دخترک لابلای ماشینها به این طرف و آن طرف می رود ولی او را به وضوح نمیبینم , بخار روی شیشه را پوشانده است , دستی روی آن می کشم , ولی تصاویر آن سوی شیشه تار می شود . به ناچار شیشه ماشین را پایین … more →
behrokh wrote 1 year ago: دخترک لابلای ماشینها به این طرف و آن طرف می رود ولی او را به وضوح نمیبینم , بخار روی شیشه را پوشا … more →
برچسبها: behrokh, مامان و بابا و دخترشون, آدامس, بهرخ, داستان کوتاه
این برچسب را با خوراک دنبال کنید