<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>پوپولیسم &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/پوپولیسم/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "پوپولیسم"</description>
	<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 10:37:34 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[ویدئوبلاگی در باب نقش گریه در سیاست آمریکا (شبه پاسخی به کمانگیر)]]></title>
<link>http://poylog.wordpress.com/?p=153</link>
<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 05:14:40 +0000</pubDate>
<dc:creator>پویا شوقی</dc:creator>
<guid>http://ronevesht.com/2008/09/07/cry-america-politics/</guid>
<description><![CDATA[بالاخره بعد از چند ساعت تلاش موفق شدم اولین ویدئوبلاگ ف]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;">بالاخره بعد از چند ساعت تلاش موفق شدم اولین ویدئوبلاگ فارسی خودم رو آپلود کنم. درست وقتی که کارم تمام شد و داشتم راهنمای استفاده از ویدئوبلاگ را می خوندم دیدم قبلا <a href="http://persian.kamangir.net">کمانگیر</a> از خودش ویدئوبلاگ پر کرده. می تونید اون رو در <a href="http://persian.kamangir.net/?p=845">این آدرس</a> ببینید. همچنین امروز دست به کار شدم و یک راهنما هم برای دست کردن ویدئوبلاگ نوشتم که می تونید اون رو در <a href="http://ronevesht.com/%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF/">این آدرس</a> ببینید.<br />
این هم شاهکار روز تعطیل من:</p>
<p style="text-align:right;"><span style='text-align:center; display: block;'><object width='425' height='350'><param name='movie' value='http://www.youtube.com/v/GVZsC0Ouv4Q'></param><param name='wmode' value='transparent'></param><embed src='http://www.youtube.com/v/GVZsC0Ouv4Q&rel=0' type='application/x-shockwave-flash' wmode='transparent' width='425' height='350'></embed></object></span></p>
<p style="text-align:right;">فکر می کنم لازمه توضیحاتی رو درباره این ویدئو بدم:</p>
<p style="text-align:right;">1- در مورد ماجرای ساخته شدن این ویدئو و دلیل انتخاب موضوع "سیاستمداران گریان" توی خود ویدئو توضیح دادم. مطلب اشاره شده از کمانگیر درباره شام احمدی نژاد و مورالس با بچه های یتیم  را در <a href="http://persian.kamangir.net/?p=3610">اینجا</a> و  فید اشاره شده در فرندفید را در <a href="http://friendfeed.com/e/6067b0d0-0d9a-20c4-95cd-4f48beeac72d">اینجا</a> ببینید.<br />
2- در ویدئوبلاگ هم مثل وبلاگ دوگانه ساده نوسی/رسمی نویسی همیشه وجود داره. وقتی ویدئوبلاگ رو به اعضای خانواده ام نشون دادم نظرشون این بود که نباید اینقدر تکون میخوردم یا حرکات یا اصطلاحات خاصی رو به کار می بردم. اما نظر شخصی من اینه که در ویدئوبلاگ هم مثل وبلاگ میشه مرزهای رسمیت رو شکست و در حقیقت این خالق اثره که تصمیم میگیره چطور خودشو نشون بده. این نمایی هست از حرف زدن عادی من. بد و خوبش رو شما ببخشید.<br />
3-همین طور که در خود ویدئوبلاگ هم گفتم نظرات شما در ادامه کار من خیلی مهمه. من خیلی به ویدئوبلاگینگ علاقه دارم و خیلی وقت صرفش کردم. میتونید یکی از ویدئوبلاگ های من به زبان انگلیسی رو می تونید در <a href="http://www.youtube.com/watch?v=tc_p2Q-xfzc">اینجا</a> ببینید. اگر استقبال از این کارم انجام بشه بهتون قول میدم که در برنامه وبلاگم قرار بدم که هفته ای یک ویدئو آپلود کنم.<br />
4- ممکنه برخی من رو به حاشیه رفتن از بحث در این ویدئو متهم کنند. با این حال لازمه بگم که هدف من از ساختن این ویدئوبلاگ همانطور که آخر ویدئو گفتم  جدل کلامی با کمانگیر نبوده بلکه بیشتر دوست داشتم با هم به قول خود کمانگیر "حرف بزنیم."</p>
<p style="text-align:right;">5-در پایان ویدئوبلاگ از سه نفر به طور اختصاصی تشکر کردم. اولی <a href="http://persian.kamangir.net">کمانگیر</a> بود که ایده رو بهم داد. دومی <a href="http://bamdadi.com">بامدادی</a> که در پیدا کردن مطالب و از جمله دادن سوژه گریه کردن بوش بهم یاری رسوند و سوم <a href="http://thousanddots.wordpress.com">هزاران نقطه </a>که کمک معنوی و روحی کرد و دیشب هم کلی من رو شارژ احساسی کرد.<br />
6- این <a href="http://ronevesht.com/%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF/">راهنمای ساخت ویدئوبلاگ</a> هست که تو خود ویدئو قول داده بودم بگذارم زیر مطلب.<br />
7-هر چیزی که به پیدا کردن یک زبون مشترک بین آدم ها کمک کنه مفیده. چه از جنس نوشته، چه صدا و چه تصویر.<br />
8- ممنون!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آماده در برابر تحریم ؛ ناتوان در برابر برف]]></title>
<link>http://shampilix.wordpress.com/?p=3</link>
<pubDate>Fri, 25 Jan 2008 15:44:37 +0000</pubDate>
<dc:creator>shampilix</dc:creator>
<guid>http://shampilix.fa.wordpress.com/2008/01/25/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%ac%d8%b2%db%8c%d9%87-%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%b4/</guid>
<description><![CDATA[

در ادبیات سیاسی معاصر از«اپوزیسیون» به عنوان عاملی ضر]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<div class="storycontent">
<div class="snap_preview">
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">در ادبیات سیاسی معاصر از«اپوزیسیون» به عنوان عاملی ضروری جهت تضمین تحقق دموکراسی تاکید می شود ؛عاملی که در سیستمهای حکومتی جدید ، وظیفه تعدیل قدرت دولتی را ایفا می کند . در این سیستم ها هر چند ممکن است اپوزیسیون نقشی در حاکمیت نداشته باشد ، اما صرف وجودش باعث می شود که قدرت حاکم تصمیمات خود را با توجه به مطالبات اپوزیسیون که در واقع نماینده گروه دیگری از شهروندان است تعدیل کند . گویی از منازعه و تقابل میان پوزیسیون و اپوزیسیون روندها و جریانات دموکراتیک سود می برند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">نقش بارز اپوزیسیون در محدود کردن حکومت – این شر لازم به تعبیر جان لاک – و جلوگیری از اقتدارگرایی و توتالیتاریسم به حدی است که بعضی از اندیشمندان ، وجود آن را برای تحقق دموکراسی ضروری</span><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;"> </span><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;"><span> </span>و فقدان آن را مساوی با استبداد می دانند ، هر چند ممکن است حکومت نام جمهوریت را بر خویش نهاده باشد .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">حکومتهای اقتدارگرا و توتالیتر ، اما به همین سبب نیروی <span> </span>اپوزیسیون را بزرگترین مانع بر سر راه نظارت مطلق خویش بر همه حوزه های زندگی فرد و جامعه می یابند و از این رو با توسل به ایدئولوژی های فراگیر و متصلب به قلع و قمع اپوزیسیون می پردازند . تاریخ حکومتهای توتالیتر سرشار است از مواردی که در آن نیروهای مخالف با ایدئولوژی رسمی حکومتی که به مذهب شباهت بسیاری دارد ، به عنوان گناهکار ، مرتدو منحرف و در نهایت مستوجب تکفیر و مجازات به شمار می روند .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">حال آنکه گاهی این نیروی اپوزیسیون از جنس انسانی نبوده و مجازی هستند و درنتیجه حکومت از قابلیت سرکوب آنها برخوردار نیست ؛ عوامل طبیعی مانند سیل و زلزله ، گرما و سرمای شدید دمای هوا ، گاه در قامت مجازی اپوزیسیونی جسور و روشنگر ، چنان پارادوکس های حاکمیت خودکامگان را برملا می سازند که از دست هیچ اپوزیسیون واقعی انسانی ساخته نیست – که یا توانش را ندارند و یا جراتش را – و از آنجا که حکومت را توان سرکوبشان مانند انسانهای نگون بخت نیست ، باعث خشم فزاینده حکام می شوند .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">مصداق بارزش بارش ناگهانی برف و افت شدید دمای هوای کشورمان در هفته جاری است .این پدیده به ظاهر ساده و طبیعی در کسوت اپوزیسیونی کارآمد ، این پرسش را به روان هر فرد دوراندیشی در می افکند که چطور حکومتی که بر دوش دومین کشور صاحب ذخائر گاز در جهان سوار است و بر آن حکم می راند ، برای دنیا و هر چه در اوست تعیین تکلیف کرده و داعیه اصلاحش را دارد و از خرد و کلان جهانیان ، دن کیشوت وار هل من مبارز می طلبد ؛ در مقابل یک پدیده ساده طبیعی این چنین مستاصل و درمانده می شود ؟ چطور نیمی از کشور از سرمای ناشی از قطع گاز می لرزد و نیمه دیگر از ترس قطع آن ؟ چطور کلیه ادارات دولتی و خصوصی ، دانشگاه ها و مدارس چندین روز متوالی به تعطیلی دچار می شوند ؟ چطور مدعیان اصلاح جهان از برف روبی معابر اصلی پایتخت خویش نیز عاجزند ؟ آیا بارش برف و وقوع سرما و یخبندان در سایر نقاط مسکونی جهان هم این چنین نظم و نظام جوامع را منهدم می کند؟</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">همه موارد فوق را قرار دهیم در کنار مدعیات جمهوری اسلامی در قبال مسیر پرونده هسته ای کشور از آژانس انرژی اتمی تا شورای امنیت سازمان ملل تا ابعاد پارادوکسیکال آن برجسته تر شود .وقتی جهانیان به این نتیجه رسیدند که<span> </span>تنها راه مقابله با بنیادگرایان ایدئولوژیک که قوانین بین المللی را وقعی نمی نهند توسل به بند هفت منشور سازمان ملل متحد است ، دست به کار شدند ، کار به صدور قطعنامه و بیانیه های پیاپی کشید تا گنده گویان را از ماجراجویی هسته ای بازدارند . گنده گویان را اما گویی توان درک مخاطرات پیش رو نیست ؛ قطعنامه هایی که توسط قاطبه کشورهای جهان تایید شده اند به مثابه “مشتی کاغذ پاره” تلقی شدند که توان توقف کردن “قطارترمز بریده ” ی هسته ای آنها را ندارند. هنگامی که اپوزیسیون محتضر – اگر مسامحتاً ایران را داری اپوزیسیون بدانیم – از سر خیرخواهی و احساس وظیفه پیامدهای این ماجراجویی را به حکومت تذکر می دادند ، سانسور و تحقیر و سرکوب و داغ و درفش پاسخشان بود ، هنگامی که از آثار ویرانگر تحریم بر اقتصاد ملّی سخن گفته می شد ، یا از توان ناچیز حکومت در مدیریت بحران ناشی از تحریم ، حکام با اعتماد به نفس کامل – البته نه از آن نوع اعتماد به نفسی که ممیزه عقلا از جاهلان است – از ضربه ناپذیری کشور و اقتصاد سخن می گفتند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">بارها از زبان مسولان جمهوری اسلامی شنیده ایم تحریم بیش از آن که به ضرر ما و اقتصادمان باشد ، بنیان اقتصاد و سیاست تحریم گران را فرو خواهد ریخت ! تحریم به ما اثر نمی کند ! اقتصاد جهانی وابسته به اقتصاد ملی ماست ! شاهرگ اصلی اقتصاد جهان – تنگه هرمز – در دستان ماست . دانش آموزان ما در پستوی خانه های خویش با کمک بقالی سرکوچه انرژی هسته ای می سازند (؟!) پس در صورت تحریم تمام کاستی های ما از آن را به راحتی خنثی می کنیم و …</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">اما گویی هر دانه برف ، آتشی بود بر خرمن مدعیات دماگوژیک (عوامفریبانه) پوپولیستهایی که توده ها را جز برای تحمیق عمیق نمی خواهند .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align:justify;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed;" dir="rtl"><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">برف و سرما در گوش حکام ناکارآمد فریاد می زند که : « ای درشت گویان ریزاندیش ، شما که این چنین بر کوس شکست ناپذیری و رویین تنی می کوبید ، تمام وجودتان پاشنه آشیل تان است . » اینچنین است که یک پدیده ساده و طبیعی پارادوکسهای پوپولیسم را به تحسین برانگیزترین شکل برملا می سازند ؛ به گونه ای که هیچ نیروی اپوزیسیون واقعی انسانی پیدا نشده و یا نخواهد شد .</span></p>
<p><span style="font-size:10pt;line-height:150%;font-family:Tahoma;">شگفتا که سپیدی برف نمادی است از قدرت و ظرفیت آگاهی بخشی و روشن گری اش ، همانطوری که تاریکی و سیاهی به جهل و نادانی دلالت دارد . پس زنده باد برف </span></p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
