<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>ویژوال-بیسیک &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/ویژوال-بیسیک/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "ویژوال-بیسیک"</description>
	<pubDate>Thu, 21 Aug 2008 14:40:30 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[کتاب الکترونیکی آموزش ویژوال بیسیک]]></title>
<link>http://bikarestan.wordpress.com/?p=1433</link>
<pubDate>Sun, 17 Aug 2008 11:39:29 +0000</pubDate>
<dc:creator>M/2.DE@Tl-l</dc:creator>
<guid>http://bikarestan.wordpress.com/?p=1433</guid>
<description><![CDATA[ 
ویژوال بیسیک نرم افزاری است که بیشتر کسانی که با برنا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"> </p>
<p style="text-align:center;">ویژوال بیسیک نرم افزاری است که بیشتر کسانی که با برنامه نویسی سر و کار دارند با آن آشنا هستند و برنامه های بسیاری با این نرم افزار ساخته شده است پایه این نرم افزار هم بیسیک است وخوشبختانه لوح این نرم افزار در بیشتر مراکز فروش سی دی موجود می باشد. این کتاب الکترونیکی مرحله به مرحله شما را از مقدمات تا سطح پیشرفته ویژوال آشنا می کند و درباره مباحثی همچون یادگیری پایه بیسیک ، کار با ابزارهای ویژوال ، کار با رویدادهای ویژوال ، کار با بانک های اطلاعاتی و .... می پردازد.</p>
<p style="text-align:center;"><a href="http://dl.kamyabonline.com/download/program/Microsoft%20Visual.Basic%202005%20Step%20by%20Step.exe" target="_blank">دانلود کتاب الکترونیکی با حجم ۴.۱ مگابایت</a></p>
<p style="text-align:center;">پاسورد فایل : <a href="http://www.kamyabonline.com">www.kamyabonline.com</a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[یک برنامه نویس با طعم فوق آماتور!]]></title>
<link>http://aliha.wordpress.com/?p=182</link>
<pubDate>Thu, 03 Jul 2008 16:15:32 +0000</pubDate>
<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
<guid>http://aliha.wordpress.com/?p=182</guid>
<description><![CDATA[ روزی حتی خاموش و روشن کردن کامپیوتر برام کاری دشوار و ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><!--[if gte mso 9]&#62;  Normal 0   false false false        MicrosoftInternetExplorer4  &#60;![endif]--><!--[if gte mso 9]&#62;   &#60;![endif]--> <span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">روزی حتی خاموش و روشن کردن کامپیوتر برام کاری دشوار و اضطراب آمیز بود...!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">میترسیدم...! از اینکه نکنه بلایی سر یک کامپیوتر بیارم و بعدش اون کامپیوتر بسوزه...!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">وقتی یه دفه صدای فلاپی درایو در میومد، من از نگرانی هی به خودم لعنت میفرستادم که چرا مثلا رفتم به فلان قسمت و حتما کامپیوتر الان منفجر میشه...!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">یا اگر پوشه ی سنگینی رو باز میکردم و صدای هارد سیستم بلند میشد و (قُر قُر میکرد!)، فکر میکردم که دیگه واقعا کامیپوتر خراب میشه...!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">روزهایی رو به خاطرم میارم که بچه ی کوچولویی بودم و البته عاشق تکنولوژی و وسیله های الکترونیکی...!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">اون زمان فقط تو خونه ی یکی از عمه هام کامپیوتر پیدا میشد... چون دختر عمه ام داشت رشته ی کامپیوتر میخوند و باید بگم که جزو اولین دانشجویان کامپیوتر در ایران بود...!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">پدر و مادر من خیلی به تکنولوژی اهمیت نمیدادن و وجود یک کامپیوتر در خونه رو به عنوان یک سرگرمی و دکور! میدونستن! واسه همین براشون مهم نبود که خونه ی ما توش کامپیوتر نیست! البته اون موقع کلا کمتر خونه ای بود که توش کامپیوتر یافت بشه و مثل امروز نبود که تو هر خونه ای حداقل یک سیستم موجود باشه!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">منم به بهانه ی کامپیوتر، هفته ای دو سه روز خونه ی عمه چتر بودم! تقریبا کلاس دوم ابتدایی بودم و یه بچه ی مظلوم و آروم و بی سروصدا! واسه همین عمه از خداش بود که من برم خونشون... تازه پسر هم نداشت و خدا فقط دختر بهش داده بود!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">بگذریم... اون موقع ویندوز 95 سالاری بود واسه خودش و چندبار هم محیط داس رو دیده بودم... منتها چون هیچی ازش سر در نمی آوردم، به دختر عمه م میگفتم:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">اون کامپیوتر رو بذار که رنگیه...!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">اونم میخندید و میگفت چشم! اینم کامپیوتر رنگی!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">عشقم پینت ویندوز بود و همیشه یک ساعتی باهاش مشغول میشدم! (زمینه های پیشرفتم در گرافیک کامپیوتری هم از همان روزها و با پینت آغاز شد!)</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">بازی قارچ خور هم موجود بود که البته من خیلی باهاش حال نمیکردم! ولی یه بازی داشتن که بهش میگفتن چهره سازی! خیلی محدود بود، اما همینقدر که بتونی یه چهره ی جدید بسازی، خودش کلی لذت داشت و بعد از یک ساعت نقاشی کردن، حالا نوبت به چهره سازی میرسید!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">از </span><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">Word</span><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;"> هم خیلی خوشم میومد و همیشه یه کتاب میگرفتم جلوم و هرچی توش نوشته بود رو داخل </span><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">Word</span><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;"> تایپ میکردم و لذت میبردم!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">اکثرا، تمامی این کارها را در حضور دختر عمه عزیز انجام میدادم که مبادا گندی به بار بیارم و خراب کاری کنم!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">و اما زمانی که کامپیوتر وارد زندگی من شد! از همان آغاز علاقه ام نسبت به کامپیوتر روز به روز بیشتر میشد... تا جایی که دیگر زندگی را بدون آن میسر نمیدانستم! دیگر چهره سازی و پینت را کنار گذاشتم... تکراری بودند! بیشتر میخواستم... چیزهای نا محدود میخواستم! میخواستم با کامپیوتر، کارهای خارق العاده انجام دهم... میخواستم...</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">دوستانم میومدند خونمون و برام یه سری نرم افزار و بازی نصب میکردند و من هم یاد میگرفتم، اما دیری نمیگذشت که این کار برعکس میشد!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">یعنی بعد از گذشت مدتی، آن قدر جلو میرفتم که از اونها هم جلو میزدم و حال نوبت من بود که به خونه اونها برم و مشکلاتشون رو حل کنم!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">این مورد مرتبا برام تکرار میشد! هر وقت فرد تازه ای پیدا میشد، که فراتر از من میدونست و آموخته هایش را به من منتقل می کرد، اما من پس از یادگیری، آموخته هایم را به شکل های مختلف پیاده میکردم و همین امر باعث میشد که من رو چند پله بالاتر ببرد و بعدش دیگه اون فرد از من درخواست کمک میکرد!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">نمیدونم... سرعت یادگیری من بالا بود، یا چیزهایی که یاد میگرفتم خیلی پیش پا افتاده بودن! مسلما مورد دوم صحیح هست!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">همین طور پیشرفت کردم تا اینکه دیگر احساس کردم با یادگیری این چیزها به جایی نخواهم رسید...</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">با مفاهیم برنامه نویسی آشنا شدم... برنامه نویسی آموختم و خوشحال بودم، برنامه ای که بخواهم رو خودم میتوانم بنویسم!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">خب، حالا طیف جدیدی در زندگی کامپیوتری ام ایجاد شده بود! برنامه ای رو نگاه میکردم... باهاش آشنایی پیدا میکردم... به الگوریتم ها و روش هایی که در آن استفاده شده بود پی میبردم و سعی میکردم برنامه ای مشابه آن بنویسم!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">شاید یکی از بهترین روش های تمرین برنامه نویسی همین باشد... درواقع با این کار سطح برنامه نویسی خودم رو به دست می آوردم و کلی خوشحال میشدم که میتونم فلان برنامه رو که خیلی هم طرفدار داره، خودم بنویسم!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">اما خب باز هم بیشتر میخواستم! از اونجایی که سن کمی داشتم، قادر به توزیع و پخش کردن برنامه هایم نبودم و به عبارتی، برنامه ای که مینوشتم، مخاطب نداشت! و این یکی از بزرگترین مشکلاتی هست که مانع پیشرفت خواهد شد! به خاطر همین هیچ وقت نمیتوانستم بفهمم که برنامه ام باگ دارد یا نه و یا یوزر فرندلی هست یا نه!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">در همینجا، اینترنت خودنمایی کرد و نظرم را به خودش جلب میکرد! خب، خیلی ها بودن که از اینترنت استفاده میکردن... منتها کارهاشون فقط به چت کردن و یا گشت و گذار در سایت های پورنو مختص میشد!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">به جرات میتونم بگم که بعد از گذشت این همه سال، بیشتر از ده بار، وارد روم های یاهو مسنجر نشدم! چون اصلا برام جذابیت نداشت و هرکسی هم که از این سرویس استفاده میکرد فوق العاده بیکار بود!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">آن زمان ها هم سرویس های اینترنتی خاصی وجود نداشتند! تنها همین یاهو و البته گوگل بود که تازه وارد میدان رقابت شده بود و من هم از گوگل خیلی خوشم میومد! هم اسمش جذاب بود و هم قدرتش بالاتر...</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:9pt;font-family:Tahoma;color:#626262;">ادامه دارد ...!</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آموزش ویژوال بیسیک رایگان ! - جلسه اول]]></title>
<link>http://vbpress.wordpress.com/?p=6</link>
<pubDate>Thu, 17 Apr 2008 08:15:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>vbpress</dc:creator>
<guid>http://vbpress.wordpress.com/?p=6</guid>
<description><![CDATA[جلسه اول را خیلی کوتاه شروع می کنم ، تا اگر با این برنام]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>جلسه اول را خیلی کوتاه شروع می کنم ، تا اگر با این برنامه کار نکردید ، فعلاً با مقدمات کار آشنا بشید .</p>
<p>1- تعریف متغیر :</p>
<p>الف - برای تعریف <span style="color:#ff0000;">متغیر محلی</span>* از دستور زیر استفاده می کنیم :</p>
<p>* متغیر محلی به این معنی می باشد که از این متغیر در دیگر بخش های برنامه نمی توانیم  استفاده کنیم .</p>
<p style="text-align:right;">نوع متغیر as  نام متغیر  Dim</p>
<p style="text-align:right;">مثال :  Dim vb as string</p>
<p style="text-align:right;">مثال ما این را بیان می کند که یک متغیر از نوع محلی به نام vb از نوع string (رشته ای) را تعریف کرده ایم .</p>
<p style="text-align:right;">ب - برای تعریف <span style="color:#ff0000;">متغیر جهانی (کلی)</span>* از دستور زیر استفاده می کنیم :</p>
<p style="text-align:right;">* متغیر جهانی به این معنی می باشد که از این متغیر در دیگر بخش های برنامه می توان استفاده کرد .</p>
<p style="text-align:right;">نوع متغیر as  نام متغیر Public</p>
<p style="text-align:right;">مثال :    Public counter as Integer</p>
<p style="text-align:right;">* نوع های مختلف متغیر ها :</p>
<p style="text-align:right;">این نوع ها مشخص می کند که متغیری که ما در برنامه تعریف می کنیم ، چه مقادیری باید در آنها ذخیره شود .</p>
<p style="text-align:right;">String : رشته ای (مانند جملات و ...)</p>
<p style="text-align:right;">Integer : برای اعداد با وسعت متوسط</p>
<p style="text-align:right;">Boolean : دارای دو مقدار 0 و 1 و یا True و False</p>
<p style="text-align:right;">Byte : برای اعداد با وسعت کم</p>
<p style="text-align:right;">Variant :  از هیچ نوعی ! یا بهتر بگم هر مقداری را به این متغیر بدهیم ، متغیر خودش را تبدیل می کند .</p>
<p style="text-align:right;">Double : اعداد اعشاری و در کل اعداد با وسعت زیاد .</p>
<p style="text-align:right;">
<p style="text-align:right;">* استفاده از متغیر در فرم های مختلف (این بخش یه خورده توضیح دادن براش زوده ولی فعلاً می گم ، اگر متوجه نشدید زیاد مهم نیست.)</p>
<p style="text-align:right;">اگر ما دو فرم به نام های Form1 و Form2 داشته باشیم و بخواهیم از متغیر های هر کدام در دیگری استفاده کنیم به صورت زیر عمل می کنیم .</p>
<p style="text-align:right;">نکته 1 : اگر می خواهید این کار را انجام دهید ، حتماً متغیر مورد نظر باید به صورت Public تعریف شده باشد .(توضیح در بخش 1 قسمت (ب) موجود می باشد .)</p>
<p style="text-align:right;">کدهای فرم 1 :</p>
<p style="text-align:right;">Public frm1_m as integer</p>
<p style="text-align:right;">کدهای فرم 2 :</p>
<p style="text-align:right;">()Private Sub Form_Load</p>
<p style="text-align:right;">Form1.Frm1_m</p>
<p style="text-align:right;">End Sub</p>
<p style="text-align:right;">این دستور بدین صورت کار می کند که وقتی Form2 شروع به کار می کند متغیر Form1.Frm1_m فراخوان می شود ، اما فعلاً این برنامه کارایی ندارد ، زیرا این متغیر باید در محلی جدید ذخیره شود و یا جایی در کد کارایی داشته باشد .</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ویژوال بیسیک قابل حمل با حجمی باور نکردنی...!]]></title>
<link>http://aliha.wordpress.com/?p=97</link>
<pubDate>Tue, 25 Mar 2008 23:06:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
<guid>http://aliha.wordpress.com/?p=97</guid>
<description><![CDATA[به دلیل اینکه کمی درگیر کارهای روزمره هستم، تا به امروز]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>به دلیل اینکه کمی درگیر کارهای روزمره هستم، تا به امروز وقت نشد یک عیدی مناسب به دوستانی که از بازدید کنندگان هستند تقدیم کنم...!</p>
<p>اما امروز یک عیدی منتها برای برنامه نویسان عزیز ایرانی آماده کردم و از دوستانی که این عیدی برایشان نامناسب می باشد بی نهایت عذر میخواهم...</p>
<p><b>واما</b> این عیدی...، برنامه نویسانی که به برنامه نویسی اعتیاد دارند و هرروز باید حداقل محیط برنامه نویسی رو ببینند برایشان ویژوال بیسیک 6 قابل حمل رو آماده کردم...</p>
<p><b>این روزها</b> ممکن است به خاطر تعطیلات عید به مسافرت برویم و به دلایلی نتوانیم لحظاتی خوش را به همراه برنامه نویسی سپری کنیم، خب با این ویژوال بیسیک قابل حمل دیگر نه اجباری برای خماری کشیدن هست و نه احتیاجی برای نصب آن روی هر سیستمی که به دستمان میرسد هست(کسانی که لپ تاپ ندارند)...</p>
<p><b>فایل ها</b> را می توانید روی یک سی دی و یا اینکه داخل یک فلش دیسک (کول دیسک) ریخته و هرجا سیستمی پیدا کردید آن را به سیستم متصل نمایید و لذت همیشگی برنامه نویسی را ببرید...!</p>
<p>خب دیگر درنگ کافیست و شروع به بارگذاری ویژوال بیسیک قابل حمل با حجمی باورنکردنی نمایید...!</p>
<p><font color="#808000">دریافت:</font> <a href="http://amincomputer.parsaspace.com/VBP/Visual%20Basic%206%20Portable.part1.rar" target="_blank">قسمت اول</a> <font color="#c0c0c0">(</font><font color="black"><font color="#c0c0c0">1.39Mb)</font> </font>&#124;<a href="http://amincomputer.parsaspace.com/VBP/Visual%20Basic%206%20Portable.part2.rar" target="_blank"> قسمت دوم</a> <font color="#c0c0c0">(</font><font color="black"><font color="#c0c0c0">1.39Mb)</font> </font>&#124; <a href="http://amincomputer.parsaspace.com/VBP/Visual%20Basic%206%20Portable.part3.rar" target="_blank">قسمت سوم</a> <font color="#c0c0c0">(</font><font color="black"><font color="#c0c0c0">1.39Mb)</font> </font>&#124; <a href="http://amincomputer.parsaspace.com/VBP/Visual%20Basic%206%20Portable.part4.rar" target="_blank">قسمت چهارم</a> <font color="#c0c0c0">(</font><font color="black"><font color="#c0c0c0">1.39Mb)</font> </font>&#124; <a href="http://amincomputer.parsaspace.com/VBP/Visual%20Basic%206%20Portable.part5.rar" target="_blank">قسمت پنجم</a> <font color="#c0c0c0">(</font><font color="#c0c0c0">249Kb)</font></p>
<p>پسورد فایل ها: Amincomputer <font color="#c0c0c0">(به بزرگی و کوچکی حروف دقت نمایید)</font></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[فایل Open Source VB6]]></title>
<link>http://srtc.wordpress.com/2007/12/27/%d9%81%d8%a7%db%8c%d9%84-open-source-vb6/</link>
<pubDate>Thu, 27 Dec 2007 12:22:35 +0000</pubDate>
<dc:creator>srtc</dc:creator>
<guid>http://srtc.wordpress.com/2007/12/27/%d9%81%d8%a7%db%8c%d9%84-open-source-vb6/</guid>
<description><![CDATA[سری دوم فایل ها :
1- Resize Form : توسط این برنامه می توانید ، ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سری دوم فایل ها :</p>
<p>1- <a href="http://sama2008.persiangig.com/Codes/Resize%20FORM.zip" target="_blank">Resize Form</a> : توسط این برنامه می توانید ، اندازه  فرم خود را تغییر دهید .</p>
<p>2- DSP : <a href="http://sama2008.persiangig.com/Codes/DSP.zip" target="_blank">DSP</a> یکی از بهترین و ساده ترین برنامه های پردازش تصویر هست ، که می توانید برای مثال یک میوه را در کل یک عکس تشخیص دهد .</p>
<p>3- <a href="http://sama2008.persiangig.com/Codes/Agent%20%28%20Merlin%20%29.zip" target="_blank">Merlin</a> : این برنامه کم حجم هم مخصوص ساخت کد برای مرلین جادوگر تحت VB6 می باشد .</p>
<p>4- <a href="http://sama2008.persiangig.com/Codes/PIC2AVI.zip" target="_blank">Pic to Avi</a> : توسط این برنامه می توانید عکس های خود را به صورت یک فایل ویدئو با فرمت Avi تبدیل کنید .</p>
<p>(منبع کدهای بالا ، درون خود کدها ذکر شده است .)</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نمونه برنامه برای گروه]]></title>
<link>http://srtc.wordpress.com/2007/12/27/%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87/</link>
<pubDate>Thu, 27 Dec 2007 12:12:44 +0000</pubDate>
<dc:creator>srtc</dc:creator>
<guid>http://srtc.wordpress.com/2007/12/27/%d9%86%d9%85%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87/</guid>
<description><![CDATA[این سری برنامه های VB6 به صورت سورس باز یا Open Source برای شما]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>این سری برنامه های VB6 به صورت سورس باز یا Open Source برای شما هستند ، می توانید آن ها را دانلود و روی کدهای آن تجزیه و تحلیل کنید .</p>
<p>1- <a href="http://sama2008.persiangig.com/Codes/Form%20Layerd.zip" target="_blank">فرم لایر</a> : این برنامه فرم شما را به صورت شیشه ای در می آورد و شما می توانید ، میزان شفافیت را تغییر دهید .</p>
<p>2- <a href="http://sama2008.persiangig.com/Codes/notepad_source.zip" target="_blank">نوت پد</a> : این برنامه سورس برنامه نوت پد ویندوز می باشد .</p>
<p>3-<a href="http://sama2008.persiangig.com/Codes/movefileswithwinsock.zip" target="_blank"> winsock </a>:  از طریق این برنامه می توانید فایل های خود را از طریق پورت winsock ارسال نمائید .</p>
<p>4- <a href="http://sama2008.persiangig.com/Codes/VB6_Runtime_%28SP6%29.zip" target="_blank">VB6_Runtime</a> : به کمک این می توانید تمامی فایل های ویژوال بیسیک را در سیستم عامل خود باز کنید . ( Dll های مربوطه )</p>
<p>(منبع کدهای بالا ، درون خود کدها ذکر شده است .)</p>
<p>سایت روباتیک سماء</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آموزش ویژال بیسیک]]></title>
<link>http://electronicservice.wordpress.com/2007/09/03/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d9%88%db%8c%da%98%d8%a7%d9%84-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c%da%a9/</link>
<pubDate>Mon, 03 Sep 2007 05:24:43 +0000</pubDate>
<dc:creator>maryam shamqoli</dc:creator>
<guid>http://electronicservice.wordpress.com/2007/09/03/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d9%88%db%8c%da%98%d8%a7%d9%84-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c%da%a9/</guid>
<description><![CDATA[این آموزش شامل 4 PDF می باشد
PDF1
آشنايي با زبان برنامه نويس]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="right">این آموزش شامل 4 PDF می باشد</p>
<h5>PDF1</h5>
<p align="right">آشنايي با زبان برنامه نويسيVisual Basic</p>
<p align="right">محيط و ابزارهاي برنامه نويسي زبانVisual Basic</p>
<p align="right">ايجاد يك برنامه كاربردي</p>
<p align="right">طراحي فرم</p>
<p align="right">تنظيم ويژگي Propertyدر فرمها</p>
<p align="right">Event و Methodها در فرم</p>
<p align="right">Clicking Buttonsيا كليدهاي اجرايي عمليات خاص</p>
<p align="right">امكان نمايش و ورود متن</p>
<p align="right">اجزاي تشكيل دهنده صفحه طراحي</p>
<p align="right">ذخيره پروژه</p>
<h5>PDF2</h5>
<p align="right">متغيرها</p>
<p align="right">آرايه ها(Arrays)</p>
<h5>PDF3</h5>
<p align="right">ثابتها Constants</p>
<p align="right">عملگرهاOperators</p>
<p align="right">زيرروالها Subroutines</p>
<p align="right">Functions</p>
<p align="right">Modules</p>
<h5>PDF4</h5>
<p align="right">ابزار برنامه نويسي موجود درMenu Bar</p>
<p align="right">
<p align="right"><img src="http://electronicservice.wordpress.com/files/2007/09/download.gif" alt="dll" /><a href="http://www.box.net/shared/u74ghrlvaf" target="_blank">آموزش ویژال بیسیک</a></p>
<p align="right">
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
