زبلخان wrote 2 months ago: بعله را که گفت، همان زن پایه کِل کشید، راننده ساسی مانکن گذاشت و بوق عروسی زد. مسافرانِ نشسته د … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 2 months ago: با صد من عصا هم نمیشه قورتش داد! … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 3 months ago: دوست، خوبش کمه، کمش خوبه. … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 4 months ago: این پهن بر گوش خود مالیدهای، یعنی چه؟ این چنین پردهی خود (×) بافتهای، یعنی چه؟ [+] × منظور پردهی … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 4 months ago: یه روز یه کسی یه گوشهی دنیا یه جائی یه موقعی یه زمانی یه بار یه ایده ای یه جوری به مغزش خطور میکنه … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 5 months ago: همه میگن به حرفه؛ ولی به حرف نیست که، به ظرفه! … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 5 months ago: شعرهای کلاسیک برایم مُدرنتر هستند تا آنها. موضوعات نوتریاند. هرچند قالب کهنهای دارند. ولی جهانش … more →
زبلخان wrote 5 months ago: یه وقتایی آدم با دافایی مواجه میشه که به معنی واقعی کلمه داف هستن. طوری که آدم احساس میکنه هیچ رقم … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 6 months ago: در مثل حاجت هیچ استخاره نیست. … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 7 months ago: سینماگر خوب باید بتونه خوب برقصه. … more →
زبلخان wrote 7 months ago: ینی من ریدم به اون توپ طلایی که دادنش به کریس رونالدوی افه چس. … more →
زبلخان wrote 7 months ago: ایدهی بازرگانی: تولید نوار بحداشتی در بستهبندی مشکی رنگ. … more →
زبلخان wrote 8 months ago: اولش فکر نمیکردم، که دلم رو برده باشه یا دلم گول سیبیلای درهمش رو خورده باشه! قبول دارم خودمو چس کر … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 9 months ago: روزهخواری در خیابان نعمت است… روزهداری در بیابان؟ زحمت است! … more →
زبلخان wrote 10 months ago: دروازه که در نداره؛ مردمم ک.ون لقشون … more →
زبلخان wrote 11 months ago: خویشتنداری یعنی کفدستی … more →