<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ-قدیمی-خودم &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/وبلاگ-قدیمی-خودم/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "وبلاگ-قدیمی-خودم"</description>
	<pubDate>Wed, 08 Oct 2008 04:02:56 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[خوشبختی]]></title>
<link>http://8paa.wordpress.com/2008/05/22/%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c/</link>
<pubDate>Thu, 22 May 2008 10:52:50 +0000</pubDate>
<dc:creator>8paa</dc:creator>
<guid>http://8paa.fa.wordpress.com/2008/05/22/%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c/</guid>
<description><![CDATA[فیلسوف یونانی Epikur اشاره می کند که اگر قصد دارید شخصی را ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><br><a href="http://www.chubine.blogfa.com/post-5.aspx">فیلسوف یونانی Epikur اشاره می کند که اگر قصد دارید شخصی را خوشبخت کنید به ثروت او چیزی اضافه نکنید، بلکه مقداری از آروز های او را بگیرید. و زرتشت نیچه نیز خبر می دهد که شخص به خوشبختی موقعی می رسد که غریزه حسادت و انتقام جوئی را از دست بدهد.</a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[]]></title>
<link>http://8paa.wordpress.com/2008/02/13/210/</link>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 11:39:00 +0000</pubDate>
<dc:creator>8paa</dc:creator>
<guid>http://8paa.fa.wordpress.com/2008/02/13/210/</guid>
<description><![CDATA[والنتاين يا سپندارمذگان
در آستانه مراسم پرشكوه و عاشق ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><strong>والنتاين يا سپندارمذگان</strong></p>
<p>در آستانه مراسم پرشكوه و عاشق شكن والنتاين قرار گرفتيم و به همين مناسبت يكي از مطالب قبلي كه در همين مورد نوشته بودم مجددا پستش ميكنم.</p>
<p>امروز روز ۱۴ فوريه مصادف با ۲5 بهمن ماه روز جشن به اصطلاح عشاق يا والنتاين مي باشد وچندي است اين رسم از کشورهاي غربي به ايران وارد شده و در ميان جوانان و بخصوص علاقه مندان به فرهنگ غرب جايگاه ويژه اي پيدا کرده است گفته ميشود در اوايل قرن سوم همزمان با شاهنشاهي ساساني در ايران ، امپراتوري در روم به قدرت ميرسد بنام کلوديوس و او متعقد بوده که سرباز خوب ميجنگد که مجرد باشد و ازدواج باعث تخريب روحيه و جسم سرباز ميشود بنابر طي فرماني ازدواج را براي تمام سربازان امپراتوري قدغن ميکند در اين ميان کشيشي پيدا ميشود بنام والنتيوس (والنتاين ) که سربازان مخفيانه به او مراجعه ميکردند و با دختران مورد علاقه خود ازدواج ميکردند. تا اينکه امپراتور از موضوع با خبر ميشود و دستور دستگيري و مجازات او را ميدهد کشيش بازداشت ميشود و اين جناب کشيش در مدت زندان ظاهرا عاشق دختر زندانبان خود ميشود و سرانجام با قلبي عاشق اعدام ميشود و مبدل ميشود به شهيد راه عشق و سمبل عشاق!! پايان تراژدي!! توصيه ميشود قطره عشقي براي حضرتش بريزيد!<br />
در دو دهه اخير با توجه به فضاي فرهنگي کشور که هرچه از غرب وارد ميشود بايد بدون چون و چرايي پذيرفت (چون امل و سنتي و عقب مانده تلقي ميشوي!) اين رسم رواج بسيار يافته است و هر سال در چنين روزهاي غلغله ميشود که بيا و ببين!<br />
اما آيا تمام حقيقت اينست؟؟<br />
پس بشنويد روايتي ديگر را:<br />
پس از اشغال ايران توسط الکساندر مقدوني ، تمايل شديدي ميان يونانيان بوجود آمد به تقليد از فرهنگ ايران و حتي پادشاهان و سرداران يوناني براي کسب مشروعيت با خاندانهاي ايراني وصلت ميکردند (به تقليد از الکساندر و سردارنش) و بعد از افول دولتهاي يوناني و جانشيني آن توسط روميان آيين ايرانيان غربي و بخصوص مادها نفوذ عجيبي در ميان روميان کرد و بطوري که آيين مهر پرستي به روم رفت و به مذهب اول آن امپرتوري تبديل شد بطوري که اغلب امپراتوران روم مهر پرست بودند. با نفوذ اين آيين بسياري از اين رسوم نيز به همراه آن به فرهنگ مغرب نشينان نفوذ کرد از جمله آن جشنهاي ايراني بودکه به غرب رفتند و رنگ لعاب غربي گرفتند اما همچنان ايراني ماندند.از آن جمله جشن چله بنام کريسمس و جشن اسپندارمذگان بنام والنتاين و ..<br />
ايرانيان هفته نداشتندو هر ماه سي روز بوده و هر روز يک نام داشته و روز هر ماه را جشن ميگرفتند مانند روز مهر از ماه مهر يا روز اسفند از ماه اسفند و روز تير از ماه تير...<br />
اما جشن سپندارمذگان يا اسفندگان چيست؟<br />
مردم ايران از هزاره هاي پيش ميلاد اين جشن را برگزار ميکردند و اين روز جشن زمين و عشق است بدين صورت که ايرانيان زمين را بنام سپندارمذ يعني گستراننده، مقدس، فروتن ،(نماد عشق)ميناميدند و معتقد بودند زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند. اين نشان دهنده غنا فرهنگي ايران باستان و شناخت دقيق آنان از طبيعت است و هر جشني در پشت سر خود دنيايي جهان بيني و شناخت داشته است ايرانيان براي جشنهاي خود داستانسرايي و افسانه سازي نميکردند درست برخلاف کشيشهاي مسحيت که همه دغل کار و دروغگو بودند و نمادهاي فرهنگي ديگران با افسانه هاي به خود نسبت ميدادند تا دين خود را تحکيم کنند!! جشن چله را با جعل به کريسمس تبديل کردند و بعد رسم هديه دادن که رسم ايرانيست به کشيشي مجعول نسبت دادند و هنوز هم استخوانهاي بابا را نگه داشتند!! و ميگويند که روغن مقدس از آن تراوش ميکند!!! نميدانم چرا تا حالا نگذاشته اند يک محقق مستقل در اين مورد مطالعه کند!! و يا جشن سپندارمذگان را بک کشيش ديگر نسبت ميدهند!! جالب اينجاست که اين رسوم با معادل ايراني آن چند روز بيشتر تفاوت ندارد! مثل جشن چله با کريسمس يا سپندارمذگان با والنتاين که اين آخري فقط سه روز تفاوت دارد! نکته ديگر اينست که چرا بنيان گزار تمام اين مراسم ها حتما بايد يک کشيش باشد !! نميدانم چرا همش سرو کله يک کشيش اين وسط پيدا ميشود!!<br />
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.<br />
بیایید امسال به جای والنتاین از سپندار مذگان بگوییم.</p>
<p>خوش باشيد.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[روز کارگر مبارک باد!!]]></title>
<link>http://8paa.wordpress.com/2005/05/01/194/</link>
<pubDate>Sun, 01 May 2005 07:29:00 +0000</pubDate>
<dc:creator>8paa</dc:creator>
<guid>http://8paa.fa.wordpress.com/2005/05/01/194/</guid>
<description><![CDATA[نميدونم چرا يک جورائي احساس ميکنم اين تبريک مثل فحش ميم]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>نميدونم چرا يک جورائي احساس ميکنم اين تبريک مثل فحش ميمونه ، مثل يکجور پوزخند، مثل توهين...<br />هميشه يادمه اين مدل کارها براي کساني بودن که حقي ندارن و مهم نيستن ، مثل حالتي ميمونه که ميخوان سر کسي رو شيره بمالن! مثل روز زن! هميشه زن تو جامعه ما مورد انواع توهينها واقع ميشن مثلا متهم به ناقص العقل بودن و چيزهاي ديگه ميشن بعد همون آدما که بهشون توهين ميکنن روز زن بهشون تبريک ميگن!! حکايت کارگر همينه! در سراسر طول سال مورد سوء استفاده و استثمار قرار ميگيرن بعدروز کارگر بهشون تبريک ميگن!! <br />نميدونم چرا تو ايران تعريف کارگر اشتباه جا افتاده و وقتي ميگن کارگر همه ياد کارگر ساختموني يا شهرداري ميفتن!! ياد يه آدم با لباسهاي کثيف و سر وصورت روغني!! بابا تو هم که کارشناس ارشد مديريت هستي وقتي برا کسي کار ميکني يعني کارگر اما کارگر متخصص! تو که مهندس مکانيک يا عمران هستي وقتي برا کسي کار کني ميشي کارگر متخصص! تو بازار کار آدما دو جور هستن يا صاحب سرمايه و کار هستن يا کارگر هستن و برا ديگران کار ميکنن ، هرکي هم جز اين بهتون گفته خلاف به عرض رسونده!! قصد مزاح داشته!!<br />کارگرا تو ايران دو نوع هستن يا مرد هستن يا زن، مردا که همش بايد بيگاري کنن البته تو سطوح مختلف . حالا اگه از نظر فني ضعيفتر باشن و نياز مالي شون بيشتر باشه اوضاعشون بدتره! برا زن وضعيت افتضاحتره ، چون هم بايد هم اندازه آقايون و حتي بيشتر کار کنن با حقوق کمتر! هم اغلب مورد اذيت و آزار جنسي واقع ميشن و چون اين مسائل تابو هستش کسي جرائت نميکنه حرفي بزنه و اغلب اين شرايط رو به ناچار تحمل ميکنن، فاجعه اونجا شکل ميگيره که اگه زني از اين وضعيت شکايت کنه خودش متهم ميشه به انواع مسائل ... وهمه ميگن حتما خودش مشکل داشته که اينجور شده!! اينم از محاسن فرهنگ غني امروز ماست! يکي از آشنايان يکبار تعريف ميکرد که رفته جائي براي کار ،طرفي که داشتن مصاحبه ميکرده بهش گفته: شما تخصص و سابقه لازم رو داري اما چون اينجا محيط دوستانس بايد کمي تو پوششت راحتر باشي! در ضمن ما اينجا بعضي وقتا اضافه کاري داريم که اون مهمتر از کار اصليه!! اگه خوب باشي حقوقتر رو تا دوبرابر زياد ميکنيم!! <br />اينجاست که بايد کمي کلاهمون رو بالاتر بزاريم! امنيت کاري هم که رسما تعطيله و بيشتر مثل جوک ميمونه چون کارفرما اگه بخواد سه سوت پرتت ميکنه بيرون! زمان استخدام انواع ضمانتها رو ميگيرن که يک وقت شاخ نشي!! مثل چک سفيد امضاء يا سفته و نامه استعفاء بدون تاريخ!! <br />يادمه اولين جائي که رفتم سر کار مدير اداري برا قرارداد يک کاغذ گذشت جلوم و يکجاش رو نشون داد گفت امضاء کن! وقتي گفتم ميشه بخونم گفت نه!! وقتي که اعتراض کردم گفت تو اين شرکت قانون همينه!! <br />قانون کار هم که بيشتر براي خالي نبودن عريضه هستش و در عمل بدرد لاي جرز ديوار ميخوره! يعني در عمل کسي يا جائي نيست که از حقت دفاع کنه بنابر اين يا بايد خودت از نظر کارائي خودت رو  بالا بکشي که بتوني براي کارفرما شرايط بزاري که اينم تا حدي امکان داره يا هم بايد سر بندازي پائين بار بکشي و جيک هم نزني!‌<br />روشنفکر هم طوري از کارگر صحبت ميکنن که آدم عارش مياد خودش رو جزو اون طبقه حساب کنه!! انگار گداهاي هستن که بدلسوزي حضرات نياز دارن!! سياستمدارها هم که تکليفشون معلومه زماني که لازم باشه سنگ رو به سينه ميزنن و بعد يادشون ميره که چه قولهاي دادن!!<br />يا هم يک عده بچه پولدار که يک روز هم کار نکرده اند ميان حزب کارگري راه ميندازن!! مثل اغلب اعضاي حزب توده که از خانوادههاي فئودالها و ملاکين و اشراف قجري بودن!! يا مثل بنيانگذاران حزب کمونيستي کارگري!! که بچه سوسولي مثل ژوبين رازاني که حتي اسمش رو عوض کرده بود به منصور حکمت!!(مثلا از طبقات پائين بنظر بياد) حزب راه انداخته بود جالب اينه که وقتي آقا مرحوم شد حزب دويست نفريش به دو گروه منشعب شد!!! <br />کلام آخر اينه که کسي که ميتونه از حقش دفاع کنه خود ماها هستيم که به تنهايي بايد جلويي سواستفاده را بگيريم و به کارفرمايان محترم باج نديم!! به اميد هيشکي هم نباشيم!!</p>
<p>خوش باشيد.</p>
<p>پي نوشت: تو رو خدا يک موقعه با خودتون نگين طرف سياسيه!! نه بابا من فقط چيزهايي که همه کم و بيش ميدونيم و درکش کرديم ياد آوري کردم! بعد هم از هرچي حزب سياسيه بخصوص انواع چپش بدم مياد !! اينم جهت ياد آوري!</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
