یکی از روزای تلخی که دلم خیلی پکر بود تو سرم هوای رفتن تو دلم عشق سفر بود شهوت رفتن از اینجا منو آواره ی غم کرد به خدا خیلی بدی کرد به خدا خیلی ستم کرد منو بردم لب اونجا لب اون جاده ی سنگی لب اونجا که… more →
عصیانگرعصیانگر wrote 1 year ago: یکی از روزای تلخی که دلم خیلی پکر بود تو سرم هوای رفتن تو دلم عشق سفر بود شهوت رفتن از اینجا منو آوا … more →
عصیانگر wrote 1 year ago: یه عمره که می خوامش، اما نمی گم بهش نمی دونم کی می ده عمرمو اینجوری کش عمره که می ره اما، فقط تو مون … more →
عصیانگر wrote 1 year ago: این روزا میگذرن و باز پیِ آدم شدنم آتیشت گلستونه ، بیا و آتیش بزنم بیا و کبریتِ عشق و به پر دلم بگیر … more →
عصیانگر wrote 1 year ago: این روزا خیلی خرابم ،خوش دارم سوتی بدم دوس دارم جونمو پای یک رفیق نالوطی بدم منمو یه لاقبایی،منمو یک … more →