رفتی … و یک روز می آیی،می دانم که میایی،می دانم دفتری بر می داری و از این فاصله ها می نویسی،می دانم غصه می خوری،اما هیچ می دانی با این فاصله عزیز تر می شوی.روزی که هیچ کس انتظار آمدنت را ندارد م… بیشتر →
سکـــــــوتVahid wrote 1 week ago: رفتی … و یک روز می آیی،می دانم که میایی،می دانم دفتری بر می داری و از این فاصله ها می نویسی،می … more →
Vahid wrote 1 month ago: بیا نگاه کن مرا ، ببین که زجه می زنم برای تو، برای ما ، به کوه تیشه می زنم 8 آبان 1388 … more →
rezab wrote 1 year ago: فاصله های بین دستانم با تو به قدری زیاد شده که احساس با هم بودنمان در آن روزی که مثل روز برفی بود ول … more →