Alireza wrote 3 months ago: یک عکس دارم ازش . آخرین باری که دیده شد . آخرین جا . البته باز هم با من بود . تا سه شنبه ۲۶ آذر . یع … more →
Alireza wrote 4 months ago: عکس ها یا نوشته های چهار-پنج سال پیش خودم را که نگاه می کنم ، وحشت می کنم ! این دیگر کیست ؟ منم ؟ ای … more →
عارف wrote 4 months ago: 1- در روز اول 25 صفحه زیست مطالعه شود. 2- در روز بعد 25 صفحه جدید + مرور صفحات قبلی تا 100 صفحه … more →
Alireza wrote 4 months ago: راستش نمی دانم چگونه باید صحبتم را آغاز کنم . قرار بود از سفر بنویسم که به شکل عجیبی اصلا و ابدا حس … more →
Alireza wrote 4 months ago: حالا همه ی اون لحظه ها خلاصه شده به چهار-پنج تا عکس که هر وقت می بینم یک بغض همراه با خشم گلومو فشار … more →
Alireza wrote 4 months ago: سه شب قبل - خانم ببین می تونی یه برنامه ای جور کنی جمعه بریم کوهی ، دشتی ، جایی . دو-سه ماهی میشه پی … more →
Alireza wrote 4 months ago: لازم می دانم قبل از نوشتن درباره ی سفر هایم ، اندکی از نفس مسافرت کردن بنویسم . سفر ، شالوده ی زندگی … more →
Alireza wrote 5 months ago: یعنی جدا می خواهید بگویید از شبهای زیبای تابستان لذت نمی برید ؟ از ماشین هایی که تا صبح صداشون قطع ن … more →
Alireza wrote 6 months ago: چه ناله ها که رسید از دلم به خرمن ماه … چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد حافظ … more →
Alireza wrote 6 months ago: خوب من هم آدم هستم و یکسری نیازهای طبیعی و غیر طبیعی دارم ! این هم یکی از آنهاست . هر گونه هدیه با … more →
Alireza wrote 6 months ago: یه کسی با سرچ the expendables رسیده به اینجا . تا حالا یادم نمیاد در عمرم این کلمه رو شنیده باشم . م … more →
Alireza wrote 7 months ago: البته بر همگان واضح و مبرهن است که امروزه می توانید به تعداد ۳ تا یا بیشتر ، از این بشقابات فلزی که … more →
Alireza wrote 7 months ago: اتاقم سنگین شده و نا گرفته . اصلا یه جوری شده . اونقدر زیاد توش موندم که انگار منم بخشی از اونم . کم … more →
Alireza wrote 7 months ago: اینکه اصلا چرا خواستم به یک کنسرت بروم یک مساله است ، چرا محسن یگانه را انتخاب کردم مساله ی دیگر . ا … more →
Alireza wrote 8 months ago: شاید آن شب کنارم بودی . آن شب که جاده تمام نمی شد ، آن شب که نمی خواست تمام شود . آن شب که هر بار از … more →
Alireza wrote 8 months ago: هر سال قبل از عید حال و هوام عوض میشه . خیلی ناخواسته یک جور انرژی مضاعف میاد سراغم که هر لحظه اشتیا … more →
دهقانی wrote 1 year ago: گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند در سختی ها باید زیبا ترین ها را بیافرینند … more →
دهقانی wrote 1 year ago: روی هر پله که باشی خدا یک پله بالا تر از تو ایستاده نه به این خاطر که خداست به این خاطر که دستت و بگ … more →
دهقانی wrote 1 year ago: وقتی تو پیش خود می گویی “دیداری خوشایندو یا سفری لذت بخش در پیش خواهی داشت”در واقع نیرو … more →