امروز به شدت سرت شلوغه . اين هيچ ربطي هم به نبودن رئيس نداره . بلكه شما تبديل شدي به مخ كلاس اصول حسابداري و بقيه هم تبديل شدن به خنگ ترين موجوداتي كه از تشخيص كوچكترين و ساده ترين ثبتها، محرومن. خوب … more →
نانوشته ها ، نا گفته هاامیر wrote 1 year ago: امروز به شدت سرت شلوغه . اين هيچ ربطي هم به نبودن رئيس نداره . بلكه شما تبديل شدي به مخ كلاس اصول حس … more →
امیر wrote 1 year ago: برف سفيد است من را ميپوشاند سفيد پوشيده ام … عسل تلخ است تو شيريني من بي بهره از چشيدن … … more →
امیر wrote 1 year ago: واقعاً خيلي قشنگ گفتي كه “هر كسي يك اشكال دارد . منم اتفاقاً خيالم راحت شد چون يكي از بزرگترين … more →
امیر wrote 1 year ago: كشش و ميل فراوون به كوتاه نوشتن بالاخره غالب شد. حالا تعداد پستها زياد ميشه و منم زود به زود خودم رو … more →
امیر wrote 1 year ago: سلام به هيچكس . هيچكسي كه هر روز از اين كوچه رد ميشه و اين نوشته ها رو ميخونه . امروز روز عجيبي بود … more →
امیر wrote 1 year ago: گاهی دوست دارم از روزهایم بنویسم . بعضی اوقات احساس میکنم نوشته هایم ، شاید ، زیاد واقعی به نظر نیای … more →
امیر wrote 1 year ago: روزگاري در توهم اينكه عشقي وجود ندارد سر مي كردم . اينكه من عاشق نبودم ، نيستم و نمي توانم باشم روزگ … more →
امیر wrote 1 year ago: دو باور اصلی در مورد مسئله ای اساسی بنام عشق وجود دارد . باور اول که عمومیت کمتری دارد بیشتر دیدگاهی … more →
امیر wrote 1 year ago: ديگر به من لبخند نمي زند . حتي نگاهم نميكند ، چيزي كه گاهي آنچنان دلم را ميلرزاند كه گوئي تازه در هم … more →
امیر wrote 1 year ago: امشب شب تولد من است . شب 10ام تير ماه . اين شب در اين چند سال اخير هيچ شباهتي به شبهاي تولد تو و ديگ … more →
امیر wrote 1 year ago: در روزگار غريبي سر مي كنيم . ميخواهم توصيفش كنم اما در توصيف چيزي كه برايت غريب مينمايد چه ميتواني ب … more →