ساعت چهار صبحه… کارگران محترم شهرداری (یا هر خراب شده ی دیگه ای) حدود یک ربع پیش دست از کار آسفالت کردن کوچه ما کشیدند… کارشون در حدی سر و صدا داشت که مخمل هم نتونست بخوابه، چه برسه به من… بیشتر →
مشاهدات پراکندهAlireza wrote 3 months ago: راستش نمی دانم چگونه باید صحبتم را آغاز کنم . قرار بود از سفر بنویسم که به شکل عجیبی اصلا و ابدا حس … more →
تارنما wrote 10 months ago: 1. قم، فلکه شهدا(صفائیه): هنوز پلیس احساس سنگینی ترافیک به اش دست نداده است. اتومبیل ها دنبال میان ب … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: مادرم همیشه می گفت اگر هر چیزی را که بر میداری سر جایش بگذاری هیچ وقت این بلا سرت نمی آد!!! این جمله … more →
Ali Shams wrote 1 year ago: ساعت چهار صبحه… کارگران محترم شهرداری (یا هر خراب شده ی دیگه ای) حدود یک ربع پیش دست از کار آس … more →