معاويه زمانى كه در مكه بود، نزد ابن عامر رفت و به او گفت: خواهشى از تو دارم كه اميدوارم قبول كنى - خواهشت چيست؟ امارتى را كه در سرزمين عرفه به تو تعلق دارد به من ببخشى - بخشيدم، «با خوشحالى بسيار» صله… بیشتر →
تكه طنز - TFunnybahmanhk wrote 2 weeks ago: حکایتی از زبان مسیح نقل می کنند که بسیار شنیدنی است . می گویند او این حکایت را بسیار دوست داشت و در … more →
دست نوشته wrote 1 month ago: مادر مسعود روز و مادر احسان نصر هر دو مامانند٬ اما این کجا و آن کجا خانم نصراللهی شما که … more →
مهرنوش محتشمي wrote 10 months ago: وقتی ببخشی ، همه را مخصوصا خودت را ، آن زمان است که احساس می کنی آرام شده ای . دیگر به خودت نمی پیچی … more →
ardiba wrote 11 months ago: معاويه زمانى كه در مكه بود، نزد ابن عامر رفت و به او گفت: خواهشى از تو دارم كه اميدوارم قبول كنى - خ … more →
مهدی wrote 1 year ago: نمیدانم چرا وقتی از حرف از فلسفه و تفکر میشود نقش اساسی حضرت در این میان گفته نمیشود. گنجینه بسیا … more →
madadkar wrote 1 year ago: کودکان یا چیزی را که به دردشان نمیخورد میبخشند، یا آنچه را که یقین دارند پس خواهند گرفت، میدهند. … more →
madadkar wrote 1 year ago: “میگفت چيزي نشده و اصرار هم ميكرد و خب، من چارهاي نداشتم جز اينكه قبول كنم همين حرفش را ك … more →
aaryoo wrote 1 year ago: لَحظه های آخر بسیار سخت می گذشتند . تنفس براش سخت شده بود . تب ش خیلی بالا رفته بود ؛ بدنش خیس عرق ش … more →
تسنیم wrote 2 years ago: حرف حق را بیان کن، با خشم فریاد نزن و اگر طلب اندک کردند، ببخش. … more →