رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: از روزمره‌ی زندگی

وب‌نوشت‌های ویژه

استفهام انکاری!

علی گنجه ای wrote 11 months ago: پرونده‌اش را حساب کرده بودم و طبق حساب من، فروردین سال آینده ترخیص می‌شد. خودش اصرار داشت که خدمتش ت … more →

برچسب‌ها: سربازی, سپاه, سپاه سیدالشهداء تهران, شورآباد, شور آباد, ترخیص, کسر خدمت بسیج

اسباب کشی1 comment

علی گنجه ای wrote 1 year ago: فعلا از وردپرس داتکام اسباب‌کشی کردم به گنجه‌ای داتکام. همه چیز مرتب است بجز گوگل ریدر که انگار کمی … more →

جنایات تازه رامین و کارآگاه بهمنی7 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: از سابقه‌ی سیاه رامین در سر کار گذاشتن آدم‌های بی‌گناه که مطلع هستید… مدتی است کارآگاه بهمنی ه … more →

علیرضا تویی؟5 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: کارآگاه بهمنی و رامین نهار رفته بودند موسیو. به من هم اصرار کردند که بیا ولی حالش را نداشتم و نهار ش … more →

برچسب‌ها: از وبگردی

مهم شده بودیم!

علی گنجه ای wrote 1 year ago: «زنگ زدی بهم گفتی یه بورس تحصیلی هست توی بوسنی، ماهی 1300 یورو هم به خودت میدن به علاوه‌ی خرج خانواد … more →

فعلا با اجازه...9 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: از آنجایی که قصد داریم قبل از گرفتار شدن به خدمت مقدس سربازی، حسابی با همسر گرامی تفرج کنیم، فردا هم … more →

خبرهای بد5 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: خدا نصیب دشمن‌تان کند… باز هم لپ‌تاپم خراب شده و پاک لنگ مانده‌ام … more →

ریکی (Reiki)5 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: نفر ایستاده، سیاوش دیباج است؛ متخصص گیاهخواری و ستاره‌شناسی و طالع‌بینی و جفر و گنجفه و انواع و اقسا … more →

ئه؟ این چرا هنوز اتصالی نکرده؟9 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: نزدیک خانه‌ی ما یک پست برق هست که عایق‌بندی سقفش ایراد دارد و هر وقت باران تندی بیاید، برق ما و همسا … more →

توطئه شدیم!9 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: رامین و کارآگاه بهمنی و یک عده معلوم‌الحال دیگر، حسابی مشغول توطئه چیدن علیه من هستند! قضیه این است … more →

سفر بودیم ...4 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: اول قرار بود با مهران کارزاری برویم تبریز و او هم راهنمایمان باشد و هم میزبان؛ ولی مهران قرار است آخ … more →

شیراز بودیم...3 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: چند روزی شیراز بودیم. جمع کثیری از اقوام دور و نزدیک همسر گرامی از جمله پدر و مادرش، عازم عمره بودند … more →

Red Moon!11 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: توضیح: اینجا عکسی بود از تابلوی یک مغازه در دبی. اسم مغازه به انگلیسی Red Moon بود و به عربی نوشته ب … more →

اگر بمیرم...8 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: پیرو خبر «آقا اجازه؟؟» درباره‌ی مرگ ناگهانی یک دختر وبلاگ‌نویس 25 ساله‌ی سعودی، روی لینک وبلاگ مرحوم … more →

رامین آشپز می‌شود!8 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: معمولا توی میز غذا، سورملینا دستور پخت می‌نویسد و دیگران چیزهای دیگر … امروز صبح داشتم میز غذا … more →

بالا رفتیم...6 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: دیروز وقتی دیدم که جناب کمال لینک مطلب عکس صفحه‌ی اول «المستقبل» را توی بالاترین گذاشته و ظرف یک چشم … more →

دفترچه‌مان آمد!5 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: بیست و هشتم اسفند که رفته بودم اداره پست و داشتم دفترچه نظام وظیفه را دقیقه‌ی نود پست می‌کردم، پسری … more →

یکی می‌خواهد کلاه مرا بردارد!5 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: یک نفر عزمش را جزم کرده که کلاه مرا بردارد! این بنده‌ی خدا نگهبان جایی است و من گهگاهی مجبور می‌شوم … more →

این شریفیا!8 comments

علی گنجه ای wrote 1 year ago: «آره من هم باید هم دانشکده‌ای شما می‌شدم اما خودم نخواستم… یعنی باورتون نمیشه من سال 81 با رتب … more →


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با خوراک دنبال کنید