“بهار بود و اردی بهشت و شالی زار های شمال! سال دوم دبیرستان بودم. رژیم صدام بی وقفه شهرهای ایران رو بمباران می کرد و مدرسه از عید تعطیل شده بود. ما هم مثل صدها هزاران نفری که تهران رو ترک کرده … more →
خانه ام ابری استنیایش wrote 7 months ago: “بهار بود و اردی بهشت و شالی زار های شمال! سال دوم دبیرستان بودم. رژیم صدام بی وقفه شهرهای ایر … more →
نیایش wrote 1 year ago: مدادهای رنگی ام را از جعبه استوانه ای شکلشان در می آورم و به آن لحظه خوشی فکر می کنم که آنها را دانه … more →
نیایش wrote 1 year ago: خیلی وقت می شود که وب لاگ ننوشته ام. این را از ای میل های عزیزی که این روزها دریافت می کنم حس می کنم … more →
نیایش wrote 1 year ago: نوجوان بودم که با شعرهایش آشنا شدم… یک حرف بس است را خیلی دوست داشتم. امروز ناباورانه خواندم ک … more →