<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>پدرخوانده &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/پدرخوانده/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "پدرخوانده"</description>
	<pubDate>Fri, 10 Oct 2008 19:54:14 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[همه پدرخوانده های من]]></title>
<link>http://gozarnameh.wordpress.com/?p=59</link>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 06:13:24 +0000</pubDate>
<dc:creator>سيدمحمد فخار</dc:creator>
<guid>http://gozarnameh.fa.wordpress.com/2008/05/13/%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/</guid>
<description><![CDATA[مدت زمان طولانی بود که می خواستم از گرگ های بزگتر حرفی ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<h3 style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:auto 0;"><span style="font-family:Times New Roman;"><strong><em><span style="font-weight:normal;font-size:12pt;color:#000000;line-height:150%;">مدت زمان طولانی بود که می خواستم از گرگ های بزگتر حرفی بزنم، بگویم که تا امروز کدام سایه را چون سنگ بالاسرم حس کرده ام و کدام را باید حس کنم. اصلن دوست دارم به خاطر بچه گرگ های کوچک و دوست داشتنی سرزمینم که چند وجب بالاتر از خودم احساسشان می کنم، </span><span style="font-weight:normal;font-size:12pt;color:#000000;line-height:150%;">بخاطر همه آقازاده ها، بخاطر همه مسئولان بچه و بچه های مسئولان حرف بزنم و رنج کلمه را قورت دهم که ... و بگویم که گفته باشم و دلم شاد که دست کم اسمشان را، اسم آشناترشان را شناخته ام :</span></em></strong></span></h3>
<h2 style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:auto 0;">... و پدرخواندگی قسم وشاخه و حزب و جناح و چیز نمی خواهد. باید بدمی در روح مارلون براندو و باد به غبغب انداخته، کمر جلو و شکم عقب داده، سر چنان به عقب گردانی که یمین و یسارت «اذا زلزلت الارض» گویان بروند از سر راه که چه؟ باد بیاید و خبر از بدگویانت رساند که به این حال دو تقدیر در انتظار است. یا آن ناچیز<span>  </span>نا توان، ذره ای غبار انگیخته بر ردایت که می دهی بتکانندش که دیگر خاک نینگیزد؛ یا آن قداره بند بی صفت سلیمی نمینی چیزی است که خب باشد برای اعقاب و اسلافش، می گذاری مفت تر چرندش را زمزمه کند که تو را هیچ ز صدایش آزاری نرسد و طرفی نبندد هزاران آه و ناله و زیرآب و روآب زنی ...</h2>
<h2 style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:auto 0;">... و سیدنا و مولانا توماس هابز به روز ازل بگفتا که حضرت انسان، گرگ انسان است که بس گل بگفتا و عجایب محشری افاضه فرموداد. و هان ای پدرخوانده، هان ای پدر مردم سوزاننده و ای فامیل مردم سرویس کننده، این اشارتی را بس گوش آویز خود کن که اگر تو پدر هر جماعتی را نبش قبر کردی و درآوردی ز گور، هیچ برخود غره مشو که پدری بس ز جانب آسمانش خوانده تر و آن سان کبیرتر از تو هست که پوز مبارکت چنان بر خاک سایش دهد که چون عالیجناب قباپوش، هاشمی رفسنجانی با سر و تمام هیکل به انتخابات ششمین مجلس خانزادگان حتمن اسلامی، که شعله شکستش تا روز ابد خاموش شدنی نیست ...</h2>
<h2 style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:auto 0;">... و آن که مجلسی بی هاشمی باشد، چه باد و چه شواد و که تواند چنین کناد جز سرورنا و مقتدانا، اکرم النمایندجان، باهنر که به هنر خویش کار هاشمی چونان ساختی و کمر آن پدرآمرزیده چونان به سبیل کشتی تایتانیک شکاندی که نه به انتخابات شاهنشاهی دوره نهم و نه هیچ انتصابات دیگر نتواندی کمر راست کناد و بدانجا انداختش که دست به دامن رهبر شدی و جان مادر قسمش دادی که حکم رأس الخبرجان بهرش صادر نمودی و تا روز تشییع هیچ نتواند نفس پدرخواندگانی کشاد...</h2>
<h2 style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:justify;margin:auto 0;">... و اگر خان دانشگاهی شدی، بدان که بالاتر از تو چونان وجب به وجب خواهند ایستاد که جای پایت بشود نمره کفشت به گاه طفولیت. و چه خوش کلامی در اقوال بیفتاد که سری که درد نمی کناد را دستمال هیچ مبندید و که گر بستید، نامتان را سلیمی نمین گویند. و اگر امثال و حکم آقاجانتان سبک نگاشتید ،حضرتنا و سرورنا جاسبی چنان چوبی به چرختان گذارند و چنان تهتمی شما را گیرند که تهمت کیهان نشینان، بدبختان دوم خردادی را...</h2>
<h2>... و این تقریر بس الحاح و مویه است مر بیخردانی را که از راه محافظه کاری لغزیدند و آن سان گوش مدادند که شهرام ها و دانش جعفری ها و پورمحمدی ها ...  پس ای صاحب خوانده شدن از سوی پدر، خون مردم را بس به شیشه اندر کن و تا آن وادی شتاب کن که مردمت روزی 4 وعده به آن قضای حاجت یادت به نظر آورند...</h2>
<p style="direction:rtl;line-height:150%;unicode-bidi:embed;text-align:center;margin:auto 0;"><img class="aligncenter" src="http://gozarnameh.files.wordpress.com/2008/05/godfather3.jpg" alt="پدرخوانده" width="407" height="405" /></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[The Godfather]]></title>
<link>http://ajorpare.wordpress.com/?p=505</link>
<pubDate>Wed, 13 Feb 2008 20:39:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد</dc:creator>
<guid>http://ajorpare.fa.wordpress.com/2008/02/14/the-godfather/</guid>
<description><![CDATA[اینکه سه‌گانه پدرخوانده (ساخته فرانسیس فورد کاپولا) ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>اینکه سه‌گانه پدرخوانده (ساخته فرانسیس فورد کاپولا) از بهترین‌های تاریخ سینماست کسی شک نداره، اما شاید خیلی‌ها باشند که اصلا این فیلم را ندیده یا کامل ندیده باشند. یادمه که زمانی وبلاگ قبلی‌ام با سرچ "خلاصه داستان پدرخوانده" ورودی داشت. چندی پیش فرصت دست داد که بنشینم و به طور کامل هر سه قسمت فیلم را ببینم! الان هم مقصودم فقط نشان دادن جریان کلی داستان به کسانی است که فیلم را ندیده‌اند و شاید هم تجدید خاطره، برای کسانی که فیلم را دیده‌اند و نه چیز بیشتری!</p>
<p><a target="_blank" href="http://www.imdb.com/title/tt0068646/"><strong>The Godfather 1972</strong></a></p>
<p><img border="0" align="right" src="http://ajorpare.files.wordpress.com/2007/11/godfather.jpg" alt="godfather" style="border-width:0;margin:5px;" /> قدرت بین 5 خانواده بزرگ تقسیم شده و هرکدام کنترل بخشی را در دست دست دارند، این میان دن ویتو کرلئونه (مارلون براندو) پدرخوانده‌ی قدرتمندترین خانواده شهره و درآمدش از کازینوهاییست که تحت کنترل داره، مردی خانواده دوست و مذهبی‌ست، برای افراد خانواده هر کاری می‌کنه و در کل برای خودش مملکتی داره! اوضاع خوبه تا زمانی که خانواده‌های رقیب به واسطه یک دلال ترک خیال افتادن در تجارت پرسود مواد مخدر را دارند، اما این وسط نیازمند حمایت دن کرلئونه هستند، چون عمده سیاستمداران و سران پلیس جیره‌خوار او هستند و فقط اوست که می‌تواند پوشش خوبی برای این کار ایجاد کند، اما دن ویتو با مواد مخدر مخالفه و پیشنهاد چرب خانواده‌های دیگر را رد می‌کنه، این مخالفت باعث ایجاد یکسری درگیری‌ها در بین خانواده‌ها می‌شه.<br />
این فیلم توسط کابران <a target="_blank" href="http://imdb.com/">IMDB</a> به عنوان برترین فیلم تاریخ سینما شناخته شده و علاوه بر  براندو، آل پاچینو نیز در نقش مایکل، پسر کوچک خانواده بازی می‌کنه!<br />
جمله به یاد ماندنی: <em>نگذار کسی بفهمه که چی فکر می‌کنی!</em></p>
<p><a target="_blank" href="http://www.imdb.com/title/tt0071562/"><strong>The Godfather : Part II 1974</strong></a></p>
<p><img border="0" align="right" width="99" src="http://ajorpare.files.wordpress.com/2007/11/godfather-2.jpg" alt="godfather 2" height="140" style="border-width:0;margin:5px;" /> در این قسمت از فیلم دو داستان به موازات هم روایت می‌شه، یکی داستان اینکه ویتو کرلئونه جوان (رابرت دنیرو) چطور به قدرت می‌رسد و دیگری هم ادامه ماجراهای خانواده‌ است. در این بخش از داستان دن مایکل کرلئونه ( آل پاچینو) که پس از پدر به عنوان پدرخواندگی رسیده در پی اوضاع جامعه که تغییر کرده سعی داره که فعالیت‌های خانواد را زیر پوشش قانون ببره!  <br />
این فیلم هم در جمع <a target="_blank" href="http://www.imdb.com/chart/top?tt0068646">250 فیلم برتر</a> به انتخاب کاربران IMDB رتبه سوم را داره!<br />
جمله به یاد ماندنی: <em>به دوستانت نزدیک باش، به دشمنانت نزدیکتر!</em></p>
<p><a target="_blank" href="http://www.imdb.com/title/tt0099674/"><strong>The Godfather : Part III 1990</strong></a></p>
<p><img border="0" align="right" src="http://ajorpare.files.wordpress.com/2007/11/godfather-3.jpg" alt="godfather 3" style="border-width:0;margin:5px;" /> دوره زمونه عوض شده، دن مایکل هم پیر و به شدت محافظه‌کار شده، دامنه فعالیت‌های خانواده از آمریکا فراتر رفته، پسرش حرفش را نمی‌خونه و دانشکده حقوق را ول می‌کنه و دنبال موسیقی می‌ره، برادرزاده‌اش که مثل پدرش تندخو هست، زیر بار کند روی‌های عمو نمی‌ره، دن هم خیال داره که رسما بره تو کار بورس و این حرفا و با کمک‌هایی که به واتیکان می‌کنه شدیدا خودش را پشت کلیسا پنهان کرده!</p>
<p>جمله به یاد ماندنی: <em>این نشان را شخص پاپ به دن اعطا کرده، یعنی شما بهتر از پاپ می‌فهمید؟<br />
</em>جمله 2: <em>جنایت و  سیاست دوروی یک سکه هستند!</em></p>
<p>خلاصه اگر این فیلم را ندیده‌اید بجنبید، غفلت موجب پشیمانی‌ست!!!!</p>
<p>پ ن: لطفا کامنت نگذارید که فیلم را برای دانلود قرار بدهم! چون در این صورت احتمال اینکه سرم را به دیوار بکوبم زیاد می‌شه!</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
