برخي مكانها براي انجام بعضي مشاهدات بسيار جالب است و به خاطر موضوع واحدي كه در همه حاضران مشترك است نوعي همدلي لحظه اي اتفاق مي افتد به طوريكه افراد به راحتي از خصوصي ترين بخش زندگي شخصي شان حرف مي … more →
ذهن خاكستريkingfoska wrote 2 days ago: آنقدر آرام جواب سوالهایم رامیداد که مجبور شدم چتد بار تکرار کنم و گوشم را نزدیک سرش ببرم تا بشنوم چه … more →
تسنیم wrote 3 days ago: عشق، آرامش، زندگي، دوستي، آرزو … … more →
bidaad wrote 4 days ago: توي يه پارک در سيدني استراليا دو مجسمه بودند يک زن و يک مرد. اين دو مجسمه سالهاي سال دقيقا روبهروي … more →
ناصر wrote 4 days ago: خیلی بده اگه گاهی آرزوی مرگ بعضی ها رو داشته باشم؟ . خب، اگه آرزوی مرگ خودم رو بکنم چی؟ … … more →
bamdadi wrote 2 months ago: وقتی او میرسد ذوق میکنم. ضربان قلبام تند میشود و سرخ و شاد و کودک میشوم. وقتی او میرسد، دیگر ذ … more →
تسنیم wrote 2 months ago: اجراي فوق العاده زيباي اين زن روستايي با اون ظاهر نه چندان دلچسب اش كه تو ذوق مي زنه و عكس العمل هاي … more →
Ali wrote 2 months ago: می گفت : وعده ما پشت پرچین نباید ها … پرواز کردیم تا آن سوی آرزو ها به وعده اش عمل کرد … … more →
مهدي خادم wrote 3 months ago: يكهزار و سيصد و هفتاد و هشت جايزه 500000 ريال … اسكناس 5000 ريالي به ارتفاع كوه دماوند … more →
به یاد تهران wrote 3 months ago: صداي هلهله و خنده يك لحظه هم قطع نميشد. همه شاد بودند و براي عروس و داماد، آرزوي خوشبختي ميكردند. … more →
مهدي خادم wrote 3 months ago: و بهار مي آيد. بهار نه تنها يك فصل است كه شروعي براي نو شدن است پس شايد مهم نباشد كه امروز باشد يا ف … more →
بهمنانه wrote 3 months ago: گفتی که: «باد، مُردهست! از جای برنکنده یکی سقفِ راز پوش بر آسیابِ خون، نشکسته در به قلعه بیداد، بر … more →
گلناز wrote 4 months ago: نمیدونم اینا رو درسته اینجا بنویسم یا نه، از نظر امنیت میگم و این که نمیخوام هر کسی این حرفا رو ب … more →
myletterz wrote 4 months ago: شب می شود و جز تابش چشمان طلاییت هیچ نمی ماند چه خوش رنگی تو آرزوی محال … more →
کوچه باغ wrote 4 months ago: یعنی یه نفر تو این دنیا پیدا میشه که بزرگترین آرزوش گرفتن آپاندیسیت باشه! … more →
Ali wrote 4 months ago: تمام شد تمام روزهایی که آرزوی تمام شدنشان را داشتیم اما گاهی حسرت تمام شدنشان تمام شدنی نیست تمام ش … more →
گلناز wrote 5 months ago: صدای نامجو میبردم به یکسال پیش. وقتی میشنومش دلم میخواد چشمامو ببندم و وقتی باز میکنم تو یکسال پ … more →
پارادوکس wrote 5 months ago: آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک همچون گلوگاه پرنده یی ، هیچ کجا دیواری فروریخته باقی نمی ماند . س … more →
مرده ی نیمه متحرک wrote 6 months ago: حالا دو ساعتی میشود که نشستهام هی چند جمله مینویسم هی پاکشان میکنم. بعد هی چند جملهی دیگر مینو … more →
bamdadi wrote 6 months ago: تبریک عرض میکنم! آخه چطوری ممکنه؟! یعنی به این سرعت؟ آفرین، چقدر خوششانسی! وای، راست میگی؟ مگه می … more →