نمیدانم چطور شد که تو و من، ما که نشدیم هیچ، با هم غریبه هم شدیم. این غرور بی مذهب که تو گرفتارش هستی از غروری که من هم داشتم لعنتی تر هست. ببین چطور خودم را می شکنم تا تو احساس راحتی کنی. وانمود میکن… more →
نوشته های خصوصی منغریبی از کوی آشنایی wrote 1 year ago: نمیدانم چطور شد که تو و من، ما که نشدیم هیچ، با هم غریبه هم شدیم. این غرور بی مذهب که تو گرفتارش هست … more →
غریبی از کوی آشنایی wrote 1 year ago: فردا با بهانه ی تازه ای می آیم به دیدارت. این اولین بار است در طول این 7 سال در یک هفته دو بار میبین … more →