صبح جمعه برای کاری دو ساعته به باید به انزلی می رفتم، طبق عادت همیشگی رفتم ایستگاه ماشین های سواری انزلی تا راهی مقصد شوم. مردی حدود پنجاه ساله راننده بود. اولین بار بود که در ماشینش می نشستم {معمولا … more →
لابدانکاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote 1 week ago: صبح جمعه برای کاری دو ساعته به باید به انزلی می رفتم، طبق عادت همیشگی رفتم ایستگاه ماشین های سواری ا … more →
کاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote 4 months ago: شخصیت اول : آبدارچی اداره پشت سیستم یکی از همکاران می نشینید و از آنجایی که فقط جستجو با گوگل را ب … more →
ناخدا wrote 1 year ago: Sevan Lake, 20 Km north of yerevan the capital of armenia.a sunny day in May.altough there was some … more →