bamdadi wrote 5 months ago: مثل روزی که دیروز شود یا آهی که از ته دل برآید. این گونه بود حضور تو. بودی، بعد کمرنگ شدی، بعد دیگ … more →
Mani wrote 1 year ago: هر وقت که دلم می گیرد یک جای ثابت می نشینم و به خودم فکر می کنم که کی هستم و کجا هستم . بعد … more →
mehrzadpars wrote 1 year ago: بودنها همیشه با بودن معنی نمیشود، و نبودنها هم با نبودن. کاشکی در نبودنهامان باشیم، که بهترین بو … more →
bamdadi wrote 1 year ago: «بودن»، همیشه «بودن» لبخند زدن لبخند زدن حضوری ام … more →
khastgah wrote 1 year ago: یک سلام و دیگر هیچ … شاید قسمت من از امروز همین یک سلام باشد … more →
khastgah wrote 1 year ago: ای ناخدا بوسه بر بادبان ها بزن بوسه بر بازوان موج هایی بزن که برای در … more →
khastgah wrote 2 years ago: نیازی نیست که عاشقانه بسرایی تا صدایت را بشنوم ! از میان تزویرها ، از میان سیاهه ها هم نوا بر میخ … more →
khastgah wrote 2 years ago: قلبم سنگین است اگر اینچنین سخت نبود اگر آغوشت را به یاد داشتم آنگاه من نیز تو را در میان میگرفتم . … more →