رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: اندوه

وبلاگ‌های ویژه

گنجشکها جدی جدی می میرند!3 comments

مهرنوش محتشمي wrote 6 months ago: عمويم يك شركت ساختماني داشت ،باخصوصيات پدرسالاري ، بااخلاقي خان زاده . قطعه زميني در گورستان گرفته ب … more →

برچسب‌ها: گناه, پرنده, انرژي, گورستان, راز, داستانهاي باور نكردني, مشاهدات, خاطرات, پرواز روح

و ساعت دیر شده بود7 comments

bamdadi wrote 7 months ago: ساعت دیرش شده است. کش آمده، کند شده، غمگین شده، ایستاده. آن‌قدر زیاد که حتی این آکوردهای شاد گیتار ه … more →

برچسب‌ها: حس‌های یک دقیقه‌ای, زمان, ساعت, لحظه, توقف, دیر, دیر شدن, کند شدن, غمگین

گریه9 comments

امین هاشمی wrote 9 months ago: به اشک هایی که داره رو فرمان ماشین ریخته میشه نگاه می کنم و حرفی نمی زنم یعنی حرفی برای گفتن جز یک م … more →

برچسب‌ها: شخصی, احساس, اشک, گریه, بغض, مرد, خسته

وقتی می خوام با خودم باشم 8 comments

مهرنوش محتشمي wrote 10 months ago: کم پیش میاد ولی باید وقتی پیش میاد تحملش کنی به خاطر من دست خودم نیست یک دفعه پیش میاد . باید برم . … more →

برچسب‌ها: ذهن خاكستري, زندگي, جامعه, عكس, تفكر, اضطراب, مهرنوش محتشمي, روانشناسي, احساس

اول قرار نبود عاشقان را بکشند...12 comments

مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: خیلی از ما ها، شاید به جرات بگویم که همه ما به نیت زندگی کردن ازدواج می کنیم نه با قصد طلاق ! در واق … more →

برچسب‌ها: عمومي, ذهن خاكستري, زندگي, جامعه, عكس, تفكر, اضطراب, مهرنوش محتشمي, شوهر

خیلی جوان بود ! خیلی !12 comments

مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: وقتی به سراغت میاد که منتظرش نیستی ! وقتی که داری برای یک مهمانی مهم آماده می شوی تا در عروسی آشنایی … more →

برچسب‌ها: عمومي, ذهن خاكستري, زندگي, جامعه, عكس, تفكر, اضطراب, مشكلات, مهرنوش محتشمي

معجزه تبسم را ...3 comments

مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: عجب روایت تلخی است تنیدن تار غرور بر دروازه محبت و چه فاصله کوتاهی است تا انتهای مرز بودن سوگوار لحظ … more →

برچسب‌ها: عمومي, زندگي, جامعه, عكس, تفكر, اضطراب, شعر, مهرنوش محتشمي, روانشناسي

پنجره را تصوير كرد ...3 comments

مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: پنجره را تصوير كرد اما شيشه ها به قدر كافي قوي نبودند تا تضاد ميان دنياي بيرون و درونش را تاب آورند … more →

برچسب‌ها: عمومي, ذهن خاكستري, عكس, تفكر, اضطراب, مشكلات, شعر, مهرنوش محتشمي, نقاشي

در زندگي ترسهايي است كه مثل خوره روح آدم را مي خورد 10 comments

مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago:   در زندگي ترسهايي است كه مثل خوره روح آدم را مي خورد . خيلي حرفها هست كه دلم مي خواهد بزنم . خيلي چ … more →

برچسب‌ها: عمومي, ذهن خاكستري, زندگي, تغيير, نقد, رسانه, عكس, تفكر, اضطراب

مراسم عروسي باعث تجديد كينه ها مي شود!؟13 comments

مهرنوش محتشمي wrote 2 years ago: وقتي كسي مي ميرد همه مي آيند ولي وقت شادي ،‌خيلي از كينه هاي كهنه و دلگيري هايي كه مي شود با اندكي ا … more →

برچسب‌ها: ذهن خاكستري, زندگي, جامعه, عكس, تفكر, اضطراب, مهرنوش محتشمي, گناه, احساس

دومين روز دلتنگي!11 comments

مهرنوش محتشمي wrote 2 years ago: اصلا باورم نميشه كه اينجوري باشم ! يعني فكر مي كردم كه خيلي سخت تر از اين حرفا باشم ! شايد فكر مي كر … more →

برچسب‌ها: ذهن خاكستري, زندگي, عكس, اضطراب, مهرنوش محتشمي, همسر, احساس, اشك, بغض

اولين شب تنهايي 9 comments

مهرنوش محتشمي wrote 2 years ago: در بودنش نمي داني كه چقدر به او وابسته اي ولي وقتي كه نيست جاي خالي اش بر تو چنان هجوم مي آورد كه بغ … more →

برچسب‌ها: عكس, اضطراب, مهرنوش محتشمي, غم, همسر, احساس, اشك, بغض

تو گم شده بودي 4 comments

مهرنوش محتشمي wrote 2 years ago: بي حاصل بود همه آن جستجوها براي يافتن نشاني از جاده وداعت همه آن پرس و جو ها براي پيدا كردن ردي از ا … more →

برچسب‌ها: ذهن خاكستري, عكس, تفكر, شعر, توهم, سفر, مهرنوش محتشمي, گناه, غم

گاهي چقدر زود دير مي شود ....10 comments

مهرنوش محتشمي wrote 2 years ago: تصميم گرفتم كه به دانشگاه قبلي ام بروم و راجع به چند مسئله با اساتيد سابقم مشورت كنم . وارد دانشگاه … more →

برچسب‌ها: ذهن خاكستري, جامعه, تفكر, اضطراب, نفرت, مهرنوش محتشمي, گناه, گريه, مرگ

آیا می‌دانی؟1 comment

خودم wrote 2 years ago: آیا می‌دانی دلم هوایِ شنا کردن در حوضِ آسمان و دویدن در کودکیِ آرزوهایم را دارد؟   آیا می‌دانی … more →

برچسب‌ها: شعر, شخصی, ماهی, درخت, پرنده

غرور

خودم wrote 2 years ago: همچون ساقه‌ای بی‌ریشه بر زمینه‌یِ         خشک و تاریکِ افسوس … more →

برچسب‌ها: شعر, شخصی, فارسی, شب, غرور, حسرت, بامداد,

آيا به خانه باز خواهم گشت ؟12 comments

مهرنوش محتشمي wrote 2 years ago: اين يك داستان نيست ! اين يك گزارش واقعي است از خانواده اي در همسايگي ما ! فقط 15 روز بود كه به اين م … more →

برچسب‌ها: ذهن خاكستري, زندگي, جامعه, عكس, تفكر, اضطراب, مشكلات, توهم, مهرنوش محتشمي

قاصدك15 comments

مهرنوش محتشمي wrote 2 years ago: بچه كه بودم هر وقت يه قاصدك را روي هوا پيدا مي كردم ميدويدم و مي گرفتمش و در گوشش آرزويم را مي گفتم … more →

برچسب‌ها: عمومي, ذهن خاكستري, زندگي, صلح, عكس, تفكر, اضطراب, توهم, مهرنوش محتشمي

اختلال هويتي بانوان ايران زمين !!20 comments

مهرنوش محتشمي wrote 2 years ago: من «دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود. من «مرحومه م … more →

برچسب‌ها: ذهن خاكستري, جامعه, تغيير, نقد, عكس, تفكر, اضطراب, توهم, نفرت


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با خوراک دنبال کنید