عمويم يك شركت ساختماني داشت ،باخصوصيات پدرسالاري ، بااخلاقي خان زاده . قطعه زميني در گورستان گرفته بود تا آرامگاه خانوادگي شود. كارگران مشغول حصاركشي دورآن بودند. تابستان بود ومثل اكثر تابستانها كه مد… more →
ذهن خاكستريAlireza wrote 3 months ago: سه شب قبل - خانم ببین می تونی یه برنامه ای جور کنی جمعه بریم کوهی ، دشتی ، جایی . دو-سه ماهی میشه پی … more →
مهرنوش محتشمي wrote 6 months ago: عمويم يك شركت ساختماني داشت ،باخصوصيات پدرسالاري ، بااخلاقي خان زاده . قطعه زميني در گورستان گرفته ب … more →
tafakkor azad wrote 9 months ago: گناه .. یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود: چقدر گناه کردم از لذت بردن از این همه زیبایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ … more →
مهرنوش محتشمي wrote 9 months ago: وقتی ببخشی ، همه را مخصوصا خودت را ، آن زمان است که احساس می کنی آرام شده ای . دیگر به خودت نمی پیچی … more →
مرتضي بهمني wrote 1 year ago: وُیتسِک : هوای خوبیه کاپیتان! به آسمون خاکستری نگاه کن، حس خودکشی بهت دست میده! من باید بهش فکر کنم! … more →