار و دومین شب شهرزاد - گروه فرهنگی هنری بی تا" align="baseline" /></span></p>
<p align="justify"> </p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* و حالا تئاتر از نگاه احساس مهدی جلالی سروستانی چه تعریفی دارد؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">فرصتی دوباره برای تولدی دیگر بر روی صحنه. زندگی ای هر چند کوتاه اما موهبتی که خدا می بخشد تا عمیق تر و زیباتر اندیشه کنی و باورهایت را به دیگران نیز ببخشی.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;"> * از تئاتر بوشهر بگوئید؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">دوباره تب جشنواره به جان گروه ها افتاده است و این انگیزه ای برای فعالیت های بدون حمایت شان است. در این میان، جای پیشکسوتان و هنرمندان قدیمی تر خالی حس می شود. شاید رنسانس دیگری در پیش است. شکل مفهومی و اجرایی کارها، جور دیگری است.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* ایده آل کارهای هنریتان را در کجا جستجو می کنید؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">خدا و عشق- زندگی و اجتماع. نمی دانم سؤال سختی نیست. اما جواب مشکلی دارد. </span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* دوست داری چه سؤالی از شما پرسیده شود؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">کاظم صفاری را چقدر دوست داری؟!... (با خنده) شوخی می کنم. سؤالی رو که خودت جوابش رو ندونی.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* در پیچ و خم دنیای هنر به دنبال چه می گردی؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">به دنبال دلم می گردم. می خوام بشناسمش. نه تنها در دنیای هنر، بلکه همه جا.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* فکر می کنیدتنها یک علاقه کاملاً شخصی می تواند دلیل محکمی برای پا نهادن به عرصه تازه از هنر باشد؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">علاقه و احساس زودگذر و مقطعی هست. هر لحظه به یک چیز میل دارد. اما بی تأثیر نیست. به شرطی که استعداد و عشق و اعتقاد به همراه داشته باشد. همه چیز در دنیا راز و تفکری را با خود به همراه دارد و هنر از این همه چیز مستثنی نیست. در ابتدا علاقه راه گشا است. اما به مرور زمان و با توجه به بی مهری هایی که در آن وادی وجود دارد، فقط ایمان و باور به کمکمان می آید و بیدار کردن آن نیاز به تلاش دارد.</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;color:#6600ff;font-family:times new roman, times, serif;">* با سپاس از اینکه با ما همراه بودید لطفاً به عنوان حرف آخر اگر مطلبی مانده بفرمائید؟</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">حرف آخر... تشکر فراوان از خودت. چون هنرمندی هستی که صادقانه به جز وادی نمایش، تلاش فراوانی جهت اشاعه و ترویج هنر در مطبوعات داری و نشریۀ های وزین استان بوشهر که همواره یار ما بوده و هستند . </span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">ویادی از شاعر بزرگ ایران زمین «شاملو» :</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">گرفتم که فریاد برداشتم</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">یکی تیغ در جان شب کاشتم</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">مرا تیغ فریاد برنده نیست</span></p>
<p align="justify">
<span style="font-size:small;font-family:times new roman, times, serif;">در آن مرده آباد که شب زنده نیست.‏</span></p>
<p></strong></strong></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[کسي نبايد ما را روي ويلچر ببيند]]></title>
<link>http://novamusica.wordpress.com/?p=79</link>
<pubDate>Sun, 28 Sep 2008 06:25:33 +0000</pubDate>
<dc:creator>امیر ملوک پور</dc:creator>
<guid>http://novamusica.fa.wordpress.com/2008/09/28/%da%a9%d8%b3%d9%8a-%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d9%8a-%d9%88%d9%8a%d9%84%da%86%d8%b1-%d8%a8%d8%a8%d9%8a%d9%86%d8%af/</guid>
<description><![CDATA[گفت وگو با ريچارد رايت
مارک بليک / ترجمه؛ امير ملوک پور
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>گفت وگو با ريچارد رايت<br />
<span style="color:#008080;">مارک بليک / ترجمه؛ امير ملوک پور</span></p>
<p><em>ريچارد رايت عمده شهرتش را مديون حضور در گروه بسيار معروف پينک فلويد است که در  نوع خود يکي از تاثيرگذارترين گروه هاي موسيقي در قرن بيستم به حساب مي آيد؛ گروهي  که با همکاري او، راجر واترز، سيد بارت و نيک ميسون در سال 1965 ميلادي پايه ريزي  شد و رفته رفته به جايگاهي بسيار مهم در تاريخ موسيقي بريتانيا دست پيدا کرد. پينک  فلويد گروهي بود با حواشي بسيار زياد، به طوري که هرازچندگاهي يکي از نوازندگان از  آن گروه بيرون مي رفت و جاي خود را به ديگري مي سپرد و همواره ميان اعضاي آن نزاع و  درگيري هاي اعتقادي وجود داشت که همين مطلب دامن ريچارد رايت را نيز گرفت، به طوري  که در ميانه ضبط آلبوم «ديوار» کشمکش هاي او و راجر واترز منجر به بيرون رفتن رايت  از گروه شد، هرچند در توري که اين آلبوم را معرفي مي کرد به عنوان نوازنده ميهمان  حضور داشت. وي پس از جدايي از پينک فلويد (او در آلبوم The Final Cut همکاري نداشت)  همراه با ديو هريس گروهي به نام «زي» تشکيل داد که آلبوم ناموفق «هويت» تنها يادگار  از آن همکاري به حساب مي آيد اما در سال هاي بعد دوباره به پينک فلويد پيوست و در  آخرين آلبوم ارائه شده توسط اين گروه حضوري بسيار پررنگ داشت. پس از آلبوم «ناقوس  جدايي» با پينک فلويد، ريچارد رايت با همکاري هنرمنداني چون پينو پالادينو و سينيد  اوکانر دومين آلبوم مستقلش را (بعد از تجربه ناموفق «روياي خيس» در اواخر دهه 70)  با نام «چيني شکسته» وارد بازار کرد که در نوع خود اثري درخور توجه به حساب مي آيد  تا جايي که ديويد گيلمور يکي از ترانه هاي آن آلبوم را در بسياري از کنسرت هايش  اجرا کرده است. ريچارد رايت در ضبط دو قطعه از آخرين آلبوم ديويد گيلمور (روي يک  جزيره) و در کنسرت هايي با او نيز همکاري داشته است. رايت در آخرين ماه هاي زندگي  اش روي آلبوم جديدي مشغول به کار بود که آن طور که گفته مي شد، از يکسري قطعات بي  کلام تشکيل مي شد اما سرطان به او اجازه نداد تا کار را به پايان برساند و رايت در  15 سپتامبر 2008 در 65 سالگي از دنيا رفت. در آگوست 1996 و پس از اينکه رايت آلبوم  «چيني شکسته» را وارد بازار کرد، مارک بليک مصاحبه يي با او براي نشريه  «اکوزدايجست» ترتيب داد که گوشه هايي از اتفاقات زندگي شخصي و هنري رايت را بازگو  مي کند که شايد خواندش خالي از لطف نباشد.<br />
</em><br />
---</p>
<p><strong>-چه چيزي  باعث شد دومين آلبوم مستقل خودتان را ضبط کنيد؟<br />
</strong><br />
زماني بود که  داشتيم آخرين آلبوم فلويد، «ناقوس جدايي»، را ضبط مي کرديم. ايده ضبط اين کار  متاسفانه از يکي از تجربيات شخصي ام با يکي از دوستان نزديکم که از افسردگي رنج مي  برد، الهام گرفته شده است. من مي خواستم احساساتم را درباره آنچه مي ديدم بيان کنم.  البته روند بهبودبخشي نبود و با اينکه من آن کسي نبودم که رنج مي بردم، اما اين  باعث شد به بيان احساسم درباره آنچه شاهدش بودم، برسم. وقتي «ناقوس جدايي» را  ساختيم، من دوباره بخشي از تمام پروسه ساخت اثر بودم چرا که بيشتر از آنکه فقط  بنوازم، در حال نوشتن بودم؛ اما در تمام اين مدت حس مي کردم اين کار به سمت و سوي  خوبي نمي رود. آلبوم را دوست داشتم اما واقعاً کار عذاب آوري بود. در مقام آهنگساز  و ترانه سرا، اين امکان وجود دارد که شما هميشه با کساني که با شما در حال کار کردن  هستند بر سر يکسري مسائل خاص به توافق نرسيد. من از نواختن در تور «ناقوس جدايي»  بسيار لذت بردم و براي همين وقتي به خانه بازگشتم، تنها چيزي که نمي خواستم، اين  بود که گوشه يي بنشينم و کار نکنم. از آنجايي که ايده هايي را براي آلبوم خودم جمع  آوري کرده بودم، برنامه ريزي و هماهنگي هاي لازم را انجام دادم تا به استوديوي خودم  بروم و شروع کردم به نوشتن.</p>
<p><strong>-آنتوني مور يک انتخاب بديهي براي کار  کردن بود؟<br />
</strong><br />
قطعاً. در ابتدا از او خواستم در استوديو کمکم کند.  مقداري لوازم کامپيوتري خريده بودم که کاملاً با آنها آشنايي نداشتم و مي دانستم  آنتوني مي تواند کمکم کند، اما دليل اصلي براي دخالت دادنش يادآوري اين مطلب بود که  چقدر خوب در قطعه Wearing The Inside Out با هم کار کرده بوديم. من واقعاً نمي  خواستم اين آلبوم را کاملاً به تنهايي کار کنم، چرا که من خودم را ترانه سرا به  حساب نمي آورم. همچنين براي آنتوني آسان تر بود تم آلبوم را درک کند چرا که با  احساساتي که من و دوستم در حال تجربه اش بوديم همذات پنداري مي کرد.</p>
<p><strong>-شما اشاره کرديد که بعضي از جنبه هاي کار ناقوس جدايي عذاب آور  بود. آيا حس واقعي آزادي را هنگام کار کردن روي آلبومي که منحصراً متعلق به خودتان  بود، تجربه کرديد؟<br />
</strong><br />
واژه «آزادي» چند بار مورد اشاره قرار گرفته. با  فلويد، من هميشه مي خواستم بيرون بزنم، مي خواستم آهنگي بنويسم و آن را براي بقيه  اعضا به عنوان ماکت ببرم. آنها هميشه مي گفتند اگر خوش شان آمد آن را استفاده مي  کنند وگرنه، نه. در «چيني شکسته» کار کاملاً متفاوت بود. تا قبل از اينکه آنتوني  بيايد و با من کار کند من هيچ موسيقي نوشته شده يي نداشتم. آلبوم طراحي شده بود؛  ساختارهاي متفاوت، اينکه در يک قسمت بايد مثلاً از موسيقي سمفونيک استفاده مي شد و  در قسمت ديگر از راک. اما ما هيچ وقت به ماکت سازي روي نياورديم. ما همه چيز را در  استوديوي شخصي ام در فرانسه روي هم سوار کرديم.</p>
<p><strong>-چطور تصميم گرفتيد  از چه موزيسين هايي در اين پروژه استفاده کنيد؟ (همکاران نوازنده يي مانند گيتاريست  فلويد تيم رنويک، دومينيک ميلر گيتاريست، پينو پالادينوي باسيست، مانو کچ درامر و  سينيد اوکانر ووکاليست).<br />
</strong><br />
من تور جهاني پيتر گابريل را در اوايل  1994 ديده بودم. مانو کچ پرکاشن مي نواخت و من ايده ساختن يک آلبوم را پي ريزي کرده  بودم. به محض اينکه کارش را شنيدم، فهميدم او را براي نواختن در چيني شکسته مي  خواهم. پس موسيقي را برايش فرستادم و او، اگرچه از نظر زماني در مضيقه بود، با من  تماس گرفت تا بگويد وقتي فهميده پينو پالادينو قرار است باس بنوازد، دوست دارد در  اين کار شرکت کند چرا که آنها با هم در کارهاي زيادي به صورت تيمي همکاري داشتند.  پينو به هر حال انتخاب اصلي من بود و ديدن آنها که در کنار يکديگر مي نوازند و  تجربه کردن اينکه چقدر سريع ترک ها را پشت سر هم ضبط مي کنند، مايه لذت و خوشحالي  زيادي بود؛ هشت ترک در شش روز فوق العاده، تيم رنويک طبيعتاً اولين انتخاب من بود.  به خاطر همکاري ما در تور هاي فلويد و همچنين گذشته از اينکه دوست نزديکم بود او هر  صدا و هر حسي را که شما مي خواستيد به شما مي داد. پس از آن، دنبال کسي بودم تا  نوعي گيتار اتمسفريک بنوازد. لوري لاثام که کارهاي صداگذاري را انجام مي داد  دومينيک ميلر را پيشنهاد کرد، او با اينکه در آن زمان با استينگ همکاري مي کرد،  مرخصي گرفت تا با من کار کند. مساله استثنايي اين است که تمام موزيسين هايي که مي  خواستم با آنها کار کنم، براي آمدن و نواختن در چيني شکسته وقت پيدا  کردند.</p>
<p><strong>-چرا سينيد اوکانر را براي خواندن دو ترک انتخاب  کرديد؟<br />
</strong><br />
سينيد اولين انتخاب من بود، هرچند جمع کردن نوازندگان مورد  علاقه تان يک کار است و درخواست از يک هنرمند شناخته شده کار ديگري است. وقتي او  قبول کرد هيجان زده شده بودم. هميشه مي دانستم براي خواندن قطعه هاي Reaching for  the Rail و Breakthrough به صداي زن احتياج دارم، چرا که اين آهنگ ها واژه هاي به  زبان آمده از طرف شخصي است که من برايش در حال نوشتن هستم. براي من، کيفيت صداي او  براي اين دو آهنگ کامل بود.</p>
<p><strong>-آيا الان براي خواندن متن هاي آوازي  راحت تر هستيد؟<br />
</strong><br />
کاملاً. در ابتدا به اين فکر مي کردم که از کسي  بخواهم تمام متن هاي با صداي مرد را بخواند؛ نمي دانستم کي اما سريعاً فهميدم انجام  اين کار، آلبوم را از من مي گيرد، ديگر کاري شخصي نخواهد بود. اينکه قادر بودم کار  را در استوديوي شخصي ام آماده کنم کارها را آسان کرد. به تنهايي به آنجا مي رفتم و  هر چيزي که به ذهنم مي رسيد، مي خواندم. بداهه پردازي و گاهي اوقات متن هاي بي معني  سر هم کردن. سپس آن را گوش مي کردم، اينکه کدام خوب است و کدام خوب نيست را پيدا مي  کردم و رفته رفته اطمينانم را از آنجا ساختم. الان که گوشش مي دهم، صداي خودم را  دوست دارم، چرا که سبکي را پيدا کردم که از آن مطمئنم.</p>
<p><strong>-دو آلبوم  شخصي آخرتان را چطور ارزيابي مي کنيد؟<br />
</strong><br />
آخرين آلبوم («هويت» ضبط شده  با فشنز ديو هريس تحت نام گروهي زي در 1984) را من همواره به عنوان يک «اشتباه  تجربي» توصيف کرده ام. ما تمام ضبط را روي Fairlight که در زمان خود دستگاه خارق  العاده يي بود انجام داديم؛ اما الان آن دستگاه نسبتاً کهنه و منسوخ به نظر مي آيد.  «روياي خيس» (اولين آلبوم مستقل من که در سال 1978 به بازار آمد) بيشتر آماتوري  بود. از توليد خيلي خوبي بهره مند نبود و متن ها نيز خيلي قوي نبودند، اما در  پايان، فکر مي کنم چيز جالبي درباره آن وجود دارد. در واقع الان آن را دوست دارم.</p>
<p><strong>-در گذشته شما درباره رنج بردن از بن بست خلاقيت صحبت کرديد. چقدر  اين موقعيت ادامه پيدا کرد؟<br />
</strong><br />
نمي دانم بن بست خلاقيت بود يا نه، اما  خيلي تنبل شده بودم. بعد از «هويت» در 1984 براي مدتي در يونان زندگي کردم؛ در  محيطي که براي نواختن خيلي مناسب نبود. اگر دوست داريد، اين گونه فکر کنيد که  ارتباطم و حسم را از دست دادم. خيلي خوشحال بودم از اينکه قايق تفريحي ام را در  سواحل يونان مي راندم (مي خندد)، اما حالا که به گذشته نگاه مي کنم، فکر مي کنم  «شايد کمي وقتم را تلف کرده ام».</p>
<p><strong>-در آن زمان شما ديگر با پينک  فلويد همکاري نمي کرديد (در حال ضبط آلبوم ديوار گروه را ترک کرديد). آيا واقعاً  احساس نکرديد در آن زمان از کار حرفه يي موسيقي دست بکشيد؟<br />
</strong><br />
اين  تصميم بر اساس موسيقي نبود. بيشتر بر اساس يک تصميم شخصي بود، چرا که زندگي ام با  شخصي گره خورده بود که در يونان زندگي مي کرد و اين تصميم را گرفتم که به آنجا بروم  تا با او باشم. اين کار را نکردم که از دنياي حرفه يي موسيقي دور باشم اما يک روز  از خواب بيدار شدم و با خودم فکر کردم «خدايا، چه کاري داشتم مي کردم؟» براي همين  به ديو (گيلمور) تلفن کردم و يکديگر را در يونان ملاقات کرديم و او گفت در حال  طراحي آلبومي ديگر براي پينک فلويد است</p>
<p>(A Momentary Lapse Of Reason). به  او گفتم اگر به کسي براي نواختن کيبورد نياز داشت من با کمال ميل انجامش مي دهم. من  در نيمه راه ضبط آلبوم وارد شدم و با آنها براي اجراي تور هم رفتم.</p>
<p><strong>-آيا شما الان به طور رسمي عضوي از پينک فلويد  هستيد؟<br />
</strong><br />
بله،در توليد «ناقوس جدايي» از ابتدا قادر به مشارکت بودم،  نه اينکه در نيمه راه وارد کار بشوم، مانند قضيه</p>
<p>«A Momentary Lapse Of  Reason»، خيلي خوب بود.</p>
<p><strong>-اينکه پينک فلويد بدون شما به عنوان يک  گروه به کارش ادامه دهد، با توجه به اينکه شما از اولين قدم ها همراه اين گروه  بوديد، چه حسي در شما ايجاد مي کند؟<br />
</strong><br />
حس وحشتناکي است. تمام دليلي  که باعث جدايي من از گروه شد در درجه اول به خاطر اين بود که راجر (واترز) داشت  کنترل را در دست مي گرفت. او تمام آلبوم ديوار را نوشته بود. اين آلبوم مال او بود  و او اين حق را داشت تا از ادامه کار با من منصرف شود. اين همان کاري بود که او، با  وجود اينکه من گروه را ترک کرده بودم، تهديد به انجامش مي کرد. اين اصطکاک شخصي  بزرگ بين من و راجر وجود داشت و در پايان کار متوجه شدم که با چنين شخصي به هر حال  نمي توانستم کار کنم. اين شد که گروه را ترک کردم.</p>
<p><strong>-در دوران همکاري  با پينک فلويد در رابطه با The Final Cut چه نظري داشتيد؟ (اولين آلبوم پينک فلويد  بدون رايت)<br />
</strong><br />
دوستش نداشتم، اما مي دانستم که با توجه به موقعيت من،  مي توانستم درباره آن تا حدي دچار پيشداوري شده باشم. اما فکر مي کنم اگر در اين  باره از ديو و نيک (ميسون) هم بپرسيد، آنها هم فکر نمي کنند آلبوم خوبي باشد. مساله  اين است که هنگام ساخت The Final Cut هر سه نفر آنها، مشاجرات زيادي داشتند که در  نهايت به اين منجر شد که راجر گروه را ترک کرد. او اين تصور نابجا را داشت که فکر  مي کرد تمام گروه است و به همين دليل وقتي در نهايت ديو تصميم گرفت کار را بدون او  ادامه دهد منيت و غرورش خرد شد.</p>
<p><strong>-پيشتر به اين اشاره داشتيد که بعضي  جنبه هاي «ناقوس جدايي» برايتان عذاب دهنده بود. دقيقاً چه جنبه  هايي؟<br />
</strong><br />
فکر مي کنم در ساخت آلبومي از پينک فلويد مي توانستيم بيش از  پيش جلو برويم. با تکه هاي موزيکالي که بين شان رابطه يي منطقي تر بود، آلبوم مي  توانست تماتيک تر باشد. اين چيزي است که فکر مي کنم بسياري از طرفداران پينک به آن  علاقه دارند و چيزي بود که دوست داشتم در ضبط هاي شخصي ام به آن دست پيدا کنم. جنبه  هاي زياد ديگري نيز در اين کار وجود دارد که از آنها راضي ام، مانند اينکه قادر  بودم در نوشتن موسيقي نيز همکاري داشته باشم. تاثير کار من در قطعاتي چون Marooned  و Cluster One قابل تشخيص است. اينها نوعي از کار بودند که من در گذشته به پينک  فلويد داده بودم و استفاده دوباره از آنها بسيار خوشحال کننده بود.</p>
<p><strong>-شما دلبستگي آشکار خاصي به آن چيزي داشتيد که اصطلاحاً صداي پينک  فلويد «کلاسيک» ناميده مي شود؟<br />
</strong><br />
خب، بسياري از مردم گفته اند نمي  توانندتنها به چند ترانه در «چيني شکسته» گوش بدهند، بلکه بايد به کل آن توجه کنند.  من فکر مي کنم اين درباره پينک فلويد هم صادق بود. اين چيزي بود که من در آلبوم ها  به آن علاقه مند بودم. فکر مي کنم اين چيزي بود که بسياري از مردم در رابطه با پينک  فلويد دوست داشتند. من دوست دارم موسيقي هايي از اين دست بنوازم و همچنين آن نوع از  موسيقي است که دوست دارم خلق کنم. من به نوعي يک ترانه ساز نيستم. ايده ساختن 12  ترانه مستقل و چسباندنشان به هم در يک آلبوم را دوست ندارم.</p>
<p><strong>-آيا  موافقيد وجه تشابه هايي ميان «چيني شکسته» و موسيقي متن فيلم وجود  دارد؟<br />
</strong><br />
بله. وقتي فلويد براي فيلم هايي چون « قلعه زابرينسکي» و  «بيشتر» موسيقي نوشت، اينها تنها مجموعه يي از قطعات بي کلام بودند. موسيقي فيلم  نوشتن کار سختي است، اما دوست دارم اعلام کنم به اين کار علاقه دارم. موسيقي و  تصوير همراه با هم و اينکه چطور موسيقي مي تواند روي فيلم کاملاً تاثير بگذارد مرا  به وجد مي آورد. آرزو دارم اين موقعيت را داشته باشم تا براي يک فيلم بزرگ و مهم  موسيقي بنويسم.</p>
<p><strong>-آيا از اين همه رمز و راز که پينک فلويد و به خصوص  سيد بارت را حتي الان در بر گرفته متحير نيستيد؟<br />
</strong><br />
فکر کنم مي توانم  درک کنم. اگر شما به The Piper At The Gates Of Dawn گوش کنيد، قطعات خارق العاده  زيادي در آن وجود دارد که آنها را سيد ساخت. او يک انسان بي نظير بود و آن قطعات  نوعي از ترانه بودند که هيچ کس تا آن زمان ننوشته بود؛ بچگانه ولي خارق العاده.  البته ما طي اين سال ها متحول شديم و تغيير کرديم. اما اينکه چرا مردم هنوز مي  خواهند درباره سيد و موسيقي که آن زمان ساختيم بدانند را مي توانم درک کنم.</p>
<p><strong>-چه احساسي نسبت به نسل بعدي که آن موسيقي را گوش مي کند،  داريد؟<br />
</strong><br />
نمي دانم خوب است يا بد، به نوعي عالي است. جالب است که  موسيقي که در سال هاي دهه هاي 60 و 70 ساخته شده امروزه نيز گوش داده مي شود. در  آخرين تور، اينکه ترانه يي را براي کساني بنوازي که در زمان ساخت آن ترانه به دنيا  نيامده بودند، ولي آن ترانه را خيلي خوب مي شناختند، بي نظير  بود.</p>
<p><strong>-اولين آثار پينک فلويد را چطور ارزيابي مي  کنيد؟<br />
</strong><br />
درباره بعضي از ترانه هايم - مانند Remember A Day - احساس  خواري مي کنم. ما در آن زمان خيلي آماتور بوديم، اما فکر نمي کنم تنها آثار من  بودند که الان خيلي خوب صدا نمي دهند. قطعه يي مانند Corporal Clegg، که يکي از  آثار راجر است به همان اندازه بد است. سيد ترانه سرا بود و بعد از او، ما بوديم و  بايد اين ترانه سرايي را ادامه دهيم و اين مسووليت سنگيني بود. ما به هيچ وجه نمي  توانستيم مانند سيد بنويسيم. ما هرگز قدرت تخيلي براي خلق متن هايي مانند متن هاي  او را نداشتيم.</p>
<p><strong>-چه خاطره هايي از آن دوران اوليه دهه 70 در گروه  داريد؛ هنگام ساخت نيمه تاريک ماه و کاش تو هم اينجا بودي؟<br />
</strong><br />
اواخر  دهه 60 کار گروه يک دوره صرفاً تجربي اما پروسه يادگيري بود. در دهه 70 ما خود را  تثبيت کرده بوديم و مي دانستيم چه مي توانيم انجام دهيم؛ چه چيز مي توانيم بنويسيم،  چه چيز مي توانيم بنوازيم. دوران نيمه تاريک ماه و کاش تو هم اينجا بودي بسيار  لذتبخش بود. الان که به عقب نگاه مي کنم، مي بينم دوران پر مشغله يي بود، براي همين  فکر نمي کنم ما هيچ گاه اين امکان را داشته باشيم تا بنشينيم و به اين فکر کنيم در  آن دوران چه کارهايي بايد مي کرديم. در دهه 70 ما يا در حال سفر بوديم يا در حال  ضبط در استوديو. اين تمام چيزي است که به خاطر دارم.</p>
<p><strong>-درباره آلبوم  Animals پس از گذشت حدود 20 سال چه فکر مي کنيد؟<br />
</strong><br />
سخت بود. سال 1977  و هنگامي بود که راجر شروع کرد به اين فکر که او تنها فرد خلاق گروه است. با تمام  احترامي که براي آن آلبوم قائلم، اين تا حدي تقصير من بود چرا که آنچنان چيزي براي  ارائه دادن نداشتم. ديو که چيزي براي ارائه دادن داشت، تنها از عهده انجام يکي دو  کار برآمد. من از نوازندگي ام در آن آلبوم راضي ام، اما خاطره خوبي از آن ضبط  ندارم. در مقام مقايسه با کاش تو هم اينجا بودي که در آن ما واقعاً يک گروه به حساب  مي آمديم (اختلاف نظرهايمان را داشتيم اما به هر حال يک پروسه خلاقانه زيبا بود)  Animals کار شاقي بود. اما من از نقطه نظر متريال، چيزي براي عرضه نداشتم، براي  همين در موقعيت سختي قرار گرفتم.</p>
<p><strong>-فلويد همواره در دسته گروه هاي  پروگرسيو راک دهه 70 پذيرفته شده بود. آيا به اين نوع موسيقي ربطي  داشتيد؟<br />
</strong><br />
من هميشه حس کردم ما خودمان بوديم، اما از حضور گروه هايي  که در آن دوران کار مي کردند، آگاه بودم؛ گروه هايي مانند جنسيز، يس و لد زپلين. من  به موسيقي تمام آن گروه ها گوش داده ام و چند تا از آنها را دوست دارم. من همواره  جنسيز با پيتر گابريل را دوست داشتم، اما از وقتي که او گروه را ترک کرد تا حدي  علاقه ام را از دست دادم.</p>
<p><strong>-آيا دوست داريد چيزي را در آثار قديمي  فلويد تغيير دهيد؟<br />
</strong><br />
فکر مي کنم بيشتر در زمينه ميکس و صداهايي که  داشتيم باشد تا ترانه ها. فکر مي کنم همه ما آرزو مي کنيم اي کاش بعضي از متن ها  کمي بهتر بودند به خصوص در اولين ترانه ها و کيفيت ضبط درام و باس، به طور مثال،  کمي بهتر بود. اما در زمينه کل وجود ترانه ها فکر نمي کنم دوست داشته باشم برگردم و  چيزي را عوض کنم، چون آن چيزي بود که در آن زمان بايد مي بود. آن، خود ما  بود.</p>
<p><strong>-ديگر اعضاي فلويد «چيني شکسته» را شنيده  اند؟<br />
</strong><br />
ديو مطمئناً چيزي از آن را شنيده، چون از او خواستم در آن  بنوازد. او در يک قطعه حضور داشت اما بعداً تصميم گرفتيم رويکرد ديگري به آن آهنگ  داشته باشيم و براي همين از گيتار او استفاده نکرديم. او آلبوم را شنيده است و فکر  مي کنم نظرش اين بود که کار خوبي بوده است.</p>
<p><strong>-آيا بين آلبوم ها و  تور ها باقي اعضاي گروه را مي بينيد؟<br />
</strong><br />
ما خيلي با هم نمي جوشيم.  پينک فلويد مانند ازدواجي است که هميشه در دوره جدايي موقت به سر مي برد (مي خندد).  ما همگي به يکديگر احترام مي گذاريم اما دوست هاي نزديک نيستيم؛ در آغاز رفيق  بوديم، هميشه با هم زندگي مي کرديم، 24 ساعت در شبانه روز. اما آن موقع جوان بوديم  و درباره رابطه هايمان خيلي جدي نبوديم. اين روزها، همه چيز به احترام ختم مي شود.  يک احترام بين ما وجود دارد.</p>
<p><strong>-آيا ساخت آلبوم «ناقوس جدايي» کار  آساني براي شما سه نفر بود. در مقام مقايسه با نوع رابطه يي که هنگام ساخت آخرين  آلبوم ميانتان وجود داشت؟<br />
</strong><br />
دقيقاً. نمي دانم تا چه حد به سن ربط  دارد. نمي دانم آيا اگر آدم پيرتر شود، آسان تر مي شود يا نه؛ شايد. هرچند آدم هر  چه مسن تر مي شود، لجبازتر مي شود و در يک راه خاص قرار مي گيرد که اين يکي از  مسائلي بود که هميشه سعي کردم از آن آگاه باشم.</p>
<p><strong>-شما در توليد دومين  آلبوم سيد بارت (بارت در 1970) مشارکت داشتيد. آيا در خودتان اين را مي بينيد که به  کار توليد و تهيه روي بياوريد؟<br />
</strong><br />
توليد کردن براي خود يک مساله است و  توليد کردن براي ديگري مساله يي متفاوت. آنتوني (مور) مي تواند اين کار را بکند و  اين کار را مي کند. اما من آن شخصيت و علاقه لازم براي انجام اين کار را ندارم. نمي  توانم خودم را در حال انجام دادن کاري مثل آنچه بريان انو انجام مي دهد، ببينم. ديو  و راجر اولين آلبوم سيد را تهيه کردند (The Madcap Laughs) و من و ديو دومي را. اما  آن موقع بيشتر به خاطر کمک کردن به سيد به هر شکل ممکن بود تا اينکه نگران اين  باشيم که بهترين صداي گيتار ممکن را به دست آوريم. مي توانيد فراموشش کنيد، فقط  رفتن به استوديو بود و تلاش براي وادار کردن او به خواندن. به هر حال فکر مي کنم هر  دو آلبوم سيد از جالب ترين قسمت هاي تاريخ هستند.</p>
<p><strong>-هيچ رابطه يي با  سيد بارت داريد؟<br />
</strong><br />
در مجله يي خواندم به خاطر ديابت کور شده است. به  طرز وحشتناکي غم انگيز است. ما او را نمي بينيم، چرا که به نظر مي رسد اگر او پينک  فلويد و زماني که در آن گروه بود را به خاطر بياورد، براي هفته ها افسرده خواهد  بود. مادرش چند سال پيش از ما خواست از او دوري کنيم. به نظر مي رسد در بيشتر مواقع  او تقريباً خوشحال است - يا بود - اما چهره ما مي تواند موجب تغيير اين وضعيت شود.  تمام آن چيزي که مي دانم اين است که او يک هفته خوب است و يک هفته بعد به همان حالت  قبل برمي گردد و کاملاً متفاوت است. اين فقط يک تراژدي وحشتناک  است.</p>
<p><strong>-در حال حاضر ديدگاه شما نسبت به ال اس دي  چيست؟<br />
</strong><br />
سيد تحت تاثير افراد زيادي بود که دوره اش مي کردند و او را  به استفاده از مواد تشويق مي کردند.استفاده هر روزه از مواد. اشتباه بود؟ بله. بي  جهت بود؟ بله. براي من اشتباه بود. من تنها دو بار از مواد استفاده کردم. اولين بار  مربوط به زماني مي شد که هنوز عضو پينک فلويد نبودم. بعد از آن يک بار ديگر هم  استفاده کردم و اصلاً از آن لذت نبردم، براي همين ديگر هرگز به طرفش نرفتم. مطمئناً  سيد را نابود کرد و من فکر مي کنم انسان هاي بي شمار ديگري را نيز نابود کرد.</p>
<p><strong>-اما موسيقي پينک فلويد همواره به عنوان «ملهم از مواد مخدر» توصيف  شده است. فکر مي کنيد اين تصور اشتباه است؟<br />
</strong><br />
اگر منظورتان اين است  که اعضاي پينک فلويد از مواد استفاده مي کردند، اشتباه مي کنيد. در اين صورت به هيچ  وجه نمي توانستم به نواختن بپردازم. از هر گونه موادي هم استفاده کرده  باشم.</p>
<p><strong>-آيا زياد به موسيقي هاي ديگر گوش مي کنيد، آيا تحت تاثير  ديگر نوازندگان کيبورد نيز هستيد؟<br />
</strong><br />
مانند سابق به موسيقي گوش نمي  کنم، چون به اندازه کافي با موسيقي خودم درگير هستم. به ديگر نوازندگان به چشم رقيب  نگاه نمي کنم. من سبکي از نوازندگي «هموند» را دارم که - خوب يا بد - مال خودم است.  من از نظر تکنيکي يک پيانيست موفق نيستم. چند روز پيش به کسي مي گفتم که اي کاش مي  توانستم پيانوي هانکي تانک بنوازم. من به موسيقي دکتر جان گوش مي کنم و او را تحسين  مي کنم ولي آيا او مي تواند «هموند» را مانند من بنوازد؟ من به خودم بيشتر به چشم  يک نويسنده نگاه مي کنم تا اجراکننده. من نمي توانم به تندي پيانو بزنم - من اسکار  پيترسون نيستم - و نمي توانم موسيقي بخوانم. گاهي اوقات آرزو مي کردم اي کاش مي  توانستم بنشينم و يک کنسرتو پيانو بنوازم.</p>
<p><strong>-و  بعد؟<br />
</strong><br />
خيلي از «چيني شکسته» احساس اطمينان مي کنم. به آن افتخار مي  کنم. خيلي دوستش دارم و اکنون بايد با آن زندگي کنم. چيزهاي بسيار کوچکي هستند که  دوست داشتم تغييرشان دهم، اما نه به اندازه يي که زماني فکرش را مي کردم. اين به من  يک سرخوشي اعطا کرد. سال بعد روي آلبوم ديگري يا شايد يک موسيقي فيلم کار خواهم  کرد. اگر فلويد دوباره اتفاق بيفتد، اتفاق مي افتد و اگر نه، که نه. تا آن موقع، به  نوشتن ادامه مي دهم.</p>
<p><strong>-پس هيچ برنامه يي براي ضبط کردن با پينک  فلويد نداريد؟<br />
</strong><br />
روزي در آينده به ديو خواهم گفت «کي قرار است کار  جديدي ضبط کنيم؟» و روزي او خواهد گفت «براي نوشتن دارم به استوديو مي روم، بيا.»  مردم مرتب از من مي پرسند کي قرار است پينک فلويد کار جديدي ضبط کند، اما من  صادقانه نمي دانم. ما حدوداً هر شش يا هفت سال يک بار ضبط مي کنيم، براي همين از  آنجايي که آخرين آلبوم در سال 1994 به پايان رسيد، کسي چه مي داند، آلبوم بعدي مي  تواند در سال 2001 باشد، ما تصوير واضحي از ادامه کارمان نداريم. اين مساله وقتي  پيرتر بشويم برايمان آسان تر خواهد بود. فقط هنگامي که در پينک فلويد هستيم بايد  پافشاري کنيم تا مسوول نورپردازي ما را کاملاً پنهان کند، تا کسي نتواند ما را روي  ويلچر ببيند.</p>
<p>این یادداشت به تاریخ 4 مهرماه 1387 در روزنامهء اعتماد به چاپ رسید. (<a href="http://www.etemaad.com/Released/87-07-04/187.htm#115281" target="_blank">+</a>)</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[مصاحبه با حمید متبسم]]></title>
<link>http://novamusica.wordpress.com/?p=34</link>
<pubDate>Sun, 13 Jul 2008 11:21:57 +0000</pubDate>
<dc:creator>امیر ملوک پور</dc:creator>
<guid>http://novamusica.fa.wordpress.com/2008/07/13/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%aa%d8%a8%d8%b3%d9%85/</guid>
<description><![CDATA[ 



شيوه برخورد حميد متبسم با مقوله آهنگسازي در حيطه مو]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<table border="1" cellspacing="1" cellpadding="1" width="450" align="center">
<tbody>
<tr>
<td>شيوه برخورد حميد متبسم با مقوله آهنگسازي در حيطه موسيقي ايراني را تا حد زيادي مي توان بسيار آوانگارد تلقي کرد چرا که در نحوه ارائه آثارش مي توان نوعي تفکر از پيش تعيين شده و کاملاً حساب شده را رديابي کرد و اين روندي است که اين هنرمند خلاق از آلبوم «بامداد» تا به حال پيش گرفته و ادامه مي دهد. همان آلبوم «بامداد» نشانه هايي بسيار قوي از درک بالاي متبسم از قابليت هاي نهفته و کشف نشده موسيقي ايراني داشت؛ استفاده از نوعي چندصدايي که با تنظيم صرف کاملاً متفاوت بود و سعي در يافتن نوعي زبان موسيقايي شخصي که او را تا حد بسيار زيادي از پيشينيانش مانند حسين عليزاده و پرويز مشکاتيان جدا مي ساخت. متبسم از همان ابتدا به کليت اثري که در دست نوشتن دارد به چشم يک کار کامل مي نگرد و به همين دليل است که ايده چندصدايي بودن در موسيقي وي به هيچ وجه تحميل شده به نظر نمي آيد. علاوه بر اين سعي در ايجاد خلق فضاهايي جديد و دوري جستن از رپرتوار سنتي موسيقي و توجه به قابليت هاي کمتر ديده شده موسيقي ايراني، همه و همه از ويژگي هاي مثال زدني اين هنرمند است که طي اين سال ها همواره او را در جايگاهي متفاوت و خاص قرار داده است. از همين رو مي توان او را در زمره يکي از خلاق ترين و موثرترين آهنگسازان ايراني به حساب آورد که شايد تنها پس از گذشت سال هاي بسيار بتوان اثرگذاري هايش را بر ذهن و فکر موسيقيدانان جوان امروز سنجيد.حميد متبسم به همراه گروه «دستان» و به خوانندگي همايون شجريان قرار است از 31 مرداد در تالار بزرگ کشور روي صحنه برود و همين بهانه يي شد براي گفت وگو.</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p><strong>- تنظيم هايي که از شما طي اين سال ها شنيده شد، نمونه هايي از به رخ کشيدن قابليت ترکيب سازهاي ايراني به حساب مي آيند و تا حدي مي توان سازبندي شما را منحصر به فرد و کاملاً شخصي دانست. مساله تنظيم و چندصدايي نوشتن براي موسيقي سنتي از ديد شما چه معايب و چه مزايايي دارد و اصولاً اين تفکر که موسيقي چندصدايي در موسيقي ايراني جايگاهي نداشته و پديده يي است که از موسيقي غربي وارد موسيقي ايراني شده تا چه حد از ديد شما درست يا غلط است؟<br />
</strong><br />
انتخاب چندصدايي يا تک صدايي در تنظيم کردن يک قطعه کاملاً شخصي است و به نگرش موسيقيدان به قطعه مربوط است.</p>
<p>بيشتر آثار در موسيقي ايراني در ابتدا تک صدايي خلق مي شوند يا شده اند و پس از آن آهنگساز آن اثر يا موسيقيدان ديگري اقدام به تنظيم چندصدايي کار مي کند و به همين دليل بر اثر چندصدايي شدن کار بسياري از حالت ها و تزيينات اجراي سلو تحت تاثير قرار مي گيرد.اين امر ناگزير است، ليکن بايد ديد که با از دست دادن اين حالت ها و زيبايي ها چه به دست مي آوري؟غالب آثاري که از من به صورت چندصدايي ارائه شده از ابتدا چندصدايي فکر و ساخته شده اند و من به اينکه اين پديده غربي است و در موسيقي ما جايي ندارد و به هنر موسيقي در محدوده مرز هاي سياسي اعتقادي ندارم.</p>
<p><strong>- گروه دستان از نوازندگاني تشکيل شده که هر کدام در مکاني متفاوت زندگي مي کنند. اين پراکندگي جغرافيايي تا چه حد در کارگروه تاثيرگذار بوده است؟<br />
</strong><br />
نمي توان گفت اگر ما در کنار يکديگر در يک شهر زندگي مي کرديم اکنون در چه وضعيتي بوديم. جهان امروز ما نتيجه فعل و انفعالات ديروز است. با اين وجود مي توان گفت که تمرين جمعي بيشتر، مي تواند نتيجه يي بهتر از اين را هم داشته باشد.</p>
<p><strong>- نزد بسياري از آهنگسازان اين اعتقاد وجود دارد که نوشتن براي يک کوارتت زهي شايد کاري سخت تر باشد تا نوشتن براي ارکستر سمفونيک. گروه دستان، در مقايسه با بسياري از گروه هاي سنتي از حجم بالاي صدايي برخوردار نيست و غالباً از سه خطً ملودي نواز (بربط، کمانچه، سه تار يا تار) تجاوز نمي کند. اين مساله تا چه حد کار را سخت تر يا آسان تر کرده است؟ آيا همين نکته دليل استفاده از نوازندگان مهمان در آلبومي است که به زودي منتشر خواهد شد؟<br />
</strong><br />
به جز بوي نوروز و ماه عروس آثار ديگري که به نام دستان ارائه شده است از چندصدايي وسيعي برخوردار نيست و غالب کارها تک صدايي با رنگ آميزي ها، اينجا و آنجا کانن ها و کنترپوان هاي جسته و گريخته يي است. ما در ترکيب کنوني دستان تا زماني که کار ها به همين گونه باشند مشکل حجم و کمبود ساز نخواهيم داشت. در اثر جديد(به نام گل سرخ) نگرش به گونه يي ديگر است و سه ساز مهمان (سنتور، غژک و سيتار هند) با تفکر و مناسبت با کار انتخاب شده اند.</p>
<p><strong>- نوازندگان مطمئناً در تکنوازي هايشان استقلال بيشتري دارند اما در کارگروهي و هنگامي که يکي از اعضاي گروه کاري را نوشته و تنظيم کرده است، اين استقلال در چه حدي است؟ به طور مثال چقدر پيش مي آيد که يک کار از قبل نوشته شده، به هنگام تمرين ها و گروه نوازي از نقطه نظر سازبندي يا اجرا و لحن دچار تغيير شود؟<br />
</strong><br />
در کارگروه دستان نظر و سليقه اعضا شنيدني و محترم است و از اين روست که تغييرات هميشه و کم و بيش پيش مي آيد، و البته باز برمي گردد به نوع کار. به عنوان مثال در کار به نام گل سرخ همه چيز نوشته شده و فکر شده است و جايي براي تغيير بزرگي نيست مگر آنکه نوازندگان کوبه يي که ترکيبات وزن ها را بر اساس سليقه آهنگساز، خود انتخاب مي کنند يا مثلاً ساز هاي ديگر حالت هاي خاص اجرايي خودشان را با مشورت اعمال مي کنند.</p>
<p><strong>- شما با خوانندگان متعددي کار کرده ايد از جمله بيژن کامکار، شهرام ناظري، ايرج بسطامي و سالار عقيلي. به نظر شما مساله خواننده سالاري در موسيقي ايران چه جايگاهي دارد و اين مساله که کار يک آهنگساز در بسياري از موارد به نام خواننده تمام مي شود چه اثرات منفي يا احياناً مثبتي در فضاي موسيقي ما داشته است؟ شما اصولاً تا چه حد به اين خواننده سالاري معتقديد؟<br />
</strong><br />
چندي پيش دوستي با من تماسي گرفت و پرسيد؛ مگر تصنيف سرمست کار تو نيست؟</p>
<p>گفتم؛ کار گروه دستان، شهرام ناظري و من.</p>
<p>پرسيد؛ پس چرا در فلان وب سايت اين تصنيف فقط به نام شهرام ناظري ثبت شده؟</p>
<p>گفتم؛ من تصور مي کنم که دست اندرکاران اين وب سايت به اين تصنيف علاقه مندند، ليکن قدردان و شاکر نيستند.</p>
<p>اين پايمال کردن ساده ترين حقوق انساني است و قدرناشناسي در مقابل آناني که موجب اين لذت براي او شده اند. بسياري از شنوندگان موسيقي نه در ايران بلکه در جهان و به استثناي شنوندگان موسيقي کلاسيک اروپايي، خواننده را به عنوان منشاء آثار مي داند. سالار بودن خواننده به خوانندگان مربوط نيست، شنونده اين گونه مي خواهد و اگر تصوير يا نام خواننده يي را روي جلد اثر نبيند آن کار اقبالي در بازار موسيقي نخواهد داشت. اگر لطف از سر بي اطلاعي مخاطب هنر شامل حال هر يک از ديگر دست اندرکاران هنر موسيقي نيز مي شد امروز عناوين نوازنده سالاري يا آهنگسازسالاري را نيز داشتيم. به طور کلي نقش نظر عوام و اکثريت بي اطلاع نه بر هنر موسيقي بلکه بر همه شئون زندگي ما غالباً منفي بوده است. البته در کارهاي آوازي غالباً خواننده نقش سوليست دارد و بايد اهميت داشته باشد، ليکن در هر کاري خالق اثر و اجراکنندگان ديگر نيز در حظ بردن شنونده نقش بسيار دارند و بر شنونده فعال موسيقي است که چشم و گوش بگشايد و قدر زحمت ديگران را نيز گرامي بدارد.</p>
<p>مسلماً اگر اين توجه خاص شنونده به موسيقي آوازي نبود، موسيقي سازي ما امروز وضع بسيار بهتري مي داشت.</p>
<p><strong>- بسياري موسيقي سنتي ايراني را تا حدي خسته کننده و يکنواخت قلمداد مي کنند. نوک تيز اين انتقادات در غالب موارد به مساله رپرتوار برمي گردد. اينکه برنامه سنتي هميشه از يک روند هميشگي «پيش درآمد، چهارمضراب، ساز و آواز، تصنيف و رنگ» برخوردار باشد تا چه حد اين مساله را تقويت مي کند؟<br />
</strong><br />
کاملاً درست است، موسيقي ما براي تحول نياز به تحول در فرم دارد و رپرتوار قديم و کلاسيک موسيقي ايران جوابگوي کاملي براي جهان امروز ما نيست و البته با حفظ همه زيبايي هايش قابل فراگيري و ارائه به عنوان موسيقي قديم ايران است.</p>
<p><strong>- از ديگر انتقاداتي که به آهنگسازان ايراني وارد مي شود مساله وابستگي بي حد و حصرشان به رديف و پيروي بي چون و چرا از رديف است. نظر شما به عنوان آهنگسازي که در آثارش اين وابستگي تا اين اندازه حس نمي شود (نمونه هايي مانند «سه نوازي» يا «بامداد») در اين مورد چيست؟<br />
</strong><br />
تغيير در کنار تکرار، رمز ارتباط محکم با مخاطب موسيقي است، تغيير در وزن و سرعت در کنار تغيير در مقام و مايه دو اصل برابر براي جلوگيري از به خواب رفتن گوش در پيگيري تم اصلي اثر موسيقي است. من اعتقاد به تکرار در موسيقي دارم ولي تکراري که گوش و هوش را با خود ببرد و ارتباط تو را با اثر قطع نکند و اين ميسر نيست مگر با ابزار تحول و تغيير در وزن و مد.</p>
<p><strong>- در آلبوم «ساز نو آواز نو» شاهد سبکي از آوازخواني يا بهتر بگوييم تصنيف خواني بوديم که در نوع خود بسيار نو و متفاوت بود اما ديگر نه از سوي خواننده اش و نه از سوي شما پيگيري نشد. اين شيوه خواندن چه پايه و اساسي داشت و اصولاً چه تفکري پشت اين سبک پنهان بوده؟ آيا به نظر شما عدم استقبال مخاطب باعث شد اين شيوه از خواندن ادامه پيدا نکند يا دلايل ديگري دخيل بودند؟<br />
</strong><br />
اين شيوه خواندن شهرام ناظري است و فکر مي کنم که ايشان در «سفر به ديگر سو»، «لوليان» و همين طور در ديگر آثارشان اين شيوه را دنبال کردند.</p>
<p><strong>- اجراي آثاري از اعضاي گروه دستان توسط ارکستر سمفونيک ليژ در بلژيک با تنظيم محمدرضا درويشي کنجکاوي بسياري را برانگيخته است. اگر ممکن است کمي درباره کم و کيف اين همکاري توضيح دهيد.<br />
</strong><br />
فکر انجام اين پروژه از اوايل سال 2006 در ذهن ما بود و پس از اجراي بداهه با ارکستر سمفونيک بي بي سي و آشنايي با رهبر مهمان پاسکال روفه (فرانسوي) به عمل نزديک تر شد.</p>
<p>از آن پس با ارتباط با محمدرضا درويشي فعاليت ما براي اجراي اين پروژه بالا گرفت و آثاري از حسين بهروزي، سعيد فرج پوري و من در دست کار قرار گرفت. اجراي شهر ليژ اولين اجراي ما بود که اميدواريم با استقبال ارکستر هاي بزرگ ديگر نقاط جهان ادامه پيدا کند.</p>
<p><strong>- در «به نام گل سرخ»، آلبومي که به زودي وارد بازار ايران خواهد شد از نوازندگان مهمان نيز استفاده کرده ايد که حضور سيدهارت کيشنا، نوازنده سيتار در نوع خود تامل برانگيز است. چطور شد که به فکر استفاده از اين ساز در کنار سازهاي ايراني افتاديد و اينکه اين تجربه تا چه حد مثبت بوده است؟<br />
</strong><br />
من اين تغيير را در کار مديون شعر شفيعي کدکني ام، اشعار انتخابي مرا به اينجا راهنمايي کرد. زبان شعر او مرز نمي شناسد، موسيقي من نيز سعي مي کند اين گونه باشد.</p>
<p>مثبت و منفي بودنش را البته شما و ديگر شنوندگان بايد قضاوت کنيد، در من ولي، ديروز فکرش و امروز شنيدنش بسيار موثر بوده و هست.</p>
<p><strong>- يکي از گونه هايي که در حال حاضر به شدت در فضاي موسيقي ايراني متداول شده موسيقي اصطلاحاً تلفيقي است. آيا تجربه شما با سيتارنواز هندي را مي توان به نوعي نزديک شدن تفکر شما به اين شيوه از موسيقي تلقي کرد؟ اصولاً از ديد شما مساله تلفيق آيا حد و مرزي مي شناسد يا به طور کل محدود به تجربه هايي است که موسيقيدانان مختلف با سلايق و سبک هاي مختلف در کنار هم بايد به اشتراک بگذارند؟<br />
</strong><br />
تجربه هميشه خوب است و همه اين کارهايي که تاکنون شده هنوز تجربي اند و هيچ يک راه به قانونمندي پيدا نکرده اند.</p>
<p>پيدايش دوره هاي مختلف هنري از رنسانس تا مدرنيته در ابتدا در تلاش يافتن دگرگوني پديد آمده است و تنگ نظري جلودارش نبوده و نيست و آنچه امروز به عنوان سنت پذيرفته شده است روزگاري مخالف سنت شمرده مي شده. از اين رو حد و مرز شناختن براي هنر موسيقي اگر عقيده من نيز باشد، نظري کاملاً شخصي است و جلوي جريان تلاش براي يافتن گويش هاي تازه را نخواهد گرفت.</p>
<p><strong>- آخرين کنسرت گروه دستان در ايران به حدود دو سال پيش برمي گردد که استقبال کم نظيري از آن به عمل آمد. ولي متاسفانه غالب اجراهاي گروه دستان در خارج از مرزهاي ايران بوده است. مشکلات برگزاري کنسرت در ايران به گونه يي است که در کيفيت کار گروه و اصولاً حس وحال نوازندگان و خوانندگان تاثير مي گذارد. شما چه راهکارهايي را براي بهبود اين وضعيت (که گريبانگير بسياري از موسيقيدانان ايراني شده است) پيشنهاد مي کنيد؟<br />
</strong><br />
هر آنچه من اينجا بگويم تکراري است و ديگر همکاران من بار ها گفته اند. موسيقي هنري است که روزگار ما با آن مي گذرد، موسيقي نان است، آب است و هوا. در دنيا کسي نيست که بدون موسيقي زندگي بگذراند و يک چنين پديده يي نياز به حمايت دارد. ما در ايران چهار سالن مناسب کنسرت نداريم و مسائل اداري کنسرت دادن هم تمامي ندارد، به علاوه کمبود قانون قاطع و مشخصي براي برگزاري اين گونه اجتماعات از مشکلات اصلي برنامه گذاشتن در ايران است. به عقيده من بدون حمايت قاطع دولت و تشکيل يک سازمان مستقل موسيقي و اعمال يک سيستم صد درصد هنري مشکلي حل نخواهد شد. جريان موسيقي را بسپريم به دست کساني که مساله شان موسيقي و نگرش شان هنري است.</p>
<p><strong>- نسبت به بسياري از آثار ارائه شده در زمينه موسيقي سنتي، آثار شما و گروه دستان (به ويژه در آخرين آلبوم ها) کمتر نشاني از ساز و آواز هاي سنتي به چشم مي خورد و رويکردي کاملاً محسوس به سوي استفاده بيشتر از قطعات ضربي هويداست به گونه يي که حتي در بسياري از قسمت هاي ساز و آواز، گروه يک پايه ريتميک ثابت را به طور متناوب تکرار مي کند. آيا اين نگرش ناشي از اين تفکر است که موسيقي ساز و آوازي و با متر ً آزاد (بدون ريتم) جايگاه کمتري در موسيقي معاصر دارد يا دلايل ديگري پشت اين تصميم گيري وجود دارد؟<br />
</strong><br />
اين شيوه يي است که موسيقيدانان ايراني سال هاست براي ارائه آواز به شنونده و سبک کردن سنگيني هاي شنيدن آواز تنها پيش گرفتند و ما فقط باني آن نيستيم. ساز و آواز اگرچه در گذشته فرم غالب در ارائه موسيقي ايراني بوده، ولي امروزه يکي از انواع آن است. اين است که در فرم هايي که ما براي کارمان انتخاب مي کنيم وقتي ساز و آواز ارائه مي شود يا کوتاه است يا به اين شيوه متناسب با کار ارائه مي شود. به هر حال ولي همه اينها به نوع کاري که در دست داريم برمي گردد و ممکن است در کاري به مناسبت ساز و آواز تنها بيشتر داشته باشيم.</p>
<p><strong>- شما در حوزه نوازندگي از پرورش يافتگان مکتب چاووش محسوب مي شويد. اگر ممکن است روايتي از دوره هاي آموزشي و استاداني که با آنها کار کرده ايد داشته باشيد. فکر مي کنيد در صداي ساز شما ردپاي چه استاداني را مي توان دنبال کرد؟<br />
</strong><br />
من فقط نوازنده نيستم و عمرم را تا امروز صرف نوازندگي، آهنگسازي و آموزش به يک اندازه کرده ام. شايد بهتر است که رد پاي استادان را از قبل از چاووش در من جست وجو کنيد.</p>
<p>من پدرم نوازنده تار بود. فروشنده لوازم و صفحات موسيقي نيز بود. مسن ترين برادرم هم نوازنده ويولن بود. دم بدون موسيقي نداشتم. در کودکي تار «ني داوود» و آواز قمر مي شنيدم و در همان زمان با آثار آهنگسازان روس و با موسيقي کلاسيک آشنايي شنيداري داشتم. تار «نوازي» را خودجوش و با ديدن و متاثر از پدرم آغاز کردم. دوران تحصيل در دانشسراي هنر و هنرستان موسيقي بسيار متاثر از آهنگسازي و شيوه کارگروهي استاد فرامرز پايور بودم و از نوازندگي استادم هوشنگ ظريف همين طور. با ورود به چاووش و آشنايي با استادان محمدرضا لطفي و حسين عليزاده رديف را به شيوه يي ديگر و در کنار استاد پرويز مشکاتيان تصنيف سازي را و با کار در گروه عارف گروه نوازي را آموختم. به هر حال اينها همگي روي من موثر بودند و اگر امروز رنگي هست و نغمه يي به همه اينها مديون است.</p>
<p><strong>- درباره رپرتوار کنسرت تهران در شهريورماه بگوييد. اين کنسرت را چگونه پيش بيني مي کنيد؟<br />
</strong><br />
برنامه با همايون شجريان بايد سرفصل يک دوره کار جديد باشد. من قبلاً هم اشاره کرده ام که همايون شجريان يکي از آن چهره هاست که بسيار مورد توجه ياران دستان است. اعتبار او (نه فقط به دليل نام خانوادگي اش بلکه به خاطر پشتوانه کارش) ما را به همکاري با او ترغيب مي کند و فکر مي کنم براي او نيز گروه ما همين قدر جذاب است. اجرا هاي پروژه تازه ما با او از اروپا آغاز شد و حالا در ايران و بعد در امريکاي شمالي دنبال خواهد شد. آثار اين مجموعه دو بخشي متعلق به من و سعيد فرج پوري است که در مايه هاي دشتي و اصفهان ساخته و طراحي شده اند. اين مجموعه در اجراي زنده برلين به ضبط رسيده و به همان گونه در دو سي دي مجزا در ايران و خارج ارائه خواهد شد. توانايي هاي همايون شجريان نه فقط به عنوان يک خواننده، بلکه به عنوان يک موسيقيدان دست و بال ما را باز مي کند و اميد داريم که کارهاي متفاوتي را با او عرضه کنيم.</p>
<p>کار آينده من با او اپرت سيمرغ است که بر اساس داستان زال در دست آهنگسازي است. در اين اثر که پنج خواننده دارد همايون شجريان به عنوان سوليست نقش اصلي را ايفا خواهد کرد.</p>
<p>این مصاحبه به تاریخ 23 تیرماه 1387 در روزنامهء اعتماد به چاپ رسید. (<a href="http://www.etemaad.com/Released/87-04-23/230.htm#105232" target="_blank">+</a>)</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[مصاحبه شبکه جهانی امید ایران با حامدهاکان...Hamed Hakan.Us]]></title>
<link>http://hamedhakan.wordpress.com/2008/03/30/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%a7%d9%85%d8%af%d9%87%d8%a7/</link>
<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 20:58:54 +0000</pubDate>
<dc:creator>سایت حامدهاکان</dc:creator>
<guid>http://hamedhakan.fa.wordpress.com/2008/03/30/%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%a7%d9%85%d8%af%d9%87%d8%a7/</guid>
<description><![CDATA[مصاحبه صوتی تصویری شبکه
جهانی امید ایران OITN&nbsp;&nbsp;با حا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><strong><font color="#0000ff">مصاحبه</font> </strong>صوتی تصویری شبکه<br />
جهانی<strong><font color="#339900"> امید</font></strong> ایران <font face="Arial" size="3"></font><font size="2">OITN</font>&#160;&#160;با <strong><font color="#990000">حامدهاکان</font></strong> </p>
<p align="center"><a href="http://i27.tinypic.com/dwv2mb.jpg"><img alt="مصابه شبکه امید ایران با امد هاکان" hspace="0" src="http://i29.tinypic.com/2vxklkk.jpg" align="baseline" border="0"/></a></p>
<p align="left">&#160;</p>
<p>&#160;پخش اختصاصی از:&#160;&#160;<font size="2"></font></p>
<p align="center"><a href="http://www.hamedhakan.us">www.hamedhakan.us</a></p>
<p align="center">&#160;<a href="http://www.sarcheshmeh.ir">www.sarcheshmeh.ir</a></p>
<p align="center">&#160;<a href="http://www.hamedhakan-fans.com">www.hamedhakan-fans.com</a>&#160;</p>
<p align="center"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><font color="#000000" size="2">لینک دانلود فایل تصویری با کیفیت<br />
زیاد</font></span></span></span></span></span></span>&#160;</p>
<p align="center"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><strong><a href="http://www.4shared.com/file/42308709/7d9c69c6/Mosahebe_Ba_Hamed_Hakan-OITN-High_Quality.html?dirPwdVerified=aaabc2e3" target="_blank"><font color="#6699ff" size="3">DOWNLOAD</font></a><font color="#ffff00"></font><font size="3">&#160;</font><font color="#660000">5,095<br />
KB</font></strong></span></span></span></span></span></span>&#160;</p>
<p align="center"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><font color="#000000" size="2">لینک دانلود فایل تصویری با کیفیت<br />
کم</font></span></span></span></span></span></span>&#160;</p>
<p align="center"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><strong><a href="http://www.4shared.com/file/42303302/3a469f93/Mosahebe_Ba_Hamed_Hakan-OITN-Low_Quality.html?dirPwdVerified=aaabc2e3" target="_blank"><font color="#6699ff" size="3">DOWNLOAD</font></a><font size="3"></font><font color="#ffff00">&#160; </font><font color="#660000">3,889<br />
KB</font></strong></span></span></span></span></span></span>&#160;</p>
<p align="center"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><font color="#000000" size="2">لینک دانلود فایل صوتی<br />
مصاحبه</font></span></span></span></span></span></span>&#160;</p>
<p align="center"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><strong><u><a href="http://hamedhakan-fans1.persiangig.com/audio/Mosahebe%20Ba%20Hamed%20Hakan-OITN-OMID%20E%20IRAN.mp3" target="_blank"><font color="#3399ff" size="3">DOWNLOAD</font></a></u></strong></span></span></span></span></span></span>&#160;</p>
<p align="center"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="rtl" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><span dir="ltr" style="font-size:8pt;color:#333333;font-family:Tahoma;"><font color="#000000" size="2">دانلود کنید ولذت<br />
ببرید</font></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پاسخ حامدهاکان به سوالات........Hamed Hakan]]></title>
<link>http://hamedhakan.wordpress.com/2008/03/30/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%ad%d8%a7%d9%85%d8%af%d9%87%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aahamed-hakan/</link>
<pubDate>Sun, 30 Mar 2008 20:49:42 +0000</pubDate>
<dc:creator>سایت حامدهاکان</dc:creator>
<guid>http://hamedhakan.fa.wordpress.com/2008/03/30/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%ad%d8%a7%d9%85%d8%af%d9%87%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aahamed-hakan/</guid>
<description><![CDATA[پاسخ به سوالات شما طرفداران همیشگی حامدهاکان توسط خود ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>پاسخ به سوالات شما طرفداران همیشگی حامدهاکان توسط خود شخص حامدهاکان</p>
<p> بي شك خيلي از شما عزيزان بي صبرانه منتظر گرفتن جواب سوال خود از حامد عزيز بوديد ....حامد عزيز به اين سوالات پاسخ داده و ما براي شما عزيزان در اين قسمت بدون هيچ ويرايشي قرار داديم..</p>
<p>خبرهاي مهمي در اين جواب ها  نهفته است ....</p>
<p>PASOKH BE K2<br />
Dooste aziz<br />
hich vaght sokoot Alaamate biroon raftan az yek mobareze nist.</p>
<p>Motmaen bash ke tooye in rooz ha daram be karha va sooje haye behtari mipardazam</p>
<p>Pasokh be AYA<br />
Dooste Aziz</p>
<p>Dalile khassi nemibinam ta bekham Ghabl az be bazar oomadane yek music dar bareye oon sohbate khassi bokonam</p>
<p>Agar bana bashe dar bareye hameye music ha sohbat bokonam behtare ke aslan oon haro be bazar nafrestam va faghat dar barashoon harf bezanam</p>
<p>Pasokh be PARSA<br />
Parsa jan</p>
<p>Tpfange kohne soojei bood ke baraye yek khanandehe dige sakhtam va karre fogholade marekei shode</p>
<p>Amma chon oon khanandeh hazineye karesh ro napardakhte Tofange kohneh varede bazar nashod</p>
<p>Pasokh be MOHAMMAD dar bareye consert<br />
Mohammade aziz</p>
<p>az oonjai ke Dige dar IRAN Nistam baeid midoonam ke dige dar iran ejraei dashte basham</p>
<p>Amma Akharin Ejraye man dar mash had ba Rohame Bakhshian va Omide nouri bood</p>
<p>Pasokh be SAJAD e Aziz<br />
sajjad jan</p>
<p>ozr khahi mikonam agar be soalate shoma pasokh dade nashod</p>
<p>motmaennan ghasd va gharazi dar kare siavashe Azizam vojood nadashte</p>
<p>Pasokh be ALI jan<br />
Ali e Azizam</p>
<p>Agar Adaye harfe SHeen dar talaffoz haye man baese Azare shoma mishe ozr khahi mikonam</p>
<p>Amma in talafoz be khatere jarrahi hast ke man rooye dandoon ham anjam dadam</p>
<p>say mikonam ta behtar talaffoz bokonam</p>
<p>Merc</p>
<p>Pasokh be HOSEIN NAJARI<br />
Hoseine Azizam</p>
<p>Be Ehtemale ziad Esme Albume tazehe man -18 khahad bood</p>
<p>Amma nemitoonam Esmi az sherkate pakhsh konandehe in kar bebaram</p>
<p>Pasokh be HESSAM<br />
Hessam jan</p>
<p>Musice HAmsafar dar in Album be daste shoma dooste khoobam khahad resid Albatte ba tanzime jadid</p>
<p>Pasokh be MEHRAN e aziz<br />
Mohsene chavoshi hammishe baraye man ghabele Ehteram boode va hast</p>
<p>har sohbati ham ke az man bokone baz ham baraye man Mohtaram khahad bood chon ke rooz haye khoobi ro ba ham gozaroondim</p>
<p>Hormate khatereh ha baraye man bish az in harf hast</p>
<p>Pasokh be AMIR e Aziz<br />
Music va soojeye Ghatel e Herfei ro hamishe doost daram</p>
<p>Pasokh be MILAD jan<br />
Olgouye khassi ro dar nazar nadarm<br />
amma<br />
ba sedaye OMID MOEIN va HABIB zendegi mikonam</p>
<p>Pasokh be ms: MAHIN<br />
Aghl va Dele shoma che javabi mide????????</p>
<p>jeddan baraye bazi az adam ha moteassefam ke na sharaf daran na Aberoo</p>
<p>pashokh be Doshmane Doshmane DOKHTARHA<br />
Agar kasi ro ke vaghean doostesh daram az man chenin matlabi ro bekhad GHATAN in kar ro khaham kard va music ro az zehnam pack mikonam</p>
<p>Pasokh be HAMED e Aziz<br />
HAMED jan</p>
<p>man ba in stile music Motevalled shodam</p>
<p>Motmaen bash ta zamani ke bekhoonam az karha va sooje haye manfi doori nemikonam</p>
<p>Pasokh be SABER e Aziz<br />
Mardomi ke dar Neyshabour be didane man oomadan baraye hammishe man ro madyoone khodeshoon bedoonand</p>
<p>daste hamashoon ro miboosam va khake paye hameye oon azizan hastam</p>
<p>Pasokh be RAMIN NASERI<br />
Ramine aziz</p>
<p>Faghat vaghti az seda va musicet estefade bokon ke vaghean harfi baraye zadan dashte bashi</p>
<p>Pasokh be AMIR e Aziz<br />
behtarin musice Molayemi khoondam az nazare khodam kare LALAEI ba sheri az maryame Heydar zadeh bood</p>
<p>Pasokh be AYA<br />
ejraye badie man dar shahre DUBAI dar rooze 13 EYDE NOWROUZ Dar PARKE ZABEELL</p>
<p>be hamrahe sattar khahad bood ENSHA ALLH</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ابراز نگرانی شدید مادر علی کلایی ،دانشجوی زندانی از وضعیت فرزندش]]></title>
<link>http://soskalai.wordpress.com/2008/01/13/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%8c%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/</link>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2008 13:30:58 +0000</pubDate>
<dc:creator>soskalai</dc:creator>
<guid>http://soskalai.fa.wordpress.com/2008/01/13/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%8c%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/</guid>
<description><![CDATA[


فریده غیرت، نایب رییس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، با]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;" dir="rtl"><span style="font-size:14pt;font-family:Arial;"></span></p>
<p><span></span><span></p>
<p align="right" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:center;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span><font color="#ff0000"></font></span></p>
<p><span><font color="#ff0000"><font color="#000000"><span style="font-family:Tahoma;">فریده غیرت، نایب رییس انجمن دفاع از حقوق زندانیان، با انتقاد از بازداشت گروهی از دانشجویان که تحت نام دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب فعالیت می کرده اند، خواستار صدور اجازه تماس آنها با خانواده ها و وکلای مدافع شان شد.</span><span style="font-family:Tahoma;" dir="ltr"></span></font></p>
<p style="line-height:15.6pt;margin:0;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font color="#000000"><span style="font-family:Tahoma;">ده ها دانشجو حدود </span><span style="font-family:Tahoma;">۴۰</span><span style="font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-family:Tahoma;">روز پیش توسط ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شدند.تاکنون مقام های جمهوری اسلامی، هیچ اتهام رسمی به این دانشجویان وارد نکرده اند و در عین حال، خانواده های این دانشجویان از وضعیت آنان ابراز نگرانی می کنند. </span></font></p>
<p><font color="#000000"><span style="font-family:Tahoma;"></span></font> </p>
<p style="line-height:15.6pt;margin:0;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="font-family:Tahoma;"><font color="#000000">درهمین ارتباط، طاهره صادقی، مادر علی کلایی، یکی از دانشجویان بازداشت شده، در گفت وگو با رادیو فردا وضعیت پروند فرزند خود را شرح داده است:</font></span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma;"><font color="#000000"></font></span> </p>
<p style="line-height:15.6pt;margin:0;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="font-family:Tahoma;"><font color="#000000">آیا تا کنون توانسته اید با فرزندتان ملاقات کنید؟ </font></span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma;"><font color="#000000"></font></span> <span style="font-family:Tahoma;"><font color="#000000">طاهره صادقی : من هیچگونه اطلاعی از وضعیت فرزندم ندارم و تا به حال هیچگونه تماس تلفنی و یا ملاقاتی با او نداشته ام. اصلأ نمی دانم مرده است یا زنده. سایر خانواده ها نیز تاکنون ملاقاتی ‌با فرزندانشان نداشته اند. </font></span></p>
<p align="center" style="line-height:15.6pt;text-align:center;margin:0;" dir="rtl" class="MsoNormal"><font face="Times New Roman"><span style="color:red;"></span></font></p>
<p><font face="Times New Roman"><span style="color:red;">شنبه، 22 دی 1386</span><span></span></font><span style="color:red;"><font face="Times New Roman">به نقل از<b> </b></font><a href="http://www.advarnews.us/" title="ادوار نیوز"><b><font face="Times New Roman">ادوارنيوز</font></b></a><font face="Times New Roman">  </font></span><span></span></font></span></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[گفتگوي گزارشگران با فعالين]]></title>
<link>http://shamisalwati.wordpress.com/2007/01/06/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%8a-%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%8a%d9%86/</link>
<pubDate>Sat, 06 Jan 2007 12:13:14 +0000</pubDate>
<dc:creator>shamisalwati</dc:creator>
<guid>http://shamisalwati.fa.wordpress.com/2007/01/06/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%d9%8a-%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%8a%d9%86/</guid>
<description><![CDATA[ 
با تشکر  از اینکه مرا در این پرشش و پاسخ دخیل دادای  من ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl"> </span></strong><span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><span dir="rtl">با تشکر  از اینکه مرا در این پرشش و پاسخ دخیل دادای  من هم سعی می کنم  بعنوان فعال کمونیست کارگری  خیلی کلی  به سوالات شما پاسخ دهیم  </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">گزارشگران</span></strong><span dir="rtl"> </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><strong><span>تعريف چپ چيست و از چه مشخصاتی  برخوردار است؟</span></strong><!--more--></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><strong><span>شمه صلواتي</span></strong><span> : </span><span>چپ در جامعه  ما  بر اثر  نیازهای اجتماعی  و سیاسی  ریشه گرفت است،  در واقع  چپ سمبل مبارز دربرابر دولتها،  سمبل انسانیت  و مدافع  حقوق  طبقه  تحت ستم است.  اما  این پاسخ کلی است، در طول بیش از چندین ده  چپ  در ایران معنی  مارکسیت داشته است  به  همین دلیل   امروز  کمونیست   در میان  توده مردم  نه نتها  خوشنام  بلکه  تنها راه نجات است  با نگاهی واقعی  به مبارزات  مردمی  این واقعیت  قابل  فهم است.</span></p>
<p><strong>گزارشگران</strong><span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><strong><span>چپ ازبستر  کدامين بحرانها دوباره سر بر آورده است؟</span></strong><span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><span><span> </span></span><strong><span>شمه صلواتي</span></strong><span> : </span><span>کارنامه  سیاست مداران  راست  پرو غرب و نیروهای اسلامی  بر اثر عامل کردشان  این واقعیت را به مردم ما در ایران فهمانده  که تنها راه نجات  نیروی خود مردم  و دخیل شدن در ساختن یک جامعه بر اساس  تفکر انسانی  می تواند  راهگشای  یک زندگی انسانی باشد  وجود همین  تفکر مردمی  که  انسانهای  مترقی  در طول بیش از چندین ده که در آن دخیل بودن  با واقعیت  مارکسیتی  در آمیخته شده  و احزاب چپ را بوجود آورد است  این خود بازتاب  فرهنگ مدرن و انسانی یک جامعه است. امروز مبارزات مردم  خالی از شعارهای  سوسیالیستی نیست   به همین دلیل  بستر واقعی چپ بر اثر حکومت ها  دیکتاتور و خیانتهای احزاب راست، ملی و مذهبی    در جامعه ما ریشه گرفت است. </span><span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><span> </span><span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><strong><span>گزارشگران</span></strong><span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><span> <strong>اين چپ چگونه ترکيبی دارد؟  از چپ سنتی گفته ميشود آيا در برابر آن چپ مدرن  قرار ميگيرد؟</strong></span><span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><strong><span>شمه صلواتي</span></strong><span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><span>به نظر من  چپ واقعی را باید میان  مبارزات و مطالبات  مردم جستجو کرد، آنطور که من به مبارزات مردم نگاه می کنم  یک نوع چپ مدرن  که داری مطالبات انسانی است  می بینم  چپی که  خواهان سرنگونی  جمهوری اسلامی است ورفاه و سعادت  می خواهد و اگر دقیق شویم  می بینم  چه درشعارهایش  از آزادی  بی قید و شرایط سیاسی گرفته تا حقوق کودک، برابری  زن و مرد،  چه در دفاع از  تشکلهای صنفی،  چه در دفاع از   مبارزات کارگری  ........... این نوع چپ  یک چپ مدرن  و فوقق العاده  با افق روشن  و افکار انسانی  در تلاش برای تغییر جامعه است اما حقیقت  مبارزات امروز مردم در ایران سنتها را درهم می شکند و به جای آن یک نوآوری انسانی را جایگزین می کنند  این نوع مبارزه در ایران   مارکسیتی است  و شعارش  شعارهای  کاملا طبقاتی است .چپ سنتی امروز با این نوع مبارزه کاملا بیگانه است </span><span></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><strong><span>گزارشگران</span></strong><span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">آيا اين چپ در سطح يک جنبش مطرح است و يا اينکه فعالين و حرکتهای خود را دارد؟</span></strong><span dir="rtl"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">شمه صلواتي</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><span dir="rtl">بلی  این چپ در سطح یک جنبش   مطرح است و دردورن  جامعه ریشه دوانیده است   به نظر من  دارای  فعالین  خود  و حرکتهای  کاملا  انقلابی  است  و کاملا سراسری عمل می کند،  جنبش  بسیار قوی   و روبه پیش است  آگاها عمل می کند در طول تاریخ مبارزات مردم  ایران چنین جنبشی بی سابقه و   بی نظر و در عین حال  امیداوار کنند است  البته این امکان  که منجر به یک انقلاب بنیادی شود را دارد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">گزارشگران</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">راه کارها و بن بست های فعلی چپ در طيف های مختلف آن کدامها می توانند باشند؟  </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">شمه صلواتي</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><span dir="rtl">منظور شما اگر جنبش چپ به این اعتبار که در مبارزات مردم می بینیم  با احتیاد  و حساب شد عمل می کند  آنچه که من می بینم این جنبش خود را برای رویاروی سخت  برای یک انقلاب   ریشه ای آماده می کند  و هر لحظ ممکن  است منجر به یک انفجار شود  اما اگر منظور شما احزاب چپ به شکل  سنتی و یا فرقه ای که وجود دارد برای من مایوس کنند است  اگر به چپ صرفنظر  از جهت های سیاسی آنها و پراکندگی هایشان  نگاه کنم  با واقعیت مبارزات مردم در ایران خوانا ندارد  فرقه ای است  از لحاظ تفکر با سنتهای گذشته و دست پاگیر دست به گریبان است  غیر طبقاتی است  شرایط را نمی شناسد  البته  نکات مثبت هم دارد  از مبارزات مردم پشتبانی می کنند  و به  نوعی اتحاد اعلام نشد دست زدن   آزادی و برابری  شعاری است که همه احزاب چپ با آن در عمل موافقند  آزادی زندان سیاسی بدون هیچ قید و شریطی  و وو ......  اما این کافی نیست  این نیروی چپ باید  نقش رهبر را باز کند باید یک قدم رو به جلو باشد  در دفاع از مبازارت مردم باید سعی کنند  نیرو پشتبان  به میدان بیاوری باید  در سطح بین الملی  نیرو  دفاعی به میدان بیاورند  و فعالانه و تحرکات سیاسی داشته باشند و مهمتر از همه   افکار شفاف  و روشن داشته باشد  </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">گزارشگران</span></strong><span dir="rtl"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">بحران زدائی در درون چپ در کدامين مسير است و تا چه اندازه آگاهانه به پيش برده می شود؟ </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">شمه صلواتي</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><span dir="rtl">در درون حنبش چپ اگر منطور احزاب و سارمانها باشد  باید منتظر  انشعاق  بود   جنبش که در ایران  پا به میدان گذاشته یک جنبش توده ای  و وسیع  همه جانبه است  این خود باعت  نوعی تصفه  یا نوعی شفافیت در میان احزاب چپ  می شود  این میسر جبر است،  ضرورت یک جنبش است،  که رهبران  واقعی خود،  که به درست و طبقاتی  در جنبش دخیلند  باقی می مانند  و این یک  ضرورت  واقعی است،  این جنبش  به رهبران عملی  و علنی  احتیاج دارد  رهبرانی که  زندگیش  و قیافه شان برای مردم مهم است  رهبران عملی  و علنی  نمی شود بانام مستعار  و زندگی  مخفی  نقش رهبر را داشت</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><span dir="rtl">و امروز هم می بینم  که مردم از رهبران علنی  خود  محافظت می کنند  اگر توسط پلیس  دستگیر می شوند  و خطرات  دیگری  ما حضور مردم را می بینم  مبارزه  امروز  نوعی دیگر  و رهبری عملی  از جنس خودش را می خواهد بست    </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">با تشکر از شما</span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:ltr;unicode-bidi:embed;" align="right"><strong><span dir="rtl">بهروز سورن</span></strong></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
