به احترام عموسیبیلوی صفحههای یازده مُردناش هم خیلی سوت و کور بود. عینِ خودش. یک چیزی بگویم؛ رضا کیانیان تقریباً هیچ یک از خاطرات کودکی مرا نساخته، ولی با این حال از منوچهر احترامی بیشتر میشناسماش.… بیشتر →
عكسسازینوشت 3 months ago: آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد ف … بیشتر →
نوشت 10 months ago: خیلی جدی به من گفت که موقع رانندگی نباید با موبایلم بازی کنم. سرم را برگرداندم و قامت یک متریاش را … بیشتر →
نوشت 11 months ago: به احترام عموسیبیلوی صفحههای یازده مُردناش هم خیلی سوت و کور بود. عینِ خودش. یک چیزی بگویم؛ رضا کی … بیشتر →
نوشت 1 year ago: بچهمعروفها در کلاس انشاءِ چلچراغ آن موقعها که انشاء درس مهمی بود، عادت داشتیم که اولین جلسهی درس … بیشتر →
نوشت 5 years ago: چهارمین روز بهار؛ ساعت دو بعد از ظهر… من، احمدرضا، و مجتبی… «دختر بندری» بعدش هم رستوران … بیشتر →