دل آرام wrote 10 hours ago: شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود … more →
دل آرام wrote 1 week ago: زندگی ام چند ریسمانی شده یکی برای دل خودم یکی برای دل آن ها یکی برای عقل خودم یکی برای … نمی د … more →
دل آرام wrote 1 week ago: می دانی چند وقت است به انتظار نشسته ام تا سری هم به خواب من بزنی؟؟ … more →
دل آرام wrote 1 week ago: آنجا چیزی هست که مرا به یاد تو آورد؟ می خواهم بدانم به اندازه ی من درد می کشی… … more →
دل آرام wrote 2 weeks ago: جلوی آیینه زل می زنم تو چشم هام چند روزی بود فراموش کرده بودم… فراموشی، بد دردی است… به … more →
دل آرام wrote 2 weeks ago: دراز کشیده ام و از درد به خود می پیچم دلم که درد می گیرد، همه وجودم درد می کشد … more →
دل آرام wrote 2 weeks ago: خواب رو دوست دارم و همه لحظاتی را که در این دنیا نیستم … more →
دل آرام wrote 3 weeks ago: همه، خیلی زود، دردهایت را فراموش می کنند و به زندگی عادی خود باز می گردند… و تو، تنها، در س … more →
دل آرام wrote 3 weeks ago: زمانی اینجا حرف های من بود برای تو اما این روزها اینجا پر است از حرف های من برای دیگران حرف های دیگر … more →
دل آرام wrote 3 weeks ago: لیست کانتکت ها رو از بالا مرور می کنم حتی یه نفز نیست که بشه به راحتی بهش گفت حالم خوب نیست بیا پیشم … more →
دل آرام wrote 3 weeks ago: نه می توانم با تو صحبت کنم و نه حتی نامه ای بنویسم دستم از دنیا کوتاه است… … more →