روبهرویش ایستاده بودیم. صورتهایمان از شکل خارج شده بود، دستها دراز، پاها کوتاه، این باریکهی مضحک گردنم بود، آن ستون پت و پهن بدشکل دستهایش بود. محدب و بیرحم بود. زده بود همه چیزمان را از شکل خار… بیشتر →
نجواهانوشت 9 months ago: روبهرویش ایستاده بودیم. صورتهایمان از شکل خارج شده بود، دستها دراز، پاها کوتاه، این باریکهی مضحک … بیشتر →