نجات wrote 2 months ago: عصر ؛ عصر دیکتاتوری بود نه دموکراسی و انسان در دروغ عظیم ِ آزادی جان می داد و متهم بود به اندیشه … more →
نجات wrote 2 months ago: تو بگو یک کلمه ، حتی همان را هم نمی توانم بنویسم . این حس ِ گنگ ِ عجیب و دوست داشتنی را دلم میخواهد … more →
نجات wrote 8 months ago: این دوربین دوست داشتنی الان مال منه ؟ باور کنم یعنی ؟ پ ن ) بسی ذوق دارم ! … more →
نجات wrote 8 months ago: کلاس زبان تخصصی دانشکده را نرفتم آخر کدام آدم دیوانه ا ی، نم باران بهاری را به کلاس زبان میفروخت که … more →
نجات wrote 1 year ago: نم نم که می باری می دانم روزم خوش خواهد بود … نم نم که می باری، ابرهایت که تیره_ روشن می شوند … more →
نجات wrote 1 year ago: دیشب با همه سختی ها و اعصاب خرد کنی هایش هم گذشت . خواب انگار سختی هایش را برد ، خوشی های کوچک ظریف … more →
نجات wrote 1 year ago: - سقف آرزوهایت را تا جایی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی _ چراغی نیست دختر … _ شمع … more →
نجات wrote 1 year ago: ششم شهریور ِ داغ ، کوچک ِ شیرین ِ دیگری هم به خانوادمان اضافه شد . وجودشان چه نازنین است برایم … more →