کمی بیش از صد سال قبل: - آقاجان اینکه نمیشود که. مردم هزاران سال سوار اسب و الاغ شدهاند. کسی برای اتومبیل تره هم خورد نخواهد کرد. بیانداز دور این قرطیبازیها را. - اتومبیل قوه و قدرت اسب را ندارد.… more →
نگاهی دیگرعابر پیاده wrote 1 day ago: آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم ولی پس دادی نگامو زیر … more →
محمد wrote 1 week ago: کمی بیش از صد سال قبل: - آقاجان اینکه نمیشود که. مردم هزاران سال سوار اسب و الاغ شدهاند. کسی برای … more →
عابر پیاده wrote 2 weeks ago: از امشب تصمیم گرفتم خر بشم می خواهم خودم را بزنم به نادونی اصلا اینگار نه اینگار که متوجه چیزی میشم … more →
محمد wrote 2 weeks ago: آدم میماند چه بگوید و چه بنویسد در این دوران. هجوم رویدادهای داخل کشور به من اجازه فکر کردن عادی و … more →
عابر پیاده wrote 2 weeks ago: الف ) غیرت ؟ ب )حسادت … ؟ ج ) شک ! د ) تردید … هـ ) نادانی ! لطفا گزینه صحیح را انتخاب ک … more →
عابر پیاده wrote 2 weeks ago: حرفی برای گفتن ندارم ذهنم درگیره ولی سعی می کنم به چیزی فکر نکنم احساس می کنم باز داره اتفاقاتی می ا … more →
عابر پیاده wrote 2 weeks ago: نمی دونم چرا اینبار نمیشه هرکاری می کنم به نتیجه نمیرسه این فرمول همیشه جواب می داد ولی این بار یک ج … more →
عابر پیاده wrote 3 weeks ago: از دستت ناراحتم خیلی هم ناراحتم این راه و رسمش نیست اینجور ینمیشه دوست داشتن دو طرفه است باید وقت گذ … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: ساقیا امشب نوایت با نوایم ساز نیست ، یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست مست که نیستم این تنها چ … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد / آنکه تنها شده بسیار ، مرا میفهمد چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: اینروزا خیلی فکرم مشغوله نمی دونم چی باعث شده اینقدر دل سرد بشی لبخند هات زیباست ولی تلخه نمی دونم ر … more →
محمد wrote 1 month ago: * دلم برای اولین انسانی که تصمیم گرفت خارج غار زندگی کند میسوزد. چقدر احمق بنظر همه میآمد! * دلم ب … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: سه روز رفتم شمال و باز هم یک حال و هوایی عوض کردم توی این مهر ماه لعنتی که هر لحظه اش منتظر یک حاثه … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: بهم ریختم بد جوری هم بهم ریختم بعضی وقتها آدم از بعضی افراد خیلی توقع داره حالا به هر دلیل … و … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: نازنین تو عجب حوصله داری اینجا کودکان را به جرم عروسک بازی دار می زنند و کودکیشان را به یغما می برند … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: سرسنگین شدی نگو نه نمیدونم چی ده ولی باز داره بینمون فاصله می افته میدونی من از این فاصله افتادنهای … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: دلم گرفته خیلی خیلی بیشتر از اونی که فکرش را میکردم دلم تنگه خیلی خیلی بیشتر از همیشه خسته ام خیلی خ … more →
عابر پیاده wrote 1 month ago: نوشته ات رو توی وبلاگ خاطراتت خوندم . پبیش خودم فکر کردم اگر برای من نوشته بودیش حتما خبر می دادی مث … more →
محمد wrote 1 month ago: نه دیگر نشد. قرار نیست شما دوستان متین و مهربان از من تشکر کنید بابت آنچه مینویسم. من نه کاری میکن … more →