چند وقت پيش “مادام بواري” فلوبر را شروع به خواندن كردم. ابتداي آن به كندي پيش ميرفت، تا اينكه به اواسط كتاب رسيدم. روند داستان چنين مينمود كه بايد به اوجش نزديك باشم اما سكتههاي عجيبي ا… بیشتر →
خانۀ وهم بشرنوشت 1 month ago: چند وقت پيش “مادام بواري” فلوبر را شروع به خواندن كردم. ابتداي آن به كندي پيش ميرفت، تا … بیشتر →
نوشت 1 month ago: بشر جديد در عين حال كه مي خواهد فرديت خود را در جامعه منحل كند، به شدّت انديويدواليست و تنهاست و اين … بیشتر →
نوشت 2 months ago: اگر كسي گلي را دوست داشته باشد كه تو هزاران هزار ستاره فقط يك دانه ازش هست، براي احساس خوشبختي همين … بیشتر →
نوشت 2 months ago: هركس كه كاري مي كند، هر قدر هم كوچك، در معرض خشم كسانيست كه كاري نمي كنند. هر كس كه چيزي را ميسازد … بیشتر →
نوشت 2 months ago: آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد ف … بیشتر →
نوشت 2 months ago: من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو. مادربزرگم میگوید: قلب آدم نباید خالی بماند. اگ … بیشتر →