دختری با مادرش در رختخواب درد و دل می کرد با چشمی پر آب گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست گو چه خاکی را بریزم بر سرم ؟ روی دستت باد کردم مادرم ! سن من از بیست وشش افزون شد دل میان… بیشتر →
Gajamoogajamoo2 wrote 11 months ago: دختری با مادرش در رختخواب درد و دل می کرد با چشمی پر آب گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست زندگی از بهر من … more →
behrokh wrote 1 year ago: نوشته دخترشون نمی دونم ساعت چنده …اصلا هيچی نمی فهمم , فقط اينو می دونم که تو بغل بابام ; اونق … more →