میگویند سربازی را به اتهام شلیک نکردن در کشاکش جنگ محاکمه میکنند و او در دفاع از خودش میگوید: دستور داشتم به دشمن حمله کنم، ولی من دشمنی ندیدم؛ فقط آدمها بودند. بامدادی نجواها یکعکاس [silent-clic… more →
بامدادیwrote 4 months ago: میگویند سربازی را به اتهام شلیک نکردن در کشاکش جنگ محاکمه میکنند و او در دفاع از خودش میگوید: دست … more →
wrote 8 months ago: وقتی او میرسد ذوق میکنم. ضربان قلبام تند میشود و سرخ و شاد و کودک میشوم. وقتی او میرسد، دیگر ذ … more →
wrote 8 months ago: پروپاگاندای ششم بنا به درخواست دوستی زودتر از هنگام منتشر میشود. . به راستی چه چیزی است که نتوان آد … more →
wrote 1 year ago: بیشتر عکسهایی که از صحرا و شنهای روان دیدهام، صحرا را از نمای دور یا نسبتا با فاصله نشان میدهند. … more →
wrote 1 year ago: هیچ عشقی ممنوع نیست دست در دست هم از کنار دیوارهای ممنوع گذشتن. No love is forbidden Hand in hands p … more →
wrote 1 year ago: هیچ عشقی ممنوع نیست دست در دست هم از کنار دیوارهای ممنوع گذشتن. No love is forbidden Hand in hands p … more →
wrote 1 year ago: توی مترو نشسته بودم و این مادر و پسر آن طرف من نشسته بودند. کلی با هم کیف میکردند و توی عالم خودشان … more →