این مصیبت ماست انگار، که همیشه میان من و تو، یکی باید قربانی شود. اصلا چرا باید هنوز دوستت داشته باشم غزال گریز پای هزار داماد؟ و چرا هنوز دوستت دارم؟ بعضی اوقات کسانی در زندگی آدم هستند که هر چه می چ… more →
تأملات دودیآيدين wrote 1 month ago: این مصیبت ماست انگار، که همیشه میان من و تو، یکی باید قربانی شود. اصلا چرا باید هنوز دوستت داشته باش … more →
آيدين wrote 5 months ago: این داستان رو حدود یک سال و دو سه ماه پیش نوشتم و دیشب که تو فایل هام می گشتم پیداش کردم. از اونجا ک … more →
آيدين wrote 5 months ago: بوی سیگار می دهم عزیزم، می دانم. سرد است و من از انجماد مغزم می ترسم. می ترسم از غفلتش بند قلبم رها … more →
آيدين wrote 5 months ago: عزیزم، از صمیمیت ما قارچ روییده. صمیمیت اکنون مصیبت میان من و توست. تو بر فراز من ایستاده، فاتحانه ب … more →
آيدين wrote 8 months ago: امروز؛ تعلل ما از ترديد نيست؛ از خاكستري شماست ؛ كه دل و دين مان برد. «دل و دينم، دل و دينم ببرده س … more →
آيدين wrote 9 months ago: عجیب آرامی زمان کند می شود از تو ؛ تا قدم برداری یا سر بچرخانی هزار سال طول می کشد انگار پیر می شوم … more →
آيدين wrote 1 year ago: شوالیه به کلبه ای رسید و پیرمردی را یافت که پرپشت ترین سبیل دنیا را داشت. -شوالیه! خسته شده ای. کمی … more →
آيدين wrote 1 year ago: ادبيات يک نقاب است تا از پشت آن سخن گفت. آنچه را صراحت آن به مزاج خوش نيست. ارباب زاده اي را تصور ک … more →
آيدين wrote 1 year ago: «بر مزار شیطان که از سرطان سیگار و فلسفه خودش را حلق آویز کرد» عزاپوش می روند شانه های برهنه از تابو … more →