<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>گروه &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/گروه/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "گروه"</description>
	<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 10:39:01 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[طرفدار افراطی : دوست یا دشمن]]></title>
<link>http://roadrunnermd.wordpress.com/?p=101</link>
<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 15:33:35 +0000</pubDate>
<dc:creator>roadrunnermd</dc:creator>
<guid>http://roadrunnermd.fa.wordpress.com/2008/08/15/post-17/</guid>
<description><![CDATA[کسی که به طور افراطی از اندیشه، ایده یا گروهی طرفداری م]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>کسی که به طور افراطی از اندیشه، ایده یا گروهی طرفداری می کند و به صورت دو آتشه و احساساتی به مخالفان آن پرخاش می کند و  اصولا کوچکترین مخالفتی را بر نمی تابد و بسیار افراط گرایانه و احساسی می خواهد وفاداری آتشین خود را نشان دهد باید چه از جانب هم مسلکان خود و چه از جانب دیگران با دیده تردید نگریسته شود. چند حالت برای این افراد متصور است :</p>
<p>1- فرد قلبا و واقعا هوادار است اما از آنجاییکه اینگونه رفتارهای آتشین و هیجانی معمولا جایی برای تفکر عقلانی، منطقی و همه جانبه نگر نمی گذارد می توان گفت که فرد از بلوغ اجتماعی کافی برخوردار نیست، بنابراین از نظر اجتماعی و سیاسی نباید در مسند و مقامی قرار گیرد که تصمیم گیرنده و تعیین کننده باشد.</p>
<p>2- فرد بنا به مصلحت اندیشی شخصی، فرصت طلبی و بدست آوردن منفعت و سود شخصی که از آن شرایط متصور است فعلا به صورت آتشینی طرفدار و هوادار آن عقیده یا گروه است اما در صورت تغییر شرایط رفتار متفاوتی خواهد داشت که ناشی از اهداف شخصی وی است و نه اهداف آن گروه یا عقیده .</p>
<p>3- یکی از روش هایی که در طول تاریخ برای مقابله با جبهه مقابل به کار می رفته نفوذ به درون آنان  با هدف به انحراف کشاندن، تغییر هدف ، ارائه چهره نادرست و در نهایت شکست آنان بوده است.این افراد معمولا با طرفداری افراطی و کاسه داغتر از آش شدن یا به قول فرنگی ها کاتولیک تر از پاپ شدن چه بسا به افراد حقیقی آن گروه هم انگ عدم وفاداری زده و آنها را از گردونه خارج می کنند و باعث می شوند که افراد در رده میانی و پایین تر هم برای اینکه متهم به خیانت یا عدم وفاداری نشوند دنباله رو این افراد نفوذی دو آتشه شوند.</p>
<p>بنابراین طرفداری افراطی چه در خوش بینانه ترین حالت و چه در بدبینانه ترین آن در هر حال دشمنی برای هر اندیشه،گروه و جنبشی است.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[massage دادن به افراد يک گروه]]></title>
<link>http://bikarestan.wordpress.com/?p=612</link>
<pubDate>Sun, 03 Aug 2008 14:51:16 +0000</pubDate>
<dc:creator>M/2.DE@Tl-l</dc:creator>
<guid>http://bikarestan.fa.wordpress.com/2008/08/03/massage-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d9%8a%da%a9-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87/</guid>
<description><![CDATA[روی گروه کليک سمت راست کرده گزينه ی send massege to all in this group ر]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color:#888888;">روی گروه کليک سمت راست کرده گزينه ی send massege to all in this group را انتخاب می کنيم .</span></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[ جنس سوم ؛ دختران پسرنما]]></title>
<link>http://yeroozshayad.wordpress.com/?p=269</link>
<pubDate>Mon, 09 Jun 2008 10:30:27 +0000</pubDate>
<dc:creator>ادیب</dc:creator>
<guid>http://yeroozshayad.fa.wordpress.com/2008/06/09/narges/</guid>
<description><![CDATA[
شلوار سبز شش جیب، آستین هایی تا آرنج بالا كشيده، موهای ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://yeroozshayad.files.wordpress.com/2008/06/zigzag-1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-268" src="http://yeroozshayad.wordpress.com/files/2008/06/zigzag-1.jpg" alt="" width="374" height="127" /></a></p>
<p>شلوار سبز شش جیب، آستین هایی تا آرنج بالا كشيده، موهای کوتاه و صورت و دست های آفتاب سوخته که بین انگشتانش سیگار باریک «بهمن» دود می شود.</p>
<p>«پشت موتور که می شینم، عمراً بفهمی که دخترم. تا خود فشم کورس میذارم.»</p>
<p>هنوز یک سالی درس دارد تا دیپلم بگیرد. پاتوقش پارک است، اگر پلیس اجازه دهد. با پسرها مشکل ندارد چون با آن ها دوست است. دوستی ای از جنس پسرانه. فقط اگر ببیند که پسری مزاحم یك دختر شده، چاقوی ضامن دارش را در می آورد.</p>
<p>«یکی دوبار خط انداختم رو دست و بالشون. بس که پررویی کردن. دنبال یه دختر ۱۴، ۱۵ ساله افتاده بودند.»</p>
<p>اسمش «نرگس» است؛ اما با تیپ «کماندو»یی که دارد و صورتی که بارها و بارها تیغ زده تا زمخت و پرمو شود، خیلی شبیه نرگس ها نیست.</p>
<p>دختران پسرنما، گروهی از دختران هستند که تصور می کنند داشتن ظاهر پسرانه به آن ها آزادی و امتیازهای بیشتری می دهد. این گونه رفتار، بیشتر در دوران نوجوانی و در بین دخترانی مشاهده می شود که بیشتر در تنگناهای تبعیض جنسیتی هستند و بعد از گذر از دوره نوجوانی نیز این رفتارهای پسرانه را کنار می گذارند.<br />
<!--more--><br />
«تو کوچه و خیابون بازی می کردیم. همه با هم. دختر و پسر. بزرگ تر که شدیم، جای این که اختیاردار تر بشیم، هی گفتند: "نه". "نه". داداشه می رفت، عیبی نداشت؛ اما برا ما عیب و عار بود. منم پسر شدم. اولین بار شبای محرم بود. کلاه گذاشتم سرم و زدم بیرون. اولین کاری که کردم، تو خیابون سیگار کشیدم. بدم میاد یواشکی بکشم."</p>
<p>- بروز و ظهور پدیده «دختران پسرنما»، ناشی از وجود تبعیض جنسیتی در جامعه ها است. این دختران، برای کسب آزادی هایی که به دلیل جنسیت شان از آن محروم شده اند، جنسیت خود را پنهان می کنند. این پنهانکاری به طور معمول در سنین نوجوانی دیده می شود و گاه تا قبل از ۲۰ سالگی ادامه دارد.</p>
<p>- تبعیض جنسیتی، به معنای برتری دادن یک جنس به دیگری و تقسیم امتیازها و آزادی ها براساس آن است. این تبعیض به دنبال خود یک جبر را همراه دارد.</p>
<p>این جبر اجتماعی و محرومیت هایی که به دنبال دارد، برخی دختران را ترغیب به پنهان کردن جنسیت شان می کند. این پنهانکاری، بیشتر از سوی دخترانی انجام می شود که خواهان آزادی های بیشتر و برابر با گروه پسران هم سال شان هستند. آزادی ها و خواسته هایی که اغلب در حد موتور سواری، سیگار کشیدن، نداشتن حجاب یا بازی فوتبال است.</p>
<p>- در شرایطی که امتیازات نه بر اساس عدالت و به طور یکسان، که بر اساس جنسیت تقسیم می شود، فرد برای بهره مندی از شرایط بهتر، سعی می کند که خود را به جنسیتی كه از ديدگاه جامعه، بالاتر و مقبول تر به شمار می رود نزدیک کند. در نتیجه در قالب دیگری می رود. پس دختران به سمتی حرکت می کنند که به زعم خود، شرایط مطلوب تری در آن خواهند داشت. در واقع به دنبال ارتقای رده خود هستند. این تغییر قالب، به معنای نفی جنسیت و یا بیزاری از آن نیست؛ بلکه تنها برای کسب آزادی بیشتر است؛ اما بدون آگاهی از عواقب آن.<a href="http://yeroozshayad.files.wordpress.com/2008/06/zigzag-2.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-270" src="http://yeroozshayad.wordpress.com/files/2008/06/zigzag-2.jpg" alt="" width="187" height="294" /></a></p>
<p>دخترانه ترین کاری که نرگس انجام داده، آشپزی است. «آشپزیم حرف نداره. اما فکر نکنم این کار خیلی هم دخترونه باشه. مردها هم آشپزی می کنند.»</p>
<p>نرگس لباس دخترانه هم می پوشد : «من همیشه این جوری لباس نمی پوشم. تاپ و شلوار جین می پوشم برای مهمونی؛ اما اصلا بلد نیستم ناز کنم و راه برم. عین چماق میمونم. خیلی با حسرت نگاه می کنم به دخترهایی که كفش پاشنه بلند می پوشن.»</p>
<p>- در شرایطی که فرد جنسیت خود را پنهان می کند، به دلیل هم گروهی و همنشینی با پسران، ناچار باید از قوانین و الگوهای رفتاری آنان پیروی کند. در تمام مدتی که دختر در حال یادگیری رفتارها و الگوی کلامی پسران است، فرصت برای یادگیری رفتارهای دخترانه را از دست می دهد. در مقابل رفتارها و شیوه صحبت پسران ملکه ذهنش میشود. تراشیدن صورت که لطافت پوست را از بین می برد، راه رفتن مردانه که زمخت و خشن است و غیره، از جمله رفتارهایی است که در یک دوره سنی خاص بروز می کند. دورهای که فرد، دورنمای درست و آگاهانه ای از دوره بعدی زندگی اش ندارد.</p>
<p>- احساسات، عطوفت، لطافت و غیره همه از محسناتی هستند که در وجود زن بیش از مرد قابل حس هستند. در شرایطی که دختران در سال های نوجوانی، جنسیت خود را پنهان میکنند، در واقع به زندگی خود در سال های بعد از آن لطمه وارد می کنند؛ چرا که این نوع پنهانکاری، یک دوره زمانی خاص و کوتاه دارد و فرد باید برای ورود به اجتماع و ادامه زندگی خود، به قالب اصلی اش بازگردد.</p>
<p>- دختری که یاد نگرفته احساساتش را ابراز کند و به جای آن، آموخته که گریه بد است و احساسات باید پنهان بماند، زمانی که بخواهد وارد زندگی مشترک یا یک اجتماع زنانه شود، بسیاری از رفتارهایش مورد قبول قرار نمی گیرد و حتی ممکن است طرد شود و یا مورد تمسخر قرار بگیرد. در هر حال در برقراری یک رابطه موفق و لذت بخش دچار مشکل خواهد شد.</p>
<p>*بلد نیستم.<br />
*مال دخترای دافه.<br />
*فقط دخترای پسر کش بلدن.<br />
* والا یه بار از یکی از دوستام خواستم یادم بده چطور ناز کنم و عشوه بیام. اون قدر سخت و پیچیده بود که پشیمون شدم؛ اما از دخترایی که بلدن ناز و عشوه بیان، خیلی خوشم میاد.</p>
<p>- طنازی، یکی از خصوصیات زن است؛ اما آن چه به عنوان آموزش عمومی در سطح جامعه، ساری است و رواج دارد، همه در جهت تهی کردن زن از تمام خصلت ها و خصوصیت های زنانه است. به انحای مختلف و در همه حال تاکید می شود که داشتن این گونه رفتارهای زنانه بد است. مرد را به فساد می کشد. زنان و دختران، در نتیجه این آموزش ها و برای آن که در مظان اتهام نباشند، از سال های اول زندگی یاد می گیرند که این خصوصیات را فراموش کنند.</p>
<p>در مقابل در هیچ بخشی، از آموزش و پرورش گرفته تا رسانه ها، چگونه زن بودن را نمی آموزند. حتی آموزش ها در سطح های غیر سازمانی نیز بر این منوال است و هیچ الگویی برای چگونه زن یا دختر بودن بدون حذف و از بین بردن خصلت های زنانه وجود ندارد. این آموزش ها به گونه ای است که حتی دختران نیز در تعریف «طنازی» به بیراهه می روند و آن را خاص دختران «سر به هوا» یا «بد» می دانند و یا حربه ای برای جلب توجه پسران و مدهوش کردن آن ها.</p>
<p>نرگس، امروز در هیبتی پسرانه است؛ اما دورنمایی که از خود دارد، به تمامی دخترانه است:‌ «با وجودی که زن رو چون احساساتیه، جنس دوم می دونم؛ اما از این که دخترم و می تونم مادر بشم، حس خیلی خوبی دارم.»</p>
<p>تاکید «محمود رحمانی»، جامعه شناسی که در این گزارش، دختران پسرنما را تحلیل کرد، بر تفاوت این گروه با «تراجنسی» ها و برخی «لزبین»ها با پوشش و رفتار پسرانه است: «دختران پسرنما، جنسیت خود را نفی نمیکنند؛ بلکه برای دورهای آن را پنهان میکنند؛ اما بحث تراجنسی ها، کاملا متفاوت و ناشی از مشکلی فیزیولوژیکی است.»</p>
<p>«شبنم»، یک تراجنسی ۳۵ ساله با تمام زیبایی ظاهری و زنانه اش، هویتی مردانه دارد. آن قدر مردانه که دوبار عاشق دو دختر شده و هر دو بار نیز شکست خورده و حالا به این نتیجه رسیده است که زن ناقص العقل است و لیاقت عشق ورزیدن ندارد.</p>
<p>شبنم، حتی در خانه اش هم با کت و شلوار و کراوات می گردد؛ اما از تغییر جنسیتش در این سن و به دلیل حضور ۳۵ ساله اش در جامعه و با ظاهری مردانه، می ترسد.</p>
<p>«شهلا اعزازی»، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، دختران پسرنما را سنت شکنان جامعه می خواند: «این دختران، برای فرار از محدودیت هایی که خانواده ها برای آن ها ایجاد کرده اند، برای چند سالی در دوره نوجوانی تغییر چهره می دهند.»</p>
<p>این جامعه شناس، تاکید می کند که دختران پسرنما با دختران همجنس گرا و تراجنسی ها تفاوت دارند: «خواسته اصلی دختران پسرنما، زیر پا گذاشتن کلیشه هایی است که خانواده و جامعه به آن ها تحمیل می کند. دنیای دخترانه و زنانه ای که جامعه و خانواده برایش ترسیم میکنند، زیر دست بودن و زن مطیع شوهر بودن است. گروهی از دختران، آزادی بیشتری می خواهند و زیر بار این سنت ها نمی روند. در نتیجه، برای کسب آزادی به شیوه هایی گاه غلط دست میزنند.»<br />
‫<br />
سن بلوغ، یعنی در نهایت ۱۵ یا ۱۶ سالگی و ورود به گروه های دخترانه، آخرین روزهای پنهان کاری این دختران است. سنی که این دختران، سیاست های جدیدتر و کاراتری را برای کسب امتیاز و آزادی به کار می گیرند و بايد به عنوان یک زن باید وارد اجتماع شوند.</p>
<p>منبع: <a href="http://www.zigzagmag.com/article/default.aspx/419">مجله زیگزاگ</a></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[بانک ایده]]></title>
<link>http://joobinit.wordpress.com/2008/03/05/idea-group/</link>
<pubDate>Wed, 05 Mar 2008 09:57:15 +0000</pubDate>
<dc:creator>ژوبین آی تی</dc:creator>
<guid>http://joobinit.fa.wordpress.com/2008/03/05/idea-group/</guid>
<description><![CDATA[همیشه دوست داشتم ایده‌های دوستانم رو بشنوم و ایده‌های]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="right"><font face="Tahoma" size="2">همیشه دوست داشتم ایده‌های دوستانم رو بشنوم و ایده‌های خودم را هم با اونها در میان بگذارم. خوشحالم که تا الان هرچند کم اما چندتا از دوستانم از ایده های من استفاده کردند، اما اینبار تصمیم جدی‌تری گرفتم. تاسیس یک <a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=12657762348" target="_blank">بانک ایده</a>! بانکی که همه افراد بتوانند به راحتی به آن دسترسی داشته باشند و ایده‌های دیگران را مطالعه و ایده‌های خودشان را هم به اشتراک بگذارند. البته توصیه من این است که ایده هایی که خودتان قادر به انجامش نیستید را در گروه به اشتراک بگذارید.<br>این گروه در فیس بوک ایجاد شده و برای عضویت در آن می‌توانید روی لینک زیر کلیک کنید:<br><a title="http://www.facebook.com/group.php?gid=12657762348" href="http://www.facebook.com/group.php?gid=12657762348">http://www.facebook.com/group.php?gid=12657762348</a><br>* در به اشتراک گذاری ایده‌هایتان راحت باشید.<br>** ایده اگر خنده دار نباشد ایده نیست! همیشه بیشترین پیشرفت مربوط به ایده ای بوده که زمانی جز تفکرات خنده دار محسوب می‌شده!<br>*** اگر کمبود موضوعی در گروه احساس کردید می‌توانید آن موضوع را اضافه کنید تا ایده‌های مربوط به آن هم اضافه شود.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><a href="http://feeds.feedburner.com/joobinit" target="_blank"><img src="http://joobinit.files.wordpress.com/2008/02/rss-post.png?w=339&#38;h=85"></a> </font></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[فیس بوک چیست؟ Facebook]]></title>
<link>http://anahitad.wordpress.com/2008/01/10/facebook-2/</link>
<pubDate>Thu, 10 Jan 2008 22:00:20 +0000</pubDate>
<dc:creator>آناهیتا</dc:creator>
<guid>http://anahitad.fa.wordpress.com/2008/01/10/facebook-2/</guid>
<description><![CDATA[قبل نوشت: عزیزانی که با فیس‌بوک کار کرده‌اند این نوشته]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p>قبل نوشت: عزیزانی که با <a href="http://www.facebook.com" target="_blank">فیس‌بوک</a> کار کرده‌اند این نوشته را مطالعه نکنند که جز هدر دادن زمان کاری نکرده‌اند، قرار است به ساده‌ترین شکل <a href="http://www.facebook.com" target="_blank">فیس‌بوک</a> تعریف شود.</p>
<p>درود<br>حتما نام <a href="http://www.facebook.com" target="_blank">Facebook</a> را شنیده‌اید و یا شاید در آن کاربری هم ایجاد کرده‌اید اما سر از کارش در نیاورده‌اید!؟<br>شاید هم سوالی در ذهنتان باشید، سوالی شبیه این که «فیس بوک چه چیزی دارد که آن را تا این حد معروف ساخته؟»</p>
<p>کمی در مورد فیس‌بوک:<br>فیس‌بوک یک پلتفرم است. (ببخشید قرار بود ساده بنویسم!)<br>فیس بوک زندگی است! از کارهای یک شبکه اجتماعی تا کار روی پروژه‌های اینترنتی و ... در آن امکان‌پذیر است.<br>شما در فیس‌بوک دارای یک صفحه شخصی هستید. می‌توانید گروه تاسیس کنید و یا در گروه‌های دیگر عضو شوید. می‌توانید برای خودتان آلبوم عکس بسازید آن هم بدون هیچ محدودیتی!<br>می‌توانید دوستانتان را انتخاب کنید و به لیست دوستانتان اضافه کنید.<br>می‌توانید برای یک هنرمند یا یک وبسایت و یا وبلاگ خودتان و شاید هم برای کالایی که تولید می‌کنید صفحه مجزا طراحی کنید تا دیگران و یا بهتر است بگوییم طرفداران (خریداران) هم در آن صفحات ثبت شوند و پیشنهاد و انتقاد و...<br>و بسیاری امور دیگر که کمابیش در سایت‌های دیگر هم دیده می‌شود.<br>خوب تا اینجا که چندان نوآوری در آن دیده نمی‌شود، پس چه چیزی فیس‌بوک را انقلابی تا این حد ساخته است؟<br>آیا جمع‌آوری بسیاری امکانات در یک مکان؟<br>- خیر!</p>
<p>فیس‌بوک یک پلتفرم است! (ببخشید دوباره رفتم به فاز <a href="http://mhmazidi2.wordpress.com" target="_blank">مزیدی</a>!)<br>وجه تمایز فیس بوک با دیگر سایت‌ها در اپلیکیشن‌هایی است که شما می‌توانید از آنها استفاده نمایید. یعنی برنامه‌های کوچکی که توسط دیگران ساخته شده و شما می‌توانید آنها را روی صفحه خود نصب کنید و یا آنها را از صفحه خود پاک و یا مدیریت کنید. (فعلا استفاده کنید تا بعدها خودتان هم بسازید.)<br>این یعنی چه؟ یعنی ارتباطی بین فیس‌بوک شما و هرآنچه شما نیاز دارید. برای مثال اپلیکیشنی برای نمایش مطالب وبلاگ شما در صفحه‌تان و یا نمایش هرآنچه به نظرتان می‌آید. اپلیکیشنی برای لیست کردن آخرین موزیک‌هایی که گوش داده‌اید و یا در حال گوش دادن هستید. اپلیکیشن‌های بازی، آرایش، ارتباط با هاست شما برای نمایش فایل‌های مورد نظر و یا چه بهتر که از طریق فیس‌بوک فایل‌ها را آپلود کنید.<br>و از تاثیرگذارترین اپلیکیشن‌ها، اپلیکیشن‌های کمک‌های مردمی به منظورهای بشردوستانه است.<br>خلاصه اینکه شما می‌توانید از فیس بوک (Facebook) مانند کامپیوتر شخصی خودتان استفاده کنید. برنامه‌هایی روی آن نصب کنید و یا آنها را از روی سیستم خودتان پاک کنید. عکس‌ها را ویرایش کنید، موزیک گوش دهید و ویدئو ببینید؛ فایل ارسال کنید؛ بازی کنید؛ کمک کنید؛ در گروه‌ها عضو شوید؛ از اشتراکات دیگران استفاده کنید؛ دوست جدید پیدا کنید؛ از گروه‌های بشردوستانه حمایت کنید؛ حمایت مالی از گروهی انجام دهید؛ <strong>فال بگیرید؛</strong> قرآن بخوانید؛ برنامه اذان درست کنید؛ ایده‌هایتان را روی اینترنت بیاورید ...</p>
<p>این هم <strong>خلاصه‌ای</strong> از امکانات و مزایای <a href="http://www.facebook.com" target="_blank">Facebook</a><br>راستی شما خبردارید چه اشخاص معروفی در فیس بوک حضور دارند؟ می‌دانید بسیاری از هنرمندان، مجری‌های شبکه‌های مختلف، روزنامه‌نگاران، خوانندگان و بازیگران، سیاسیون و ... در فیس‌بوک صفحه شخصی دارند و شما می‌توانید آنها را به عنوان یک دوست به دوستانتان اضافه کنید؟</p>
<p>کار با فیس‌بوک گرچه بسیار آسان است اما برای شروع باید تمرین بیشتری انجام داد تا با حال و هوای آن آشنایی بیشتر پیدا کنید.<br>امیدوارم شما را در <a href="http://www.facebook.com" target="_blank">فیس‌بوک</a> ببینم.</p>
<p>+ <a href="http://www.facebook.com" target="_blank">صفحه اصلی فیس‌بوک</a><br>+ <a href="http://www.facebook.com/people/Anahita_Daneshvar/812883746" target="_blank">صفحه شخصی من در فیس‌بوک</a><br>+ <a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=6034108525" target="_blank">گروه عکس‌های خنده‌دار در فیس‌بوک</a></p>
<p>پ.ن: اگر <a href="http://www.facebook.com" target="_blank">فیس‌ بوک</a> برای شما مسدود است راه‌های زیادی برای مقابله با آن وجود دارد! استفاده از <a href="http://anahitad.wordpress.com/2007/08/17/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%d9%85-%d8%ad%d8%ac%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d9%88%d8%b1-%d8%a7/" target="_blank">نرم‌افزار کم‌حجم</a> و یا استفاده از <a href="http://adehghani.wordpress.com/2008/01/06/phproxy/" target="_blank">افزونه فایرفاکس</a> که البته باید از استفاده‌کنندگان <a href="http://www.mozilla.com/en-US/firefox/" target="_blank">فایرفاکس</a> باشید.</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[عضو جدید کمپین یک میلیون امضا]]></title>
<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/10/28/new-member-anahita/</link>
<pubDate>Sun, 28 Oct 2007 17:16:24 +0000</pubDate>
<dc:creator>آناهیتا</dc:creator>
<guid>http://anahitad.fa.wordpress.com/2007/10/28/new-member-anahita/</guid>
<description><![CDATA[ 
فعالین کمپین یک میلیون امضا ما را هم به جمع گرم خودشان ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><font face="Tahoma" size="2"><img src="http://www.we4change.info/local/cache-vignettes/L99xH109/siteon0-a6464.jpg" /> </font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma" size="2">فعالین کمپین یک میلیون امضا ما را هم به جمع گرم خودشان پذیرفتند.<br />
از مدیریت سایت تغییر برای برابری و مدیر مهربان کمیته شهرها بسیار سپاسگزارم.</font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma" size="2">در آینده مطالبی از این دست خواهم نوشت.</font></p>
<p align="right">&#160;</p>
<p align="right"><font face="Tahoma" size="2"><a href="http://www.we4change.info/" target="_blank">سایت تغییر برای برابری</a></font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma" size="2"><a href="http://www.we4change.info/spip.php?page=backend" target="_blank">خبرخوان سایت</a></font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma" size="2"><a href="http://www.we4change.info/spip.php?article11" target="_blank">بیانیه را از اینجا امضا کنید</a></font></p>
<p align="right"><font face="Tahoma" size="2"><a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=2258015937" target="_blank">گروه یک میلیون امضا در فیس بوک</a> (با تشکر از دکتر!)</font></p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[پیشنهاد برای شروع وبلاگ جدید]]></title>
<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/10/16/new-weblog/</link>
<pubDate>Tue, 16 Oct 2007 07:19:03 +0000</pubDate>
<dc:creator>آناهیتا</dc:creator>
<guid>http://anahitad.fa.wordpress.com/2007/10/16/new-weblog/</guid>
<description><![CDATA[
درود
هرروز شاهد رشد و اضافه شدن وبلاگ های پارسی زبان ه]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><font SIZE="2" COLOR="#000000" FACE="Tahoma"></p>
<p ALIGN="right">درود</p>
<p ALIGN="right">هرروز شاهد رشد و اضافه شدن وبلاگ های پارسی زبان هستیم. در زمینه های مختلفی هم می توان وبلاگ های مرتبط دید اما یکی از موضوعاتی که جای خالی وبلاگ های پارسی زبان در آن دیده می شود، دانشگاه ها هستند. در کشورهای غربی، معمولا دانشجویان بسیاری هستند که وبلاگ شخصی برای نقد و بررسی یا نوشتن در مورد اتفاقات ساده و معمول یا خاص و مهم در دانشگاهشان می نویسند. به طوری که یکی از اعتبارات انتخاب دانشگاه برای دانشجوی جدید، بررسی وبلاگ دانشجویان آن دانشگاه می باشد.<br />
هرچند اکنون تا آن موقعیت بسیار فاصله داریم اما نبود وبلاگ ویژه یک دانشگاه که از طرف دانشجو یا گروهی از دانشجویان آن مرکز نوشته شود، بسیار احساس می شود.</p>
<p ALIGN="right">حتی اگر از موضوع دانشگاه ها هم فراتر رویم می توان وبلاگ هایی برای نوشتن در مورد مدرسه، اداره، سازمان، شهر و یا گروهی که در آن عضویت دارید نیز طراحی و به ارسال مطالب پرداخت. امیدواریم حرکت وبلاگستان به سمت موضوع و اهداف روبه پیشرفت باشد.</p>
<p ALIGN="right">شادآزاد باشید</p>
<p ALIGN="right">&#160;</p>
<p ALIGN="right">بی ربط: 19 مهر تولدم بود! :D</p>
<p></font></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
