نوشته دخترشون میگه : ..سخته …خیلی هم سخته خوشحال میشم و دستم رو می اندازم دور گردنش و می بوسمش و میگویم : آفرین بابایی خوب حالا شدی مث یه دسته گل محمدی سگرمه هاشو تو هم میکشه و در… more →
مامان و بابا و دخترشونGhadeer Nabizadé wrote 9 months ago: آیا این مردم فکر میکنند که اگر بگویند ایمان آورده ایم، ما دیگر کاری به کارشان نداریم و آنان را مورد … more →
behrokh wrote 1 year ago: نوشته دخترشون میگه : ..سخته …خیلی هم سخته خوشحال میشم و دستم رو می اندازم دور گردنش و … more →