<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>پرستار &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/پرستار/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "پرستار"</description>
	<pubDate>Fri, 10 Oct 2008 19:03:00 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[یک عکس معروف؛ بوسه‌ی ملوان آمریکایی بر لبان دختر پرستار...]]></title>
<link>http://666guy.wordpress.com/?p=237</link>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 19:21:36 +0000</pubDate>
<dc:creator>amirapt</dc:creator>
<guid>http://666guy.fa.wordpress.com/2008/10/04/victory-kiss/</guid>
<description><![CDATA[15 آگوست 1945 روزی بود که سرانجام ژاپن در جنگ جهانی دوم تسل]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>15 آگوست 1945 روزی بود که سرانجام ژاپن در جنگ جهانی دوم تسلیم شد و شکست را پذیرفت. در حوالی ظهر این روز، امپراتور ژاپن با فرستادن پیامی به رییس جمهور وقت آمریکا، هری ترومن، رسمآ تسلیم شد و بدین ترتیب شعله‌های جنگی خانمان سوز خاموش شد.  در چنین روزی به مناسبت پایان جنگ جهانی دوم، جشن‌های عظیمی در کشورهای متفقین و به خصوص آمریکا برپا شد و مردم به خیابان‌ها ریختند...</p>
<p><strong>آخرین وقایع جنگ جهانی دوم که منجر به تسلیم شدن ژاپن گردید:</strong></p>
<p><strong>26 جولای 1945</strong>: هری ترومن (رییس جمهور آمریکا) ،‌چیانگ کای شک (رهبر نظامی چین) و وینستون چرچیل (رهبر انگلستان) در <a href="http://www.nationmaster.com/encyclopedia/Potsdam-Declaration" target="_blank">بیانیه‌ای مشترک</a>، شرایط ژاپن برای تسلیم شدن را تعیین می‌کنند و خواستار تسلیم شدن ژاپن می‌شوند. ترومن به ژاپن می‌گوید: "تسلیم شو! و یا منتظر پاسخ بی‌درنگ و ویرانگر ما باش!"</p>
<p>شرایط بیانیه برای ژاپنی‌ها بسیار تحقیر آمیز به شمار می‌آید، از آن جمله:</p>
<p>1 - کشور ژاپن تا زمان دست یافتن به اهداف توافق نامه تحت اشغال متفقین خواهد بود.</p>
<p>2 - بسیاری از جزایر اطراف ژاپن به نفع متفقین مصادره خواهد شد.</p>
<p>3 - ارتش ژاپن کاملآ خلع سلاح خواهد شد.</p>
<p>4 - جنایتکاران ژاپنی در دادگاه محاکمه خواهند شد.</p>
<p><strong>29 جولای 1945</strong>: ژاپن بیانیه را رد می‌کند.</p>
<p><strong>6 آگوست 1945</strong>: بمب اتمی معروف به "بچه‌ی کوچک" بر فراز شهر هیروشیما انداخته می‌شود.</p>
[caption id="attachment_239" align="aligncenter" width="180" caption="لحظاتی پس از منفجر شدن اولین بمب اتمی در هیروشیما..."]<img class="size-full wp-image-239" title="atomic_cloud_over_hiroshima" src="http://666guy.wordpress.com/files/2008/10/180px-atomic_cloud_over_hiroshima.jpg" alt="" width="180" height="212" />[/caption]
<p><strong>8 آگوست 1945</strong>: شوروی به ژاپن اعلان جنگ می‌کند و رسمآ وارد جنگ با ژاپن می‌شود.</p>
<p><strong>9 آگوست 1945</strong>: آمریکایی‌ها بمب اتمی بعدی با نام "مرد چاق" را روی ناکازاکی می‌اندازند.</p>
[caption id="attachment_240" align="aligncenter" width="250" caption="آمریکایی‌ها چند روز بعد بمب اتمی 4.5 تنی &#34;مرد چاق&#34; را روی ناکازاکی انداختند..."]<img class="size-full wp-image-240" title="fat_man" src="http://666guy.wordpress.com/files/2008/10/250px-fat_man.jpg" alt="" width="250" height="166" />[/caption]
<p><strong>15 آگوست 1945</strong>: ژاپن سرانجام تسلیم می‌شود.</p>
<p>پس از اعلام تسلیم شدن ژاپن در جنگ، مردم بسیاری به خیابان‌ها می‌ریزند و به شادمانی می‌پردازند. یکی از معروف‌ترین عکس‌هایی که در این روز در نیویورک ثبت شد عکسی است که توسط "آلفرد آیزنستایت" گرفته شد و در مجله‌ی Life چاپ شد...</p>
<p style="text-align:center;">
[caption id="attachment_238" align="aligncenter" width="267" caption="ملوان آمریکایی در حال بوسیدن یک پرستار..."]<a href="http://666guy.files.wordpress.com/2008/10/vj_day_kiss.jpg"><img class="size-full wp-image-238" title="بوسه‌ی معروف..." src="http://666guy.wordpress.com/files/2008/10/vj_day_kiss.jpg" alt="" width="267" height="340" /></a>[/caption]
<p style="text-align:center;">
<p>در آن زمان آلفرد در میدان تایم نیویورک به دنبال سوژه‌هایی برای عکس گرفتن می‌گشت که ناگهان ملوانی را در خیابان دید که هر دختری را که در سر راهش می‌دید در آغوش می‌گرفت. آلفرد می‌گوید: "ملوان برایش اهمیتی نداشت که آن‌ها دختر هستند، پیرزن هستند، تنومند هستند و یا لاغر، فقط آن‌ها را در آغوش می‌گرفت... ناگهان دیدم که ملوان دختر سفید پوشی را در آغوش گرفته است. سریعآ دوربین خود را آماده کردم و لحظه‌ای را که ملوان در حال بوسیدن دختر پرستار بود ثبت کردم." آلفرد از نتیجه‌ی عکس بسیار راضی و خشنود بود و این عکس به یکی از معروف‌ترین عکس‌های آن زمان مبدل گشت. آلفرد در مورد این عکس می‌گوید: "مردم به من می‌گویند که حتی بعد از این که از دنیا می‌روی هم ما این عکس را به خاطر خواهیم داشت" که واقعآ نیز چنین شد و این عکس نام "بوسه‌ی پیروزی‌" را بر خود گرفت.</p>
<p>آلفرد هیچ وقت افرادی که در این عکس حضور داشتند را تشریح نکرد... دست‌نوشته‌های شخصی آلفرد در مورد این عکس تنها بعد از مرگش در سال 1995 آشکار شدند. نکته‌ی جالب آن است که تاکنون بیش از <strong>20</strong> نفر ادعا کرده‌اند همین ملوانی هستند که در این عکس وجود دارد اما ادعای هیچ‌کدام به طور قاطع تایید نشده است.</p>
<p>پی نوشت: من ملوان نیستم، اما پرستاران را دوست دارم!</p>
<p><a href="http://www.nationmaster.com/encyclopedia/Victory-over-Japan-Day" target="_blank">منبع به زبان انگلیسی</a></p>
<p><a href="http://balatarin.com/permlink/2008/10/4/1412843">لینک این نوشته در بالاترین</a></p>
<p><a href="http://donbaleh.com/link/40321" target="_blank">لینک در دنباله</a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پرستار]]></title>
<link>http://mrbahrami.wordpress.com/?p=222</link>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 19:26:07 +0000</pubDate>
<dc:creator>Mohammadreza</dc:creator>
<guid>http://mrbahrami.fa.wordpress.com/2008/08/16/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1/</guid>
<description><![CDATA[نگاه آرامش‌بخش پرستار، کمتر از لبخند دلدار نیست.
]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align:justify;" dir="rtl"><span style="font-family:tahoma;">نگاه آرامش‌بخش پرستار، کمتر از لبخند دلدار نیست.</span></div>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[روز پرستار و روز مادر ؛ روزی برای پیوند نام دو فرشته سپید]]></title>
<link>http://websaz.wordpress.com/?p=863</link>
<pubDate>Sun, 11 May 2008 20:55:08 +0000</pubDate>
<dc:creator>websaz</dc:creator>
<guid>http://websaz.fa.wordpress.com/2008/05/11/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%9b-%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af/</guid>
<description><![CDATA[باید عذر خواهی کنم از تمام دوستانی که امروز وارد بلاگ ش]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://"></a><a href="http://PostURL"></a>باید عذر خواهی کنم از تمام دوستانی که امروز وارد بلاگ شدند و مطب جدیدی از وبساز ندیدند . آن هم در روزی که اگر بخواهم تلفیقی از موضوع انها داشته باشم تنها میتوانم چنین بیانش کنم : مادرم، ای كه هر روز و شب با اخلاق نیكویت، با دست مهربانت و با چشم دل سوزت به پرستاری از من همت می‌گماری و در ایام بیماری،‌ بی‌درنگ و سرگردان به دنبال التیامم می‌گردی و آسایش من را به همه دنیا ترجیح می‌دهی، این روز را به تو تبریك می گویم،‌ ای پرستار بی همتا و بی توقع زندگی من. </p>
<p style="text-align:center;"><img class="size-full wp-image-864" src="http://websaz.wordpress.com/files/2008/05/websaz-nurse-02.jpg" alt="روز پرستار " width="250" height="321" /></p>
<p>همان طور که در 2 پست "<a title="لينك دائمي به نگاه فرزند ؛ تولدی دوباره برای یک مادر " rel="bookmark" href="http://websaz.wordpress.com/2008/05/08/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a8/"><span style="color:#265e15;">نگاه فرزند ؛ تولدی دوباره برای یک مادر</span></a>" و "<a title="لينك دائمي به روز جهانی مادر ؛ میخکی که Anna در باغ عشق بنیان نهاد " rel="bookmark" href="http://websaz.wordpress.com/2008/05/07/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%9b-%d9%85%db%8c%d8%ae%da%a9%db%8c-%da%a9%d9%87-anna-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%ba-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a8%d9%86%db%8c/"><span style="color:#265e15;">روز جهانی مادر ؛ میخکی که Anna در باغ عشق بنیان نهاد</span></a>" اشاره هایی به میزان محبت مادران و نوع لذت آنها از مشاهده فرزندان خود با وجود همه مشکلات حاصل شده آن آنها , دارند  و زمینه های شکل گیری روز مادر در جهان , داشتم سعی نمودم تا با زبانی که بی شک تنها محبت های مادری را دیده و تفکری که تنها قادر است از نگاه یک فرزند باشد , به نیروی مهر و محبت مادر و اینکه این گذشت و مهر از کجا ناشی میشود بپردازم . اما امروز روزیست که در ایران انرا روز پرستار نامیده اند.همزمان با ولادت حضرت زینب (س) . فردا نیز (12 May) جهان روز پرستار را جشن خواهد گرفت ...پرستار  برایم تنها معنی آرامش و تسکین دارد .....اوست که بايد آرامش را برقرار کند ,  او را دلداري دهد، دردش را تسكين بخشد و خم به ابرو نياورد.اگر به شب ها نظری بیاندازیم , كودك پرستار در خانه به خواب رفته است بي‌آنكه مادرش قصه‌اي برايش خوانده باشد يا پيش از خواب او را بوسيده باشد....</p>
<p>در کشور های امریکا و کانادا هفته بزرگداشت پرستار از 9 ام May تا 15 ام  May ادامه دارد. جشنی که جهان به پاس زحمات این قشر دلسوز در خصوص مشارکت آنها در ساختن یک جامعه پر مهر و یاری رسان انهم با همدردی ها , لبخند های حاکی از همراهی و محبت شان به پا داشته میشود .</p>
<p style="text-align:center;"><img class="size-full wp-image-864 aligncenter" src="http://websaz.wordpress.com/files/2008/05/websaz-nurse-01.jpg" alt="روز پرستار " width="250" height="321" /></p>
<p>خالی از لطف نیست بطور خلاصه در خصوص روز جهانی پرستار نیز صحبت کنم . <span> International Council of Nurses  و یا بطور خلاصه ICN از سال 1965 میلادی سالانه برگزار کننده این جشن در جهان است .در 17 ام ژانویه 1974 تصمیم نهایی برای پاسداشت روزی بنام پرستاران در 12 ام May همزمان با سالروز تولد Florence Nightingale پرستار معروف انگلیسی که خدمات ارزشمندی را در راستای درمان بیماری ها از خود نشان داد , گرفته شد . از آن پس هر ساله ICN جعبه های آموزشی و سایر اطلاعات عمومی در خصوص پرستاران را در این روز تولید و به پرستاران مناطق مختلف ارسال میکند . در خصوص فلورانس <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%84%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3_%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF%D9%84" target="_blank">ویکی </a>میگوید : "فلورانس نایتینگل  (زادهٔ ۱۸۲۰ - فوت ۱۹۱۰ میلادی)، مشهور به بانوی چراغ ‌به‌دست انگلیسی و بنیانگذار پرستاری . پدرش ویلیام ادوارد شور یکی از اعضای اشراف زاده دربار به شمارمی‌رفت و فلورانس کوچک، در یک خانه بزرگ و راحت دوران کودکی خود را گذراند. در نامه‌های محرمانه‌ای که از او یافت شده نوشته "<strong>از کودکی برای خدمت به بیماران و بی‌پناهان الهاماتی از سوی خداوند به قلبم می‌رسید</strong>." هرچند در رشته پرستاری تحصیل نکرد اما علاقه زیادی به درمان بیماران داشت.در دوران جنگ میان ترکیه و روسیه فلورانس از وزیر جنگ انگلیس درخواست وسایل و امکانات بهداشتی کرد و سپس با همراهی ‪ ۳۴‬پرستار زن با شجاعت تمام پا به اعماق خاک ترکیه گذاشت و به یاری مجروحان شتافت. فلورانس با چهره‌ای آرام‌بخش برای اینکه سربازان دست از میگساری بردارند، اتاقی برای مطالعه و بازی‌های سالم آنان راه‌انداخت. او بر اثر کار مداوم و همدمی با بیماران دچار تب وحشتناکی شبیه تیفوس یا مالاریا شد که در آن هنگام قربانیان زیادی را به کام مرگ کشانده بود و فلورانس نیز بر اثر این بیماری به‌شدت ضعیف شد.....  </span></p>
<p style="text-align:center;"><img class="size-full wp-image-864" src="http://websaz.wordpress.com/files/2008/05/websaz-nurse-04.jpg" alt="روز پرستار " width="250" /></p>
<p><span>ذکر این داستان خود گویای وسعت قلب یک پرستار است .همان طور که در ذهن جهانیان او را نهادینه کرد ونامش را در تاریخ حک نمود و از وی اسطوره ای بی نظیر در همدردی ها و تلاش های یک انسان در یاری رساندن به سایرین ساخت .در هر فرهنگ و جامعه ای نظیر چنین انسان هایی بسیارند و این به نظر من همان زیبایی آفرینش انسان هاست . انسان هایی که حتی اگر توانایی یاری رسانی ندارند در قلب خود آرزوی آن را میپرورانند . و چه لذت بخش است مرور  افکار یک پرستار ...<br />
</span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:x-small;"><img class="aligncenter size-full wp-image-868" src="http://websaz.wordpress.com/files/2008/05/websaz-zeynab-01.jpg" alt="" width="250" height="346" /></span></p>
<p>در فرهنگ اسلامی نیز پرستار بزرگ صحرای كربلا، در آن روز سخت، وظایف سنگینی به عهده داشت: تقویت روحیه مجروحان و خانواده شهدا، رسیدگی به بازماندگان و كمك به اطفال. هم چنین ایشان به مراقبت از حضرت سجاد علیه السلام نیز كه در بیماری شدید به سر می‌برد، مشغول بود. حیف است زینب سلام الله علیها را تنها پرستار بیمار بخوانند زیرا پرستارى از بیمار یكى از كوچك‏ترین مسؤولیت‌‏هاى حضرت زینب سلام الله علیها بود، و هر چند پرستارى وظیفه سنگین و ارزشمندى است و پرستار متعهد باید با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملایمات براى انجام خدمتش ‏بنماید و چنین كارى از عهده هر كس بر نمى‏آید ولى با این حال ‏مقام زینب كبرى سلام الله علیها، آن ‏قدر والا و عظیم است كه او را پرستار انقلاب حسینى باید بنامیم، زیرا این پرستارى به مراتب مهم‏تر و سرنوشت‏ سازتر از پرستارى بیمار بود.</p>
<p style="text-align:right;">در سال های جنگ ایران و عراق میتوان بی نظیر ترین نمونه های عشق یک پرستار را در کشورمان مثال زد . مگر همین عاشقان نبودند که برغم كمبودها و مشكلات، خالصانه و بي‌ريا در جهت بهبود وضعيت بيماران تلاش كردند و غالبا به جاي اين كه در آغوش گرم خانواده به ‌سر ببرند، بر بالين مجروحان جنگي حاضر شده و از آنان مراقبت كردند و در اين راه مشقتهاي بسياري را متحمل شدند. شگفتا و شگفتا از این حضور زیبا و گرم ....</p>
<p style="text-align:center;"><img class="size-full wp-image-864" src="http://websaz.wordpress.com/files/2008/05/websaz-nurse-03.jpg" alt="روز پرستار " width="250" /></p>
<p> نمیدانم تا چه میزان از حجم کاری این قشر دلسوز در ایران با خبر هستید اما به این کفایت میکنم که 17 ساعت کار در شرایطی که تنها دردمندان را میبینند ...آیا به انها نه در قالب جملات  زیبا بلکه در قالب حمایت , توجه داریم ؟</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[چرا؟]]></title>
<link>http://egalitaire.wordpress.com/?p=313</link>
<pubDate>Sat, 11 Aug 2007 20:42:11 +0000</pubDate>
<dc:creator>تسنیم زبردست</dc:creator>
<guid>http://egalitaire.fa.wordpress.com/2007/08/11/%da%86%d8%b1%d8%a7%d8%9f/</guid>
<description><![CDATA[حالا كه فصل سفر خوبه كه تو اسباب و وسايلتون يه كم درك و ش]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">حالا كه فصل سفر خوبه كه تو اسباب و وسايلتون يه كم درك و شعور با خودتون همراه ببريد بد برداشت نكنيد منظورم اينه سعي كنيد تا جايي كه مي تونيد سفر براي همه افرادي كه همراهتون هستند دلنشين و خواستني باشه...دوستي دارم كه از احوالات بيروني صاحب يك عدد همسر جذاب هست البته اين آقاي همسر تفكرات جالبي براي خودشون دارند مثل اينكه خانوم خونه بايد خرج سفرش رو خودش بده و در تمام سفرهايي كه داشتند همسر ايشون كه همون دوست من هستند حكم پرستار بچه ها، آشپز سيار ، لباسشويي دستي و .....مهمتر از همه توپي براي تحمل پاسكاري بين بچه ها و باباشون بوده. بابا مگه سفر فقط مال جنس مذكر و ايضا نتايج اونهاست؟!</p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
