<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>هنرمندان &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/هنرمندان/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "هنرمندان"</description>
	<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 17:50:53 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[محسن چاووشی، رضا صادقی، بنیامین و... در کاست جدیدشان!]]></title>
<link>http://zibabin.wordpress.com/?p=175</link>
<pubDate>Mon, 15 Sep 2008 08:18:48 +0000</pubDate>
<dc:creator>zibabin</dc:creator>
<guid>http://zibabin.fa.wordpress.com/2008/09/15/%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%da%86%d8%a7%d9%88%d9%88%d8%b4%db%8c%d8%8c-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%b1-%da%a9/</guid>
<description><![CDATA[- علیرضا عصار ترانه های آلبوم جدیدش را برای دریافت مجوز ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<h3>- علیرضا عصار ترانه های آلبوم جدیدش را برای دریافت مجوز به دفتر موسیقی وزارت ارشاد سپرد؛ در این آلبوم از ترانه های افشین یدالهی، افشین مقدم و حضرت مولانا استفاده شده و همکاری با شهرداد روحانی هم به عنوان موزیسین در این آلبوم قطعی است.</p>
<p>- بنیامین بهادری خواننده ی آلبوم موفق "بنیامین ۸۵" به زودی با آلبوم ۲۰ تراکی و جنجالیش به بازار پاپ باز خواهد گشت. فرید احمدی سراینده ی ترانه هاست و پیام شمس همه ی کارها را تنظیم کرده است. قرار است بالاخره طلسم شکسته شود و بنیامین بعد از انتشار دومین آلبومش کنسرت هم بدهد.</h3>
<div style="border:medium none #666666;font-size:14pt;line-height:30px;font-family:tahoma;" dir="rtl"><img src="http://www.seemorgh.com/images/66Benjamin1386.jpg" border="0" alt="" width="249" height="383" /></div>
<div style="border:medium none #666666;font-size:14pt;line-height:30px;font-family:tahoma;" dir="rtl">- رضا صادقی اوایل پاییز جدیدترین آلبومش را روانه ی بازار موسیقی پاپ خواهد کرد. نام این آلبوم "چقد سخته" بوده و عمده ی ملودی ها ساخته ی خود صادقی است و برای اولین بار از ملودی آهنگساز دیگری به نام مهدی زنگنه نیز استفاده کرده است. در این آلبوم جدا از خود صادقی، اشکان رحیمی، هومن البرز و مرجان زنگنه نیز ترانه دارند.</div>
<div style="border:medium none #666666;font-size:14pt;line-height:30px;font-family:tahoma;" dir="rtl"><img src="http://www.seemorgh.com/images/7sang3-2-rezasadeghi-2.jpg" border="0" alt="" width="400" height="301" /></div>
<div style="border:medium none #666666;font-size:14pt;line-height:30px;font-family:tahoma;" dir="rtl">- ایران هنوز منتظر انتشار اولین کار رسمی محسن چاوشی است، اولین آلبومی که تا چندی دیگر از این خواننده "زیر زمینی اسبق!" به صورت رسمی و مجوز دار منتشر خواهد شد، همان "یه شاخه نیلوفر" است. این آلبوم با موسیقی خود محسن و ترانه های حسین صفا و امیر ارجینی به زودی روانه بازار خواهد شد.</div>
<div style="border:medium none #666666;font-size:14pt;line-height:30px;font-family:tahoma;" dir="rtl"><img src="http://www.seemorgh.com/images/chav2.jpg" border="0" alt="" width="300" height="424" /></div>
<div style="border:medium none #666666;font-size:14pt;line-height:30px;font-family:tahoma;" dir="rtl">- حسین زمان از جمله خواننده های پیشکسوت موسیقی ماست که طی ده سال گذشته کارنامه ی قابل دفاعی از خود به جای گذاشته است. زمان به زودی جدیدترین آلبوم خود را با همکاری کمپانی سروش روانه ی بازار موسیقی خواهد کرد. آلبوم جدید زمان "قرار عاشقی" نام گرفته و در آن موزیسین های برجسته ای چون تورج شعبانخانی، محمدرضا چراغعلی، بهرام دهقانیار، بهروز صفاریان، میثم مروستی و امیر قدیانی با زمان به همکاری پرداخته‌اند.</p>
<p>- احسان استارت زد! احسان خواجه امیری پس از موفقیت فوق العاده ی آلبوم "سلام آخر" این روزها در استودیوی شخصی اش مشغول جمع آوری آلبوم جدیدش است. این بار بر خلاف گذشته افشین یدالهی نقش کمرنگ تری در ترانه های این آلبوم ایفا می کند و چندین و چند ترانه سرای جوان به کادر کاری احسان اضافه شده اند.</p>
<p>- حمید عسکری امسال یکی از پر کار ترین خواننده های موسیقی پاپ ایران بود. موفقیت آلبوم کما و البته اجراهای پرمخاطب این خواننده باعث شده تا پیشنهاد کنسرت های مختلفی به وی ارائه شود. حمید که اردیبهشت ماه در تهران و در سالن وزارت کشور کنسرت با شکوهی را برگزار کرده بود، مرداد ماه در جزیره ی کیش ۵ شب به روی صحنه رفت و به اجرای ترانه هایش پرداخت. عسکری بلافاصله پس از پایان این کنسرت راهی شهر رفسنجان شد و کنسرت خود را در استان کرمان اجرا کرد.</p>
<p>- بابک جهانبخش با وسواسی خاص همچنان مشغول کار روی آلبوم جدیدش است. در "بی اسم" چهره هایی چون بابک صحرایی، علی بحرینی، مریم اسدی، بهاره رسول زادگان، نغمه قاسمی و داریوش شهریاری با جهانبخش همکاری هایی داشته‌اند.</p>
<p>- مجتبی کبیری مجوز سومین آلبومش را با عنوان "نیم نگاه" دریافت کرد اما فعلا اجازه ی انتشار آن را ندارد. وی گفت: "نمی دانم این مشکل چه زمانی حل می شود اما یقین بدانید که هرگاه به من اجازه دهند، آلبوم را به سرعت روانه ی بازار موسیقی پاپ خواهم کرد. در آلبوم جدید کبیری چهره هایی چون پدرام کشتکار، نیما صرافی مهر، رسول رسولی، پوریا حیدری، مهشاد عرب و ... با وی به همکاری پرداخته اند. "معرکه" و "ساز مخالف" آلبوم های قبلی کبیری هستند که هر دو جزو پرفروش ترین های موسیقی پاپ بوده‌اند.</p></div>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[تصاوير منزل نيكلاس كيج و لئوناردو ديكاپريو]]></title>
<link>http://persiansunix.wordpress.com/?p=107</link>
<pubDate>Wed, 13 Aug 2008 09:47:58 +0000</pubDate>
<dc:creator>persiansunix</dc:creator>
<guid>http://persiansunix.fa.wordpress.com/2008/08/13/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%d9%8a%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b2%d9%84-%d9%86%d9%8a%d9%83%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d9%83%d9%8a%d8%ac-%d9%88-%d9%84%d8%a6%d9%88%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%88-%d8%af%d9%8a%d9%83%d8%a7/</guid>
<description><![CDATA[
انينم دوتا عكس هوائي از منزل دوتا از سوپر استاراي هالي]]></description>
<content:encoded><![CDATA[[gallery]
<p>انينم دوتا عكس هوائي از منزل دوتا از سوپر استاراي هاليوود.</p>
<p>البته قسمت اوله</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بیاییم اعتیاد هنرمندان و دیگر انسان های باارزش را به چالش بکشیم]]></title>
<link>http://aghaejaze.wordpress.com/?p=456</link>
<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 13:00:45 +0000</pubDate>
<dc:creator>navidar</dc:creator>
<guid>http://aghaejaze.fa.wordpress.com/2008/08/09/artistsondrug/</guid>
<description><![CDATA[نوشته پرویز جاهد را دیدم و جوابی که یک مشهدی داده است. خ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;font-family:Tahoma;">نوشته <a href="http://radiozamaaneh.com/blog/2008/07/post_109.html">پرویز جاهد</a> را دیدم و جوابی که <a href="http://shatot.wordpress.com/2008/07/23/khosro/">یک مشهدی</a> داده است. خسرو جاهد از این که خسرو شکیبایی اینقدر زود ما را ترک کرد، گله مند است و با مرگ او اعتیاد به مواد مخدر را که به نظر می آید که در میان هنرمندان گسترده است، را در نوشته خود به نقد کشیده است. "یک مشهدی" به او اعتراض کرده که چرا نام خسرو شکیبایی را در رابطه با اعتیاد آورده و آن هم در روز مرگ او. برخی از کسانی که دیدگاه های خود را در این دو وبلاگ نوشته اند، جانب خسرو جاهد را گرفته اند و برخی دیگر نیز گفته اند که اعتیاد هر کس امری است خصوصی و به کسی ربطی ندارد. روی سخن من با گروه آخر است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;font-family:Tahoma;">نخست این که خسرو شکیبایی در پی بیماری سرطان و دو حمله قلبی پشت سرهم درگذشت و نه در پی اعتیاد که البته من نمیدانستم که او معتاد بود و تنها در این روزها توجهم به این مورد جلب شد. اما آیا به راستی اعتیاد به مواد مخدر و یا الکل امری است خصوصی و فردی و کاملا در رابطه با خود شخص و هیچ ربطی به کسی ندارد؟ شاید این دیدگاه شخصی یک یا چند نفر باشد اما متخصصان امور تربیتی این چنین نمی گویند. در کشورهایی که با این مشکل درگیر هستند و بر خلاف ایران با آن به طور جدی مقابله می کنند، ارگان های درگیر اعتیاد را نه امر شخصی، بلکه به عنوان یک مشکل اجتماعی می بینند. در اروپا هم زمان با این که به فرد به عنوان یک بیمار نگاه می شود، تلاش می گردد که با زمینه های اجتماعی اعتیاد مبارزه شود و آگاهی جامعه پیرامون خسارت های سنگینی که اعتیاد به همه جامعه وارد می آورد، بالا برده شود. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;font-family:Tahoma;">چگونه می توان اعتیاد را امری شخصی دانست؟ مگر در ایران این آمارهای عجیب و غریب و غیرقابل باور اعتیاد در جامعه و حتی در مدرسه ها را نمی بینیم؟ مگر تلاشی خانواده ها و دیگر پیوند های اجتماعی ناشی از اعتیاد، درگیری ها و جرایم مرتبط با اعتیاد (تلاش برای تهیه پول و مواد و ...) کافی نیستند تا بپذیریم که اعتیاد یک مشکل اجتماعی است؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="rtl"><span style="font-size:8pt;font-family:Tahoma;">حال به اعتیاد میان هنرمندان بپردازیم که از دید من دارای جنبه های افزون بر افراد میانگین جامعه است. هنرمندان از جمله کسانی هستند که در عرصه جامعه و در برابر دید همگان حضور دارند. تنها از این رو آنها مسئولیت بیشتری نسبت به دیگران دارند چون بسیاری همواره به آنها می نگرند و آنها را دوست دارند و از این رو به رفتار آنها با دید انتقادی نمی نگرند. چگونه می توان پذیرفت که کسی که هر کجا می رود مردم دورش جمع می شوند، از او عکس و امضا می گیرند و به او به عنوان سمبل می نگرند، معتاد باشد و ما بگوییم این مساله شخصی خودش است؟ یعنی اعتیاد به مواد مخدر و الکل تا این میزان در میان ایرانیان عادی و روزمره شده که زشتی این کار از بین رفته باشد؟ از سوی دیگر، چرا باید یک هنرمند که با کار زیبای خویش احساسات مردم را بر می انگیزد، نسل ها را در پهنه های گوناگون زندگیشان همراهی می کند و زندگی آنها را پر از خاطره می سازد، زندگیش به خاطر اعتیاد کوتاه شود؟ آیا حیف نیست؟ چرا نباید اجازه داشته باشیم که انسان هایی چون خسرو شکیبایی (هرچند که از اعتیاد درنگذشت) یا شاملو و یا بسیار دیگران را بیشتر در میان خود داشته باشیم و از وجودشان لذت بریم؟ من به هیچ رو دوست ندارم خبر درگذشت کسی را که به هردلیلی او را دوست دارم، به خاطر اعتیاد به الکل یا مواد مخدر بشنوم.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:8pt;font-family:Tahoma;">بیاییم این امر را به انتقاد کشیم و بدون این که به سوی کسی اشاره رویم، فضایی ایجاد کنیم که نسبت به اعتیاد بی تفاوت نباشد، آن را خوب نداند و بد شمارد؛ فضایی که در آن مشروب خواری و مستی و دودکشی دلیل "کلاس" و "روشنفکری" و سایر واژه های بی محتوا و پوچ نباشد.</span></p>
<p>این نوشته را به بالاترین بفرستید <a href="http://balatarin.com/links/submit?phase=2&#38;url=http://aghaejaze.wordpress.com/2008/08/09/artistsondrug/&#38;title={بیاییم اعتیاد هنرمندان و دیگر انسان های باارزش را به چالش بکشیم}" target="_blank"><img style="border-style:none;padding:0;" src="http://balatarin.com/images/web2/submit.png" alt="Balatarin" /> </a></p>
<p class="MsoNormal" style="direction:rtl;unicode-bidi:embed;text-align:right;margin:0;" dir="rtl"><a target="_blank"></a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[مهم‌ترین اتفاق زندگی هنرمندان در سال 86]]></title>
<link>http://bikarestan.wordpress.com/?p=704</link>
<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 18:06:22 +0000</pubDate>
<dc:creator>M/2.DE@Tl-l</dc:creator>
<guid>http://bikarestan.fa.wordpress.com/2008/08/06/%d9%85%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-86/</guid>
<description><![CDATA[هنوز – از هنرمندان سینما و موسیقی درباره مهم‌ترین اتف]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>هنوز – از هنرمندان سینما و موسیقی درباره مهم‌ترین اتفاقی که در سال 86 برایشان رخ داده بود پرسیدیم.</p>
<p>بعضی از هنرمندان به اتفاقات مهم زندگی شخصیشان اشاره کردند و بعضی دیگر به اتفاقات کاری.</p>
<p>گوهر خیراندیش: بازی در تئاتر «بانوی سالخورده» در کنار استادم حمید سمندریان که 30 سال پیش در دانشگاه همین نقش را برایش بازی کردم و حالا درست در سن و جایی که به نقش نزدیک بودم دوباره این نقش را بازی کردم.</p>
<p>نیکی کریمی: امسال در دو جشنواره کن و برلین داور بودم.</p>
<p>هانیه توسلی: همکاری با حسن فتحی.</p>
<p>عمار تفتی: کار کردن با حسن فتحی.</p>
<p>حمید عسگری: امسال آلبوم «کما»ی من پرفروش‌ترین آلبوم شد.</p>
<p>علی تفر شی: امسال سال هنری خوبی برای من بود و کنسرتهایی که با ارکستر سمفونیک داشتم بهترین اتفاق بود. 4 شب سمفونی «ایثار» به رهبری مجید انتظامی، اجرای سه قطعه همراه با پیانوی آندره آرزومانیان در تالار وحدت، کنسرتی به همراه ارکستر سمفونیک و مجید انتظامی در اصفهان و 9 شب اجرای کنسرت «این فصل را با من بخوان» به رهبری مجید انتظامی.</p>
<p>بهاره افشاری: فارغ التحصیلی دانشگاهی پس از 5 سال (خنده) و کار کردن در فیلم «تسویه حساب» به کارگردانی خانم تهمینه میلانی.</p>
<p>شراره رخام: تجربه سال 1386 برای یکبار و همیشه.</p>
<p>نیما نکیسا: شکستگی مچ پایم.</p>
<p>فریدون آسرایی: انتشار آلبومم پس از سه سال.</p>
<p>ژاله صادقیان: درست با شروع سال جدید آنهایی که خودشان صاحب نام هستند در مقام داوری قرار گرفتند و من را به عنوان مجری برتر انتخاب کردند که برایم اتفاق قشنگی بود.</p>
<p>نادر سلیمانی: سر دو فیلم هستم که نمی‌دانم چه کنم!</p>
<p>شهرزاد عبدالمجید: به ایران برگشتم.</p>
<p>شهرام عیوضی: آلبومم را آماده ارائه به بازار دارم را جمع آوری کردم و همچنین بعد از 10 سال با فیلم «عطش» طعم بازیگری را چشیدم.</p>
<p>فرمان فتحعلیان: اینقدر گرفتاری زیاد بوده که مورد خاصی به نظرم نمی‌آید.</p>
<p>رضا صادقی: افتتاح بلک شاپ رستورانم و ازدواج خیلی از دوستانم اتفاق‌های سال 86 بود و به جز آن اتفاق خاص دیگری پیش نیامد.</p>
<p>خاطره اسدی: بالاخره لیسانس بازیگری نمایشم را بعد از 5 سال گرفتم.</p>
<p>فرشید شفیعی: بازی در «ماه قرمز» سعید ابراهیمی‌فر.</p>
<p>ستاره اسکندری: بعد از سالها توانستم با گروه تئاتر «زیتون» کار دیگری را شروع کنم به نام «تار اول» که در مورد پارچه است. این اتفاق فصل جدیدی در زندگی من است چون تا به حال بازی می‌کردم حالا بافت پارچه می‌کنم.</p>
<p>امیر تاجیک: من امسال خودم را پیدا کردم! سال خودشناسی من بود و توانستم در تنهایی‌هایم خودم را پیدا کنم. من تا به حال فکر می‌کردم که عاشق هستم ولی امسال عشق واقعی را که زمینی هم نبود پیدا کردم.</p>
<p>لیلا برخورداری: قبولی در فوق‌لیسانس در رشته کارگردانی آنهم به دلیل معدل بالا بدون کنکور قبول شدم.</p>
<p>سروش صحت: اتفاقات عجیبی که از شنیدنش شاخ درآوردم فوت بابی فیشر بود که سالها کسی صحبتی از او نمی‌کرد و همین طور علی فنایی ورزشکار جوانی دوست‌داشتنی و سرحال که به او نمی‌آمد حالا حالاها فوت کند.</p>
<p>احسان خواجه امیری: حضور در سریال «میوه ممنوعه»… ارائه آلبوم «سلام آخر» و کنسرت موفق تالار وزارت کشور بهترین اتفاقاتی بود که در زندگیم رخ داده.</p>
<p>کاظم احمدزاده: اتفاق خاصی که در رأس هرم باشد برایم رخ نداده.</p>
<p>مهدی مقدم: آلبوم «سونامی» بعد از سه سال به بازار ارائه شد.</p>
<p>بهاره رهنما: بازی در فیلم «دایره زنگی».</p>
<p>رضا رویگری: بازی در «مختار» که یک پروژه 4 ساله است.</p>
<p>محراب پیمان‌خانی: به دنیا آمدن بچه دومم.</p>
<p>شقایق دهقان: مادر شدن.</p>
<p>طناز طباطبایی: بازی در سریال «میوه ممنوعه».</p>
<p>مازیار عصری: تقریباً اتفاق مهمی برایم نیفتاد به جز این که به دلیل کم‌کاری و تنبلی دوستانم آلبومم حاضر نشد.</p>
<p>آزاده آل‌ایوب: سفر به یادماندنی و از دل نرفتنی مکه.</p>
<p>سام درخشانی: پخش دو سریال همزمان با هم و عکس‌العمل‌های خوب مردم و یک پله پیشرفت.</p>
<p>ایرج نوذری: بعد از سالها علاقه شخصی و درونی به رشته مورد علاقه‌ام کنگ‌فو پرداختم و یک سبک رزمی سینمایی و نمایشی به همراه مدیربرنامه‌هایم آنیوس دانه‌کار را پایه‌گذاری کردیم که به ثبت رسید.</p>
<p>بهنوش بختیاری: بهترین اتفاق مردم مهربانی بودند که لطفشان از سابق بیشتر شده و من مدیون انرژی مثبت آنها در حین پخش سریال «چارخونه» بودم و اتفاق بدی که برایم رخ داد بیماری مادرم که به بیمارستان کشید شد و این سبب بهم ریختگی روحی و جسمی من شد.</p>
<p>محسن طنابنده: گرفتن سیمرغ.</p>
<p>بهروز صفاریان: فوت عمویم.</p>
<p>امیر جعفری: به دنیا آمدن پسرم به نام «آیین».</p>
<p>کاوه سماک باشی: بستن قرارداد با پروژه آتش نشان افخمی به نام «عملیات 125» و دعوت از سوی بهرام بیضایی برای بازی در «لبه‌ پرتگاه».</p>
<p>خاطره حاتمی: کسی را که 24-25 سال ندیده بودم برای اولین بار در سال 86 دیدم.</p>
<p>نگار فروزنده: کار با آقای حاتمی‌کیا در فیلم «دعوت» و بازی در فیلم «دایره زنگی». خیلی این دو پروژه را دوست داشتم.</p>
<p>سپند امیرسلیمانی: اکران «اخراجی‌ها» و دیده نشدن من.</p>
<p>آنا نعمتی: موفقیت فیلم پارک‌وی.</p>
<p>سحر ولدبیگی: مهم‌ترین اتفاق فقط مختص سال 86 نیست اتفاقی که هر سال با زیبایی هر چه تمام‌تر اتفاق می‌افتد آنهم تغییر فصل‌هاست. اگر جزئی‌تر بگویم آمدن شب و روز، طلوع و غروب خورشید هر چند سال یکبار کسوف و خسوف… بس است یا باز هم بگویم؟!</p>
<p>لیلا زارع: یه اتفاق شخصی که خیلی سختی کشیدم و درس‌های بزرگی از آن گرفتم.</p>
<p>روناک یونسی: سه اتفاق مهم در سال 86 برایم رخ داد. اول رفتن به مکه بود. دوم فوت پدربزرگم که برایم قهرمان بود و سوم فیلمنامه «زینب» که ارتباط خوبی با آن برقرار کردم.</p>
<p>بهنوش طباطبایی: یک دوست خوب را از دست دادم.</p>
<p>نیما شاهرخ‌شاهی: موفقیت اکران پارک وی. این فیلم سوپر استار نداشت اما فروش خوبی داشت.</p>
<p>شهره سلطانی: امسال تئاتر کار نکردم. هر سال من یک تئاتر کار می‌کردم.</p>
<p>سحر زکریا: اتفاق خاصی برایم نیفتاد که خیلی مهم باشد.</p>
<p>السا فیروزآذر: رفتن مجدد به دانشگاه از کاردانی به کارشناسی.</p>
<p>رضا یزدانی: اتفاق‌ها همه معمولی بودند. آلبوم جدیدم به مراحل آخری خود رسیده است.</p>
<p>مریم کاویانی: خرید خانه بعد از 5-6 سال سعی و تلاش.</p>
<p>فرزاد مؤتمن: ساخت فیلم «صداها».</p>
<p>حسین رفیعی: تولد دخترم نارگل.</p>
<p>ملیکا زارعی: اتفاق زیاد بوده نمی‌دانم کدام را بازگو کنم.</p>
<p>ماه‌ چهره‌خلیلی: یک سال تجربیات من بیشتر شده و چند کار به کارنامه‌ام اضافه شده. وقتی با ذهنیت مثبت پیش بروی و برنامه‌ریزی درستی داشته باشی پیشرفت کاری نیز خواهی داشت. امسال با رزومه کاری خوبی شروع کردم.</p>
<p>فرزاد فرزین: یکی دو کنسرت در ایران و خارج از ایران داشتم و فیلم «پسران آجری» با بازی من اکران شد.</p>
<p>ویشکا آسایش: یک نقش در «مختارنامه» دارم که از لحاظ کاری برایم خیلی مهم است.</p>
<p>دکتر محمد صادقی: مردم به من خیلی اظهار لطف می‌کنند. سال خوبی بود طی این سال با کارهایم بیشتر مورد لطف قرار گرفتم خصوصاً در این چند ماه اخیر.</p>
<p>آرش سبحانی: سال خوبی نبود و اتفاق خاصی نیفتاد.</p>
<p>شهره قمر: اکران فیلم «انعکاس» در جشنواره فیلم فجر.<br />
منبع : هنوز</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[خداحافظ خسرو ...]]></title>
<link>http://wings4flying.wordpress.com/?p=17</link>
<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 07:53:45 +0000</pubDate>
<dc:creator>wings4flying</dc:creator>
<guid>http://wings4flying.fa.wordpress.com/2008/07/19/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%ae%d8%b3%d8%b1%d9%88/</guid>
<description><![CDATA[خداحافظ آقاي شكيبايي (اثر بزرگمهر حسين پور)
واقعا چيزي ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[[caption id="attachment_20" align="aligncenter" width="197" caption="خداحافظ آقاي شكيبايي (اثر بزرگمهر حسين پور)"]<a href="http://wings4flying.wordpress.com/files/2008/07/khosro_shakibayi2.jpg"><img class="size-medium wp-image-20" src="http://wings4flying.wordpress.com/files/2008/07/khosro_shakibayi2.jpg?w=197" alt="خداافظ آقاي شكيبايي (اثر بزرگمهر سين پور)" width="197" height="300" /></a>[/caption]
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#333399;">واقعا چيزي نمي تونم بگم!!! تو اين مدت چقدر آدماي خوب رفتن ... هنوز نادر نرفته بود كه خسرو هم ... چيزي نميشه گفت جز اينكه: روحش شاد و يادش گرامي ...</span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#333399;">اين هم نامه خداحافظي رضا كيانيان ... خداحافظ حميد هامون، خداحافظ رضا رضايي منش كيميا، خداحافظ آقاي صباحي خانه سبز، خداحافظ خسرو ... خداحافظ ... همين حالا ... </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#3366ff;"> </span></strong></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#3366ff;">سلام خسرو جان</span></strong><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#3366ff;"> </span></strong><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#3366ff;"></span></strong></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">بي‌خبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">! </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">دو هفته پيش هم كه آخرين</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">جايزه‌ات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">بالا و آروم جايزه‌ات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">فقط لبخند زدي و رفتي پايين و</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">كلمه‌اي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف مي‌زدي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">! </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">آخه يكي دو بار ديگه كه اين</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">خوشحال شديم. فقط نمي‌دونستيم داري ميري. نمي‌دونم خودت مي‌دونستي يا نه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مي‌گن آدماي خوب قبل از رفتن، حال‌شون خيلي خوب مي‌شه؛ چون دارن مي‌رن يه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">جاي خوب. ما از كجا بايد مي‌فهميديم كه اين حال خوب نشانه‌ي چيه؟ هميشه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">بعد از اين‌كه اتفاق مي‌افته، مي‌فهميم. ولي فكر كنم خودت مي‌دونستي؛ چون</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">هيچي نگفتي و اون‌جوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي مي‌كردي و ما</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">نمي‌فهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيلي‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">كنن؛ اما نمي‌تونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مي‌زدي، همه‌ي خداحافظي‌ات مي‌شد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر مي‌كنم،</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مي‌فهمم اين‌جوري بيش‌تر حرف زدي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">من هي بايد از تو ياد بگيرم</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">يادته سال‌ها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنه‌هاي تئاتر</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مي‌درخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">بعدها هم كه تو روي پرده سينماها مي‌درخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">يادته من اولين فيلمم رو كه بازي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو مي‌گرفتي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">كلي حال مي‌دادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">ارتباط من با تو، مثل</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">كوهنوردها با كوه‌هاست. هر قله‌اي رو كه فتح مي‌كنن، مي‌بينن پشتش يه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">قله‌ي بلندتر هست. من هرچي مي‌دوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">ديگه عموجون. رفتي اون‌ور. نمي‌دونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اون‌ور</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">برسم، تازه نمي‌دونم در چه وضعيتي ميام اون‌ور</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">پس از اون‌ور يه دعايي براي من</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">بكن. ميگن دعاي اون‌وري‌ها براي اين‌وري‌ها زودتر مستجاب مي‌شه. اين‌جوري</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حال‌هاي خوب» و «يادهاي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">خوب» و .. بدرقه‌ي راهته</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">من كه شاهدم، خودتم اگه حال‌شو داشته باشي، يه نگاهي به اين‌ور بندازي مي‌بيني</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">دست پر رفتي ديگه. مي‌بيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">البته جات پيش ما خاليه. هنوز</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مي‌دونم اون‌جا كلي از بر و بچه‌هاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">ما كه اون دنيا به بازيگري‌مون</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">ادامه مي‌ديم. اون‌جا هم حتما نمايش هست. اون‌وري‌هام حتما به سرگرمي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">احتياج دارن. پس اون‌جا بي‌كار نمي‌مونيم. وقتي مردم رو سرگرم مي‌كنيم و</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">حال‌شون خوب مي‌شه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون مي‌گن ديگه. وقتي</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مردم تو خيابون تو رو مي‌ديدند و بي‌اختيار لبخند مي‌زدند، خودش</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم مي‌فهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي،</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">گريه مي‌كنن و جاتو خالي مي‌كنن، خدابيامورزيه ديگه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مي‌بيني خدا چه لطفي به تو</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">داشته كه اين موقعيت و جايگاه ‌رو بهت داده. پس اون‌طرف هم حتما تحويلت</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">مي‌گيره و مي‌بردت روي صحنه‌ها و پرده‌هاي اون‌جا، كه بازم مردم اون‌ور</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">ببيننت و حال‌شون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">. </span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">به اميد ديدار</span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"></span></p>
<p class="textview" style="text-align:justify;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#3366ff;">رضا كيانيان</span></strong><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#3366ff;"> </span></strong><strong><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;color:#3366ff;"></span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"> </span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[منع هنرمندان و ورزشکاران از تبلیغ]]></title>
<link>http://microeconomics.wordpress.com/?p=49</link>
<pubDate>Fri, 11 Jul 2008 03:32:23 +0000</pubDate>
<dc:creator>bazardispatch</dc:creator>
<guid>http://microeconomics.fa.wordpress.com/2008/07/11/%d9%85%d9%86%d8%b9-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a8%d9%84%db%8c%d8%ba/</guid>
<description><![CDATA[&#8220; مديرکل دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ار]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;">" مديرکل دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام کرد چاپ و پخش تصاوير هنرمندان، ورزشکاران و شخصيت هاي فرهنگي  به منظور تبليغ و معرفي کالا و خدمات ممنوع است. عليرضا کريمي به جايگاه ويژه و ارزش و اعتبار ورزشکاران و هنرمندان اشاره دارد و بر اين باور است که الگوهاي فرهنگي و ورزشي کشور از افتخارات ايران اسلامي هستند و بايد مروج روحيه جوانمردي باشند و نه مشوق فرهنگي و مصرف گرايي."</p>
<p style="text-align:right;">  بعد از سروصدای برخی دوستان ورزشی نویس و کسانیکه کسب درآمد را بد می دانند، اکنون شاهد منع هنرمندان و ورزشکاران از صنعت تبلیغات هستیم.  "مروج روحیه جوانمردی"   به یاد مرحوم نامجو و آخرین روزهای زندگیش می افتم؛ فقیر، بیمار و رنجور نیازمند مراقبت و توجه مقامات! آیا  جامعه ما هنرمندان و ورزشکاران را محکوم به فقر می خواهد تا در روزگار کهنسالی و بیماریشان صدقه گیر مراحم صاحب منصبان باشند؟</p>
<p style="text-align:right;">واقعیت اینجاست که در امر تبلیغات و ارسال پیامهای بازرگانی استفاده از چهره های آشنا و خوشنام جهانیست و همه بنگاهها در گیر در این صنعت از چهره های شناخته شده بهره می گیرند. پیام می تواند درباره مبارز با ایدز و فقر باشد و یا درباره لوازم آرایشی، می تواند از یک بازیگر نقش مثبت بهره گیرد و یا می تواند از یک شخصیت منفی استفاده کند. بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران از طریق این برنامه ها درآمد کافی بدست می آورند تا بتوانند با فراغ خاطر و اطمینان از رفاه آینده خود به کار هنری و یا تمرینات ورزشی بپردازند. برای همه جهانیان این امر جاافتاده ایست. نیازی بذکر نیست که دولتها هم سهم هنگفتی از این درآمدها را به عنوان مالیات دریافت می کنند. محروم کردن هنرمندان و ورزشکاران ایرانی از مشارکت در این صنعت در واقع محروم کردن صنعت بومی  و بازرگانی ایرانی از سمبلها و شخصیتهای میهنیست. که یادآور ارزشهای فرهنگی جامعه ما هستند.</p>
<p style="text-align:right;">نکته دیگر درباره این بخشنامه این است که یک مدیر دولتی یک سازمان دولتی خود را  مجاز می داند که درباره نحوه اشتغال یک صنف تصمیم بگیرد. این بخشنامه خطاب به کارمندان او نیست بلکه خطاب به کسانیست که وزارتخانه متبوع او مسئولیت نظارت بر محصولاتشان و اجرای مقررات و قوانین مصوب را در صنعت ایشان بر عهده دارد.  اگر چنین فعالیتی خلاف مصالح جامعه است آیا  قانونگذاری در اینباره وظیفه مجلس و قوه مقننه نیست؟</p>
<p style="text-align:right;">حالا چگونه چنین بخشنامه ای اجرا خواهد شد؟ آیا هنرمندی که در یک آگهی تلویزیونی بازی می کند از بازی در فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی محروم است؟ آیا  حتی هنرمندان گمنام و کم درآمد از شرکت در فعالیتهای تبلیغاتی محروم خواهند بود؟ بنظر می رسد این بخشنامه تنها دستوری در پاسخ به برخی حساسیتهاست و مانند بسیاری بخشنامه های دیگر پاسخی موقت به یک پرسش دیرینه. و اجرای آن از موردی به مورد دیگر خواهد بود و تنها باعث آشفتگی بیشتر بازار کاری یک صنف و وضعیت اشتغال در یک صنعت می شود.</p>
<p style="text-align:right;">هیچکس شک ندارد فرهنگ بومی و ایرانی ما مورد تهاجم است، هیچکس شک ندارد که کشورها بدنبال تسلط فرهنگی بر یکدیگر هستند. و امروز از نظر فرهنگی و اقتصادی ایران ما در موقعیت کم نظیریست. از یکسو بازارهای کشورهای همسایه قابل دسترسیست و از سوی دیگر زبان فارسی زبان رسمی رسانه های برخی کشورهای همسایه است. حال در میان این مبارزه  محصولات ایرانی  و صنعت بازاریابی کشور از سمبلهایی شناخته شده ایرانی و شخصیتهای بین المللی ایرانی محروم می شوند تا شرایط برای رقبای تولیدکنندگان ایرانی آسانتر شود و محصولات ایرانی از آغاز حضورشان دربازار مشکل ارائه و معرفی را داشته باشند! رقابت در بازارهای همسایه جدیست.  صنعت بازاریابی ایران راه دشواری در پیش دارد و شاید قلم کردن پای آن چندان بصلاح نباشد.</p>
<p style="text-align:right;">...برای دوستانی که کسب درآمد را برای رضازاده ها و جمشید مشایخی ها را بد می دانند: شما خودتان به چند پروژه سودآور نه گفته اید؟ </p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[داریوش دانش :شاید پدیده موسیقی سال 87 ایران باشد]]></title>
<link>http://youonline.wordpress.com/?p=44</link>
<pubDate>Fri, 25 Apr 2008 08:37:03 +0000</pubDate>
<dc:creator>Medad</dc:creator>
<guid>http://youonline.fa.wordpress.com/2008/04/25/dariushdanes/</guid>
<description><![CDATA[داریوش دانش هنوز برای خیلی از ایرانی ها ناشناخته است ..م]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>داریوش دانش هنوز برای خیلی از ایرانی ها ناشناخته است ..من خودم تا وقتی دوستم  مجید تو مطلب <a href="http://underground.persianblog.ir/" target="_blank">کشف جدید ایرانی </a> درباره اش مطلب ننوشته بود نمی شناختم.ولی تو این چند روزه با خبری که در خبرگزاری مهر منتشر شد با عنوان <a href="http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=669401" target="_Self">یک ایرانی در نقش رت باتلر "بر‌باد‌رفته" ظاهر می‌شود</a>  به ذهنم اومد کمی درباره اش بنویسم</p>
<p> </p>
<p><img src="http://photos-d.ak.facebook.com/photos-ak-sf2p/v157/27/100/6269374562/n6269374562_247083_9658.jpg" border="0" alt="داریوش دانش" align="baseline" /></p>
<p> </p>
<p>داریوش دانش سال 1980 از پدر ایرانی و مادر اسکاتلندی که هر دو دکتر هستند، در گلاسکو به دنیا آمد و حضور در عرصه هنر را از 10 سالگی با بازی در اپرای اسکاتلندی "اهالی تروا" آغاز کرد. او که دانش‌آموخته رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه ادینبورگ است، در عرصه موسیقی نیز حضوری فعال دارد.در بیوگرافی سایتش نوشته که داریوش یک اسم ایرانی به معنی مرد خوب می باشد .داریوش دو برادر داره یکی اوریل ودیگری سیروس .تازگی ها با یک هنرمند  کانادایی سینما  Natasha Henstridge  نامزد کرده است<!--more--></p>
<p><img src="http://photos-562.ll.facebook.com/photos-ll-sf2p/v190/27/100/6269374562/n6269374562_463537_5185.jpg" border="0" alt="داریوش دانش در تئاتر بر باد رفته" align="bottom" /></p>
<p><strong><span style="color:#ff0000;">MP3 از زندگی داریوش</span></strong></p>
<p>1: داریوش تو بریتانیا هنرمند شناخته شده  هم به عنوان پاپ استار در تلویزیون و هم  تو موسیقی  سینگل ها و البومهاش تو چارت موسیقی بریتانیا جزو برترینهاست</p>
<p>2:داریوش هم خواننده است وهم هنرمند تئاتر وتلویزیون قابلی و هم نوازنده خوب گیتار پیانو ساکسیفون و ویلون</p>
<p>3:بعد از انکه فهمید پدرش مبتلا به سرطان شده البوم دومش را به پدرش هدیه کرد</p>
<p>4:تو فوروم طرفدارنش فکر کنم طرفداران ایرانی اش به اندازه انگشتان یک دست هم نشوند</p>
<p>5: برید تو سایت رسمی داریوش اهنگهاش رو گوش کنید..خوب می خونه</p>
<p>6: نمی دونم می تونه پدیده موسیقی ایران در سال 87 باشه ..گرچه نه خبری از داریوش در تلویزیونهای لس انجلسیه  ونه  رسانه ملی</p>
<p><a href="http://www.dariusmusic.net/" target="_Self">سایت رسمی داریوش دانش </a></p>
<p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Darius_Danesh" target="_Self">داریوش دانش در ویکی پدیا</a></p>
<p><a href="http://www.facebook.com/pages/Darius-Danesh/6269374562" target="_Self">داریوش دانش در فیس بوک</a>  </p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[خبرگذاری فارس یا خبرگذاری ِ تکذیب نامه ی هنرمندان ؟]]></title>
<link>http://hparadox.wordpress.com/?p=56</link>
<pubDate>Wed, 12 Mar 2008 21:40:35 +0000</pubDate>
<dc:creator>پارادوکس</dc:creator>
<guid>http://hparadox.fa.wordpress.com/2008/03/12/farsnews/</guid>
<description><![CDATA[حمایت بیش از 200 نفر از هنرمندان از لیست اصلاح طلبان در ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align:justify;"><img src="http://mdesign.parsaspace.com/logos/News/img/farsnews.png" align="left" hspace="5" vspace="5" /><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;">حمایت بیش از 200 نفر از هنرمندان از لیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم و تکذیب های آنها در رسانه های اصولگرایان یکی از مسائل جالب تبلیغاتی انتخابات بود . بعد از قلع و قمع اکثر نامزدهای اصلاح طلبان و نیروهای مستقل توسط اقتدارگرایان و تایید صلاحیت قطره ای و مهندسی شده ی آنها باز هم این جناح نشان داد که طاقت کوچکترین رقابتی را ندارد و حمایت عده ای از هنرمندان را بر همین مبنا برنتابیده و با فشار از سوی صدا و سیما که قاعدتا باید در زمینه ی انتخاباتی بی طرف باشد سعی در اجبار آنها به پس گرفتن حمایت خود داشت که در این زمینه هم موفقیتی نداشته و در انتها به سراغ خبرگذاریهای عزیز خویش رفته اند تا با پخش اخبار تکذیب هنرمندان این نبرد نابرابر را نابرابرتر کنند . برای نمونه این چند صفحه از خبرگذاری فارس که همگی به تکذیب نامه های هنرمندان اختصاص دارد را ببینید : <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612210444">+</a> <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612210349">+</a> <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612210203">+</a> <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612200768">+</a> <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612200358">+</a> </span><span style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612200700"><span>+</span></a></span><span dir="ltr" style="font-size:10pt;font-family:Tahoma;"></span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[استاد زرین کلک ]]></title>
<link>http://joojoophic.wordpress.com/2007/07/17/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%84%da%a9/</link>
<pubDate>Tue, 17 Jul 2007 09:41:30 +0000</pubDate>
<dc:creator>joojoophic</dc:creator>
<guid>http://joojoophic.fa.wordpress.com/2007/07/17/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%84%da%a9/</guid>
<description><![CDATA[مقاله زیر رو در باره استاد زرین کلک در یکی از سایت های خ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><img src="http://www.zarrinkelk.com/pictures/illus_elephant_01.jpg" align="right" height="145" width="290" /><em>مقاله زیر رو در باره استاد زرین کلک در یکی از سایت های خبری منشر شده بود بخونید . من از کار آقای زرین کلک دفاع نمی کنم ولی ایشون یکی از بهترین تصویر سازهای ایرانی هستند . دانشگاه تهران واقعا ضرر کرد .  شاید فکر کنید یه کم واسه این حرف دیره ولی واقعا استاد زرین کلک در رسته خودشون بهترین هستند  واقعا حیفه ... می تونید برای دیدن نمونه کارهاشون به <a href="http://www.zarrinkelk.com" title="سایت استاد زرین کلک">سایت </a>ایشون مراجعه کنید . زندگی نامه ایشون رو می تونید<a href="http://www.zarrinkelk.com/per/biography.html"> اینجا </a>بخونید .</em></p>
<p align="justify">در پی اهانت یکی از اساتید دانشگاه تهران و کشف حجاب از یک دختر دانشجو  در کلاس درس، تعداد زیادی از دانشجویان <strong>مسلمان </strong>دانشگاه‌های تهران، با تجمع در مقابل سردر دانشگاه تهران،‌ نسبت به این اقدام و همچنین سکوت عجیب مسئولین در قبال آن، اعتراض کردند.<br />
به گزارش خبرنگار «شریف‌نیوز»، در این تجمع که حاضرین در آن به بیش از 2000 نفر می‌رسیدند، دانشجویان با سر دادن شعارهایی ضمن اعلام انزجار شدید خود نسبت به این عمل شیطانی، خواستار برخورد قاطع مسئولین و جلوگیری از حضور <strong>عناصر لائیک</strong> و <strong>ملحد</strong> که نقطه‌ی سیاهی در محیط فرهنگی دانشگاه‌ها هستند، شده و از مسئولین کشور انقلاب فرهنگی  مجدد در محیط دانشگاه‌ها‌ و تصفیه‌ی آن را خوستار شدند.</p>
<p align="justify">&#160;</p>
<p align="justify">دانشجویان معتقدند روند هتك حرمت به حجاب دختران محجبه در دانشگاه‌ها، از چندی پیش از دانشگاه شیراز شروع شده كه اخیراً به دانشگاه امیركبیر و سپس به دانشگاه تهران كشانده شده است.<br />
سه شنبه عصر، دانشجویان در کلاس «زرین کلک» استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، فرشتگان ذهنی خود را به تصویر كشیده‌ بودند و در این میان یکی از دانشجویان اقدام به کشیدن طرحی نموده که در آن فرشته‌ای بدون موی سر نقاشی شده بود؛ این نقاشی با اعتراض استاد مواجه شده و استاد می‌گوید:<strong> «فرشته که کچل نمی‏شود»</strong>؛ در بین بحث میان این دو، یکی از دانشجویان محجبه کلاس به زرین‌کلک می‏گوید: استاد، حالا ایشان فرشته را کچل کشیده‌اند. <em>   ( آخه من موندم واقعا چرا این خانم محجبه باید بایک استاد 70 ساله کل بزنه ؟ )</em>    در این هنگام «زرین کلک» به این دختر  رو کرده و می‌گوید: «نکند تو هم کچل هستی» و بعد اقدام به برداشتن حجاب دختر برای دیدن موهای او می‌کند و رو به کلاس می‌گوید: «دیدید کچل نیست»!<br />
زرین‌كلك<strong>، استادنمایی</strong> كه به صورت مدعو در این دانشكده فعالیت می‌كرده و دست ب<strong>ه این حركت شنیع</strong> زده از دانشگاه اخراج شده است.</p>
<p align="justify"><strong> این استاد معلوم‌الحا</strong>ل از گذشته به داشتن انگیزه‌ها‌ی ضد دینی در دانشگاه معروف بوده و گفته می‏شود همواره به صراحت اعلام کرده دانشجویان علاقمند به حجاب بر سر کلاس من حاضر نشوند .</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
