<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>گاه-و-بی-گاه &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/گاه-و-بی-گاه/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "گاه-و-بی-گاه"</description>
	<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 11:57:57 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[فید ها و ایمیل های من در این مدت!]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2008/01/09/%d9%81%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%85%db%8c%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%af%d8%aa/</link>
<pubDate>Wed, 09 Jan 2008 06:22:08 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2008/01/09/%d9%81%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%85%db%8c%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%af%d8%aa/</guid>
<description><![CDATA[سلام.
مشکل خرابی کامپیوتر من از سوختن پاور ساپلای هم فر]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p>
<p>مشکل خرابی کامپیوتر من از سوختن پاور ساپلای هم فراتر رفته و کارش به مادر برد و... کشیده . پس فکر نمی کنم به این زودی ها بازم بتونم بیام اینترنت.</p>
<p>در این دو ماه که رنگ اینترنت و کامپیوتر رو ندیدم، 256 ایمیل برام اومده و حدود 500 آیتم در گوگل ریدر، خوانده نشده اند:دی</p>
<p>یک هد ست هم خریدم ولی کامپیوتری نیست (برای پاد کست:دی) :-(</p>
<p>منتظر من باشید:دی (البته اگر فایده داشته باشه)</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[اعلام زندگی]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/11/13/%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/</link>
<pubDate>Tue, 13 Nov 2007 10:56:41 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/11/13/%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/</guid>
<description><![CDATA[بدین وسیله اعلام می کنم که منبع تغذیه کامپیوترم سوخته و]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>بدین وسیله اعلام می کنم که منبع تغذیه کامپیوترم سوخته و برای بنده هیچ اتفاقی ناگواری نیفتاده!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[چرا raindigital ، raindigital شد؟]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/11/01/%da%86%d8%b1%d8%a7-raindigital-%d8%8c-raindigital-%d8%b4%d8%af%d8%9f/</link>
<pubDate>Thu, 01 Nov 2007 16:46:38 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/11/01/%da%86%d8%b1%d8%a7-raindigital-%d8%8c-raindigital-%d8%b4%d8%af%d8%9f/</guid>
<description><![CDATA[سلام. دوست داشتم بنویسم که چرا اسم raindigital رو انتخاب کردم]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. دوست داشتم بنویسم که چرا اسم raindigital رو انتخاب کردم. گفتم شاید شما هم بدتون نیاد ماجراش رو بدونید. </p>
<p>یک روز که داشتم از مدرسه به خانه میادم دیدم یک ماشینی جلوی در خونمون وایستاده و یک جعبه هایی رو ازش بیرون میارن. رفتم جلو و فهمیدم کامپیوتره! تو دلم گفتم: ایول! بالاخره رسید <img style="border-width:0;" height="18" alt="71" src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/71.gif" width="18"/> بردیم تو خونه و دونه دونه جعبه هارو باز کردم و بردم تو اتاقم. با این که قبلا مونتاژ کردن کامپیوتر رو ندیده بودم ریختم سرش و به طرز معجزه آسایی(بزاریدش به حساب استعداد خدا دادی<img style="border-width:0;" height="18" alt="5" src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/5.gif" width="18"/>) کل کامپیوتر رو مونتاژ کردم. بدون کوچک ترین اشکالی. بابام که اومد خونه دهنش وا مونده بود! این از بحث کامپیوتر خریدن. </p>
<p>اون اولا فقط بلد بودم فوتوشاپ کار کنم و بازی کنم. بازی هایی که می کردم محصول EA و Electronic Rain بود. به خودم گفتم چه اسمای قشنگی. به اسم Digital Rain رسیدم. همونطور که گفتم اون موقع هیچی بلد نبودم که این اسم رو توش بکار ببرم. نه برنامه نویسی، نه طراحی وب و نه خیلی چیزای دیگه.</p>
<p>این اسم DigitalRain همینطوری الکی(!) وجود داشت تا این که توی یه مهمونی، داییم بهم کتاب آموزش FrontPage رو داد.منم شاد و خوشحال به هر زحمتی شده FrontPage رو تهیه کردم و نشستم کتابو زیر و رو کردم و برای خودم یک سایت ساختم.[<em>روز دومی که کامپیوتر خریده بودم، تویه یه قسمتی از راهنمای پارسا 99 نوشته شده بود که صفحات وب رو با FrontPage طراحی می‌کنن</em>]کلی روش کار کردم، کلی طرح زدم و بین اونها یکی رو انتخاب کردم که بهترین طرح شده بود.البته بگم که آماتور بود ولی یک نکته بسیار مهم رو توش رعایت کرده بودم. نکته ای که شاید الان بهش اهمیت نمیدم؛ مدت زمان لود شدن تک تک صفحات سایت کمتر از 30 ثانیه بود.</p>
<p>منم فقط 1 ماه سر publish page مونده بودم که چرا هرچی توش میزنم <a href="http://www.digitalrain.com">www.digitalrain.com</a> این سایتو نمی‌سازه! بعدا فهمیدم که باید هاست و دامنه بخریم. یه 100 مگا بایت هاس خریدیم به قیمت 100 هزار تومن(بی انصاف آشنا هم بود<img style="border-width:0;" height="18" alt="47" src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/47.gif" width="18"/>).دقیقا همون روزی که دومین باید ثبت می‌شد، زنگ زدن گفتن آقا <a href="http://www.digitalrain.com">www.digitalrain.com</a> ثبت شده(هنوزم ثبته). <a href="http://www.raindigital.com">www.raindigital.com</a> خوبه؟ منم قبول کردم. دومینو ثبت کردیم و سایتو آپ لود کردیم.<img style="border-width:0;" height="18" alt="4" src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/4.gif" width="18"/> </p>
<p>توی اون مدتی که سایت فعالیت می‌کرد، ما هم ویژوال بیسیک یاد گرفتیم و این شد کاربرد دیگه اسم raindigital. فرت و فرت برنامه های ساده و پیچیده می نوشتیم (که طی انتخاب فایل‌سیستم ناشیانه همگی به رحمت خدا پیوستند). و اسمشو می زاشتم raindigital calendar, raindigital calculator, raindigital timer,... اینطوریا مثل Microsoft windows,Microsoft windows live writer,... بعد مدتی آمریکا با ایران مشکل پیدا کرد و سرور کانادایی ما به رحمت خدا پیوست(1: چه ربطی داشتن به هم دیگه؟ 2: مگه شما بکاپ نداشتید؟).</p>
<p>اینجا ختم سایت ما بود ولی اسم raindigital هنوز زنده بود و هست و سایت وب آرشیو و گوگل هم آرشیوش کردند. یک نگاهی بندازید <img style="border-width:0;" height="18" alt="4" src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/4.gif" width="18"/>. </p>
<p>مطلب کوتاهی هم در باره رنگ بکگراند بگم که فرونت پیج یک سری تمپلت آماده داره که من از یکی از اونها خوشم اومد. بکگراندش یک شیب رنگ نسبتا کوچیک بود(1/6 مانیتور رو می گرفت) که از آبی کمرنگ به سفید بود. منم یک آموزش فتوشاپ تویه یک وبلاگی خونده بودم و توش یه رنگ سبز به کار رفته بود که منم ازش خوشم اومد و همین تمپلت رو با این رنگ ساختم(با رنگ #AAFF0A)</p>
<p>مطلب خیلی طولانی شد.<img style="border-width:0;" height="18" alt="4" src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/4.gif" width="18"/> یه مطلب دیگه هم می‌نویسم که ماجرای وردپرسی شدنم چی بود.<br />از شما هم دعوت می کنم که یه همچین مطالبی بنویسید؛ جالبناک میشه!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[wlw و تگ های وردپرس]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/11/01/wlw-%d9%88-%d8%aa%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3/</link>
<pubDate>Thu, 01 Nov 2007 16:39:15 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/11/01/wlw-%d9%88-%d8%aa%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3/</guid>
<description><![CDATA[چه جالبناک!
تقدیم به دکتر مزیدی که فکر می کرد ویندوز لای]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>چه جالبناک!</p>
<p>تقدیم به <a href="http://mhmazidi.wordpress.com" title="mhmazidi" target="_blank">دکتر مزیدی</a> که فکر می کرد ویندوز لایو رایتر نمیتونه خودشو با تگ ها هماهنگ کنه! فکر کنم از قبل هماهنگ بوده.چه جالب! دیگه خیالم از بابت تگ ها راحته! نگاه کنید:</p>
<p><a href="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/weblog.png"><img src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/weblog-thumb.png" style="border-width:0;" alt="weblog" height="29" width="339" /></a><br />
<a href="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/wlw-weblog.png"><img src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/11/wlw-weblog-thumb.png" style="border:0 none;" alt="wlw-weblog" height="43" width="259" /></a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پرشین یا پرسین؟]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/30/%d9%be%d8%b1%d8%b4%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%9f/</link>
<pubDate>Tue, 30 Oct 2007 09:56:46 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/30/%d9%be%d8%b1%d8%b4%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%9f/</guid>
<description><![CDATA[هیچکدوم! پــِــــرژِن درسته. تلفظ صحیح کلمه Persian ، پــِ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>هیچکدوم! پــِــــرژِن درسته. تلفظ صحیح کلمه Persian ، پــِـــرژن هست نه پرسیان و نه پرشین و نه پرسین.البته اگر سخته میشه پــِــرشِن(ش رو درشت و دقیق تلفظ نکنید) هم گفت ولی اون "ی" وجود نداره.</p>
<p><font color="#808080">سوال: اوبنتو مودمی که به PCI وصل هست رو نمیشناسه؟</font></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[تمرین من برای پاد کست]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/26/podcast/</link>
<pubDate>Fri, 26 Oct 2007 07:34:54 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/26/podcast/</guid>
<description><![CDATA[دیروز داشتم تمرین می کردم برای درست خوندن یک متن، یک سا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز داشتم تمرین می کردم برای درست خوندن یک متن، یک ساعت داشتم ضبط می‌کردم! هی می‌خوندم هی گوش می کردم!</p>
<p>پادکست توی شرایطی که من دارم مفید ترین چیز برامه؛ چون می‌تونم برزیمش توی ام پی تری پلیر و همه جا با خودم ببریمش.بدون هیچ درد سری. در تعجبم چرا کسانی مثل <a href="http://mhmazidi.wordpress.com" target="_blank">دکتر مزیدی</a> و <a href="http://gooyait.wordpress.com" target="_blank">محمد رضا</a> و <a href="http://itcafee.blogspot.com" target="_blank">کافه آی تی</a> و <a href="http://raindigital.wordpress.com" target="_blank" rel="me">من</a>(!) هنوز پادکست ندادن! شاید مثل <a href="http://raindigital.wordpress.com" target="_blank">من</a> هنوز موضوع مناسب پیدا نکردن؛ نظر شما چیه؟ شما نمی‌خواید پادکست بدید؟حتی برای دل فندقیِ (تنگ برای اینترنت) <a href="http://raindigital.wordpress.com" target="_blank">من</a>![دلم از بس تنگ شده اندازه فندق شده!]</p>
<p><font color="#808080">بی ربط: حرف تعریف "شاسخین" توی آلمانی das می باشد است.</font></p>
<p dir="ltr"><font color="#808080">Ich lieben das chaßgin.</font></p>
<p><font color="#808080">من شاسخین را دوست دارم(گرامر جرمنی شو که اشتباه نکردم؟نـِـه) ch=ش g=خ</font></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[من الان تو اینترنتم؟!]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/23/%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%d9%85%d8%9f/</link>
<pubDate>Tue, 23 Oct 2007 16:25:31 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/23/%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%d9%85%d8%9f/</guid>
<description><![CDATA[الو&#8230; 123 تست می کنیم!
من واقعا تو اینترنتم؟ توهم نیست؟ ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>الو... 123 تست می کنیم!</p>
<p>من واقعا تو اینترنتم؟ توهم نیست؟ از مهلت قرار داد گذشته ها!</p>
<p>خدا کنه فردا هم همینطوری باشه!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[نسخه موبایل وبلاگتان را هوا کنید!]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/21/mobile-blogsite/</link>
<pubDate>Mon, 22 Oct 2007 13:44:29 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/21/mobile-blogsite/</guid>
<description><![CDATA[سلام.
داشتم رد دو در دو چرخی میزدم که به این سایت رسیدم. ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p>
<p>داشتم رد دو در دو چرخی میزدم که به این سایت رسیدم. در این سایت به راحتی برای وبلاگتان نسخه موبایلی درست می کنید. ثبت نام بسیار بسیار ساده است و در سایت از تکنولوژی آژاکس استفاده شده که سرعت را به حد اکثر می رساند.</p>
<p><a href="http://r2w.ir/">شما هم همین امروز ثبت نام کنید!</a></p>
<p>لینک نسخه موبایلی وبلاگ من: <a href="http://wap.r2w.ir/481">http://wap.r2w.ir/481</a></p>
<p>=====<br />
<font color="#999999">در حال لذت بردن از آخرین ساعات اینترنت هستم! خدا فظ شما. شاید برای چند ماه. دعا کنید من نمیخوام ترک کنم! هفته ای 1 ساعت دیال آپ هم بسمه ولی کلا از اینترنت قطع نشم :-( </font></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پته ریزان!]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/16/pate/</link>
<pubDate>Tue, 16 Oct 2007 17:03:15 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/16/pate/</guid>
<description><![CDATA[چند وقت بود دنبال یه سایت خود میگشتم که پروفایلمو توش ب]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>چند وقت بود دنبال یه سایت خود میگشتم که پروفایلمو توش بزنم اما خوشبختانه آقای <a href="http://keshvary.wordpress.com" target="_blank">کشوری</a> مارو به یک بازی دعوت که باید پروفایلمونو بنویسیم! پس بخوانید:<br />
===<br />
<strong>خودتو معرفی کن</strong> <strong>:</strong> من محمد جعفر هستم. مدیر اینجا. وردپرس رو دوست دارم. بقیه اطلاعات پایین هست.<br />
<strong>فصل و ماه و روزی که دوست داری :</strong> روز تولد خودم و داداشام . تعلیلی تابستون و زیبای های پاییز و بهار و برف هایی که سه سال یه بار تو تهران میاد!<br />
<strong>رنگ تو</strong> : نارنجی<br />
<strong>غذای مورد علاقه</strong> <strong>:</strong> همه چی دوست دارم. مخصوصا قورمه سبزی و کرفس و کلا غذاهایی که توش گوشت باشه!<br />
<strong>موسیقی مورد علاقه :</strong> زیاد علاقه ندارم ولی به یان تیر سن و زد بازی ارادت خاصی دارم :-)<br />
<strong>بدترین ضد حالی که خوردی :</strong> ضد حال که زیاد خوردم ولی یکیش این بود: شده بودیم سرگروه کل علوم، رفتیم نمره هارو بزنیم تو کامپیوتر اومدیم روشن کنیم، دیدیم کِیس کامپیوتر نیست؛ خلاصه ضایع شدیم و پیچوندیم رفت :D<br />
<strong>بزرگترین یا قولی؟ که تاحالا دادی :</strong> مگه مخم تاب دارهد که با قول های بزرگ خودمو تو دردسر بندازم؟ :-?<br />
ولی امروز تو استخر نزدیک بود ساعت 65 هزارتومنی دوستم رو گم کنم :دی اگه میدونستم انقدر می ارزه ازش نمیگرفتم :دی<br />
<strong>بزرگ ترین فولی که دادی: </strong>همین الان بد ترین خاطرم رو برعکس جلوی بهترین خاطرم نوشتم!<br />
<strong>ناشیانه ترین کاری که کردی :</strong> بچه که بودم تمام اسباب بازی هایی که دوست داشتم رو تیکه تیکه می کردم، بعد که از مکانیک و الکترونیکش سر در میوردم نمیتونستم جمعش کن. یکی رو هم که با گوشتکوب افتادم به جونش!<br />
تازگیا یه کار دیگه هم کردم بسی ناشیانه بود، حالا بماند!<br />
<strong>بهترین خاطره ی زندگیت :</strong> مسافرت ها ؛ مخصوصا اردو یزد!<br />
<strong>بدترین خاطره ی زندگی :</strong> قرار بود بهترین باشه ولی شد بدترین... توی المپیاد علوم اول شده بودم، نمره دوستم با من عوض شده بود، زود خودم رو رسوندم و قبل از این که عکس بندازن جا ها عوض شد. برای خودم خوب بود ولی بعدا فهمیدم که اون دوستم این خاطره رو به عنوان بدترین خاطرش نوشته.الان عذاب وجدان دارم!</p>
<p>رفتیم شمال جاتون خالی زنبورگاوی 3 بار در دماغم و انگوشت کوچیکه دست چپ به علاوه کف دست راستم رو نیش زد :-( یک بادی کرد، همه فکر میکردن من مادرزادی اینطوریم همش نگاها رو من بود! خودم میرفتم جلو آینه گریم میگرفت!<br />
<strong>شخصی هست که بخوای ملاقاتش کنی :</strong> دوستان وردپرسی رو توی جشن آزادی نرم افزار سال بعد.<br />
<strong>برای کی دعا میکنی :</strong> خودم، خانوادم] هرکسی رو که دوستش دارم، سازندگان لینوکس(امروز[منظور آخرین روز ماه رمضان هست که این مطلب نوشته شد و تا الان پست نشده بود] دم افطار دعاشون کردم!)<br />
<strong>به کی نفرین میکنی :</strong> هیچکی.<br />
<strong>وضعیتت در ۱۰ سال آینده :</strong> یا زنده ام یا مرده!<br />
===<br />
اضافه شده توسط خودم شما هم میتونید بنویسید هم میتونید ننویسید. اصل کاری سوال های بالاست بجز "بزرگترین فولی که دادی"!</p>
<p><strong>چه نوع فیلم هایی دوست داری:</strong> ترسناک ، فانتزی ، کمدی ، کاراگاهی<br />
<strong>چند تا فیلم که خیلی دوست داری رو بگو:</strong> اگه میتونی منو بگیر(Catch me if you can) ، روز های طلایی(روز اول می) ، آتش بس ، شکارچی ذهن ، کمیسر لسکو ، تن تن و میلو! ، ...<br />
<strong>چه کارهایی رو دوست داری:</strong>  مدیریت ، نوشتن ، تیر اندازی ، عکاسی، انفجار :دی البته چهارشنبه سوری نمیرم بیرون.<br />
===</p>
<p>آخ آخ دعوت نکردم!درست حسابی پتتونو بریزید رو آب یکی دوتا گزینه هم مثه من اضافه کنید قشنگ ببینیم با کی طرفیم.<br />
<a href="http://9blog.wordpress.com/2007/10/16/moniri/" target="_blank">نوبلاگ</a><br />
<a href="http://itcaffe.wordpress.com/2007/10/07/fake-deface/" target="_blank">کافه آی تی</a><br />
<a href="http://lukadium.wordpress.com/2007/10/16/putin-go-home/#comments" target="_blank">لوکادیوم</a><br />
خیلی از کسانی که میخواستم دعوت کنم رو ذهن خاکستری دعوت کرده بود. مزیدی هم دوست دارم بیشتر بشناسم ولی... وقتشو نداره(خوش بینانه بگیم)</p>
<p>این هم از پ.ن امروز ما: <strong>بيش از حد عاقل بودن، کار عاقلانه اي نيست!</strong></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[قیل&zwnj;طر شکنی برای تمام فصول]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/16/%d9%82%db%8c%d9%84%d8%b7%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%81%d8%b5%d9%88%d9%84/</link>
<pubDate>Tue, 16 Oct 2007 16:33:44 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/16/%d9%82%db%8c%d9%84%d8%b7%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%81%d8%b5%d9%88%d9%84/</guid>
<description><![CDATA[می ترسم قیل‌طر شم. ولی حیفم میاد این اکستنش جالب رو معر]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>می ترسم قیل‌طر شم. ولی حیفم میاد این اکستنش جالب رو معرفی نکنم. به من چه ربطی داره که میخوای بری تو چه سایتی. من فقط معرفی میکنم :دی</p>
<p>یک اکستنشن فایر فاکس که بعد از نصب یک علامت P(<img src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/10/windowslivewritera8ef5112a746-11a14phproxy-thumb3.jpg" height="20" /> ) توی status bar میاره که با رفتن به سایت قیل‌طر شده و بعد از اون کلیک روی علامت <img src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/10/windowslivewritera8ef5112a746-11a14phproxy-thumb3.jpg" height="20" /> وارد سایت میشید. میتونید سرور پر..×..×..وکسی رو عوض کنید و هر چند وقت یک بار با وصل شدن به سرور سازنده، لیست رو آپدیت کنید.</p>
<p>خیلی سرتون رو درد نمیارم. لینک دانلودش با کمی توضیحات انگلیسی رو میزارم:</p>
<p dir="ltr">Usage: After installation, in Status bar 'P Icon' appears.<br />
RightClick :<br />
Complete list include Options.<br />
LeftClick:<br />
Adjustable Action.<br />
note1: if after installation, Proxy doesn't work, use option and setup new proxy<br />
note2: Default Server Type is PhProxy 0.5b2 so after installation you must change it if you are using PhProxy 0.4 Server.<br />
note3: PhProxy 0.4 and 0.5b2 are not compatible, choose server type carefully.</p>
<p>Download Links [ <a href="https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/downloads/file/20005/phproxy_-_inbasic-3.0.1h-fx.xpi" target="_blank">1</a> - <a href="https://addons.mozilla.org/en-US/firefox/addon/3239" target="_blank">2</a> ]</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[دور زدن فیل&zwnj;طر دلیشس به دو روش جالب]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/15/%d8%af%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b7%d8%b1-%d8%af%d9%84%db%8c%d8%b4%d8%b3-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8/</link>
<pubDate>Mon, 15 Oct 2007 12:42:20 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/15/%d8%af%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b7%d8%b1-%d8%af%d9%84%db%8c%d8%b4%d8%b3-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8/</guid>
<description><![CDATA[سلام.
اولین راه حل برای دور زدن فیلتر (مختص این سایت) است]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p>
<p>اولین راه حل برای دور زدن فیلتر (مختص این سایت) استفاده از این آدرس برای اضافه کردن لینک هست</p>
<p>http://del.icio.us/<strong>username</strong>?url=<strong>url</strong>&#38;title=<strong>title</strong></p>
<p>خیلی راحت :دی اگر براتون کار نکرد به روش دوم مراجعه کنید که روش خیلی جالبیه. برای من که کار میکنه بدون SSL</p>
<h3>روش بسی جالب دوم!</h3>
<p>در منوی start روی run کلیک کنید و در پنجره باز شده جلوی Open عبارت زیر را بنویسید.<br />
C:\WINDOWS\system32\drivers\etc<br />
فایل Hostes را با notepad باز کنید و در انتهای آن این عبارات را بیفزایید:</p>
<p dir="ltr" align="left">69.147.76.140 www.delicious.com<br />
69.147.76.140 del.icio.us</p>
<p>فایل را ذخیره کرده و در مرور گر خود آدرس سایت delicious را بزنید. به همین سادگی و به همین <a href="http://delicious.com" target="_blank">خوشمزگی</a>!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ما هم آره... اوبنتویی شدیم!]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/12/%d9%85%d8%a7-%d9%87%d9%85-%d8%a2%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%88%d8%a8%d9%86%d8%aa%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d9%85/</link>
<pubDate>Fri, 12 Oct 2007 15:23:46 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/12/%d9%85%d8%a7-%d9%87%d9%85-%d8%a2%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%88%d8%a8%d9%86%d8%aa%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d9%85/</guid>
<description><![CDATA[سلام. بعد از مدتی طولانی توداری(!) و پنهان کاری بی دلیل خ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. بعد از مدتی طولانی توداری(!) و پنهان کاری بی دلیل خواستم فریاد بزنم <strong>اوبنتو دوست دارم...<a href="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/10/windowslivewriter8fa6702947f6-109a1i-love-ubuntu3.jpg"><img src="http://raindigital.files.wordpress.com/2007/10/windowslivewriter8fa6702947f6-109a1i-love-ubuntu-thumb1.jpg" style="border:0 none;" align="left" height="240" width="155" /></a> </strong></p>
<p>گویا آی تی مارو اغفال کرد دیگه! سرعتش، برنامه هایی که نیاز داریم و از همون اول توش هست, یعنی موقعی که ویندوز نصب میکنی، همون اول باید 10 تا برنامه بریزی ولی اوبنتو تمام نیاز ها رو پیش بینی کرده حتی فتوشاپ هم داره(Gimp)! دیگه چی بهتر از این. تازه دسکتاپ افکت هم داره به چه زیبایی. اگر همچین افکت هایی رو تو ویندوز داشتیم مطمئن باشین هر 10 ثانیه یک بار کامپیوتر قفل می کرد.(برای ویندوز سنگینه چون بیچاره ها گند زدن تو کد ها رفته!)</p>
<p>میز کار های متفاوت داره. در حال عادی 2 تا و با دسکتاپ افکت 4 تا. منظورم از میز کار اینه که مثلا توی یک میز کار برنامه های مربوط به اینترنت رو باز میکنین، به یک میز کار دیگه میریم، انگار اوبنتو تازه راه افتاده منظورم اینه که هیچ پنجره ای رو باز نمیبینید، سوئیچ یوزر هم نیست؛ فقط یک کلیکه.توی میز کار دوم کار های گرافیکی میکنید توی میز کار سوم... اینطوری خیلی خلوته و اصلا هم گیج نمی شید. افتخار دادم و یک پوستر جالب ناک برای اوبنتو به اسم I love ubuntu درست کردم. هرکی هم کپی کنه فقط خودشو ضایع کرده(!) پس فکر های بد نکنین! البته من اعتماد دارم ;) بابا وردپرسی گفتن...!</p>
<p>چند تا اسکرین شات هم دارم که همرو فشرده کردم. :دی چون حوصله تک تک آپلود کردن و لینک دادن نداشتم.</p>
<p><a href="http://raindigital.parsaspace.com/ubuntu%20screen%20shots.zip" target="_blank">اسکرین شات های اوبنتو</a> با حجم 2 مگا بایت!</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[حدیث در 3 زبان]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/12/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab-%d8%af%d8%b1-3-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86/</link>
<pubDate>Fri, 12 Oct 2007 06:09:22 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/10/12/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab-%d8%af%d8%b1-3-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86/</guid>
<description><![CDATA[سلام.
به فکر افتادم حدیث های سر کلاس زبان رو توی این وبل]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
به فکر افتادم حدیث های سر کلاس زبان رو توی این وبلاگ هم بزنم. هفته ای 1 حدیث... پاین برگه امتحان زبانتونم بنویسین بهتون نمره میدن ( :-) ) البته فکر کنم فقط معلم ماست که این کارو می کنه :-) سه زبان هم که می گم ، انگیلیسی ، عربی ، فارسی  ، [آلمانی](شاید) هستند.</p>
<p><a href="http://raindigital.wordpress.com/hadis-3lang/" target="_blank">آدرس صفحه</a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[حدیث - 3 زبان]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/hadis-3lang/</link>
<pubDate>Fri, 12 Oct 2007 05:41:24 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/hadis-3lang/</guid>
<description><![CDATA[سلام. در این صفحه قراره هر هفته یک حدیث به سه زباتن قرار ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. در این صفحه قراره هر هفته یک حدیث به سه زباتن قرار بدم. امیدوارم مفید واقع بشه.</p>
<p align="center"><font color="#ff0000">------------------------------------------</font></p>
<p align="right">√ العِلمُ کَنزٌ العظیم لا یَفنی<br />
♦ علم گنج بزرگیست که نابود نمی شود
</p>
<p align="left">Knowledge is a treasure that is never exhausted→</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[RSS Icons]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/rssicons/</link>
<pubDate>Sat, 06 Oct 2007 13:49:26 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/rssicons/</guid>
<description><![CDATA[به قولی باید آیکون RSS در صفحه وب بدرخشد، سایت designbliss اقد]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>به قولی باید آیکون RSS در صفحه وب بدرخشد، سایت designbliss اقدام به جمع آوری 35 پک آیکون RSS و فایل های  وکتور و PSD و آموزش ساختن یک آیکون ویژه خودمان را جمع آوری کرده، پیشنهاد میکنم یه نگاهی بندازید:</p>
<h1><font color="#000000"><a href="http://www.designbliss.com/2007/09/27/over-25-different-styles-of-rss-icons/" rel="bookmark" title="Permanent Link to Over 35 Different Styles of RSS Icons">Over 35 Different Styles of RSS Icons</a></font></h1>
<p><img src="http://www.designbliss.com/wp-content/uploads/2007/09/psgraphix.jpg" alt="1" align="middle" border="2" height="128" width="470" /><br />
<img src="http://www.designbliss.com/wp-content/uploads/2007/09/devilcry1.jpg" alt="1" align="middle" border="2" /><br />
<img src="http://www.designbliss.com/wp-content/uploads/2007/09/devilcry2.jpg" alt="1" align="middle" border="2" /><br />
<img src="http://www.designbliss.com/wp-content/uploads/2007/09/devilcry3.jpg" alt="1" align="middle" border="2" /><br />
<img src="http://www.designbliss.com/wp-content/uploads/2007/09/valentina.jpg" alt="1" align="middle" border="2" /><br />
<img src="http://www.designbliss.com/wp-content/uploads/2007/09/bittbox.jpg" alt="1" align="middle" border="2" /><br />
<img src="http://www.designbliss.com/wp-content/uploads/2007/09/vikiworks.jpg" alt="1" align="middle" border="2" /><br />
<img src="http://www.designbliss.com/wp-content/uploads/2007/09/fasticon2.jpg" alt="1" align="middle" border="2" /></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[کنترل های رادیویی]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/09/30/radi-checkbox/</link>
<pubDate>Sun, 30 Sep 2007 10:40:42 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/09/30/radi-checkbox/</guid>
<description><![CDATA[سلام. یک پست داشتم به اسم چرا کنترل های رادیویی به این ن]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. یک پست داشتم به اسم <a href="http://raindigital.wordpress.com/2007/06/12/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%87/" target="_blank">چرا کنترل های رادیویی به این نام خوانده شدند </a>ورد پرس اجازه نمیده که کنترل های رادیویی و ... رو تو وبلاگ بزاریم ولی رو هاست شخصی میشه: <a href="http://www.phpfa.com/1386/07/08/radio-check-box/" target="_blank">پس اینم لینکش </a>لذت ببرید :D</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[آخرین کلمات...]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/09/26/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%aa/</link>
<pubDate>Wed, 26 Sep 2007 16:54:42 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/09/26/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%aa/</guid>
<description><![CDATA[آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن &#8230;
آخرين ک]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن ...<br />
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟<br />
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره ...<br />
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟<br />
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليهام صحيح نبود . بيماريتون لاعلاجه ...<br />
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره ...<br />
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟<br />
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...<br />
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست ...<br />
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟<br />
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد ...<br />
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟<br />
آخرين کلمات يک خونآشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه !<br />
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود !<br />
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...<br />
آخرين کلمات يک دوچرخهسوار: نخير تقدم با منه !<br />
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرندهام !<br />
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه ...<br />
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟ .<br />
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره ...<br />
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...<br />
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم ...<br />
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همهاش سه نفرند ...<br />
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد !<br />
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است ...<br />
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها ...<br />
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری ...<br />
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده ...<br />
آخرين کلمات يک مادر : بالأخره سیدیهات رو مرتب کردم ...<br />
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره ...<br />
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه ...<br />
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بکآپ گرفتم !<br />
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه !<br />
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟<br />
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی : من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم ...<br />
آخرين کلمات يک نارنجکانداز: گفتی تا چند بشمرم؟</p>
<p><font color="#808080">پ.ن: (لطفا گوسفند نباشید) به خاطر بسپار:ما،تار و پود بدبختي را خود مي بافيم و نام آن را مي‌گذاريم:سرنوشت!!<br />
پ.ن: داداش کوچیکم(صدرا-2ساله از تهران!!) دوتا شکلات داشت یکی تو دستش یکی تو دهنش، بهش گفتم به من شکلات میدی؟ بعد شکلاتی که توی دهنش بود رو داد به من و اونی که تو دستش بود رو خودش خورد!!</font></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بسته PEAR برای PHP]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/09/26/%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87-pear-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-php/</link>
<pubDate>Wed, 26 Sep 2007 15:52:41 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/09/26/%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87-pear-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-php/</guid>
<description><![CDATA[سلام
امروز اولین مطلب سایتمو نوشتم(هورا!!!!!!) شبستان هم ا]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
امروز اولین مطلب سایتمو نوشتم(هورا!!!!!!) <a href="http://shabestan.wordpress.com" target="_blank">شبستان</a> هم اولین کسی بود که کشفیدتش!!</p>
<p>خب لینک میدم به مطلب شما هم ببینیدش:</p>
<p align="center">
<h2><a href="http://www.phpfa.com/1386/07/04/pear-package-download/" target="_blank">دانلود بسته PEAR</a></h2></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[این مرد...]]></title>
<link>http://raindigital.wordpress.com/2007/09/23/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af/</link>
<pubDate>Sun, 23 Sep 2007 09:54:19 +0000</pubDate>
<dc:creator>محمد جعفر</dc:creator>
<guid>http://raindigital.wordpress.com/2007/09/23/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af/</guid>
<description><![CDATA[ 
روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود .
بعداً فهميدم]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><font face="tahoma"> </font></p>
<p><font face="tahoma">روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود .<br />
بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان 57 رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده !<br />
يه آه از ته دل کشيد .<br />
بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره .<br />
بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود.<br />
بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود !!<br />
آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد .<br />
بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست .<br />
اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود .<br />
بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره .<br />
سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام .<br />
بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم .<br />
بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ...اَ...يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت .<br />
بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره.<br />
بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود .<br />
بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه ..<br />
ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود .<br />
بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده !<br />
بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد !<br />
بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه مبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش !</font></p>
<p><font face="tahoma"></font><font color="#808080">پ.ن: من ازین پ.ن خیلی خوشم میاد. ازین به بعد دوست دارم پایین اکثر مطالب جملاتی خارج از موضوع داشته باشم!<br />
پ.ن:این مطلب برداشتی بود از یک سایت;) مضحک دات کام<br />
پ.ن: خدایا من اگر به حرفت گوش نکنم، تو هزار تا بنده دیگه داری. ولی تو اگر به حرف دلم گوش نکنی من خدای دیگه ای ندارم.</font></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
